﻿1
00:00:16,320 --> 00:00:17,850
عرض ادب عالیجناب

2
00:00:18,350 --> 00:00:19,750
خواهش می‌کنم بلند شو بانو لیو

3
00:00:24,640 --> 00:00:26,350
امیدوار بودم بقیه‌ عمرت رو در آرامش بگذرونی

4
00:00:26,350 --> 00:00:29,880
اما در نهایت، بازم تو رو به این بازی مرگبار کشوندم

5
00:00:30,600 --> 00:00:32,729
ما در خدمتتون هستیم عالیجناب

6
00:00:33,350 --> 00:00:36,210
الان توی جیان‌کانگ چند نفر رو می‌تونیم احضار کنیم؟

7
00:00:36,280 --> 00:00:38,070
بیست و هفت نفر

8
00:00:38,880 --> 00:00:40,080
چندتاشون زیر ۶۰ سالن؟

9
00:00:40,240 --> 00:00:41,030
یازده نفر

10
00:00:41,840 --> 00:00:44,520
اما اونایی که هنوز می‌تونن بجنگن ۲۷ نفرن

11
00:00:46,000 --> 00:00:49,200
 پیر شدیم اما هنوزم میتونیم شمشیر دست بگیریم

12
00:00:54,320 --> 00:00:58,670
به جز ما اینا تمام کسایی هستن که می‌تونیم توی جیان‌کانگ بسیج کنیم

13
00:00:59,430 --> 00:01:02,030
همچنین می‌تونیم از تونل‌ها و آبراها هم استفاده کنیم

14
00:01:03,030 --> 00:01:07,270
فردا حتما به عالیجناب کمک می‌کنیم تا شاهزاده جینگ‌آن و خانواد‌تون رو نجات بدین

15
00:01:11,038 --> 00:02:36,874
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت بیست و پنجم =

16
00:02:37,100 --> 00:02:40,920
[کلید قلب ققنوس]

17
00:02:41,310 --> 00:02:43,900
[قسمت بیست و پنجم]

18
00:03:22,410 --> 00:03:24,150
وویی زیاد بهش فکر نکن

19
00:03:25,400 --> 00:03:29,710
تو هر چی تونستی برای لی مائو کردی اما این اونه که اصرار داره هممون رو نابود کنه

20
00:03:29,710 --> 00:03:32,240
پس دیگه لازم نیست تو سکوت زجر بکشیم

21
00:03:32,240 --> 00:03:35,590
فردا وقتی پدر و مادر رو نجات دادیم و از جیان‌کانگ

22
00:03:35,590 --> 00:03:39,300
به مرز شمالی رسیدیم اون دیگه نمیتونه کاری به تو داشته باشه

23
00:03:42,000 --> 00:03:44,329
بازم من تو رو به خطر انداختم

24
00:03:45,400 --> 00:03:47,800
می‌ترسم این‌بار چیزها خوب پیش نره

25
00:03:50,310 --> 00:03:54,810
اگه فردا اتفاقی افتاد یائویائو باید زنده بمونی

26
00:03:56,870 --> 00:04:00,850
یادت باشه هر اتفاقی افتاد باید زنده بمونی

27
00:04:04,080 --> 00:04:04,810
نگران نباش

28
00:04:05,710 --> 00:04:09,190
حتی با حساب همه‌ ما کلا کمی بیشتر از ۳۰ نفریم

29
00:04:09,280 --> 00:04:12,540
اما همشون به نظر کاملا وفادار و لایق میان ببین

30
00:04:12,840 --> 00:04:14,750
با اینکه تو بیشتر از بیست سال دست آزاد گذاشتیشون

31
00:04:14,750 --> 00:04:17,800
اونا باز هم تونستن همچین شبکه‌ گسترده‌ای رو اینجا بسازن

32
00:04:18,630 --> 00:04:21,950
با کمک اونا در مورد فردا حتی اگه نتونیم تو یه جنگ رودررو پیروز بشیم

33
00:04:21,950 --> 00:04:25,650
باید بتونیم اون‌قدر آشوب به پا کنیم که همه رو نجات بدیم

34
00:04:28,120 --> 00:04:28,800
یائویائو

35
00:04:32,430 --> 00:04:33,070
متأسفم

36
00:04:35,600 --> 00:04:37,000
برای چی عذرخواهی میکنی؟

37
00:04:39,270 --> 00:04:41,750
این‌بار حتی خواهر یوان‌جی هم به خاطر ما تنبیه شد

38
00:04:41,750 --> 00:04:43,600
اما اون رتبه‌ اول امتحان بهاره بود

39
00:04:43,600 --> 00:04:46,360
همون الگویی که لی مائو ازش استفاده میکنه تا محقق های سراسر کشور رو جذب کنه

40
00:04:46,360 --> 00:04:50,560
حتی اگه لی مائو از اینکه اون اعتراض کرد ناراحت باشه فکر نمی‌کنم واقعا بهش آسیبی بزنه

41
00:05:08,630 --> 00:05:09,290
 بگیر بخواب

42
00:05:12,580 --> 00:05:14,290
...تو...من

43
00:05:20,190 --> 00:05:21,720
چطور ممکنه بتونم بخوابم؟

44
00:05:21,950 --> 00:05:23,950
فردا نبرد مرگ و زندگیه

45
00:05:23,950 --> 00:05:26,270
این آخرین شب آرامیه که داریم

46
00:05:26,270 --> 00:05:27,130
دیگه  بگیر بخواب

47
00:05:41,390 --> 00:05:44,372
مادر چرا تو رو زدن؟

48
00:05:45,630 --> 00:05:47,240
کار اشتباهی کردی؟

49
00:05:47,800 --> 00:05:52,600
وقتی بزرگ شی می‌فهمی که آدم فقط برای کار اشتباه تنبیه نمیشه

50
00:05:53,000 --> 00:05:56,700
گاهی اوقات حتی برای انجام کار درست هم تنبیه میشی

51
00:05:58,560 --> 00:05:59,950
این خیلی بی‌انصافیه

52
00:06:00,630 --> 00:06:03,310
پس ترجیح میدم اصلا بزرگ نشم

53
00:06:10,560 --> 00:06:13,950
مادر، وضعیت طاعون بیرون چطوره؟

54
00:06:14,070 --> 00:06:17,310
مادر رویشنگ و پدر حالشون خوبه؟

55
00:06:17,480 --> 00:06:20,600
تمام درس‌هایی که مادر برام گذاشته بود رو خوندم

56
00:06:21,310 --> 00:06:23,270
اما اون هنوز نیومده دنبالم

57
00:06:23,270 --> 00:06:24,820
دلم براش تنگ شده

58
00:06:27,160 --> 00:06:28,620
بیرون طاعون شده؟

59
00:06:28,630 --> 00:06:36,120
خواهر ا چان بهم گفت که پدربزرگ و مادربزرگ هر دو مریض شدن و ما باید برای اینکه در امان باشیم توی قصر قایم بشیم

60
00:06:36,310 --> 00:06:38,230
حالا حالشون بهتر شده؟

61
00:06:39,159 --> 00:06:41,090
طاعون به این زودیا تموم نمیشه

62
00:06:42,630 --> 00:06:44,800
ارباب جوان شیائو لطفا با خیال راحت تو قصر استراحت کن

63
00:06:44,800 --> 00:06:47,870
فردا پدرت میاد تو قصر تا پیشت باشه

64
00:06:47,870 --> 00:06:49,430
پس مادرم چی چی؟

65
00:06:49,430 --> 00:06:51,510
مادرت طبیبه

66
00:06:51,830 --> 00:06:53,190
بیرون آدم‌های مریض زیادی هستن

67
00:06:53,190 --> 00:06:54,950
اون باید درمانشون کنه مگه نه؟

68
00:06:56,270 --> 00:06:59,000
ارباب جوان شیائو خوب مراقب مادرت باش

69
00:06:59,000 --> 00:07:01,360
مطمئنم به زودی دوباره دور هم جمع میشین

70
00:07:01,360 --> 00:07:04,890
اینا هم شیرینی شکری‌ایه که عالیجناب مخصوص تو درست کردن

71
00:07:10,830 --> 00:07:12,480
پس این‌طوری داشتی گولش میزدی

72
00:07:12,480 --> 00:07:17,510
عالیجناب گفتن مسائل بزرگ‌ترها چیزی نیست که یه بچه بخواد بدونه

73
00:07:18,000 --> 00:07:22,240
تو همین الان گفتی که وارث فردا میاد تو قصر

74
00:07:22,240 --> 00:07:23,370
این یعنی چی؟

75
00:07:23,480 --> 00:07:25,630
شنیدیم که وارث همین حالا وارد شهر شده

76
00:07:25,630 --> 00:07:28,120
عالیجناب میترسن که شاید اون بیرون به طاعون مبتلا شده باشه

77
00:07:28,120 --> 00:07:32,330
واسه همین قصد دارن فردا اون و بقیه رو به قصر دعوت کنن تا با شاهزاده جینگ‌آن و بانوی بزرگ دیدار کنن

78
00:07:34,210 --> 00:07:36,620
یعنی شیائو یائو هم مریضه؟

79
00:07:38,040 --> 00:07:39,360
اونم داره میمیره؟

80
00:07:39,630 --> 00:07:42,870
بانو هه اصلا راحت نبوده که به جایگاه امروزت برسی

81
00:07:42,870 --> 00:07:44,920
عالیجناب بهت فرصتی دادن تا خودت رو ثابت کنی

82
00:07:44,920 --> 00:07:49,000
به خاطر آدم‌هایی که هیچ ربطی بهت ندارن حسن نیت ایشون رو دور نریز

83
00:07:51,870 --> 00:07:53,310
با دقت ازشون مراقبت کنین

84
00:07:53,310 --> 00:07:57,000
نذارین بانو هه و ارباب جوان شیائو با کسی از بیرون ارتباط بگیرن که مریض بشن

85
00:07:57,000 --> 00:07:57,680
چشم

86
00:08:16,230 --> 00:08:17,960
محل اعدام آماده‌ست؟

87
00:08:19,190 --> 00:08:19,830
خوبه

88
00:08:22,600 --> 00:08:28,730
فردا به کل دنیا نشون میدم شیائو وویی واقعا چه جور رعیت وفاداریه

89
00:09:25,550 --> 00:09:29,960
سه، دو، یک

90
00:09:37,600 --> 00:09:38,330
برین نجاتشون بدین

91
00:10:18,910 --> 00:10:20,360
این صدای طبل اعدامه

92
00:10:20,360 --> 00:10:21,960
لی مائو گول‌مون زد

93
00:10:22,670 --> 00:10:23,270
شیائو وویی

94
00:10:24,720 --> 00:10:26,000
وقت نداریم سریع برو نجاتشون بده

95
00:10:26,000 --> 00:10:26,930
اینجا رو بسپر به ما

96
00:10:27,390 --> 00:10:28,850
چینگ لونگ از جیایو محافظت کن

97
00:10:28,910 --> 00:10:29,360
چشم

98
00:10:31,200 --> 00:10:31,860
مراقب باش

99
00:10:34,670 --> 00:10:35,840
بانو لیو بیا بریم

100
00:10:42,670 --> 00:10:43,400
برین کنار

101
00:10:46,550 --> 00:10:51,480
اگه عالیجناب توبه کنن شاید هنوزم فرصتی برای زنده موندن داشته باشن

102
00:10:57,030 --> 00:11:02,720
بکشین

103
00:11:26,390 --> 00:11:27,850
شما همتون مردم دا یه هستین

104
00:11:29,240 --> 00:11:31,370
دلم نمی‌خواد خونتون ریخته بشه

105
00:13:07,390 --> 00:13:14,230
شیائو وویی به این میگی خدمت به کشور با تمام وجود؟

106
00:13:16,030 --> 00:13:20,360
شاهزاده جینگ‌آن شیائو جو برای مقامات وفادار تله گذاشت و یه پرونده‌ قضایی ساختگی درست کرد

107
00:13:20,360 --> 00:13:23,320
سرنوشت کشور رو به خطر انداخت و باعث سقوط پایتخت شد

108
00:13:23,320 --> 00:13:26,530
نیتش خلاف قانونه و جنایاتش مستحق اعدامه

109
00:13:26,600 --> 00:13:32,550
اما تو امروز وسط روز روشن نگهبانان امپراتوری رو قتل‌عام کردی و به محل اعدام حمله کردی

110
00:13:32,590 --> 00:13:34,550
پس قانون کشور چی میشه؟

111
00:13:34,550 --> 00:13:37,010
پس عدالت برای این سرزمین چی میشه؟

112
00:13:37,120 --> 00:13:39,390
حقایق آسمانی روشنه و قانون کشور نمیتونه اینو تحمل کنه

113
00:13:39,390 --> 00:13:45,870
اگه امروز کل خانواده‌ جینگ‌آن به سزای اعمالشون نرسن من چطور می‌تونم جواب ملت رو بدم؟

114
00:13:46,150 --> 00:13:47,720
و چطور می‌تونم نظم کشور رو حفظ کنم؟

115
00:13:47,720 --> 00:13:48,270
لی مائو

116
00:13:50,120 --> 00:13:52,840
من هر چی میخواستی بهت دادم

117
00:13:55,200 --> 00:13:56,400
به جز یه مورد

118
00:13:56,720 --> 00:13:58,270
دقیقا چی میخوای؟

119
00:14:01,480 --> 00:14:03,360
یه دلیل عادلانه

120
00:14:16,220 --> 00:14:17,980
برای آخرین بار بهت فرصت میدم

121
00:14:19,180 --> 00:14:20,110
خانواد‌م رو آزاد کن

122
00:14:20,840 --> 00:14:22,600
من نایب‌السلطنه‌ این سرزمینم

123
00:14:23,270 --> 00:14:24,720
میخوای شورش کنی؟

124
00:14:27,390 --> 00:14:29,540
فرمان امپراتور

125
00:14:33,140 --> 00:14:36,140
من به تمام زیر آسمان حکومت میکنم و فضیلت حکومتی عادلانه رو میرسم

126
00:14:36,140 --> 00:14:38,720
حقیقت پرونده‌ ناحق آن و لو آشکار شده

127
00:14:38,720 --> 00:14:42,270
شاهزاده جینگ‌آن شیائو جو نیت بدی داشت و برای رعیت‌های وفادار تله گذاشت

128
00:14:42,270 --> 00:14:44,720
امروز خانواده‌ شیائو به سزای اعمالشون رسیدن

129
00:14:44,720 --> 00:14:47,480
 بدین وسیله دستور میدم شیائو وویی فورا تسلیم و اعتراف کنه

130
00:14:47,480 --> 00:14:52,470
منو ناامید نکن و نذار مردم این سرزمین بیشتر از این از جنگ رنج بکشن

131
00:14:54,790 --> 00:14:59,200
سوارکاران سیاه بی‌فو همین حالا مجرم شیائو وویی رو دستگیر کنین

132
00:15:05,240 --> 00:15:08,490
واقعا فکر کردی سربازای بی‌فو من از تو دستور میگیرن؟

133
00:15:10,390 --> 00:15:11,520
پس بیا امتحان کنیم

134
00:15:11,920 --> 00:15:13,050
مجرم رو بگیرین

135
00:15:15,200 --> 00:15:16,660
این لحظه خیلی خنده‌دار نیست؟

136
00:15:17,440 --> 00:15:20,390
یه زمانی با تمام وجودت تلاش کردی تا اصلاحات بی‌فو رو پیش ببری

137
00:15:20,390 --> 00:15:24,440
حتی تا جایی پیش رفتی که ارتش خصوصی‌ای رو که به تو و خاندانت وفادار بود به ارتش ملی تبدیل کنی

138
00:15:24,790 --> 00:15:26,320
چه شجاعانه‌

139
00:15:26,510 --> 00:15:27,630
چه دوراندیشی

140
00:15:28,000 --> 00:15:31,910
اما بعید می‌دونم حتی تصور کرده باشی که همین ارتشی که با اون‌همه دلسوزی ساختی

141
00:15:31,910 --> 00:15:36,750
یه روز علیه خودت بلند بشه و جونت رو بگیره

142
00:15:37,080 --> 00:15:38,200
...ا مائو تو

143
00:15:41,790 --> 00:15:42,600
اعدام کنین

144
00:15:52,520 --> 00:15:53,160
برادر

145
00:16:39,670 --> 00:16:40,870
خانوادم رو آزاد کن

146
00:17:11,240 --> 00:17:12,030
ولم کن

147
00:17:12,310 --> 00:17:13,400
تو... ولم کن

148
00:17:15,619 --> 00:17:16,220
شیائو وویی

149
00:17:18,640 --> 00:17:20,109
...یائویائو رو بهم پس بده

150
00:17:20,230 --> 00:17:20,990
شیائو وویی

151
00:17:21,920 --> 00:17:22,550
ولم کن

152
00:17:22,960 --> 00:17:24,240
لی مائو دیوونه‌ای

153
00:17:24,240 --> 00:17:25,569
بهشون بگو منو ول کنن

154
00:17:26,510 --> 00:17:27,349
شیائو وویی

155
00:17:38,070 --> 00:17:38,680
لی مائو

156
00:17:39,680 --> 00:17:40,880
لی مائو عقلت رو از دست دادی

157
00:17:40,920 --> 00:17:41,760
ولم کن

158
00:17:41,920 --> 00:17:45,450
شیائو وویی با این تیر حسابمون با هم برابر شد

159
00:17:46,310 --> 00:17:47,230
لی مائو تو دیوونه‌ای

160
00:17:47,230 --> 00:17:47,860
بکشین

161
00:17:48,640 --> 00:17:49,310
پدرمو نکش

162
00:17:49,310 --> 00:17:49,840
اعدام کنین

163
00:17:52,880 --> 00:17:53,510
نه

164
00:18:24,640 --> 00:18:25,350
پدر

165
00:18:26,550 --> 00:18:27,270
مادر

166
00:18:32,070 --> 00:18:32,720
لی مائو

167
00:18:35,120 --> 00:18:36,710
میذارم تقاص این کار رو پس بدی

168
00:18:39,640 --> 00:18:40,550
شیائو وویی

169
00:18:48,720 --> 00:18:49,350
یائویائو

170
00:19:35,680 --> 00:19:38,790
خائن رو بگیرین و شورشی‌ها رو بکشین

171
00:19:43,200 --> 00:19:44,790
چینگ لونگ، یان یوئه، از وارث محافظت کنین

172
00:19:44,790 --> 00:19:47,680
بکشین

173
00:19:49,000 --> 00:19:50,930
شیه جیایو رو برگردونین به قصر

174
00:19:57,200 --> 00:19:58,060
وارث

175
00:19:58,400 --> 00:19:59,070
شیائو وویی

176
00:20:18,880 --> 00:20:20,750
عالیجناب دیگه در امانیم

177
00:20:21,270 --> 00:20:22,330
کجا باید بریم؟

178
00:20:22,880 --> 00:20:24,940
برگردیم به مرز شمالی

179
00:20:25,270 --> 00:20:26,730
مه سمیه مراقب باش

180
00:20:30,160 --> 00:20:30,790
یان یوئه

181
00:21:55,920 --> 00:21:57,380
چند روزه چیزی نخوردی

182
00:21:57,750 --> 00:22:00,380
هر چی میخوای بگی بعد از اینکه غذا خوردی بگو

183
00:22:07,240 --> 00:22:09,960
یائویائو تو یه بار به من گفتی که

184
00:22:10,680 --> 00:22:14,830
حتی اگه شیائو وویی قبل از تو بمیره تا وقتی که هرگز بهت خیانت نکرده باشه

185
00:22:14,830 --> 00:22:18,990
یا تو رو ناامید نکرده باشه باز هم به خاطر اون به زندگیت ادامه میدی

186
00:22:20,030 --> 00:22:20,760
بیا، بخور

187
00:22:24,790 --> 00:22:26,850
میخوای تا ابد منو اینجا نگه داری؟

188
00:22:27,400 --> 00:22:29,350
 باید بدونی من چه کارهایی از دستم برمیاد

189
00:22:29,350 --> 00:22:32,270
هیچ قفلی تو این دنیا نمیتونه من رو نگه داره

190
00:22:40,550 --> 00:22:42,680
قفل‌ها نمیتونن نگهت دارن اما زهر می‌تونه

191
00:22:43,550 --> 00:22:44,880
پودر سست‌کننده عضلات

192
00:22:44,880 --> 00:22:48,210
حداقل این‌طوری مطمئن میشم که هیچ‌جا نمی‌تونی بری تا بتونیم در آرامش با هم ازدواج کنیم

193
00:22:48,880 --> 00:22:50,480
بهتره همین الان منو بکشی

194
00:22:52,950 --> 00:22:55,880
وگرنه تا وقتی زندم انتقام شیائو وویی رو می‌گیرم

195
00:22:55,880 --> 00:22:58,280
تو همین الانم یه بار با سنجاق سر به من ضربه زدی

196
00:22:59,770 --> 00:23:00,970
شیائو وویی نمرده

197
00:23:02,550 --> 00:23:03,680
اون از شهر فرار کرد

198
00:23:06,160 --> 00:23:09,530
وقتی فرار کرد شدیدا زخمی شده بود

199
00:23:09,830 --> 00:23:12,160
 بیرون شهر کمین گذاشته بودم

200
00:23:12,160 --> 00:23:16,400
اما درست لحظه‌ای که اومد بیرون یکی نجاتش داد

201
00:23:17,480 --> 00:23:20,160
بهم بگو کی نجاتش داد؟

202
00:23:21,000 --> 00:23:23,330
یعنی هنوز یه سری نیروهای خصوصی و مخفی داره؟

203
00:23:24,720 --> 00:23:26,580
به نظر میرسه تو هم خبر نداری

204
00:23:26,750 --> 00:23:30,490
شیه جیایو انگار اون هیچ‌وقت واقعا به تو اعتماد نکرده

205
00:23:33,350 --> 00:23:34,750
خبر بد عالیجناب

206
00:23:35,920 --> 00:23:36,520
گستاخ

207
00:23:37,110 --> 00:23:39,030
چطور جرات کردی بدون اجازه و خبر دادن یهو بپری وسط؟

208
00:23:39,030 --> 00:23:40,240
منو ببخشید عالیجناب

209
00:23:40,240 --> 00:23:42,100
یه موضوع فوری دارم که باید گزارش بدم

210
00:23:42,160 --> 00:23:42,750
بگو

211
00:23:44,270 --> 00:23:45,930
شیائو... شیائو زی چی غیب شده

212
00:23:46,750 --> 00:23:49,590
با سوزن‌های طبی بانو ا چان رو بیهوش کرد و فرار کرد

213
00:23:50,340 --> 00:23:51,940
الان هیچ ردی ازش نیست

214
00:23:52,200 --> 00:23:53,210
همین الان کل قصر رو بگردین و پیداش کنین

215
00:23:53,210 --> 00:23:53,650
چشم

216
00:24:09,590 --> 00:24:11,800
بعدا وقتی استاد بزرگ شیه رو دیدی گریه نکن

217
00:24:12,510 --> 00:24:13,740
مرگ همه‌چی رو پاک میکنه

218
00:24:13,740 --> 00:24:16,000
دیگه ازش کینه به دل نگیر

219
00:24:18,550 --> 00:24:19,240
اعدام کنین

220
00:24:20,680 --> 00:24:21,510
برادر

221
00:24:22,590 --> 00:24:23,790
شیائو زی چی غیب شده

222
00:24:26,590 --> 00:24:28,520
همین حالا کل قصر رو بگردین و پیداش کنین

223
00:24:34,070 --> 00:24:38,410
سال اولم تو قصر منم زیاد اینجا تک و تنها می‌ایستادم و غرق در فکر می‌شدم

224
00:24:39,070 --> 00:24:46,090
از خودم می‌پرسیدم تو و وویی بیرون از قصر چیکار میکنین

225
00:24:47,240 --> 00:24:52,570
اولش تصور می‌کردم تو احتمالا باز داری کوره کیمیاگری رو تو خونه می‌ترکونی

226
00:24:54,030 --> 00:24:58,830
و وویی هم شاید تو مرز شمالی باشه جایی که شمشیرها به هم می‌خورن و جنگ و جدال می‌گیره

227
00:24:58,830 --> 00:25:03,720
اما هر چی بیشتر بهش فکر می‌کردم تصویرت تو ذهنم کمرنگ‌تر می‌شد

228
00:25:06,270 --> 00:25:11,900
تا اینکه یه روز رسیدم به جایی که دیگه اصلا نمی‌تونستم تصور کنم چه شکلی هستی

229
00:25:14,030 --> 00:25:17,410
سال‌ها بعد دوباره برگشتم اینجا تا فکر کنم

230
00:25:18,640 --> 00:25:28,370
با خودم می‌گفتم اگه اون موقع تو قصر مونده بودی ما با هم چیکار میکردیم

231
00:25:30,480 --> 00:25:37,050
خیلی خیلی فکر کردم اما هیچ حالتی به ذهنم نرسید که

232
00:25:38,000 --> 00:25:40,330
هم تو خوشحال باشی و هم من خوشحال باشم

233
00:25:40,680 --> 00:25:42,210
اما همین الان بود که فهمیدم

234
00:25:46,270 --> 00:25:52,000
فقط اینکه تو آروم کنارم بایستی کافیه

235
00:25:58,240 --> 00:25:59,970
حالا دیگه آرزوم برآورده شد

236
00:26:00,920 --> 00:26:04,910
دیگه هیچ حسرت و افسوسی بین ما نمونده

237
00:26:08,480 --> 00:26:10,340
به نظر میرسه خیلی نگران زی چی هستی

238
00:26:10,640 --> 00:26:13,340
تو شاهزاده چی که شیائو وویی رو به خاک سیاه نشوندی

239
00:26:13,350 --> 00:26:15,930
چرا این‌قدر نگران یه بچه بی‌مقدار هستی؟

240
00:26:16,880 --> 00:26:18,740
چیزی رو از من مخفی میکنی؟

241
00:26:19,750 --> 00:26:20,680
پیداش کردیم

242
00:26:23,440 --> 00:26:26,350
عالیجناب، خواجه فنگ ارباب جوان شیائو رو پیدا کرده

243
00:26:26,350 --> 00:26:27,410
دست‌هات

244
00:26:30,620 --> 00:26:31,720
نمیترسی منم فرار کنم؟

245
00:26:31,720 --> 00:26:34,620
اگه بخوای فرار کنی حتما اول شیائو زی چی رو پیدا می‌کنی

246
00:26:35,000 --> 00:26:35,530
 بریم

247
00:26:39,440 --> 00:26:40,300
ارباب کوچولو

248
00:26:40,790 --> 00:26:42,390
ارباب کوچولو، لطفا بس کن

249
00:26:42,680 --> 00:26:43,480
بیا بریم

250
00:26:43,480 --> 00:26:43,920
بازی نکن

251
00:26:43,920 --> 00:26:44,960
ولم کن

252
00:26:45,030 --> 00:26:46,250
 میخوام مادرمو پیدا کنم

253
00:26:46,400 --> 00:26:47,110
همتون دروغگویین

254
00:26:47,110 --> 00:26:47,550
خیلی خب، باشه

255
00:26:47,550 --> 00:26:49,410
اصلا هیچ طاعونی بیرون نیست

256
00:26:49,590 --> 00:26:51,400
خاله، کمک

257
00:26:51,640 --> 00:26:53,070
اینا همشون آدم‌های بدین

258
00:26:53,480 --> 00:26:55,200
اونا مادرمو زدن

259
00:26:55,200 --> 00:26:57,240
- مادر غیب شده
- ارباب جوان شیائو

260
00:26:57,240 --> 00:26:58,830
همشون آدم‌های بدین

261
00:26:59,030 --> 00:27:01,000
آدم‌های بد تو یه هیولای بزرگی

262
00:27:01,060 --> 00:27:02,430
تو پدربزرگ و مادربزرگم رو کشتی

263
00:27:02,430 --> 00:27:04,680
- باشه دیگه
- حتی میخوای پدرم رو هم بکشی

264
00:27:04,680 --> 00:27:07,440
فنگ آن اینو برگردون به قصر شرقی

265
00:27:07,440 --> 00:27:10,510
اگه باز هم فرار کرد خودت باید جواب پس بدی

266
00:27:10,510 --> 00:27:11,640
چشم عالیجناب

267
00:27:11,970 --> 00:27:12,830
بیا بریم زود باش

268
00:27:12,830 --> 00:27:14,400
بیا بریم زود باش

269
00:27:17,720 --> 00:27:18,240
عجله کن

270
00:27:26,480 --> 00:27:28,400
همون‌جا بمون

271
00:27:29,590 --> 00:27:32,940
ا دا دفعه‌ بعد اگه خواستی بهم بگی یه جا بمونم فقط از این علامت دست استفاده کن

272
00:27:35,910 --> 00:27:36,390
درسته

273
00:27:56,920 --> 00:27:58,120
شیائو وویی نمرده

274
00:27:58,680 --> 00:28:00,228
اون از شهر فرار کرد

275
00:28:04,666 --> 00:28:10,330
ا مائو اون نامه‌ای که فرصت نکردی بهم بدی مال ووییه درسته؟

276
00:28:13,030 --> 00:28:13,790
بد‌ش به من

277
00:28:14,720 --> 00:28:15,650
از کجا فهمیدی؟

278
00:28:16,480 --> 00:28:18,140
از طرز برخوردت با زی چی

279
00:28:18,880 --> 00:28:23,920
چطور ممکنه کسی که آدم‌های بی‌گناه رو تو محل اعدام قتل‌عام کرده این‌قدر نگران یه بچه باشه؟

280
00:28:24,200 --> 00:28:26,790
مگه اینکه همش نقش بازی کردن باشه

281
00:28:28,960 --> 00:28:35,680
واسه همین نشستم و به تمام اتفاقات این چند روز اخیر فکر کردم به اضافه‌ اون علامت دستی که ا دا همین الان به من داد

282
00:28:37,350 --> 00:28:38,880
و این گیاهای دارویی

283
00:28:39,440 --> 00:28:40,900
تا اینجا ۹۰ درصد مطمئن بودم

284
00:28:42,270 --> 00:28:44,880
این گیاهای گران‌بها همشون برای درمان لخته‌ خون استفاده می‌شن

285
00:28:44,880 --> 00:28:50,720
اگه واقعا قصد داشتی وویی رو بکشی چرا باید میدادی کسی اینجا براش دارو درست کنه؟

286
00:28:53,680 --> 00:28:55,080
پس اون ۱۰ درصد دیگه چی؟

287
00:28:57,030 --> 00:28:57,890
داشتم بلوف میزدم

288
00:29:00,200 --> 00:29:02,060
تو از کجا این گیاها رو می‌شناسی؟

289
00:29:03,640 --> 00:29:04,790
من بهش یاد دادم

290
00:29:07,640 --> 00:29:10,350
شاهزاده چی برای درمان وارث دنبال طبیبه ‎‌

291
00:29:17,030 --> 00:29:18,290
تو هم از اول می‌دونستی؟

292
00:29:18,750 --> 00:29:19,830
پس شیائو وویی الان چطوره

293
00:29:19,830 --> 00:29:23,360
تا وقتی که اون تیر دقیقا همون‌جایی که باید می‌خورد خورده باشه جونش در خطر نیست

294
00:29:27,160 --> 00:29:29,510
در مورد لخته‌ خون هم، طبیب معجزه‌گر قرص‌هایی آماده کرده

295
00:29:29,510 --> 00:29:31,750
اینا حداقل می‌تونن وضعیت وارث رو تا دو ماه ثابت نگه دارن

296
00:29:38,400 --> 00:29:40,060
آدم‌های  ا دا همشون قابل اعتماد هستن

297
00:29:43,400 --> 00:29:44,130
بد‌ش به من

298
00:30:03,200 --> 00:30:06,690
همسر عزیزم جیایو امیدوارم این نامه تو رو در سلامتی پیدا کنه

299
00:30:07,160 --> 00:30:10,750
به یی جی گفتم اگه مطمئن شد که من توسط جاسوس‌های چین شمالی دستگیر شدم

300
00:30:10,750 --> 00:30:15,400
کل حقیقت رو به تو بگه تا تو رو از ترس و غم طولانی‌مدت نجات بده

301
00:30:16,790 --> 00:30:20,740
اما احتمالا تا الان کلی گریه کردی فکر کردن به این موضوع

302
00:30:21,270 --> 00:30:22,640
قلبم رو به درد میاره

303
00:30:24,270 --> 00:30:30,550
یائویائو من، شیائو وویی تو کل زندگیم هیچ‌وقت کسی رو ناامید نکردم جز تو

304
00:30:32,310 --> 00:30:35,270
شاید این آخرین نامه‌ من تو این زندگی باشه

305
00:30:35,270 --> 00:30:39,330
با این حال دلم میخواد از همون جایی شروع کنم که همه‌چی شروع شد ولیعهد ون‌شی

306
00:30:42,270 --> 00:30:46,400
قبل از اینکه ۱۳ ساله‌ بشم فکر می‌کردم سرنوشتم همون‌طور بشه که سرنوشت پدرم شد

307
00:30:46,400 --> 00:30:53,300
و همین‌طور تمام عموهام اینکه بشم فرمانده‌ نگهبانان امپراتوری و از قصر و تخت پادشاهی محافظت کنم

308
00:30:54,270 --> 00:30:56,400
اما بعد چین شمالی به چی‌جو حمله کرد

309
00:30:56,760 --> 00:30:59,420
اون اولین باری بود که یه میدان جنگ واقعی رو می‌دیدم

310
00:31:00,000 --> 00:31:03,060
و همچنین اولین باری بود که از هویت واقعیم باخبر شدم

311
00:31:03,240 --> 00:31:07,690
صد و چهل و هفت تا از فرستادگان سایه جونشون رو فدا کردن تا من رو نجات بدن

312
00:31:13,390 --> 00:31:16,220
[شیائو شنگ]

313
00:31:14,780 --> 00:31:16,780
از این به بعد، اسم تو شیائو شنگه

314
00:31:18,070 --> 00:31:19,870
از امروز به بعد اون ارباب شماهاست

315
00:31:20,880 --> 00:31:22,240
عرض ادب وارث

316
00:31:21,260 --> 00:31:24,700
[چینگ لونگ و یان یوئه جوان]

317
00:31:22,720 --> 00:31:23,580
این چینگ لونگه

318
00:31:23,880 --> 00:31:24,790
اینم یان یوئه

319
00:31:25,030 --> 00:31:27,360
از این به بعد، اونا کنار تو می‌مونن

320
00:31:29,440 --> 00:31:33,790
نشان قلب ققنوس رو تو دستم داشتم و این امید رو که هر وقت نشان قلب ققنوس ظاهر بشه آرامش به دنیا برمی‌گرده

321
00:31:33,790 --> 00:31:35,790
اما ته دلم احساس می‌کردم کاملا گم شدم

322
00:31:36,270 --> 00:31:38,550
اگه اون پرونده‌ بدنام خیانت آن و لو که کل دنیا رو تکون داد

323
00:31:38,550 --> 00:31:42,130
واقعا یه اشتباه قضایی بود و پدر و مادرم دلیل اصلی

324
00:31:42,270 --> 00:31:45,680
سقوط پایتخت و بیست سال جنگ بودن یعنی من واقعا می‌تونستم فقط با یه نشان

325
00:31:45,680 --> 00:31:48,350
به کل دنیا فرمان بدم و به این سرزمین آرامش بدم؟

326
00:31:49,750 --> 00:31:51,720
 نیروهای نخبه‌ دا یه فقط برای جنگیدن به خاطر قدرتمندان و اشرافی هستن

327
00:31:51,720 --> 00:31:52,920
تازه بعد از اینکه با یی جی آشنا شدم

328
00:31:52,920 --> 00:31:54,030
نه برای مردم عادی؟

329
00:31:54,030 --> 00:31:55,030
که تونستم مسیرم رو پیدا کنم

330
00:31:55,030 --> 00:31:59,070
اینکه امپراتور ون‌شی و ملکه از مقامات عامی حمایت کردن تا جلوی خاندان‌های اشرافی رو بگیرن اشتباه نبود

331
00:31:59,070 --> 00:32:02,550
اونا فقط زمان اشتباهی رو انتخاب کردن و نتونستن تعادل درست رو حفظ کنن

332
00:32:02,550 --> 00:32:05,000
همین موضوع به چین شمالی فرصت داد تا دست به اقدام بزنه

333
00:32:05,000 --> 00:32:08,628
پس به نظرت زمان درست کی بود و اون تعادل چطور باید حفظ میشد؟

334
00:32:09,084 --> 00:32:10,570
گذشته دیگه گذشته‌

335
00:32:10,750 --> 00:32:11,830
و الان، الانه

336
00:32:12,240 --> 00:32:15,790
ما الان تو دوران آشوب هستیم و دوران آشوب قوانین سختگیرانه‌ای رو می‌طلبه

337
00:32:15,790 --> 00:32:18,510
ممنونم حرف‌های تو چشم‌های منو باز کرد

338
00:32:25,830 --> 00:32:31,860
دا یه به ارتشی نیاز داره که واقعا برای مردم و کشور بجنگه در مقایسه با قصر جیان‌کانگ

339
00:32:31,920 --> 00:32:34,120
من بیشتر به مرز شمالی تعلق داشتم

340
00:32:37,030 --> 00:32:42,590
هشت سال جنگ، ارتش بی‌فو رو به دا یه داد و شیائو شنگ تبدیل شد به شیائو وویی

341
00:32:44,480 --> 00:32:45,640
یی جی راست میگفت

342
00:32:46,350 --> 00:32:50,550
اگه تو دشت جیوجانگ اون‌قدر شدید زخمی نشده بودم شاید در نهایت

343
00:32:50,550 --> 00:32:52,080
می‌تونستم جای ولیعهد ون‌شی رو بگیرم

344
00:32:54,350 --> 00:32:57,210
اما بیماری لخته‌ خون منو محکوم به یه زندگی کوتاه کرد

345
00:32:58,390 --> 00:33:01,850
خواسته‌های خودخواهانه استاد بزرگ شیه هم مسیر دیگه و بهتری رو به من نشون داد

346
00:33:03,350 --> 00:33:05,410
یی جی برای اون تخت و تاج مناسب‌تره

347
00:33:07,880 --> 00:33:12,240
اشتباهاتی که پدرم در گذشته کرد همیشه یه خطر پنهان برای روحیه ارتش بود

348
00:33:12,240 --> 00:33:14,040
 برای اون لحظه خیلی وقت پیش آماده شده بودم

349
00:33:14,590 --> 00:33:18,310
اما فکرش رو نمی‌کردم پادشاه عقاب از جون استاد بزرگ به عنوان طعمه استفاده کنه

350
00:33:18,310 --> 00:33:22,880
حالا که اون دست به بازی زد بهتره ما هم یه بار برای همیشه ریشه‌ تمام کینه‌های قدیمی رو خشک کنیم

351
00:33:22,880 --> 00:33:28,960
پس نقشش رو علیه خودش به کار بردیم و یه نمایش از اختلاف بین حاکم و زیردستش راه انداختیم و مسیر رو با گوشت و خون باز کردیم

352
00:33:28,960 --> 00:33:32,050
این گزارش محرمانه رو بگیر و با دقت بخونش

353
00:33:40,600 --> 00:33:41,750
مراقب جاسوس‌ها باش

354
00:33:55,110 --> 00:33:57,720
 برای همچی برنامه ریخته بودم و همه‌چیز رو ترتیب دادم

355
00:33:58,720 --> 00:34:01,660
برای رسیدن به هدف نهایی حاضرم هر چیزی رو فدا کنم

356
00:34:01,720 --> 00:34:03,880
اما تنها استثنا تویی

357
00:34:05,440 --> 00:34:08,699
میترسیدم اگه بهت بگم دیگه شجاعت این رو نداشته باشم که این مسیر رو تنهایی برم

358
00:34:08,760 --> 00:34:13,290
اما وقتی سرنوشت این سرزمین روی شونه‌های من بود نمی‌تونستم به جون خودم بچسبم

359
00:34:20,360 --> 00:34:22,510
شیائو وویی، تو یه دروغگویی

360
00:34:23,000 --> 00:34:23,800
عوضی

361
00:34:24,190 --> 00:34:24,840
احمق

362
00:34:24,840 --> 00:34:26,480
چرا بهم نگفتی؟

363
00:34:34,030 --> 00:34:38,400
شما دو تا عوضی کی با هم همدست شدین که اونو به کشتن بدی و بفرستینش؟

364
00:34:40,440 --> 00:34:43,239
و اون تیر واقعا ایده‌ کی بود؟

365
00:34:43,630 --> 00:34:51,230
اون شب تو زندان امپراتوری وقتی رفتی اون ضربه‌ای که زد برای این بود که فنگ آن ببینه

366
00:34:51,760 --> 00:34:55,480
دفعه‌ بعد که همدیگه رو ببینیم دیگه نیازی نیست جلوی خودمون رو بگیرم

367
00:34:58,630 --> 00:34:59,400
نه

368
00:34:59,460 --> 00:35:00,790
- شیائو وویی
- بکشین

369
00:35:06,510 --> 00:35:07,280
پس

370
00:35:09,670 --> 00:35:12,670
به ا دا گفتی همون‌جا بمونه چون به‌جز جاسوس‌های چین شمالی

371
00:35:12,670 --> 00:35:14,550
که قبلا بیرون قصر جیان‌کانگ لو رفته بودن

372
00:35:14,550 --> 00:35:17,750
کسی که واقعا حواست بهش بود خواجه فنگ بود؟

373
00:35:17,920 --> 00:35:20,460
نه فقط حواسش بهش بود داشتن ازش استفاده میکرده

374
00:35:20,880 --> 00:35:24,100
میخواستی از حرف‌های اون استفاده کنی تا پادشاه عقاب باور کنه

375
00:35:24,190 --> 00:35:26,070
حتی اگه می‌دونستی یه جای کار در مورد پرونده می‌لنگه

376
00:35:26,070 --> 00:35:29,290
بازم به شیائو وویی شک داری و اونو به گوشه‌ دیوار میرونی؟

377
00:35:31,960 --> 00:35:33,020
حداقلش اینه که ما داشتیمش

378
00:35:35,590 --> 00:35:37,820
منظور طبیب معجزه گر درباره اون دوماه چیه؟‎‌

379
00:35:37,820 --> 00:35:40,540
اون دچار لخته‌ خون شده و یه تیر هم خورده

380
00:35:40,960 --> 00:35:42,360
بعد از اون سفر طولانی و سخت به مرز شمالی

381
00:35:42,360 --> 00:35:43,960
اوضاعش خوب پیش نمیره

382
00:35:44,590 --> 00:35:48,670
اما داروی طبیب معجزه‌گر فقط میتونه اونو تا دو ماه زنده نگه داره

383
00:35:53,030 --> 00:35:56,900
تا حالا به این فکر کردی که ممکنه تا دو ماه دیگه برنگرده؟

384
00:35:56,920 --> 00:36:01,190
اگه پادشاه عقاب گول نقشت رو نخوره و نخواد طعمه رو قبول کنه چی؟

385
00:36:08,150 --> 00:36:08,800
یائویائو

386
00:36:10,230 --> 00:36:11,430
دیگه عصبانی نباش

387
00:36:13,590 --> 00:36:14,630
عصبانی نیستم

388
00:36:15,840 --> 00:36:20,520
فقط دارم فکر می‌کنم چطور این عوضی رو دفن کنم

389
00:36:28,700 --> 00:36:30,100
یه چیزی برات دارم

390
00:36:37,600 --> 00:36:41,860
این از ذوب کردن نشان قلب ققنوس ساخته شده که شیائو وویی نصفش کرده بود

391
00:36:43,480 --> 00:36:45,080
میخواست اینو به تو بدم

392
00:36:51,920 --> 00:36:54,630
این در اصل مهر امپراتوری ققنوس مادرم بود

393
00:36:54,630 --> 00:36:58,000
چطوره ذوبش کنم و برات یه سنجاق سر درست کنم؟

394
00:37:22,190 --> 00:37:27,040
هم شاهدخت و هم من آرزو می‌کنیم که تو آزاد و خوشحال زندگی کنی

395
00:37:30,150 --> 00:37:33,010
راه پیش رو طولانیه و شاید هرگز برنگردم

396
00:37:33,710 --> 00:37:35,170
این خداحافظی من از توئه

397
00:37:35,360 --> 00:37:36,440
در حقت کوتاهی کردم

398
00:37:41,400 --> 00:37:46,050
فقط آرزو می‌کنم تو این زندگی یائویائو بتونی دوباره مرد خوبی رو پیدا کنی و در آرامش و شادی زندگی کنی

399
00:37:52,890 --> 00:37:55,800
[اردوی پادشاه عقاب؛ چین شمالی]

400
00:37:59,840 --> 00:38:03,150
عالیجناب هنوز برای دریافت فرمان امپراتوری بیرون نمیای؟

401
00:38:01,390 --> 00:38:03,060
[فرستاده‌ امپراتوری چین شمالی]

402
00:38:07,400 --> 00:38:12,110
جناب، عالیجناب مریض هستن و در حال حاضر نمیتونن برای دریافت فرمان بیرون بیان

403
00:38:12,110 --> 00:38:12,970
مضحکه

404
00:38:13,440 --> 00:38:15,400
از کی تا حالا دریافت فرمان امپراتوری به راحتی و میل شخصی کسی بستگی داشته؟

405
00:38:15,400 --> 00:38:19,000
پادشاه عقاب نباید خیال کنه که چون عمو امپراتوره

406
00:38:19,030 --> 00:38:21,280
از رعایت سلسله‌مراتب و آداب رسم معاف شده

407
00:38:21,280 --> 00:38:22,320
 جسارت چنین چیزی رو نداریم

408
00:38:22,880 --> 00:38:26,290
عالیجناب همیشه نهایت احترام رو برای اعلیحضرت قائل بودن

409
00:38:27,070 --> 00:38:28,670
مگه نه همگی؟

410
00:38:28,920 --> 00:38:29,760
بله

411
00:38:30,440 --> 00:38:34,920
اعلیحضرت شنیدن که پادشاه عقاب مهمانی بلندپایه از یه جنوبی با خودش آورده

412
00:38:34,920 --> 00:38:38,660
اعلیحضرت مایلن این مهمان بلندپایه رو به بازدید از پایتخت دعوت کنن

413
00:38:38,660 --> 00:38:40,190
اینم فرمان امپراتوری

414
00:38:40,280 --> 00:38:44,110
اگه عالیجناب باز هم از بیرون اومدن برای دریافت فرمان خودداری کنن

415
00:38:44,110 --> 00:38:47,500
اون‌وقت من مجبور می‌شم فرمان رو همین‌جا جار بزنم

416
00:38:48,960 --> 00:38:49,620
صبر کنین

417
00:38:49,880 --> 00:38:50,680
...شکمم

418
00:38:51,230 --> 00:38:52,360
منو ببرین دستشویی

419
00:38:52,360 --> 00:38:55,160
از فرستاده‌ امپراتوری تا اقامتگاه مهمان‌ها بدرقه کنین

420
00:39:01,800 --> 00:39:06,980
وارث، به نظرت برادرزاده‌ عزیزم، امپراتور برای چی میخواد تو رو تو پایتخت ببینه؟

421
00:39:11,030 --> 00:39:12,760
واقعا که اصلا اهل شوخی و خنده نیستی نه؟

422
00:39:13,030 --> 00:39:14,840
من و تو یه دهه ست داریم با هم می‌جنگیم

423
00:39:14,840 --> 00:39:17,030
مگه آدم تو یه عمرش چندتا دهه فرصت داره؟

424
00:39:17,030 --> 00:39:18,590
این یعنی ما یه جورایی با هم رفیقیم مگه نه؟

425
00:39:18,590 --> 00:39:23,840
حالا که اومدی تو قلمروی من حتی اجازه نمیدی من به عنوان یه میزبان بااخلاق یه غذای درست و حسابی بهت بدم

426
00:39:23,840 --> 00:39:26,440
تو این اعتصاب گرسنگیت حتی آب هم نمی‌خوری

427
00:39:26,440 --> 00:39:29,300
این‌طوری من شبیه یه میزبان بی‌سلیقه و بی‌ادب به نظر میرسم

428
00:39:31,000 --> 00:39:31,510
خیلی خب

429
00:39:32,750 --> 00:39:36,550
اگه تو حرف نمی‌زنی من میرم با اون نگهبانت حرف بزنم

430
00:39:36,550 --> 00:39:38,810
زخم‌های اون حتی از مال تو هم بدتر به نظر می‌رسه

431
00:39:38,960 --> 00:39:41,020
شاید اخلاقش به اندازه تو تند نباشه

432
00:39:41,400 --> 00:39:43,060
وقتت رو با من تلف نکن

433
00:39:43,360 --> 00:39:46,260
برگشتن به جیان‌کانگ یه قمار بود که خودم انتخاب کردم

434
00:39:47,320 --> 00:39:54,030
و حالا که باختم برخلاف تو هر چی پیش بیاد قبول می‌کنم چه زندگی و چه مرگ

435
00:39:54,030 --> 00:39:54,960
برخلاف من؟

436
00:39:55,710 --> 00:40:03,760
تو نبرد دشت جیوجانگ ارتش عقاب سیاهت تلفات سنگینی داد و ملکه مادرت هم کمی بعد از اون فوت کرد

437
00:40:03,760 --> 00:40:05,420
بزرگ‌ترین تکیه‌گاهت رو از دست دادی

438
00:40:05,480 --> 00:40:07,000
امپراتور جدید به تخت نشسته

439
00:40:07,000 --> 00:40:09,070
تو نمیخوای تسلیم این واقعیت بشی و شدیدا به یه پیروزی بزرگ نیاز داری

440
00:40:09,070 --> 00:40:11,670
اما امپراتور جوونت نمیخواد تو پیروز بشی

441
00:40:11,920 --> 00:40:14,540
واسه همینه که میخواد منو بهش تحویل بدی چون می‌ترسه تو و من با هم متحد بشیم

442
00:40:14,540 --> 00:40:16,190
اما تا حالا به این فکر کردی؟

443
00:40:16,190 --> 00:40:24,070
اینکه اون این‌قدر سریع اومد یعنی نیروهای خودت هم کاملا قابل اعتماد و یکپارچه نیستن

444
00:40:27,920 --> 00:40:32,190
معلومه که کسی که تو رو بهتر از هر کسی می‌شناسه رفیقت نیست بلکه دشمنته

445
00:40:32,920 --> 00:40:35,250
ولی تو حتی از من هم نادون‌تر نیستی؟

446
00:40:36,710 --> 00:40:42,400
لی مائو از تو استفاده کرد تا تختش رو تثبیت کنه و بعد به محض اینکه فرصتش رسید، بهت خیانت کرد

447
00:40:42,400 --> 00:40:44,530
خانوادت رو کشت و زنت رو گرفت

448
00:40:44,800 --> 00:40:48,680
تا کی می‌خوای حاکمی مثل اونو تحمل کنی؟

449
00:40:49,760 --> 00:40:52,840
چرا با من متحد نمیشی؟

450
00:40:53,710 --> 00:40:56,240
استراتژی‌های دفاعی ارتش بی‌فو رو به من بگو

451
00:40:56,400 --> 00:41:01,010
از لوجو تا هوای شی و اون‌وقت همه‌چیز در یک لحظه تو مشت ماهاست

452
00:41:01,320 --> 00:41:03,320
قلمرو رو بین خودمون تقسیم می‌کنیم

453
00:41:06,320 --> 00:41:09,680
وفاداری من به وطنه نه به هیچ حاکم خاصی

454
00:41:12,440 --> 00:41:16,550
پس اگه قول بدم کمکت کنم تا دوباره راهت رو به جیان‌کانگ باز کنی و شیه جیایو رو پس بگیری چی؟

455
00:41:19,760 --> 00:41:25,510
اون‌وقت می‌تونی شخصا سر لی مائو رو بزنی و به عنوان پیشکشی به خانوادت تقدیم کنی نظرت چیه؟

456
00:41:26,960 --> 00:41:28,620
وقت من محدوده

457
00:41:28,960 --> 00:41:35,130
ثروت و شکوه عشق و نیاز دیگه برای من هیچ معنی‌ای ندارن

458
00:41:46,360 --> 00:41:50,660
کی فکرش رو می‌کرد ولیعهد باشکوه ون‌شی

459
00:41:51,710 --> 00:41:55,710
این‌طور بی‌عرضه از آب دربیاد که قلمرو رو به یکی دیگه واگذار کنه

460
00:41:56,840 --> 00:41:58,880
تو از کجا اینو می‌دونی؟

461
00:41:59,920 --> 00:42:04,070
اگه حتی اینو نمی‌دونستم چطور جرات می‌کردم بازی تفرقه بینداز و حکومت کن رو پیش ببرم؟

462
00:42:04,070 --> 00:42:06,190
تو لی له جون رو کنار من کاشتی

463
00:42:07,000 --> 00:42:09,850
واقعا فکر کردی من هیچ مهره‌ای تو قصر شرقی نکاشتم؟

464
00:42:09,850 --> 00:42:10,710
بذار بهت بگم

465
00:42:11,360 --> 00:42:14,670
لی مائو آدم کوته‌فکریه مردده و ذاتا خباثت داره

466
00:42:14,670 --> 00:42:21,360
دقیقا چون تو ولیعهد ون‌شی هستی اون هیچ‌وقت واقعا بهت اعتماد نمی‌کنه چه برسه به اینکه اجازه بده ارتش بی‌فو رو فرماندهی کنی

467
00:42:22,510 --> 00:42:28,580
حتی اگه کمکش کنی پایتخت رو پس بگیره آخرش وقتی دیگه به کارت نیازی نباشه دور انداخته میشی

468
00:42:37,710 --> 00:42:38,550
دقیق نگاه کن

469
00:42:39,960 --> 00:42:43,220
این زرهیه که امپراتور ون‌شی موقع اینکه تو جنگ افتاد تنش بود

470
00:42:43,960 --> 00:42:47,760
اون موقع اون شخصا لشکرکشی رو رهبری می‌کرد و جلوی نیروهای عظیم دشمن ایستاد

471
00:42:47,760 --> 00:42:51,520
اما تا آخرین نفسش هیچ‌وقت نیروی کمکی از خاندان‌های اشرافی یه جنوبی ندید

472
00:42:52,920 --> 00:42:55,590
چنین قلمرویی هنوز ارزش محافظت کردن داره؟

473
00:43:02,280 --> 00:43:07,220
 راستی یک روز بعد از اینکه جیان‌کانگ رو ترک کردی لی مائو فرمانی صادر کرد

474
00:43:07,360 --> 00:43:13,850
خانواده‌ شیائو خیانت کردن تو به مقام یه فرد عامی تنزل شدی و تمام اعضای خانواده‌ شیائو که ۱۴ سال و بالاتر بودن، گردن زده شدن

475
00:43:13,880 --> 00:43:20,190
روز سوم فرمان دیگه‌ای از قصر اومد که شیه جیایو باید به عنوان همسر دوم اون بشه

476
00:43:20,190 --> 00:43:24,570
شیه تا جایی که شد مقاومت کرد و حتی تهدید به خودکشی کرد واسه همین اونو با زنجیر تو قصر شرقی زندانی کردن

477
00:43:25,440 --> 00:43:27,760
عروسی فردا برگزار میشه

478
00:43:43,087 --> 00:46:15,805
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت بیست و پنجم =

