﻿1
00:00:18,319 --> 00:00:21,529
جنوب شهر جنگیدن و شمال دیوار مردن

2
00:00:19,379 --> 00:00:21,849
[یونگ‌جو]

3
00:00:21,559 --> 00:00:24,789
همین‌طور تو دل دشت رها شدن بدون کفن و دفن تا کلاغ‌ها نوک بزنن و بخورنشون

4
00:00:24,789 --> 00:00:28,239
از طرف من به کلاغ‌ها بگو خوب بخورین و تا جایی که میتونین دلی از عزا دربیارین

5
00:00:28,359 --> 00:00:33,199
تو دل دشت رها شدن قطعا بدون خاک شدن آخه گوشت پوسیده چطور می‌تونه از زیر منقارتون در بره؟

6
00:00:33,199 --> 00:00:40,119
شیائو وویی بعد از این‌همه سال جنگ هنوزم نتونستی یه شهرت خوب برای خودت دست و پا کنی

7
00:00:40,459 --> 00:00:43,439
[عمارت یانگ‌یی، مدیر اسلحه‌خانه]

8
00:00:46,189 --> 00:00:48,699
[لی مائو، شاهزاده چی، ملقب به یی‌جی]

9
00:00:53,189 --> 00:00:56,529
به نظر میرسه این خانواده خیلی وقته که دیگه نیستن

10
00:00:57,079 --> 00:00:57,639
ا دا

11
00:00:58,509 --> 00:00:59,509
همه رفتن

12
00:00:59,789 --> 00:01:01,049
حالا چطوری باید برم دنبال این قضیه؟

13
00:01:01,049 --> 00:01:04,109
[ا دا، محافظ شاهزاده چی]

14
00:01:05,509 --> 00:01:07,369
باید همه اینا رو به وویی بگم

15
00:01:20,324 --> 00:02:45,674
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت سوم =

16
00:02:46,939 --> 00:02:50,309
[کلید قلب ققنوس]

17
00:02:50,689 --> 00:02:53,209
[قسمت سوم]

18
00:02:59,879 --> 00:03:00,639
یی‌جی

19
00:03:06,039 --> 00:03:06,549
وویی

20
00:03:08,319 --> 00:03:08,919
وویی

21
00:03:10,229 --> 00:03:11,559
تو اینجا چیکار می‌کنی؟

22
00:03:11,639 --> 00:03:12,839
منتظرت بودم

23
00:03:14,549 --> 00:03:15,879
شیائو وویی

24
00:03:17,509 --> 00:03:19,039
از کجا می‌دونستی امروز برمیگردم پایتخت؟

25
00:03:19,039 --> 00:03:20,479
تو نامت گفتی که از راه آب برمی‌گردی

26
00:03:20,479 --> 00:03:23,039
روزها رو شمردم و دیدم باید امروز باشه واسه همین اومدم اینجا منتظرت بمونم

27
00:03:23,039 --> 00:03:25,269
شنیدم جنگ تو دشت جیوجانگ خیلی وحشیانه بود

28
00:03:25,269 --> 00:03:25,929
خوبی؟

29
00:03:25,989 --> 00:03:27,319
بذار یه نگاه بهت بندازم

30
00:03:28,789 --> 00:03:29,319
خوبم

31
00:03:30,269 --> 00:03:31,269
تمام این راه رو شب و روز تو سفر بودی

32
00:03:31,269 --> 00:03:32,469
حتما خیلی گشنته

33
00:03:32,479 --> 00:03:34,079
برات شیرینی‌های تال مورد علاقت رو آوردم

34
00:03:34,079 --> 00:03:35,139
زود باش یه کم بخور

35
00:03:36,639 --> 00:03:37,699
واقعا منو می‌شناسی

36
00:03:37,789 --> 00:03:40,329
تمام این مدت تو سفر حالم از جیره خشک‌های غذایی به هم میخورد

37
00:03:40,329 --> 00:03:43,589
اشتهام رو نگه داشته بودم برای وقتی که برسم جیان‌کانگ

38
00:03:48,829 --> 00:03:49,959
به آداب غذا خوردن دقت کن

39
00:03:50,269 --> 00:03:51,879
نگاه کن انگار روحِ گشنه شدی

40
00:03:51,879 --> 00:03:53,989
آخه  چطوری قراره همون شاهزاده چیِ باوقاری باشی که تو شایعه‌ها میگن

41
00:03:53,989 --> 00:03:55,829
این یه عادت بده از اون موقع‌ها که داشتیم فرار می‌کردیم

42
00:03:55,829 --> 00:03:59,119
اگه خیلی آروم بخوری غذات رو میقاپن و گرسنه می‌مونی

43
00:03:59,359 --> 00:04:01,359
هنوز نتونستم از شر این عادت خلاص شم

44
00:04:04,319 --> 00:04:08,309
یی‌جی ممنونم که تو قضیه یونگ‌جو کمک کردی

45
00:04:08,789 --> 00:04:11,489
وویی چیزی شده؟

46
00:04:11,759 --> 00:04:16,079
امروز اینجا منتظرت موندم چون می‌خوام فعلا از پایتخت دور بمونی

47
00:04:16,079 --> 00:04:18,479
قراره اتفاقی تو پایتخت بیفته

48
00:04:18,479 --> 00:04:19,709
بهم نگو که باز دوباره بحث شاهزاده چانگ‌شاست

49
00:04:19,709 --> 00:04:20,269
نه

50
00:04:21,348 --> 00:04:22,029
بحث خود منه

51
00:04:22,709 --> 00:04:23,639
چیکار کردی؟

52
00:04:25,079 --> 00:04:26,879
دارم همسر دوم میگیرم

53
00:04:27,079 --> 00:04:28,002
بازم؟

54
00:04:29,119 --> 00:04:30,449
مگه این اتفاق خوبی نیست؟

55
00:04:30,469 --> 00:04:31,669
منم ساقدوشت میشم

56
00:04:31,799 --> 00:04:34,079
این ازدواج رو ملکه مادر ترتیب داده

57
00:04:34,079 --> 00:04:35,909
کل شهر حتما چشمشون به این قضیه هست

58
00:04:35,909 --> 00:04:37,679
تازه شاهزاده چانگ‌شا هم خیلی وقته داره برای این نقشه میکشه

59
00:04:37,679 --> 00:04:39,679
عمرا بذاره من راحت با این دختر ازدواج کنم

60
00:04:39,679 --> 00:04:45,199
وقتش که برسه حتما تو پایتخت هرج‌ومرج می‌شه و خون‌ریزی اجتناب‌ناپذیره

61
00:04:45,469 --> 00:04:48,639
بهترین کار اینه که تا وقتی همه‌چیز آروم نشده، برنگردی

62
00:04:48,639 --> 00:04:49,639
حالا کنجکاو شدم

63
00:04:50,319 --> 00:04:54,119
آخه دختر کدوم خانواده‌ست که هم تو و هم شاهزاده چانگ‌شا برای ازدواج باهاش میجنگین؟

64
00:04:54,119 --> 00:04:56,709
دخترِ استاد بزرگ شیه، شیه جیا‌یو

65
00:05:03,029 --> 00:05:04,029
شاهزاده چی برگشته

66
00:05:04,509 --> 00:05:06,079
بیشتر از نصف سال گذشته بالاخره برگشتی

67
00:05:06,079 --> 00:05:06,799
استاد واقعا دلش برات تنگ شده بود

68
00:05:06,799 --> 00:05:07,389
بیا بریم حالا که برگشتی یه چیزی بنوشیم

69
00:05:07,387 --> 00:05:08,031
باشه

70
00:05:08,094 --> 00:05:08,534
استاد

71
00:05:08,559 --> 00:05:10,015
شما فعلا برگردین

72
00:05:10,269 --> 00:05:11,199
شما اول برگردین

73
00:05:11,319 --> 00:05:12,349
...استاد، شنیدم که

74
00:05:12,349 --> 00:05:13,209
خودم می‌دونم

75
00:05:14,709 --> 00:05:20,639
یادمه یه بار بهم گفتی موقع نا ارومی‌های چی‌جو موقع برگشتن به پایتخت به خطر افتادی

76
00:05:20,639 --> 00:05:25,439
و این وارث بود که نجاتت داد تو و شاهدخت پینگ‌نینگ رو صحیح و سالم رسوند به پایتخت

77
00:05:25,439 --> 00:05:27,679
از اون موقع همدیگه رو می‌شناسین؟

78
00:05:27,909 --> 00:05:28,349
بله

79
00:05:28,949 --> 00:05:30,879
تازگی‌ها با هم در ارتباط بودین؟

80
00:05:31,709 --> 00:05:33,199
یه جور رفاقت در حد نجیب‌زاده‌هاست

81
00:05:33,199 --> 00:05:37,959
پس از نظر تو وارث جوان واقعا یه نجیب‌زاده‌ست؟

82
00:05:38,509 --> 00:05:45,169
وقتی جوون تر بود یه بار بهم گفت برای محافظت از قلمرو میخواد تبدیل به بزرگ‌ترین ژنرال دنیا بشه

83
00:05:45,509 --> 00:05:50,909
اما بعد از برگشتن به پایتخت مقام‌های درباری رو کشت و کل دربار رو ترسوند

84
00:05:50,909 --> 00:05:54,059
هنوزم فکر می‌کنی اون همون جوون سابقه که می‌شناختی؟

85
00:05:54,639 --> 00:05:56,199
چطور میشه گفت که لباسی نداری؟

86
00:05:56,199 --> 00:05:57,439
من رِدای بلندم رو با تو قسمت می‌کنم

87
00:05:57,439 --> 00:06:00,199
این اسمشه و در عین حال آرزوش

88
00:06:01,389 --> 00:06:02,119
بله

89
00:06:02,639 --> 00:06:06,649
شاید وقتی شیائو شنگ اسم وویی رو برای خودش انتخاب کرد واقعا منظورش همین کلمات بود

90
00:06:06,799 --> 00:06:12,679
ولی قدرت... قدرت آدم‌ها رو عوض می‌کنه

91
00:06:13,149 --> 00:06:16,239
شاید اون دیگه اون کسی نباشه که تو می‌شناختی

92
00:06:20,349 --> 00:06:21,509
خودم میرم می‌بینمش

93
00:06:21,509 --> 00:06:23,949
بهش میگم که من یائو یائو رو دوست دارم و ازش میخوام بیخیال این ازدواج بشه

94
00:06:23,949 --> 00:06:25,029
خود ملکه مادر این ازدواج رو ترتیب داده

95
00:06:25,029 --> 00:06:26,119
چطور ممکنه پس گرفته بشه؟

96
00:06:26,119 --> 00:06:27,439
پس میرم از ملکه مادر خواهش می‌کنم

97
00:06:27,439 --> 00:06:29,999
قصر جیان‌کانگ جایی نیست که همین‌جوری بدون اجازه واردش بشی

98
00:06:29,999 --> 00:06:30,589
می‌دونم

99
00:06:31,199 --> 00:06:35,199
استاد قبل از اینکه این بار برگردم یه هدیه نامزدی برای یائو یائو آماده کردم

100
00:06:35,199 --> 00:06:36,929
لطفا کمک کن و اینو بهش برسون

101
00:06:40,509 --> 00:06:42,109
تصمیمم رو گرفتم

102
00:06:42,119 --> 00:06:46,699
هر چقدرم سخت باشه حتی اگه مجبور شم برم تو قصر جیان‌کانگ باز هم حاضرم امتحان کنم

103
00:06:47,559 --> 00:06:50,569
به خاطر یائو یائو هر کاری می‌کنم

104
00:06:54,469 --> 00:06:56,589
[عمارت استاد بزرگ]

105
00:06:57,909 --> 00:06:59,389
ا مائو اینو برات آورده

106
00:07:03,199 --> 00:07:04,729
این سنگ معدنی سیاه و رنگین‌کمانیه

107
00:07:06,029 --> 00:07:13,399
یائو یائو تو آخرین نامش گفته بود که تو یونگ‌جو یه جور سنگ معدنیِ سیاه و کمیاب هست که میشه باهاش سخت‌ترین آهن‌های سیاه رو ساخت

108
00:07:13,638 --> 00:07:16,079
حالا که اونجام به جای اون دنبالش می‌گردم

109
00:07:16,079 --> 00:07:19,679
وقتی برم خواستگاریش این یه هدیه خوش‌یمن میشه

110
00:07:20,079 --> 00:07:23,799
 فقط یه بار بهش اشاره کردم ولی ا مائو هر چه تو توانش بود کرد تا پیداش کنه و بیاره برای من

111
00:07:23,949 --> 00:07:26,849
یائو یائو، ا مائو رفته تو قصر

112
00:07:27,559 --> 00:07:31,268
میخواد از ملکه مادر بخواد که فرمان امپراتوری برای ازدواج رو لغو کنه

113
00:07:31,924 --> 00:07:32,909
می‌دونستم

114
00:07:33,149 --> 00:07:34,479
ا مائو هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شه

115
00:07:40,439 --> 00:07:43,299
میخوای فرمان امپراتوری برای ازدواج رو لغو کنم؟

116
00:07:44,119 --> 00:07:45,709
از پیشگاه اعلیحضرت خواهشمندم که بهمون لطف کنین و اجازه بدین

117
00:07:45,709 --> 00:07:47,209
جوون‌ها طبیعتا جذب زیبایی میشن

118
00:07:47,209 --> 00:07:48,269
اینو می‌فهمم

119
00:07:48,469 --> 00:07:51,469
ولی فرمان همین حالا صادر شده

120
00:07:51,469 --> 00:07:53,069
التماس می‌کنم اعلیحضرت ترحم کنین

121
00:07:53,199 --> 00:07:56,639
تو این دنیا من هیچ‌چیزی جز بانو شیه نمی‌خوام

122
00:07:56,909 --> 00:07:58,309
هیچ‌چیز دیگه‌ای نمیخوای؟

123
00:07:59,589 --> 00:08:06,149
یه بار قول دادن که اگه بتونم یه طبیب معجزه‎‌
گر برای اعلیحضرت پیدا کنم یه منطقه دیگه رو به من می‌بخشن

124
00:08:06,759 --> 00:08:08,999
بعد از تحمل سختی‌های بی‌شمار، بالاخره موفق شدم

125
00:08:09,219 --> 00:08:13,949
اما حالا من حاضرم از زمین مقام و ثروتم بگذرم

126
00:08:13,949 --> 00:08:17,349
فقط از اعلیحضرت میخوام که به احساسات صادقانه‌ من لطف کنین

127
00:08:21,879 --> 00:08:30,509
حاضری از زمینت مقامت و ثروتت بگذری؟

128
00:08:31,999 --> 00:08:40,919
به نظر می‌رسه اون‌قدر نقش یه زن متین و بافضیلت رو خوب بازی کردم که بعضی احمق‌ها واقعا باور کردن

129
00:08:40,919 --> 00:08:45,549
پسرم روی تخت نشسته ولی حتی اونم برای زنده موندن دست‌وپا میزنه و مثل یه عروسک خیمه‌شب‌بازی زندگی می‌کنه

130
00:08:45,829 --> 00:08:47,279
اون‌وقت تو کی هستی؟

131
00:08:48,469 --> 00:08:50,519
این صادق بودنت مگه چه ارزشی داره؟

132
00:08:50,679 --> 00:08:52,749
چطور جرات کردی بیای اینجا و با من معامله کنی؟

133
00:08:52,749 --> 00:08:57,022
هر چی که الان داری بخششی از طرف امپراتور و منه

134
00:08:58,199 --> 00:09:01,759
اگه تصمیم بگیرم ندم پس هیچی نداری

135
00:09:02,829 --> 00:09:03,469
هه تیان

136
00:09:04,559 --> 00:09:05,439
اینجام

137
00:09:05,439 --> 00:09:08,349
شاهزاده چی بدون اجازه وارد حرم‌سرا شده و با گستاخی با ملکه مادر حرف زده

138
00:09:08,349 --> 00:09:09,679
با ضربات تازیانه تنبیهش کنین

139
00:09:27,199 --> 00:09:27,709
ا دا

140
00:09:30,489 --> 00:09:32,149
چیزی نیست چی شده؟

141
00:09:34,349 --> 00:09:34,919
له جون؟

142
00:09:36,709 --> 00:09:37,439
بیهوش شده؟

143
00:09:40,159 --> 00:09:40,799
له جون

144
00:09:44,919 --> 00:09:45,519
شاهدخت

145
00:09:45,918 --> 00:09:49,558
به محض اینکه له جون بیهوش شد خدمتکارهاش سریع اومدن عمارت استاد بزرگ دنبال من

146
00:09:49,629 --> 00:09:50,829
چه اتفاقی واسش افتاده؟

147
00:09:51,279 --> 00:09:52,749
نگین که دوباره اون بیماری قدیمیش عود کرده؟

148
00:09:52,749 --> 00:09:53,609
خوب میشه

149
00:09:54,159 --> 00:09:54,829
خوب میشه؟

150
00:09:55,279 --> 00:09:58,439
چیه عالیجناب به من اعتماد نداری؟

151
00:09:58,439 --> 00:09:59,369
جرات نمی‌کنم

152
00:09:59,589 --> 00:10:03,439
شما تو طبابت خیلی مهارت دارین و خودتون بودین که قبلا بیماری مزمن له جون رو درمان کردین

153
00:10:03,439 --> 00:10:07,031
ولی اگه واقعا حالش خوبه پس چرا یهو بیهوش شد؟

154
00:10:07,319 --> 00:10:09,469
فقط اشتباهی یه کم از اون میوه‌های وحشی خورده

155
00:10:09,469 --> 00:10:11,589
تا چند روز دیگه خودبه‌خود خوب می‌شه

156
00:10:11,589 --> 00:10:12,439
...اما

157
00:10:15,829 --> 00:10:17,229
یه جای این قضیه میلنگه

158
00:10:17,229 --> 00:10:21,869
برای اینکه آدم با خوردن اون میوه بیهوش بشه باید حداقل یه سبد کامل ازش بخوره

159
00:10:21,869 --> 00:10:24,109
اون میوه ترش و تلخه و خوردنش سخته

160
00:10:24,109 --> 00:10:25,909
آخه چرا له جون باید این‌قدر از اون بخوره؟

161
00:10:27,439 --> 00:10:29,629
برو ببین دارو آماده شده یا نه

162
00:10:29,629 --> 00:10:30,159
چشم

163
00:10:38,229 --> 00:10:40,289
منم میرم یه سری به دارو بزنم

164
00:10:46,629 --> 00:10:47,159
یائو یائو

165
00:10:48,629 --> 00:10:49,159
ا مائو

166
00:10:50,709 --> 00:10:53,469
مادرم نمیذاشت از عمارت برم بیرون ولی دلم می‌خواست ببینمت

167
00:10:53,469 --> 00:10:57,639
له جون گفت یه راهی داره فکر نمی‌کردم منظورش این باشه

168
00:10:59,469 --> 00:11:00,399
حالت خوبه؟

169
00:11:02,199 --> 00:11:03,949
ا مائو، بالاخره برگشتی

170
00:11:04,469 --> 00:11:07,199
خیال می‌کردم واقعا قراره با یکی دیگه ازدواج کنم

171
00:11:07,199 --> 00:11:08,329
...ملکه مادر

172
00:11:10,679 --> 00:11:12,809
هنوزم حاضر نیست فرمان ازدواج رو پس بگیره

173
00:11:13,829 --> 00:11:15,109
پس منم با اون ازدواج نمی‌کنم

174
00:11:15,109 --> 00:11:16,469
میخوای با فرمان امپراتور مخالفت کنی؟

175
00:11:16,469 --> 00:11:19,269
ا مائو، من جرات می‌کنم با این فرمان بجنگم

176
00:11:19,749 --> 00:11:20,409
تو جراتش رو داری؟

177
00:11:21,799 --> 00:11:22,929
چرا نباید داشته باشم؟

178
00:11:25,949 --> 00:11:28,079
پدرم همیشه میگه من از سیاست‌های درباری هیچ‌چی نمی‌فهمم

179
00:11:28,079 --> 00:11:29,079
شاید حق با اون باشه

180
00:11:29,629 --> 00:11:31,799
ولی اینو می‌دونم که اون هیچ قصدی نداره با شاهزاده جینگ‌ ان همراه بشه

181
00:11:31,799 --> 00:11:33,829
تازه ملکه مادر فقط دستور داده که من با شیائو وویی ازدواج کنم

182
00:11:33,829 --> 00:11:36,229
تا حالا نگفته که باید تمام عمرم رو با عشق و خوشحالی با اون بگذرونم

183
00:11:36,229 --> 00:11:37,709
...پس تا وقتی که مراسم شب عروسی رو انجام بدم

184
00:11:37,709 --> 00:11:41,369
و بعدش فرار کنم دیگه محسوب نمیشه که با فرمان امپراتور مخالفت کردم

185
00:11:44,469 --> 00:11:48,539
قصدم اینه که برم چین شمالی اسمم رو عوض کنم و از نو شروع کنم

186
00:11:49,229 --> 00:11:49,759
باشه

187
00:11:50,559 --> 00:11:55,679
یائو یائو امپراتور و ملکه مادر هر چقدر هم قدرتمند باشن محاله بتونن دستشون به چین شمالی برسه و کسی رو دستگیر کنن

188
00:11:55,679 --> 00:12:00,999
فقط اینکه راه پیش رو پر از خطره باید خیلی دقیق به این موضوع فکر کنی

189
00:12:01,519 --> 00:12:04,079
راستش یکم می‌ترسم

190
00:12:04,749 --> 00:12:08,489
دنیای بیرون پر از کشت و کشتاره، کلک و خیانت

191
00:12:08,709 --> 00:12:12,449
ولی نمی‌تونم بذارم ترس باعث بشه بقیه عمرم رو تو عمارت جینگ‌ ان زندانی باشم

192
00:12:12,799 --> 00:12:19,219
یائو یائو هر اتفاق بدی هم که بیفته اگه بخوای این راه رو بری من قدم به قدم کنارت هستم

193
00:12:23,869 --> 00:12:25,010
پس له جون چی؟

194
00:12:25,229 --> 00:12:26,199
اون چی می‌شه؟

195
00:12:26,199 --> 00:12:27,679
معلومه که اونم با ما میاد

196
00:12:27,679 --> 00:12:30,829
نگران نباش اون تو رو خیلی بیشتر از من دوست داره

197
00:12:30,829 --> 00:12:36,199
تازه اون موقع‌ها که داشتیم برای جونمون فرار می‌کردیم قول دادیم که تو شادی و غم کنار هم باشیم

198
00:12:36,919 --> 00:12:37,979
یه لحظه همین‌جا منتظر بمون

199
00:12:42,279 --> 00:12:43,009
این چیه؟

200
00:12:47,749 --> 00:12:50,329
این... می‌تونه نماد عهد و پیمان ما باشه

201
00:13:00,172 --> 00:13:05,560
فکر نمی‌کردم با اینکه عروسی این‌قدر نزدیکه هنوزم خونه‌ وویی این‌قدر شلوغ‌پلوغ و بی‌خیال باشه

202
00:13:20,319 --> 00:13:21,559
این برای پسر عموته؟

203
00:13:21,559 --> 00:13:22,419
بهش دست نزن

204
00:13:25,109 --> 00:13:30,709
ا مائو، این وقت شب اومدی اینجا حتما حرف مهمی برای گفتن داری

205
00:13:30,709 --> 00:13:32,709
حدس می‌زنم تا حالا فهمیده باشی

206
00:13:33,439 --> 00:13:36,159
بانو شیه زنیه که من عاشقشم

207
00:13:38,439 --> 00:13:39,319
همین؟

208
00:13:39,469 --> 00:13:40,629
اونم منو دوست داره

209
00:13:41,949 --> 00:13:45,189
یه مرد بااستعداد و یه زن زیبا واقعا به هم میاین

210
00:13:45,439 --> 00:13:47,699
امیدوارم این نامزدی رو به هم بزنی

211
00:13:49,679 --> 00:13:50,919
و اگه قبول نکنم چی؟

212
00:13:52,399 --> 00:13:55,989
تو ملکه مادر رو تحت فشار گذاشتی تا فرمان ازدواج رو صادر کنه اونم فقط برای اینکه نقشه‌های شاهزاده چانگ‌شا رو خراب کنی

213
00:13:55,989 --> 00:13:57,389
ولی شیه جیا‌یو یه انسانه

214
00:13:58,349 --> 00:14:00,279
اون احساسات داره و زندگی خودش رو داره

215
00:14:00,279 --> 00:14:03,869
نباید تبدیل بشه به یه قربانی بی‌گناه برای نقشه‌های تو

216
00:14:03,869 --> 00:14:08,319
ا مائو، تو این دنیا هیچ‌کس بی‌گناه نیست

217
00:14:11,399 --> 00:14:17,029
اون روز استاد ازم پرسید که به نظر من شیائو وویی هنوزم یه نجیب‌زاده‌ست یا نه

218
00:14:17,159 --> 00:14:18,159
معلومه که نیستم

219
00:14:18,919 --> 00:14:19,919
دلم هم نمیخواد باشم

220
00:14:20,439 --> 00:14:26,199
تو دوران هرج‌ومرج نجیب‌زاده‌ها یا تو گمنامی محو میشن یا با آرزوهای دفن‌شدهشون میمیرن

221
00:14:26,199 --> 00:14:30,569
من کسی میشم که شمشیر تو دستشه

222
00:14:31,319 --> 00:14:35,799
شیائو وویی تو هنوزم همون جوونی هستی که یه زمانی منو از خطر نجات داد؟

223
00:14:47,229 --> 00:14:49,229
این وصلت نمی‌تونه بهم بخوره

224
00:14:49,469 --> 00:14:51,669
عروسی باید طبق برنامه پیش بره

225
00:14:56,229 --> 00:14:56,829
باشه

226
00:14:57,469 --> 00:15:00,749
روز عروسی من و شیه جیا‌یو با هم میریم

227
00:15:00,749 --> 00:15:02,349
آخه کجا میخوای بری؟

228
00:15:02,399 --> 00:15:03,439
تا ته دنیا

229
00:15:03,439 --> 00:15:04,109
هر جایی

230
00:15:04,239 --> 00:15:05,919
پس نباید به من میگفتی

231
00:15:05,919 --> 00:15:08,919
بهت گفتم چون هنوز تو رو یه دوست می‌دونم

232
00:15:09,309 --> 00:15:12,949
اگه میخوای جلوی منو بگیری خب بگیر

233
00:15:14,939 --> 00:15:16,599
تو هم درست مثل اون ساده‌لوحی

234
00:15:30,879 --> 00:15:33,139
ا مائو واقعا تونست اینو پیدا کنه و بیاره

235
00:15:33,709 --> 00:15:37,319
با این روز عروسی که داریم فرار می‌کنیم راه رو گم نمی‌کنیم

236
00:15:42,319 --> 00:15:42,919
مادر

237
00:15:51,229 --> 00:15:54,459
همه مدت می‌دونستی مگه نه؟

238
00:15:59,279 --> 00:16:01,589
مادر، ممنونم

239
00:16:05,279 --> 00:16:05,879
مادر

240
00:16:07,869 --> 00:16:10,039
یهو چرا تعظیم کردی؟

241
00:16:11,319 --> 00:16:20,319
میدونم دفعه پیش که مجبور کردم له جون اون توت‌های وحشی رو بخوره تا شما بیا متوجه شدی من بین حدمتکار ها قایم شدم

242
00:16:20,869 --> 00:16:22,599
فقط تصمیم گرفتی لو ندی

243
00:16:22,709 --> 00:16:26,159
بعدش حتی باهام همکاری کردی و منو بردی عمارت شاهزاده چی

244
00:16:26,159 --> 00:16:30,869
و این چند روزه محاله متوجه نشده باشی من مخفیانه تو عمارت دارم چه کارهایی می‌کنم

245
00:16:30,869 --> 00:16:36,259
فقط چشم پوشوندی چون میخواستی بذاری من برم

246
00:16:37,869 --> 00:16:40,559
مادر، من در حقت کوتاهی کردم

247
00:16:41,519 --> 00:16:47,259
از بچگی همیشه باعث ناراحتیت شدم و حالا هم شما رو مجبور کردم چنین تصمیم سختی بگیری

248
00:16:51,349 --> 00:16:52,159
اشتباه می‌کنی

249
00:16:57,399 --> 00:17:07,799
دختری که من میخوام یه عروسک نیست که فقط بلد باشه از من اطاعت کنه بلکه دختری باشه که واقعا بدونه چی میخواد و باید چیکار بکنه

250
00:17:08,989 --> 00:17:11,119
تا الان سختی‌های زیادی رو تجربه کردی

251
00:17:11,191 --> 00:17:15,103
باید بفهمی که دنیای بیرون و عمارت استاد بزرگ دو تا دنیای کاملا متفاوتن

252
00:17:16,319 --> 00:17:19,979
حالا که می‌دونی دنیای بیرون چه بی‌رحمی می‌تونه باشه باز هم قصد داری بری؟

253
00:17:22,389 --> 00:17:23,188
بله

254
00:17:32,519 --> 00:17:33,389
پس برو

255
00:17:34,429 --> 00:17:38,249
ولی این رو یادت باشه کاملا مطمئن شو که هر چی لازم داری رو آماده کردی

256
00:17:44,189 --> 00:17:45,809
مادر، نگران نباش

257
00:17:46,349 --> 00:17:48,209
له جون و ا مائو هر دو کنارمن

258
00:17:48,559 --> 00:17:51,399
ا مائو گفت که همه‌چیز رو ردیف می‌کنه

259
00:17:51,589 --> 00:17:52,149
نه

260
00:17:53,669 --> 00:17:57,949
منظورم اینه که خودت هم باید کاملا آماده باشی

261
00:17:59,629 --> 00:18:08,529
این رو یادت باشه تو هر شرایطی کسی که واقعا میتونی روش حساب کنی نه پدر و مادرتن نه شوهرت و نه بچه‌هات

262
00:18:09,999 --> 00:18:11,079
فقط خودتی

263
00:18:24,149 --> 00:18:25,879
بیا اینجا زود باشین

264
00:18:26,859 --> 00:18:27,899
مطمئن شو که خوب پاکش می‌کنی

265
00:18:27,899 --> 00:18:28,559
باشه

266
00:18:34,669 --> 00:18:36,519
شیائو وویی واقعا خطر کرد و برگشت پایتخت

267
00:18:36,519 --> 00:18:39,959
توی عمارت جینگ‌ ان تهش صد تا محافظ هست و اوضاع بیرون شهر هم کاملا عادیه

268
00:18:39,959 --> 00:18:41,799
ارتش بِی‌فو هم هنوز تو مرزه

269
00:18:41,799 --> 00:18:44,799
در مورد پادگان مرزی هم جرات نمی‌کنه هیچ حرکت عجولانه‌ای بکنه

270
00:18:44,799 --> 00:18:45,859
دزدیدن عروس؟

271
00:18:46,519 --> 00:18:49,669
این فقط تلاشیه برای اینکه نذاره من حمایت خاندان‌های اصیل رو به دست بیارم

272
00:18:49,669 --> 00:18:51,949
ارتش بی‌فو تو دشت جیوجانگ تلفات سنگینی داد

273
00:18:51,949 --> 00:18:55,409
نباید منتظر بمونیم تا نیروهای مرزی خودشون رو جمع‌وجور کنن باید سریع عمل کنیم

274
00:19:04,449 --> 00:19:06,499
[عمارت شاهزاده چی]

275
00:19:40,189 --> 00:19:40,909
پدر

276
00:19:41,959 --> 00:19:42,559
مادر

277
00:19:49,829 --> 00:19:50,389
پدر

278
00:19:51,319 --> 00:19:52,759
یه هدیه برات آماده کردم

279
00:20:00,999 --> 00:20:02,969
این برای ماساژ دادن به شونه‌هاته

280
00:20:02,969 --> 00:20:05,249
ببین دقیقا همین‌جوری

281
00:20:18,159 --> 00:20:23,629
میدونم این روش تو برای نشون دادن احترام و محبت به پدر و مادره

282
00:20:28,999 --> 00:20:30,239
یائو یائو عزیزم

283
00:20:33,669 --> 00:20:35,269
امروز خیلی زیبا شدی

284
00:20:42,479 --> 00:20:50,039
پدر اگه در آینده دیگه پیشت نباشم حتما خیلی مراقب خودت باش

285
00:20:50,869 --> 00:20:52,279
بچه‌ ساده‌دل

286
00:20:56,079 --> 00:20:57,149
چرا داری گریه می‌کنی؟

287
00:20:58,429 --> 00:20:59,689
منم گریه نمی‌کنم

288
00:21:00,189 --> 00:21:02,429
یه روزی دوباره همدیگه رو می‌بینیم مگه نه؟

289
00:21:07,629 --> 00:21:13,569
تقصیر منه که گذاشتم بارِ خانواده‌ شیه روی دوشت بیفته

290
00:21:14,209 --> 00:21:22,609
اگه دختر من نبودی زندگیت خیلی آزادتر بود

291
00:21:25,319 --> 00:21:27,049
لطفا اینو نگو پدر

292
00:21:28,559 --> 00:21:33,089
اینکه دختر شما شدم منو خیلی خوشحال کرده

293
00:21:44,999 --> 00:21:45,669
مادر

294
00:21:51,959 --> 00:21:54,389
ساعت خوش رسیده

295
00:22:11,039 --> 00:22:13,719
وارث جوان، خیلی وقت بود ندیده بودمت

296
00:22:16,189 --> 00:22:17,519
 اصلا تو رو کجا دیدم؟

297
00:22:18,589 --> 00:22:19,079
باشه

298
00:22:19,669 --> 00:22:21,559
عیبی نداره اگه منو یادت نیاد

299
00:22:21,559 --> 00:22:26,789
بعد از امشب کاری می‌کنم که تا آخر عمرت منو خوب به یاد بیاری

300
00:22:26,829 --> 00:22:27,959
مشتاقم ببینم چطور

301
00:22:29,189 --> 00:22:30,249
خیلی خب

302
00:22:30,629 --> 00:22:33,319
جلو بقیه این حرف‌ها رو نزن

303
00:22:34,519 --> 00:22:38,119
حالا دیگه برو نذار ساعت خوش بگذره

304
00:23:04,559 --> 00:23:08,219
شیائو وویی به این راحتی‌ها نمیشه دل دختر خانواده‌ شیه رو به دست آورد

305
00:23:08,389 --> 00:23:09,799
تو... بیا پایین

306
00:23:24,929 --> 00:23:25,989
صاف نیست

307
00:23:42,429 --> 00:23:43,909
شیائو وویی منو ول کن

308
00:23:44,219 --> 00:23:46,349
شیائو وویی ولم کن

309
00:23:52,759 --> 00:23:54,349
شیائو وویی ولم کن

310
00:23:54,479 --> 00:23:55,189
شیائو وویی

311
00:23:58,429 --> 00:23:59,519
ولم کن

312
00:24:02,189 --> 00:24:03,389
ارباب لی، بانو لی

313
00:24:03,559 --> 00:24:05,819
- تبریک میگم
- تبریک میگم

314
00:24:08,509 --> 00:24:09,159
ارباب جانگ بفرما تو

315
00:24:09,159 --> 00:24:10,569
شیائو وویی، ولم کن

316
00:24:10,999 --> 00:24:12,109
پست‌فطرت

317
00:24:12,109 --> 00:24:12,959
منو بذار زمین

318
00:24:14,909 --> 00:24:16,759
شیائو وویی،ولم کن

319
00:24:17,059 --> 00:24:19,059
ولم کن بذار منو زمین

320
00:24:19,719 --> 00:24:22,589
شیائو وویی منو بذار زمین

321
00:24:24,719 --> 00:24:26,719
شیائو وویی بذار منو زمین

322
00:24:28,239 --> 00:24:29,239
...شیائو وویی، تو

323
00:24:29,429 --> 00:24:29,959
یان یوئه

324
00:24:30,079 --> 00:24:31,279
- بله
- ببرش تو اتاق عروس

325
00:24:31,279 --> 00:24:33,429
نه غذا بدین بهش نه آب

326
00:24:34,279 --> 00:24:35,679
شیائو وویی حالا می‌بینی

327
00:24:35,689 --> 00:24:38,109
امشب کاری می‌کنم که تا آخر عمرت از این کار پشیمون بشی

328
00:24:38,109 --> 00:24:39,999
 یه جور نمایش قدرت جلو خانواده‌ شیه ست؟

329
00:24:39,999 --> 00:24:40,999
بیشتر از این حرف‌هاست

330
00:24:41,079 --> 00:24:44,009
کسی که داره تحقیر میشه خود استاد بزرگ شیه ست

331
00:24:46,279 --> 00:24:48,429
مراقب همسر دومم باشین

332
00:24:48,429 --> 00:24:50,999
نمیخوام امشب حتی یه صدا ازش بشنوم

333
00:24:50,999 --> 00:24:51,559
چشم

334
00:24:52,309 --> 00:24:55,769
وارث، هنوز مراسم عروسی کامل نشده

335
00:24:56,519 --> 00:25:00,799
حالا که همه جمع شدین امشب با من بنوشین تا وقتی که کاملا مست کنیم و هیچ‌کس هوشیار از اینجا نره

336
00:25:00,799 --> 00:25:02,129
هیچ‌کدومتون نمیرین

337
00:25:02,349 --> 00:25:04,669
برادر دوم امشب عروسی‌ای هست که ملکه مادر ترتیب داده

338
00:25:04,669 --> 00:25:05,629
- بریم
- نکن

339
00:25:05,629 --> 00:25:06,829
بیاین، بنوشیم

340
00:25:12,669 --> 00:25:15,039
عالیجناب، بیشتر مقام‌های درباری که به مهمونی عروسی دعوت شده بودن رسیدن

341
00:25:15,039 --> 00:25:18,039
بقیه وزیرهای ارشد هم تو راهن

342
00:25:18,239 --> 00:25:19,769
طبق نقشه پیش برو

343
00:25:20,629 --> 00:25:24,159
مرگ و زندگی من، عزت و ذلتم همش به امشب بستگی داره

344
00:25:24,429 --> 00:25:24,999
چشم

345
00:25:28,079 --> 00:25:30,089
بانوی من، شیائو وویی دیگه داره زیاده‌روی می‌کنه

346
00:25:30,519 --> 00:25:36,615
واقعا شما رو تا عمارت کول کرد تازه شب عروسیه و اون داره با رقاص‌ها مینوشه و خوش‌گذرونی می‌کنه

347
00:25:37,509 --> 00:25:38,569
مهم نیست

348
00:25:38,719 --> 00:25:42,379
در هر صورت، کسی که امشب بدجوری تحقیر میشه خود اونه

349
00:25:49,349 --> 00:25:50,828
یکی دم در، و دو تا بیرون پنجره

350
00:25:52,420 --> 00:25:54,909
حتی تعدادشون هم دقیقا با نقشه یکیه

351
00:25:54,909 --> 00:25:56,189
خدا داره کمکم می‌کنه

352
00:25:57,349 --> 00:25:58,349
همه آماده‌این؟

353
00:25:59,279 --> 00:26:01,009
 داروی خواب‌آور درجه‌یک

354
00:26:05,239 --> 00:26:06,239
کسی اون بیرون هست؟

355
00:26:06,239 --> 00:26:08,389
بانوی من تو دردسر افتاده یکی کمک کنه

356
00:26:09,319 --> 00:26:10,649
زود باشین بیاین تو

357
00:26:13,849 --> 00:26:14,529
بریم

358
00:26:28,589 --> 00:26:31,969
چطور ممکنه تو کل این عمارت جینگ‌ ان حتی یه نفر هم نباشه؟

359
00:26:33,669 --> 00:26:34,529
 چه بوی بدی

360
00:26:39,189 --> 00:26:40,949
نه، اینجا دستشوییه

361
00:26:40,949 --> 00:26:43,239
در اصلی تو شرقه مطبخ هم اونجاست

362
00:26:43,239 --> 00:26:43,969
زود باشین

363
00:26:49,189 --> 00:26:51,279
جلوی ورودی رو نگیرین داریم غذا میبریم

364
00:26:51,719 --> 00:26:53,629
دوزی تفاله‌ها رو ببر بیرون

365
00:26:53,999 --> 00:26:54,529
باشه

366
00:26:56,869 --> 00:26:57,399
بریم

367
00:27:01,629 --> 00:27:03,159
شماها اینجا چیکار میکنین؟

368
00:27:05,519 --> 00:27:06,049
بریم

369
00:27:13,039 --> 00:27:13,639
چطور بود؟

370
00:27:13,959 --> 00:27:15,289
به اندازه کافی واقعی به نظر می‌رسیدیم؟

371
00:27:16,589 --> 00:27:17,849
اونم داشت تظاهر میکرد؟

372
00:27:17,969 --> 00:27:21,299
نه اون واقعا بود بالاخره باید یه نفر واقعی هم باشه مگه نه؟

373
00:27:31,669 --> 00:27:33,799
وارث، اونا رفتن

374
00:27:35,239 --> 00:27:35,969
از کدوم مسیر؟

375
00:27:36,669 --> 00:27:38,909
همون‌طور که انتظار میرفت عروس مسیر مطبخ پشتی رو انتخاب کرد

376
00:27:38,909 --> 00:27:41,569
فقط تو راه چند بار مسیر رو اشتباه رفت

377
00:27:41,829 --> 00:27:43,629
این همون سنجاق‌سریه که ازش افتاده

378
00:27:46,999 --> 00:27:49,129
حتی با داشتن نقشه هم نمی‌تونه راهش رو پیدا کنه

379
00:27:49,319 --> 00:27:50,249
چقدر احمقه

380
00:27:52,429 --> 00:27:54,649
بد شد عروس فرار کرده

381
00:27:58,429 --> 00:27:59,359
چی گفتی؟

382
00:28:17,869 --> 00:28:23,889
تو عمارت من از نگهبان‌ها گرفته تا باغبان ها سرایدارها و حتی اصطبل‌دارها همه‌شون هنر‌های رزمی بلدن

383
00:28:24,079 --> 00:28:26,589
به محض اینکه از دروازه حیاط بزنه بیرون شناسایی میشه

384
00:28:26,629 --> 00:28:30,639
اگه قصد فرار داشته باشه به کمک من نیاز داره

385
00:28:33,479 --> 00:28:35,279
این نقشه عمارت جینگ‌ انه

386
00:28:35,279 --> 00:28:37,039
اگه شیه جیا‌یو بخواد از عروسی فرار کنه به این نیاز داره

387
00:28:37,039 --> 00:28:39,499
ولی این عروسی باید طبق برنامه پیش بره

388
00:28:39,739 --> 00:28:43,589
چون این همون روزیه که من انتخاب کردم تا شاهزاده چانگ‌شا رو مجبور به کناره‌گیری کنم

389
00:28:43,829 --> 00:28:45,829
تمام نگهبان‌های عمارت جینگ‌ ان به دستور من گوش بدین

390
00:28:45,829 --> 00:28:46,279
- بله
- بله

391
00:28:46,279 --> 00:28:48,079
کل شهر رو برای پیدا کردن شیه جیا‌یو بگردین

392
00:28:48,079 --> 00:28:49,209
چشم

393
00:28:50,559 --> 00:28:52,359
- پخش بشین و بگردین
- راه رو باز کنین

394
00:28:52,669 --> 00:28:53,349
- تکون بخورین
- راه رو باز کنین

395
00:28:53,349 --> 00:28:54,279
چه خبر شده؟

396
00:28:54,429 --> 00:28:55,559
بانو شیه از عروسی فرار کرده

397
00:28:55,559 --> 00:28:58,819
شیائو وویی به نگهبان‌هاش دستور داده کل شهر رو بگردن

398
00:28:59,699 --> 00:29:02,749
این بانو شیه همیشه یه غافلگیری تو آستینش داره

399
00:29:03,319 --> 00:29:05,729
عالیجناب، الان نگهبان‌های عمارت جینگ‌ ان خیلی کم شدن

400
00:29:05,729 --> 00:29:07,459
باید همین حالا حمله کنیم؟

401
00:29:09,189 --> 00:29:10,789
یه فرصت طلاییه

402
00:29:11,829 --> 00:29:15,079
دستور رو هم برای داخل و هم خارج پایتخت صادر کنین شورش رو همین حالا شروع کنین

403
00:29:15,079 --> 00:29:15,479
چشم

404
00:29:17,199 --> 00:29:17,799
حمله کنین

405
00:29:22,239 --> 00:29:23,399
مادر رو بردار و سریع از اینجا برو

406
00:29:23,399 --> 00:29:24,909
یائو ار، مراقب باش

407
00:29:24,909 --> 00:29:25,569
شما کی هستین؟

408
00:29:25,669 --> 00:29:28,399
چطور جرات کردین تو عمارت جینگ‌ ان این‌قدر بی‌پروا رفتار کنین

409
00:29:37,719 --> 00:29:38,319
یوان‌جی

410
00:29:50,719 --> 00:29:55,629
امروز اطرافیان اعلیحضرت رو از خائن‌ها پاکسازی می‌کنم و شورشی‌ها رو می‌گیرم

411
00:29:55,959 --> 00:29:59,239
بین تمام وزیر‌هایی که تو این حیاط هستن کدوم یکی شورشیه؟

412
00:29:59,429 --> 00:30:00,109
شیائو وویی

413
00:30:01,189 --> 00:30:06,109
اون بدون فرمان امپراتور ارتش رو به پایتخت آورد مقام‌های دربار رو قتل‌عام کرد و نقشه‌های خیانت‌آمیز تو سرشه

414
00:30:06,109 --> 00:30:07,569
جرم‌های اون مستحق مرگ هست

415
00:30:08,349 --> 00:30:12,549
امشب کدوم یکی از شما جرات می‌کنه همدست اون باشه؟

416
00:30:16,389 --> 00:30:20,389
به نظر میرسه تنها شورشیِ اینجا خود شیائو وویی باشه

417
00:30:24,389 --> 00:30:28,019
عالیجناب همین الان خبر رسید که دروازه‌های قصر شکسته شده

418
00:30:28,799 --> 00:30:30,109
عمارت جینگ‌ ان رو محاصره کنین

419
00:30:30,109 --> 00:30:34,779
وقتی خانواده‌ شیائو وویی و این وزیرها اینجا باشن اون نمی‌تونه فرار کنه

420
00:30:35,079 --> 00:30:38,269
بقیه شما دنبال من بیاین قصر تا ملکه مادر رو ببینیم

421
00:30:38,629 --> 00:30:39,109
چشم

422
00:30:44,349 --> 00:30:45,079
زود باشین

423
00:30:51,079 --> 00:30:53,809
دقیق بگردین هیچ کوچه‌ای نباید بدون بازرسی بمونه

424
00:30:53,869 --> 00:30:54,879
چشم

425
00:30:55,519 --> 00:30:55,979
بگردین

426
00:31:02,349 --> 00:31:03,209
وارث

427
00:31:05,629 --> 00:31:08,289
رد شیه جیا‌یو دمِ دروازه‌ وولینگ پیدا شده

428
00:31:09,479 --> 00:31:10,609
دروازه‌ی شهر رو نگهبانی بدین

429
00:31:11,349 --> 00:31:13,869
 میخوام اون بمیره نه اینکه زنده باشه

430
00:31:14,399 --> 00:31:15,399
چشم

431
00:31:36,479 --> 00:31:41,519
 شیائو وویی... واقعا بی‌رحمی، ولی چشمات زیاد تیز نیست

432
00:31:42,559 --> 00:31:44,869
بانوی من این فقط به خاطر اینه که شما مورد لطف خدا هستین

433
00:31:44,869 --> 00:31:48,679
حتی آسمون‌ها هم نمی‌تونستن تماشا کنن و تصمیم گرفتن بهتون کمک کنن

434
00:31:50,459 --> 00:31:53,079
بیاین سریع بریم وگرنه ا مائو نگران می‌شه

435
00:31:53,079 --> 00:31:53,609
بریم

436
00:32:03,559 --> 00:32:04,239
استاد

437
00:32:04,719 --> 00:32:10,969
اعلیحضرت شدیدا بیمار شدن و از شاهزاده چی خواستن که فورا وارد قصر بشه و بهشون برسه

438
00:32:11,999 --> 00:32:13,329
 نمی‌تونم برم قصر

439
00:32:13,479 --> 00:32:14,679
باید یائو یائو رو پیدا کنم

440
00:32:15,959 --> 00:32:18,159
نگهبان‌ها، شاهزاده چی رو تا قصر همراهی کنین

441
00:32:22,349 --> 00:32:22,799
له جون

442
00:32:22,799 --> 00:32:23,329
برادر

443
00:32:28,759 --> 00:32:29,559
عالیجناب

444
00:32:29,559 --> 00:32:30,799
همه‌ی نیروهامون جمع شدن؟

445
00:32:30,799 --> 00:32:32,869
امشب یهو تمام ارتباطمون با نیروهای خارج از پایتخت قطع شد

446
00:32:32,869 --> 00:32:36,329
چندین واحد اعزام شدن ولی هیچ‌کدوم خبر ندادن

447
00:32:37,799 --> 00:32:39,349
ارتباط قطع شد؟

448
00:32:44,109 --> 00:32:45,389
دیگه منتظر نمی‌مونیم

449
00:32:45,389 --> 00:32:49,799
برد یا باخت عزت یا ذلت همش به امشب بستگی داره همین حالا وارد قصر بشین امپراتور و ملکه مادر رو بکشین

450
00:32:49,799 --> 00:32:50,429
چشم

451
00:32:51,189 --> 00:32:59,039
- بکشین
- بکشین

452
00:33:12,039 --> 00:33:14,519
عالیجناب، اعلیحضرت تو تالار اصلی نیستن

453
00:33:14,519 --> 00:33:15,239
اونجا نیست؟

454
00:33:16,389 --> 00:33:19,279
اون مرد مریض حتی نمی‌تونه از تختش بلند شه آخه کجا می‌تونه رفته باشه؟

455
00:33:19,279 --> 00:33:19,809
پیداش کنین

456
00:33:20,479 --> 00:33:20,869
چشم

457
00:33:25,129 --> 00:33:28,109
[تالار شوان‌جنگ]

458
00:33:29,629 --> 00:33:32,239
بگو اون امپراتور مریض رو کجا قایم کردی؟

459
00:33:32,239 --> 00:33:34,039
پسرم، فرزند واقعی بهشته

460
00:33:34,629 --> 00:33:36,489
 تحت حمایت خداست

461
00:33:36,909 --> 00:33:38,319
فکر کردی به این راحتی‌ها می‌تونی پیداش کنی؟

462
00:33:38,319 --> 00:33:39,719
فکر نکن من از همه‌چی بی‌خبرم

463
00:33:40,559 --> 00:33:45,959
اگه فرمان امپراتور رو جعل نمی‌کردی و امپراتور قبلی رو مسموم نمی‌کردی پسرت هیچ‌وقت امپراتور نمیشد

464
00:33:45,999 --> 00:33:47,319
اما بهشت همه‌چیز رو می‌بینه

465
00:33:47,759 --> 00:33:50,279
از وقتی به تخت نشست همش مریض و زمین‌گیر شده

466
00:33:50,279 --> 00:33:51,519
این تقاص کارهاشه

467
00:33:51,519 --> 00:33:52,319
 گستاخ

468
00:33:53,319 --> 00:33:54,389
چرنده محض

469
00:33:55,479 --> 00:33:57,209
پسرم فرزند واقعی بهشته

470
00:33:59,759 --> 00:34:02,889
پس بذار ببینیم امشب کی واقعا فرمان آسمانی رو تو دست داره

471
00:34:03,059 --> 00:34:03,759
...نگهبان‌ها

472
00:34:24,629 --> 00:34:26,839
چرا امشب تو عروسی من نبودی؟

473
00:34:26,839 --> 00:34:28,839
...شیائو وویی، تو نرفتی دنبال شیه

474
00:34:30,559 --> 00:34:31,619
دیگه مهم نیست

475
00:34:32,749 --> 00:34:35,589
امشب، بیست هزار تا از سربازام کنترل پایتخت رو به دست گرفتن

476
00:34:35,589 --> 00:34:37,999
هر کی از من پیروی کنه به عرش میرسه و هر کی مخالفت کنه نابود می‌شه

477
00:34:37,999 --> 00:34:38,859
شیائو وویی رو بکشین

478
00:34:43,399 --> 00:34:44,559
از چی می‌ترسین؟

479
00:34:44,559 --> 00:34:48,758
هر کی شیائو وویی رو بکشه صاحب یه زمین ده هزارجانگی میشه

480
00:34:56,789 --> 00:34:59,109
منظورت اون نیروهای خارج از پایتخته؟

481
00:34:59,109 --> 00:35:00,709
همشون رو کشتم کردم

482
00:35:02,079 --> 00:35:03,009
چی میگی؟

483
00:35:05,629 --> 00:35:06,109
زانو بزنین

484
00:35:06,419 --> 00:35:07,229
- رحم کنین
- خواهش می‌کنم ما رو ببخشید

485
00:35:07,229 --> 00:35:08,089
کجان؟

486
00:35:08,269 --> 00:35:09,469
بقیه کجان؟

487
00:35:21,229 --> 00:35:24,089
- خواهش می‌کنم رحم کنین
- ما رو ببخشید

488
00:35:24,959 --> 00:35:25,889
نه من نمیبازم

489
00:35:26,669 --> 00:35:27,919
به هیچ وجه نمیتونم ببازم

490
00:35:27,919 --> 00:35:33,109
 هنوز عمارت جینگ‌ ان و تمام اون وزیرها و خانواد‌ت رو دارم اگه جرات کنی

491
00:35:35,519 --> 00:35:37,479
عالیجناب دستور دادن بکشینشون

492
00:35:37,919 --> 00:35:38,439
چشم

493
00:35:38,789 --> 00:35:40,039
کی جرات می‌کنه یه قدم دیگه جلو بیاد؟

494
00:35:40,039 --> 00:35:43,359
من همسر وارث عمارت جینگ‌ ان و برادرزاده‌ ملکه مادر هستم

495
00:35:43,359 --> 00:35:45,619
ببینم کی امروز جرات می‌کنه دستش به من بخوره

496
00:35:50,189 --> 00:35:53,309
فکر کردی نمی‌دونستم میخوای به عمارت جینگ‌ ان حمله کنی؟

497
00:35:53,359 --> 00:35:58,039
چطور یه دائم‌الخمرِ بی‌عرضه از شهرِ خوش‌گذران جیان‌کانگ مثل تو، جرات می‌کنه با من بازی جنگ راه بندازه؟

498
00:36:06,099 --> 00:36:07,169
[شیائو جو، شاهزاده جینگ‌ ان]

499
00:36:07,559 --> 00:36:08,079
پدر

500
00:36:09,039 --> 00:36:09,779
حالت خوبه؟

501
00:36:09,779 --> 00:36:10,309
خوبم

502
00:36:10,359 --> 00:36:11,189
عالیجناب

503
00:36:11,189 --> 00:36:11,749
همسرم

504
00:36:12,819 --> 00:36:16,219
بانو روی مگه این چند روزه تو عمارت نبودی؟

505
00:36:16,589 --> 00:36:20,959
به خاطر مسائل فوری نظامی وویی ازش خواست که منو تا خارج از پایتخت همراهی کنه

506
00:36:21,959 --> 00:36:22,519
یائو ار

507
00:36:23,039 --> 00:36:23,839
چیزی نیست، خوبم

508
00:36:24,189 --> 00:36:25,519
همتون خوب گوش کنین

509
00:36:26,309 --> 00:36:28,839
شاهزاده چانگ‌شا قصد کودتا در قصر رو داشته

510
00:36:29,229 --> 00:36:32,439
ارتش بِی‌فو هزاران لی راه اومده تا این شورش رو سرکوب کنه

511
00:36:32,439 --> 00:36:37,789
در همین لحظه پسر من شیائو وویی تونسته شاهزاده چانگ‌شا رو زنده تو قصر دستگیر کنه

512
00:36:37,789 --> 00:36:40,479
همین حالا تسلیم بشین

513
00:36:43,039 --> 00:36:45,919
وگرنه همتون بدون هیچ رحمی کشته میشین

514
00:36:47,919 --> 00:36:52,569
ارتش بِی‌فو برگشته این واقعا سرکوب شورشه یا شروع یه شورش دیگه؟

515
00:37:05,629 --> 00:37:06,759
نمیتونم اینو قبول کنم

516
00:37:08,069 --> 00:37:11,919
دیگه نمیخوام زیر پا لگد شدن توسط اون امپراتور بی‌عرضه رو تحمل کنم

517
00:37:11,919 --> 00:37:12,849
پشیمونی؟

518
00:37:15,359 --> 00:37:16,109
پشیمون؟

519
00:37:18,399 --> 00:37:20,839
تا حالا هیچ‌وقت این‌قدر احساس زنده بودن و رضایت نکردم

520
00:37:22,189 --> 00:37:27,069
شیائو وویی فکر کردی با کشتن من انتقام اون سربازای ارتش بِی‌فو که الکی مردن گرفته می‌شه؟

521
00:37:27,479 --> 00:37:31,439
فکر نکن تو با من فرقی داری تو هم دلت نمی‌خواد اون امپراتور بی‌عرضه رو بکشی

522
00:37:31,439 --> 00:37:33,699
و توی این تالار شیانیانگ جای اون بشینی؟

523
00:37:39,669 --> 00:37:41,799
ملکه مادر

524
00:37:42,589 --> 00:37:44,749
شیائو وویی دیر یا زود هر دوتاتون رو می‌کشه

525
00:37:44,749 --> 00:37:46,003
شاید حتی همین امشب

526
00:37:50,519 --> 00:37:52,309
چقدر نادونی و خودفریبی

527
00:37:52,309 --> 00:37:56,239
تو حتی نمی‌دونی تو این صفحه شطرنج کی مهره‌ست و کی بازیکن

528
00:37:58,109 --> 00:38:05,479
 اولش فکر می‌کردم شاهزاده چانگ‌شا مخفیانه با ارباب صنایع شگفت‌انگیز تبانی کردن با رشوه داده به مدیر تسلیحاتی ارتش من یه سری کمان‌های تکرارشونده‌ معیوب خریده

529
00:38:05,479 --> 00:38:08,039
ولی معلوم شد که ارباب صنایع شگفت‌انگیز اصلا تو رو نمی‌شناخته

530
00:38:09,189 --> 00:38:13,809
طراح اصلی این خرید، ملکه مادر بوده

531
00:38:16,709 --> 00:38:21,228
کسی که بیشتر از همه میخواسته ببینه من و شاهزاده چانگ‌شا همدیگه رو نابود می‌کنیم همون ملکه مادره

532
00:38:32,897 --> 00:38:35,399
وارث جوان، واقعا تیزبینی

533
00:38:35,399 --> 00:38:38,539
مسئول تدارکات نظامی خزانه‌دار وی، متحد شاهزاده چانگ‌شاست

534
00:38:38,999 --> 00:38:47,669
تا وقتی که تو نقشه‌ها رو بهش میدادی اون بقیه نقشه رو با شاهزاده چانگ‌شا پیش میبرد و هم من و هم ارتش بِی‌فو رو از بین میبرد

535
00:38:48,749 --> 00:38:58,929
درست مثل امشب ملکه مادر نه لشکری رو به حرکت درآورد و نه دفاعی ترتیب داد چون شرط بسته بود که حتی اگه بدونم ورود به قصر تله‌ست باز هم نمیذارم شاهزاده چانگ‌شا موفق بشه

536
00:39:00,079 --> 00:39:06,519
پس امشب هدف ملکه مادر فقط شاهزاده چانگ‌شا نبود بلکه من هم بودم

537
00:39:15,669 --> 00:39:17,799
عجب دعوت بی‌نقصی به تله

538
00:39:19,439 --> 00:39:22,789
همیشه فکر می‌کردم تو چیزی بیشتر از یه پیرزن بی‌عرضه نباشی

539
00:39:22,959 --> 00:39:24,159
انتظار اینو نداشتم

540
00:39:26,269 --> 00:39:31,759
خیلی خب این دست رو بدون هیچ شکایتی می‌بازم

541
00:39:41,929 --> 00:39:45,269
وقتی می‌دونستی امشب یه تله‌ست چرا باز هم اومدی؟

542
00:39:47,479 --> 00:39:50,789
چون نمی‌خواستم امشب جیان‌کانگ غرق در خون بشه

543
00:39:52,229 --> 00:39:57,229
اما باید برای سی هزار سرباز افتاده‌ی ارتش بِی‌فو عدالت رو طلب کنم

544
00:40:01,669 --> 00:40:02,709
واقعا شجاعی

545
00:40:03,189 --> 00:40:04,629
می‌تونم از جونت بگذرم

546
00:40:04,959 --> 00:40:08,689
اگه راضی باشی فرماندهی نظامیت رو تحویل بدی از گناهانت می‌گذرم

547
00:40:08,709 --> 00:40:10,039
و اگه قبول نکنم چی؟

548
00:40:13,109 --> 00:40:16,599
ملکه مادر من نصف ماه پیش فهرست سربازهای کشته‌مون رو فرستادم

549
00:40:16,789 --> 00:40:18,479
میخوام بدونم اصلا اونو خوندین یا نه؟

550
00:40:19,359 --> 00:40:20,039
هنوز نه

551
00:40:20,919 --> 00:40:26,269
شی یوچون ۴۶ ساله بیش از صد بار مورد ضربه خنجر قرار گرفت، اما تا لحظه‌ مرگ زانو نزد

552
00:40:26,269 --> 00:40:28,039
شیه هان، یکی از سربازای قدیمی ارتش بِی‌فو

553
00:40:28,039 --> 00:40:34,109
تمام عمرش رو تو جنگ گذروند و می‌تونست زرهش رو کنار بذاره و برگرده خونه ولی وطنش از قبل به دست چین شمالی افتاده بود

554
00:40:34,109 --> 00:40:37,709
میگفت جای دیگه‌ای برای رفتن نداره و میخواد بقیه عمرش رو توی ارتش بمونه

555
00:40:37,709 --> 00:40:44,019
این بار دیگه واقعا مرد جسدش زیر سم اسب‌های دشمن له شد

556
00:40:44,019 --> 00:40:46,129
جانگ جی، معتمدترین معاون من

557
00:40:46,519 --> 00:40:52,049
اون شخصا انبار غلات زره‌پوش رو به آتیش کشید و خودش هم همراه دشمن اونجا سوخت و مرد

558
00:40:52,229 --> 00:40:54,159
ملکه مادر اصلا از هیچ‌کدوم از اینا خبر دارین؟

559
00:40:54,399 --> 00:40:56,959
شما که اینجا تو جیان‌کانگ نشستین اصلا براتون اهمیتی داره؟

560
00:41:02,039 --> 00:41:08,669
به خاطر همینه که فرماندهی رو تحویل نمیدم چون به‌جز من هیچ‌کس دیگه به جون اون سربازها اهمیت نمیده

561
00:41:08,669 --> 00:41:13,189
شیائو وویی ارتش بِی‌فو بدون فرمان امپراتور وارد پایتخت شد

562
00:41:13,189 --> 00:41:14,629
داری سعی می‌کنی شورش کنی؟

563
00:41:21,589 --> 00:41:24,519
ولی تو هم بدون فرمان امپراتور به جیان‌کانگ برگشتی

564
00:41:24,519 --> 00:41:26,249
پس این لشکرکشی برای چی بود؟

565
00:41:27,359 --> 00:41:30,529
شاهزاده چانگ‌شا دنبال شورشه تو چی می‌خوای؟

566
00:41:32,709 --> 00:41:37,349
ملکه مادر تنها چیزی که من میخوام آرامش تو کل قلمروئه

567
00:41:38,559 --> 00:41:40,689
حاضرین اینو بهم بدین؟

568
00:41:46,309 --> 00:41:49,709
تا حالا صدای طبل‌های جنگ ارتش بِی‌فو رو شنیدین؟

569
00:41:51,919 --> 00:41:55,629
صد هزار تا سرباز بی‌فو همین الان بیرون شهر منتظرن

570
00:41:58,354 --> 00:44:30,394
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت سوم =

