﻿1
00:00:38,515 --> 00:00:39,245
استاد

2
00:00:40,635 --> 00:00:41,495
له جون بیدار شده

3
00:00:44,885 --> 00:00:49,075
له جون یه چیزایی به من گفت اما خیلی عجیب و غریب بود

4
00:00:50,075 --> 00:00:51,275
باورش سخته

5
00:00:51,845 --> 00:00:53,705
امیدوارم بتونی حقیقت رو برام روشن کنی

6
00:00:55,965 --> 00:01:03,605
له جون گفت من پسر شاهزاده چی نیستم بلکه پسر شما هستم

7
00:01:08,485 --> 00:01:09,245
راست میگه؟

8
00:01:19,714 --> 00:02:45,084
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت هفدهم =

9
00:02:45,515 --> 00:02:49,675
[کلید قلب ققنوس]

10
00:02:49,865 --> 00:02:52,635
[قسمت هفدهم]

11
00:03:06,715 --> 00:03:07,435
یکم استراحت کن

12
00:03:08,085 --> 00:03:09,995
یکم از این سوپ جینسینگ بخور تا بدنت جون بگیره

13
00:03:09,995 --> 00:03:11,835
چند روز سخت دیگه در پیش داری

14
00:03:12,925 --> 00:03:16,195
خوشبختانه پمادی که روی‌شنگ درست کرده خوب جواب داده

15
00:03:16,595 --> 00:03:18,395
ورم‌ها خیلی کمتر شده

16
00:03:19,225 --> 00:03:21,485
استاد بزرگ چطور دلش اومد همچین کاری کنه؟

17
00:03:29,675 --> 00:03:30,365
اینم بگیر

18
00:03:31,275 --> 00:03:33,205
برادر ازم خواست اینو برات بیارم

19
00:03:33,435 --> 00:03:39,985
گفت چیز زیادی برای دادن نداره جز یه عالمه کوسن نرم که باعث میشه نشستن و زانو زدن راحت‌تر بشه

20
00:03:40,044 --> 00:03:41,715
اینا رو زیر زانو هات بذار

21
00:03:42,044 --> 00:03:43,175
دردش رو کمتر میکنه

22
00:03:45,485 --> 00:03:46,245
نگران نباش

23
00:03:46,595 --> 00:03:49,455
عمارت شاهزاده جینگ‌آن همیشه خونه‌ توئه

24
00:03:49,875 --> 00:03:52,655
هر چقدر دلت میخواد میتونی اینجا بمونی

25
00:04:06,835 --> 00:04:07,895
ممنونم خواهر یوان جی

26
00:04:09,525 --> 00:04:10,325
و از برادر هم ممنونم

27
00:04:16,645 --> 00:04:18,525
بانوی من شب‌ها هوا سرده

28
00:04:18,715 --> 00:04:19,775
مبادا سرما بخورین

29
00:04:20,085 --> 00:04:22,995
این همون ردای پوست روباه نیست که وارث چند سال پیش خودش شکار کرد و درست کرد؟

30
00:04:22,995 --> 00:04:24,725
وارث دستور دادن بیارمش برای شما

31
00:04:25,645 --> 00:04:27,375
چرا خودش نیاورد؟

32
00:04:32,005 --> 00:04:33,265
این پماد رو هم بیار

33
00:04:33,910 --> 00:04:38,885
از روی‌شنگ خواست که اینو برات درست کنه اما خودش اصلا نیومد

34
00:04:39,125 --> 00:04:42,275
شاید می‌ترسه منو ببینه

35
00:04:43,645 --> 00:04:44,235
چی؟

36
00:04:48,205 --> 00:04:48,765
هیچی

37
00:04:49,915 --> 00:04:52,925
خواهر یوان جی من خودم می‌تونم اینجا نگهبانی بدم

38
00:04:53,085 --> 00:04:54,415
لطفا برگرد و استراحت کن

39
00:05:04,445 --> 00:05:05,705
مراقب خودت باش

40
00:05:27,835 --> 00:05:32,035
وقتی نشان‌های قلب ققنوس ظاهر بشن صلح به دنیا برمی‌گرده

41
00:05:32,835 --> 00:05:35,455
این نشان‌های قلب ققنوس چه ربطی به مواد معدنی دارن؟

42
00:05:44,715 --> 00:05:47,835
وارث من نقلات گل‌ رو از تالار چنگ‌یی خریدم

43
00:05:47,835 --> 00:05:49,095
برسونشون برای بانو شیه

44
00:05:49,595 --> 00:05:53,374
شنیدم سه روزه بیداره و هیچ‌چیزی نخورده و ننوشیده جز یکم سوپ جینسینگ

45
00:05:53,395 --> 00:05:54,925
نمیخواین برین ببینینش؟

46
00:05:55,085 --> 00:05:56,965
همسر وارث و بانو روی زیاد میرن پیشش

47
00:05:57,235 --> 00:06:00,495
 حداقل اسمی شوهر بانو شیه هستین و هنوز طلاق نگرفتین

48
00:06:00,645 --> 00:06:03,275
طبیعیه که برای اون عزاداری کنی

49
00:06:03,275 --> 00:06:05,275
بعید می‌دونم الان بخواد منو ببینه

50
00:06:06,395 --> 00:06:10,095
خب این‌بار بذارم بانوی بزرگ ببرن بهش بدن؟

51
00:06:12,275 --> 00:06:12,960
صبر کن

52
00:06:22,475 --> 00:06:23,335
وارث

53
00:06:28,235 --> 00:06:29,095
حالش خوبه؟

54
00:06:29,275 --> 00:06:30,735
بانو خوابن

55
00:06:33,445 --> 00:06:35,045
لطفا صداتون رو بیارین پایین

56
00:06:35,275 --> 00:06:36,875
بانو بالاخره خوابشون برده

57
00:06:44,765 --> 00:06:46,495
چند روز بود که بیدار مونده بودن

58
00:06:46,715 --> 00:06:51,585
همسر وارث و بانو روی نگران بودن که بانو نتونن این فشار رو به این زودی بعد از بیماری تحمل کنن

59
00:06:51,595 --> 00:06:57,325
همسر وارث یه کاسه سوپ آرام‌بخش آورد و بانو رو گول زد که فکر کنه سوپ جینسینگه و خوردش

60
00:06:57,325 --> 00:06:59,205
تازه الان خوابشون برد

61
00:07:01,715 --> 00:07:02,975
چطور میتونه اینجا بخوابه؟

62
00:07:04,765 --> 00:07:06,155
 می‌برمش که استراحت کنه

63
00:07:06,155 --> 00:07:07,595
 کجا برگردین؟

64
00:07:11,005 --> 00:07:11,645
بانو

65
00:07:26,565 --> 00:07:29,085
انگار نتیجه‌ شرط‌بندیمون معلوم شد

66
00:07:30,445 --> 00:07:31,375
من برنده شدم

67
00:07:31,395 --> 00:07:32,395
نه درست نیست

68
00:07:33,155 --> 00:07:36,085
یادمه شرط بسته بودم که آخرش با هم میمونن

69
00:07:36,227 --> 00:07:40,125
تو همیشه تو شرط‌بندی با شوهرت میبردی چون هر وقت میبازی هیچ‌وقت اعتراف نمی‌کنی درسته؟

70
00:07:40,125 --> 00:07:41,055
این‌طور نیست

71
00:07:42,965 --> 00:07:45,205
خیلی خب هر چی تو بگی

72
00:07:45,765 --> 00:07:49,395
چطوره بذاریم زی چی هم ادبیات بخونه و هم طبابت؟

73
00:07:50,525 --> 00:07:51,655
فکر کنم خوب باشه

74
00:07:51,715 --> 00:07:56,395
راستی نگفتی که وارث موقع به‌دست آوردن صفرا خرس برای جیایو زخمی شدن؟

75
00:07:57,155 --> 00:07:58,645
الان میتونه کسیو بغل کنه و ببره؟

76
00:07:58,915 --> 00:07:59,645
نگران نباش

77
00:08:00,155 --> 00:08:01,215
دردی حس نمی‌کنه

78
00:08:01,355 --> 00:08:01,965
راست میگی

79
00:08:02,915 --> 00:08:06,915
به نظرت چینگ لونگ ، یان یوئه رو دوست داره یا نان‌شینگ رو؟

80
00:08:07,715 --> 00:08:08,715
شرط می‌بندم یان یوئه باشه

81
00:08:08,715 --> 00:08:09,835
بازم شرط‌بندی؟

82
00:08:41,325 --> 00:08:46,495
♪ بهای خلاف جهت باد رفتن چیه؟ ♪

83
00:08:47,325 --> 00:08:51,004
♪ تو رو شناختم، خودمو شناختم، به قول‌هامون پایبندیم ♪

84
00:08:51,024 --> 00:08:55,225
♪ رد باورهامون رو یکی میکنیم ♪

85
00:08:55,345 --> 00:08:57,815
♪ تا وقتی که پیشت باشم ♪

86
00:08:57,835 --> 00:09:00,815
♪ این سفر میتونه تا ابد ادامه پیدا کنه ♪

87
00:09:00,845 --> 00:09:04,595
♪ حتی اگه جونم رو به خطر بندازه ♪

88
00:09:04,615 --> 00:09:07,305
♪ هرگز فراموش نمی‌کنم ♪

89
00:09:07,395 --> 00:09:11,785
♪ میدوم به سمتی که تو هستی ♪

90
00:09:11,805 --> 00:09:15,235
♪ تا پناهگاه خودمو پیدا کنم ♪

91
00:09:15,265 --> 00:09:18,045
♪ زندگی با عجله میگذره، اما تو تنهایی ♪

92
00:09:18,075 --> 00:09:21,075
♪ با درخشش خیره‌کنندت منو روشن می‌کنی ♪

93
00:09:21,095 --> 00:09:25,145
♪ بذار با شجاعت بسوزم و رو به جلو برم ♪

94
00:09:25,175 --> 00:09:28,655
♪ دستت توی دستمه ♪

95
00:09:28,685 --> 00:09:31,605
♪ عشق ما هیچ مرزی از زمان و مکان نداره ♪

96
00:09:31,625 --> 00:09:37,155
♪ دو تا قلب کنار هم، تا پایان زمان ♪

97
00:10:22,715 --> 00:10:25,845
این نشان قلب ققنوس با مال مادرم فرق داره

98
00:10:31,515 --> 00:10:33,755
...اگه پیش اون نباشه پس

99
00:10:37,165 --> 00:10:38,765
چرا از ته دل یه نفس راحت کشیدی؟

100
00:10:39,995 --> 00:10:42,165
من نشان قلب ققنوس شاهدخت رو ندارم

101
00:10:42,165 --> 00:10:44,695
من شاهدخت رو نکشتم یه نفر دیگه این کار رو کرده

102
00:10:45,235 --> 00:10:46,095
 کی می‌تونه باشه؟

103
00:10:47,995 --> 00:10:49,525
شیه جیایو خیلی باهوشی

104
00:10:49,685 --> 00:10:51,745
حتما تا الان حدس زدی نه؟

105
00:10:51,875 --> 00:10:55,935
به جز من بین اونایی که دور و بر شاهدخت بودن کی میتونست این کار رو بکنه و چه انگیزه‌ای داشت؟

106
00:10:56,755 --> 00:10:59,015
حالا چند تا مظنون تو فهرستت باقی مونده؟

107
00:11:01,965 --> 00:11:05,595
اگه من نباشم پس حتما اون یا اونا هستن

108
00:11:07,565 --> 00:11:10,635
 باید عصبانی، خشمگین یا حتی گیج و سرگردون باشی

109
00:11:11,515 --> 00:11:13,245
پس چرا از ته دل یه نفس راحت کشیدی؟

110
00:11:20,165 --> 00:11:23,515
خیالت راحت شد که کار من نبوده مگه نه؟

111
00:11:25,635 --> 00:11:29,875
یائویائو چرا این‌طوری فکر می‌کنی؟

112
00:11:39,445 --> 00:11:42,835
شیائو وویی هنوز کاملا تبرئه نشدی

113
00:11:43,565 --> 00:11:47,525
از اونجایی که انگیزه‌ منو میدونستی میتونستی نشان مادرمو یه جای دیگه قایم کنی

114
00:11:52,235 --> 00:11:55,135
اگه بهم شک داری هر لحظه میتونی جونمو بگیری

115
00:12:03,265 --> 00:12:04,525
فکر کردی جراتشو ندارم؟

116
00:12:20,925 --> 00:12:24,655
اگه همین الان بهت بگم که دوستت دارم فکر میکنی دیوونم؟

117
00:12:27,805 --> 00:12:28,805
همین الانشم دیوونه‌ای

118
00:12:32,085 --> 00:12:32,815
شیه جیایو

119
00:12:37,475 --> 00:12:38,805
قلب من مال توئه

120
00:12:47,285 --> 00:12:47,875
میدونم

121
00:12:49,515 --> 00:12:51,525
میدونم شاهدخت چه جایگاهی تو قلبت داره

122
00:12:53,565 --> 00:12:55,405
من هیچ‌وقت به مادره زنی که دوستش دارم آسیب نمیزنم

123
00:12:57,355 --> 00:12:58,115
هرگز

124
00:13:20,565 --> 00:13:21,325
زخمی شدی؟

125
00:13:24,835 --> 00:13:25,695
چه اتفاقی افتاده؟

126
00:13:26,235 --> 00:13:27,875
تو قلعه‌ لینگ‌فنگ اینو نداشتی

127
00:13:28,045 --> 00:13:28,505
...چی

128
00:13:37,445 --> 00:13:42,405
♪ تمام حرف‌های عاشقانه دنیا هم کمه ♪

129
00:13:43,245 --> 00:13:44,925
♪ در حالی که زمان به‌ ارومی میگذره ♪

130
00:13:44,945 --> 00:13:47,565
♪ همدیگه رو بغل میکنیم و پیمان میبندیم ♪

131
00:13:47,585 --> 00:13:49,125
♪ هر مسیری که باشه ♪

132
00:13:49,145 --> 00:13:53,405
♪ فقط میخوام تا ابد پیش تو باشم ♪

133
00:13:53,695 --> 00:13:55,285
♪ یه قول همیشگی ♪

134
00:13:55,315 --> 00:13:57,975
♪ تک‌تک لحظات زندگیم مال توئه ♪

135
00:13:57,995 --> 00:13:59,995
♪ بعد از همه‌ اینا ♪

136
00:14:00,025 --> 00:14:02,845
♪ امیدوارم همه‌ رویاهات به حقیقت بپیوندن ♪

137
00:14:03,875 --> 00:14:05,245
♪ فقط من و تو ♪

138
00:14:05,275 --> 00:14:08,455
♪ از سپیده تا غروب، سال به سال ♪

139
00:14:08,725 --> 00:14:14,605
♪ دست در دست هم طعم‌های تلخ و شیرین زندگی رو بچشیم ♪

140
00:14:48,465 --> 00:14:48,970
[لوح یادبود مرحوم شاهدخت لی یون‌جائو]

141
00:14:48,995 --> 00:14:55,875
مادر اگه از بهشت منو می‌بینی لطفا دعام کن تا زودتر مقصر رو پیدا کنم

142
00:15:01,205 --> 00:15:02,335
یه نفر دست به کار شده

143
00:15:04,005 --> 00:15:04,595
کی؟

144
00:15:05,805 --> 00:15:08,205
برادر، بیا بریم پیش پدر

145
00:15:08,755 --> 00:15:10,445
آره بریم پیش پدر

146
00:15:21,445 --> 00:15:23,055
[عمارت شاهزاده جینگ‌آن]

147
00:15:25,045 --> 00:15:27,525
شکایات علیه تو داره به اداره‌ بازرسی سرازیر میشه

148
00:15:28,045 --> 00:15:29,705
هنوزم نمیخوای سوی جون رو تحویل بدی؟

149
00:15:30,685 --> 00:15:32,080
گاری زندانی‌ها داره میاد

150
00:15:32,085 --> 00:15:33,925
بارندگی داشت و رانش زمین اتفاق افتاد

151
00:15:33,925 --> 00:15:35,475
حرکت تو کوهستان کنده

152
00:15:35,475 --> 00:15:37,075
این اراجیف رو برای من تعریف نکن

153
00:15:37,085 --> 00:15:39,045
من میدونستم که سوی جون به جیان‌کانگ رسیده

154
00:15:39,045 --> 00:15:40,635
تو فقط اونو مخفیانه زندانی کرده بودی

155
00:15:40,635 --> 00:15:44,755
حتی اگه سوی جون رو تحویل بدم باز هم اشراف‌زاده‌ها دست از شکایت و متهم کردن من برنمی‌دارن

156
00:15:46,355 --> 00:15:49,965
تو فقط یه شاهد تو پرونده‌ خاندان سوی هستی که باید زندانی‌های اون خاندان رو همراهی کنی

157
00:15:49,965 --> 00:15:53,085
به محض رسیدن به جیان‌کانگ باید اونا رو به دادگاه بررسی قضایی تحویل بدی

158
00:15:53,085 --> 00:15:56,725
واقعا میخوای نشان قلب ققنوس و معادن خاندان سوی رو برای خودت برداری؟

159
00:15:57,595 --> 00:16:00,925
مرگ شاهدخت واقعا ربطی به تو نداشت؟

160
00:16:02,405 --> 00:16:03,085
برادر

161
00:16:05,995 --> 00:16:07,195
اون‌طوری نیست که تو فکر می‌کنی

162
00:16:07,475 --> 00:16:15,695
تو دربار شایعه شده که مرگ شاهدخت یه حادثه نبوده بلکه تو برای به‌دست آوردن نشانش اونو کشتی

163
00:16:16,475 --> 00:16:21,085
اگه سوی جون رو تحویل ندی این شایعات هر روز شدیدتر میشه

164
00:16:21,407 --> 00:16:24,935
اشراف‌زاده‌ها مثل عقاب چشمشون به توئه و منتظرن هر لحظه یه خطایی بکنی

165
00:16:25,685 --> 00:16:29,655
سوی جون اعتراف نکرده که چطوری باید نشان رو باز کرد واسه همین نمی‌تونم تحویلش بدم

166
00:16:29,805 --> 00:16:33,765
یان یوئه گفت هر کاری کرد از فن جویو گرفته تا سم و شکنجه، اون یه کلمه هم حرف نزد

167
00:16:34,235 --> 00:16:37,775
جاسوسی که توسط ملکه‌ مادر چین شمالی آموزش دیده واقعا آدم کله‌شقیه

168
00:16:38,755 --> 00:16:41,285
چرا تو داری اینا رو گزارش میکنی؟ یان یوئه کجاست؟

169
00:16:44,085 --> 00:16:44,885
چی شده؟

170
00:17:02,595 --> 00:17:03,455
وارث

171
00:17:04,325 --> 00:17:05,255
چه خبره؟

172
00:17:06,595 --> 00:17:10,555
بانو شیه گفت میخواد روی هنرهای رزمیش کار کنه و معتقده عزاداری دلیل خوبی برای تنبلی نیست

173
00:17:10,755 --> 00:17:12,485
صبحانه چی خورده؟

174
00:17:12,925 --> 00:17:13,455
هیچی

175
00:17:14,355 --> 00:17:18,085
بانو شیه شنیده که صبح‌های زود با شکم خالی تمرین می‌کنین و اصرار داشت اون هم همین‌طور کنه

176
00:17:18,085 --> 00:17:18,685
چه حرفای بی‌ربطی

177
00:17:22,554 --> 00:17:23,074
جیایو

178
00:17:24,205 --> 00:17:24,715
جیایو

179
00:17:26,074 --> 00:17:28,074
میخوای خودتو از گرسنگی بکشی؟

180
00:17:30,925 --> 00:17:31,784
چی شده؟

181
00:17:33,525 --> 00:17:34,445
هیچی

182
00:17:40,925 --> 00:17:41,525
بیا

183
00:17:51,205 --> 00:17:53,135
یاد گرفتن هنرهای رزمی زمان میبره

184
00:17:53,475 --> 00:17:55,135
اینکه بخوای تمرین کنی خیلی خوبه

185
00:17:55,555 --> 00:17:59,315
اما باید قدم به قدم پیش بری نه اینکه عجله کنی متوجه شدی؟

186
00:17:59,405 --> 00:18:03,705
فقط میخوام یه کاری داشته باشم که ذهنم از فکر کردن دست بکشه

187
00:18:04,965 --> 00:18:05,645
شیه جیایو

188
00:18:09,405 --> 00:18:11,005
دیگه به خودت سخت نگیر

189
00:18:14,745 --> 00:18:16,605
گفتی قلبت مال منه

190
00:18:17,845 --> 00:18:21,225
پس حاضری به‌خاطر من آدم بکشی؟

191
00:18:21,925 --> 00:18:23,795
شاهدخت یون‌جائو تازه فوت کرده

192
00:18:23,795 --> 00:18:28,455
اما اگه نتونی خودتو جمع و جور کنی هیچ‌کس دیگه نمی‌تونه مسئول زندگی تو باشه

193
00:18:29,885 --> 00:18:30,715
حتی تو؟

194
00:18:32,255 --> 00:18:33,405
من می‌تونم به‌خاطر تو آدم بکشم

195
00:18:35,095 --> 00:18:37,555
اما نمیتونم کمکت کنم از این گرفتگی و غم عبور کنی

196
00:18:38,885 --> 00:18:42,445
تو همین الان میدونی کی این کار رو کرده مگه نه؟

197
00:18:47,315 --> 00:18:48,715
خبر بد، وارث

198
00:18:49,165 --> 00:18:50,425
سوی جون رو دزدیدن

199
00:18:52,555 --> 00:18:53,165
چی؟

200
00:18:53,315 --> 00:18:58,605
آدم‌ربا روی دیوار پیامی گذاشته و گفته که به دستور ولیعهد ون شی عمل کردن

201
00:18:58,605 --> 00:18:59,335
غیرممکنه

202
00:19:00,635 --> 00:19:03,205
چند روز آینده اصلا از خونه بیرون نرو باشه؟

203
00:19:21,845 --> 00:19:22,445
بانوی من

204
00:19:23,645 --> 00:19:25,175
وارث همه‌ اینا رو ترتیب داده

205
00:19:26,715 --> 00:19:30,935
گفت با اینکه شما یه زوج متاهل واقعی نیستین اما آداب و رسوم در اولویته

206
00:19:31,035 --> 00:19:33,125
شاهدخت یون‌جائو از نظر اون مثل یه بزرگتر میمونه

207
00:19:33,125 --> 00:19:36,125
برای مراسم عزاداری خاندان باید احترامش رو نگه داره

208
00:19:36,125 --> 00:19:39,665
کل عمارت با پوشیدن لباس‌های مخصوص عزاداری می‌کنن

209
00:19:39,715 --> 00:19:42,095
ما این موضوع رو به بانوی بزرگ گزارش دادیم و ایشون هم موافقت کردن

210
00:19:42,475 --> 00:19:46,925
فقط برام سواله که چرا وارث این‌قدر طول کشید تا این‌طور صداقتش رو نشون بده

211
00:19:48,685 --> 00:19:50,885
قبلا می‌ترسید که نکنه خوشم نیاد

212
00:19:51,405 --> 00:19:53,275
پس الان دیگه نمیترسه؟

213
00:19:55,925 --> 00:19:57,255
قلب من مال توئه

214
00:19:59,135 --> 00:20:02,445
بانوی من فکر نمی‌کنم کار وارث باشه

215
00:20:02,765 --> 00:20:03,965
می‌دونم اون این کار رو نکرد

216
00:20:04,715 --> 00:20:08,735
یکی میخواد منو به این نتیجه برسونه که اون برای به‌دست آوردن نشان قلب ققنوس مادر رو کشته

217
00:20:08,995 --> 00:20:11,455
ولیعهد ون شی امید مردمه

218
00:20:11,965 --> 00:20:16,755
حالا که نشان ظاهر شده ولیعهد ون شی طبیعتا بایدخودش رو  نشون بده

219
00:20:18,905 --> 00:20:20,635
له جون تو اینجا چیکار می‌کنی؟

220
00:20:23,135 --> 00:20:25,265
داشتم میومدم که تو رو برای شام صدا بزنم

221
00:20:26,365 --> 00:20:29,685
گوشوارم گم شده بود اومدم دنبالش بگردم

222
00:20:33,315 --> 00:20:34,555
پیداش کردی؟

223
00:20:39,145 --> 00:20:42,935
اما شیائو وویی و مادرم واقعا یه چیزی رو از من مخفی می‌کنن

224
00:20:43,035 --> 00:20:45,815
و مرگ مادرم هم به همین موضوع ربط داره

225
00:20:58,565 --> 00:21:01,715
همه‌ اینا به خاطر ولیعهد ون شی شروع شد

226
00:21:02,635 --> 00:21:05,255
[لوح یادبود مرحوم شاهدخت لی یون‌جائو]

227
00:21:09,925 --> 00:21:11,555
دختر جون تو اینجا چیکار می‌کنی؟

228
00:21:12,325 --> 00:21:13,185
بانوی بزرگ

229
00:21:15,405 --> 00:21:18,165
شما قبول کردی که کل عمارت برای مادرم عزاداری کنن

230
00:21:18,275 --> 00:21:20,365
باید شخصا ازت تشکر می‌کردم

231
00:21:20,475 --> 00:21:21,875
این کمترین کاری بود که می‌تونستم بکنم

232
00:21:22,445 --> 00:21:24,475
نان‌شینگ این وسایل رو ببر داخل

233
00:21:25,205 --> 00:21:25,645
چشم

234
00:21:32,315 --> 00:21:35,125
بانوی بزرگ شما هم اهل پایتخت هستی

235
00:21:35,125 --> 00:21:37,885
یه سری چیزها درباره‌ گذشته هست که می‌خوام ازت بپرسم

236
00:21:38,205 --> 00:21:39,045
 بپرس

237
00:21:39,069 --> 00:21:43,885
شنیدم که مادرم قبلا با ملکه ون شی خیلی صمیمی بوده صمیمیتشون مثل خواهر بود

238
00:21:45,035 --> 00:21:45,645
بله

239
00:21:47,165 --> 00:21:51,385
وقتی می‌گفتن دو زیباروی پایتخت منظورشون ملکه ون شی وشاهدخت یون‌جائو بود

240
00:21:51,795 --> 00:21:57,125
اینو هم شنیدم که ژنرال شیائو قدیما برای خانواده‌ مادری ملکه ون شی کار میکردن

241
00:21:57,125 --> 00:22:03,388
اون به‌خاطر توصیه‌ ملکه ون شی وارد نگهبانان سلطنتی شد و بعدا با هدایت خاندان سلطنتی و اشراف دا یه به جنوب

242
00:22:03,412 --> 00:22:07,975
یه جنوبی رو بنا کردن و به امپراتور کمک کردن به همین خاطر لقب شاهزاده جینگ‌آن رو گرفتن

243
00:22:09,165 --> 00:22:10,035
درسته

244
00:22:10,715 --> 00:22:15,845
اما چرا مادرم هیچ‌وقت حرفی از خانواده‌ شیائو یا ژنرال شیائو به من نزد؟

245
00:22:20,885 --> 00:22:22,205
اونا از طبقات اجتماعی متفاوتی بودن

246
00:22:22,205 --> 00:22:25,035
تازه اون زمان شاهزاده فقط یه پیش‌خدمت ساده بود

247
00:22:25,035 --> 00:22:28,165
تعجبی نداره که شاهدخت اونو به یاد نیاورده باشه

248
00:22:28,165 --> 00:22:33,565
اما ملکه ون شی تونست آخرین پنجاه هزار نفر از نگهبانانش رو به ژنرال شیائو بسپاره پس حتما اون یه فرد مورد اعتماد و محرم راز بوده

249
00:22:34,755 --> 00:22:37,555
مادرم هم کسی بود که ملکه ون شی بهش اعتماد داشت

250
00:22:38,795 --> 00:22:40,325
چطور ممکنه یادش نیاد؟

251
00:22:42,275 --> 00:22:49,125
وقتی ملکه ون شی زایمان کرد و ولیعهد در شرایط وخیمی قرار گرفت به دلیلی نامعلوم ولیعهد برای مدتی طولانی هر چه بود ظاهر نشد

252
00:22:49,125 --> 00:22:50,885
به همین خاطر، دربار به دو جناح مختلف تقسیم شد

253
00:22:50,885 --> 00:22:55,925
یه جناح اصرار داشت که منتظر بازگشت ولیعهد بمونن و از وارث قانونی حمایت کنن مثلا مثل مادر تو

254
00:22:56,715 --> 00:23:03,975
جناح دیگه شامل اشراف مختلفی بود که پیشنهاد میدادن یکی از شاهزاده‌های هم‌سن و سال رو از بین خاندان سلطنتی انتخاب کنن و اول از اون حمایت کنن

255
00:23:03,995 --> 00:23:05,925
این دو جناح به بن‌بست رسیده بودن

256
00:23:05,995 --> 00:23:08,885
فقط شاهزاده جینگ‌آن که فرمانده‌ نگهبانان سلطنتی بود حق تصمیم‌گیری داشت

257
00:23:09,405 --> 00:23:15,075
شاهزاده طرف اشراف رو گرفت و از امپراتور روی که پدر اعلیحضرت هست حمایت کرد

258
00:23:16,605 --> 00:23:17,165
بله

259
00:23:17,965 --> 00:23:21,925
از اون موقع به بعد شاهدخت و خانواده‌ شیائو دیگه هیچ ارتباطی با هم نداشتن

260
00:23:22,275 --> 00:23:25,075
پس یعنی شاهزاده نشان قلب ققنوس رو داشت؟

261
00:23:30,605 --> 00:23:31,885
فقط پرسیدم

262
00:23:32,715 --> 00:23:35,935
خب نشان مادرم گم شده

263
00:23:36,445 --> 00:23:43,275
بعضی‌ها میگن شیائو وویی برای به‌دست آوردن نشان قلب ققنوس مادرم رو کشت

264
00:23:43,505 --> 00:23:44,175
...واسه همینه که

265
00:23:44,175 --> 00:23:44,905
غیرممکنه

266
00:23:45,885 --> 00:23:47,315
من اینو بهت تضمین می‌کنم

267
00:23:47,685 --> 00:23:49,945
شیائو وویی هیچ‌وقت شاهدخت رو نمی‌کشه

268
00:23:52,605 --> 00:23:53,465
...نمی‌تونسته

269
00:24:01,925 --> 00:24:02,985
لطفا حرفمو باور کن

270
00:24:03,515 --> 00:24:05,515
وویی هیچ‌وقت شاهدخت رو نمی‌کشه

271
00:24:06,605 --> 00:24:07,735
باید به وویی اعتماد کنی

272
00:24:07,845 --> 00:24:09,505
اجازه نده بقیه تو رو گمراه کنن

273
00:24:11,515 --> 00:24:12,475
می‌فهمم

274
00:24:14,475 --> 00:24:16,555
اگه شما میگی باور می‌کنم

275
00:24:18,075 --> 00:24:19,075
به شیائو وویی اعتماد دارم

276
00:24:27,315 --> 00:24:31,635
بانو شیه لطفا بهم بگو چرا منو آوردی اینجا

277
00:24:32,165 --> 00:24:34,965
مگه من کمک نکردم که بتونی تو مسابقات تیراندازی شرکت کنی؟

278
00:24:34,965 --> 00:24:37,875
گفتی که بهم مدیونی و یه کاری برای من می‌کنی

279
00:24:39,365 --> 00:24:40,205
همچین چیزی گفتم

280
00:24:40,685 --> 00:24:41,615
پس دیگه سوال نپرس

281
00:24:42,405 --> 00:24:46,005
قول میدم این موضوع قوانین دا یه رو نقض نکنه

282
00:24:48,845 --> 00:24:50,845
جناب ایشون اینجاست

283
00:24:51,555 --> 00:24:53,015
لطفا دستتون رو بیارین جلو

284
00:25:14,515 --> 00:25:15,075
نه

285
00:25:17,855 --> 00:25:18,715
ممنونم،جناب

286
00:25:19,075 --> 00:25:21,035
دقیقا چه اتفاقی داره میفته؟

287
00:25:21,475 --> 00:25:22,315
نه یعنی چی؟

288
00:25:25,795 --> 00:25:26,445
وویی

289
00:25:33,995 --> 00:25:34,715
منو نقاشی کردی

290
00:25:35,685 --> 00:25:37,945
کی این کار رو کردی؟ تو میدان هنرهای رزمی؟

291
00:25:39,315 --> 00:25:43,135
پیشگو گفت که تو و شیائو یائو برادر خونی هم نیستین

292
00:25:43,235 --> 00:25:44,075
به این اندازه مطمئنی؟

293
00:25:44,645 --> 00:25:45,775
اگه اشتباه کرده باشه چی؟

294
00:25:46,075 --> 00:25:48,845
همین که الان اینجا نشستی ثابت می‌کنه که من راست میگم

295
00:25:51,365 --> 00:25:53,635
از کی به بعد به هویت من شک کردی؟

296
00:25:54,445 --> 00:25:55,445
تو قلعه‌ لینگ‌فنگ

297
00:25:55,755 --> 00:25:56,415
به اون زودی؟

298
00:25:57,925 --> 00:26:01,125
اولش برام مهم نبود ولیعهد ون شی کیه

299
00:26:01,125 --> 00:26:03,495
فقط برام مهم بود که کی مادرمو کشته

300
00:26:04,035 --> 00:26:08,375
میدونم مادرم بهت گفت که نشان رو در ازای آزادی من معامله می‌کنه

301
00:26:09,075 --> 00:26:12,475
شب قبل از مرگش دیدم که داشتین با هم بحث می‌کردین

302
00:26:13,405 --> 00:26:17,465
اون این نشان رو به هیچ‌کس جز ولیعهد ون شی نمیداد

303
00:26:18,615 --> 00:26:22,115
وقتی بهت قول داده بود چطوری می‌تونست زیر قولش بزنه؟

304
00:26:22,275 --> 00:26:28,315
واسه همین شک کردی که شاید من اون کسی بودم که به شاهدخت حمله کرد تا نشان رو بگیره؟

305
00:26:29,315 --> 00:26:32,925
به جز تو، له جون هم یکی از مظنون‌های احتمالی بود

306
00:26:33,035 --> 00:26:36,515
اون روز شنیدم که شاهدخت داشت با یکی بحث می‌کرد

307
00:26:36,515 --> 00:26:38,925
می‌گفت می‌دونه ولیعهد ون شی کجاست

308
00:26:38,925 --> 00:26:42,475
می‌خواست نشان رو بده به ولیعهد ون شی

309
00:26:43,245 --> 00:26:47,845
تو ارابه، من بهش فرصت دادم

310
00:26:48,195 --> 00:26:53,825
اما اون از پیشینه‌ تو خبر داشت و اصرار می‌کرد که کمک کنه ولیعهد ون شی به تخت برسه

311
00:26:54,165 --> 00:26:59,135
اگه اون میفهمید که مادرم میخواد از به قدرت رسیدن ولیعهد ون شی حمایت کنه این موضوع جایگاه ا مائو رو به خطر مینداخت

312
00:26:59,605 --> 00:27:01,865
پس اون هم دلیلی داشت که نشان رو بگیره

313
00:27:02,445 --> 00:27:08,165
وقتی ولیعهد ون شی با نشان به جیان‌کانگ برگرده اون وقت تو چیکار می‌کنی برادر؟

314
00:27:08,845 --> 00:27:12,035
تو به‌خاطر قصر شرقی حتی از یائویائو هم گذشتی

315
00:27:12,205 --> 00:27:14,405
مجبور بودم از شرش رو کم کنم

316
00:27:18,925 --> 00:27:27,165
بدون نشان شاهدخت حتی اگه ولیعهد ون شی هم بیاد پیش‌گویی باطل شده محسوب می‌شه

317
00:27:28,555 --> 00:27:29,955
اون داشت با کی بحث می‌کرد؟

318
00:27:31,195 --> 00:27:36,015
خوب ندیدم اما فکر کنم حتما شیائو وویی بوده

319
00:27:36,555 --> 00:27:38,415
شیائو وویی واقعا نشان رو میخواد

320
00:27:38,845 --> 00:27:41,845
همین الانش هم نشان سوی جون دست اونه

321
00:27:42,475 --> 00:27:43,075
برادر

322
00:27:44,125 --> 00:27:51,765
به نظر من تو برای شیائو وویی فقط یه مهره‌ای هستی که تو دولت نگهت داشته تا اصلاحات بی‌فو رو پیش ببره

323
00:27:52,605 --> 00:27:58,685
اگه جرات کرده و عاشق یائویائو شده پس دیگه چه محبتی می‌تونه به تو داشته باشه؟

324
00:28:05,645 --> 00:28:10,165
دیگه هیچ‌وقت به شیائو وویی اعتماد نکن

325
00:28:13,555 --> 00:28:16,475
فقط تو بودی که اون غلات رو داشتی که می‌تونست اسب رو دیوونه کنه

326
00:28:16,995 --> 00:28:20,805
واسه همین اولش بیشتر به تو مشکوک بودم

327
00:28:21,885 --> 00:28:23,125
از کی به بعد نظرت عوض شد؟

328
00:28:31,515 --> 00:28:32,315
روز عروسی

329
00:28:31,975 --> 00:28:34,015
[یه شینگ، فرستاده‌ سایه]

330
00:28:32,495 --> 00:28:34,495
کسی که مرد برادر دوقلوم بود

331
00:28:34,525 --> 00:28:37,875
من و برادرم محافظ‌های محرمانی بودیم که شاهدخت یون‌جائو»ما رو پرورش داده بود

332
00:28:39,275 --> 00:28:43,595
تا روز عروسی حتی استاد بزرگ هم از وجود ما خبر نداشت

333
00:28:50,845 --> 00:28:51,925
مگه تو نمردی؟

334
00:28:53,555 --> 00:28:56,525
قبل از اینکه مادر به قلعه‌ لینگ‌فنگ بره اونو برای یه ماموریت فرستاده بود

335
00:28:56,995 --> 00:29:00,045
اما وقتی برگشت دید که مادر کشته شده

336
00:29:00,075 --> 00:29:05,835
اون روز وقتی وارد شهر شدیم من عقب موندم تا فقط به لی مائو» بگم که یه شاهد پیدا کردم

337
00:29:06,795 --> 00:29:08,405
له جون شدیدا زخمی شده و بیهوشه

338
00:29:08,405 --> 00:29:13,705
اگه بیدار شد ازش بخواه خوب فکر کنه ببینه سرنخ دیگه‌ای از شاهدها هست یا نه

339
00:29:14,475 --> 00:29:19,025
 یکی فرستادم دنبال خانواده‌ ارابه چی بگرده به این امید که سرنخ‌های جدیدی پیدا کنیم

340
00:29:19,305 --> 00:29:26,615
بعدش بانو دستور داد که سریع خانواده‌ ارابه چی رو تحت کنترل بگیرم و بیارمشون جیان‌کانگ تا ببینیم کسی از این فرصت استفاده می‌کنه یا نه

341
00:29:26,685 --> 00:29:28,795
همون‌طور که انتظار میرفت آدم‌های شاهزاده چی اومدن

342
00:29:30,155 --> 00:29:32,235
پس تو از همون اول به لی له جون شک داشتی

343
00:29:32,995 --> 00:29:34,055
اونا طعمه رو خوردن

344
00:29:34,925 --> 00:29:36,785
من فقط قلاب رو برای همه انداختم

345
00:29:37,555 --> 00:29:40,225
بیرون کشیدن مار از لونش، باعث میشه مار حواسش جمع بشه

346
00:29:40,475 --> 00:29:48,735
لی مائو و لی له جون حتما متوجه شک تو شدن و به‌زودی میفهمن که خانواده‌ ارابه چی در واقع هیچ‌چیزی نمیدونن و شاهد نیستن

347
00:29:49,165 --> 00:29:50,405
خب اگه بفهمن چی میشه؟

348
00:29:56,605 --> 00:29:57,165
خیلی خب

349
00:29:58,275 --> 00:29:59,305
 بیا درباره‌ من حرف بزنیم

350
00:29:59,305 --> 00:30:01,305
دقیقا کی بود که لو رفتم؟

351
00:30:03,925 --> 00:30:06,645
وقتی سوی جون مادرمو گروگان گرفت

352
00:30:07,125 --> 00:30:08,995
ولیعهد ون شی خیلی وقت پیش مرده

353
00:30:08,995 --> 00:30:09,965
اون نمرده

354
00:30:12,315 --> 00:30:13,575
سوی جون رو دزدیدن

355
00:30:13,605 --> 00:30:17,965
آدم‌ربا روی دیوار پیامی گذاشته و گفته که به دستور ولیعهد ون شی عمل کردن

356
00:30:17,965 --> 00:30:18,695
غیرممکنه

357
00:30:22,075 --> 00:30:25,495
این‌قدر مطمئن بودن به یه چیزی واقعا اشتباهه

358
00:30:25,715 --> 00:30:28,615
وقتی شک وارد دل آدم بشه دیگه نمیشه جلوش رو گرفت

359
00:30:29,475 --> 00:30:32,795
غذاخوری شیویوئه مدام داره داستان‌هایی درباره‌ نشان و ولیعهد ون شی تعریف می‌کنه

360
00:30:32,795 --> 00:30:35,425
اگه ولیعهد ون شی واقعا زنده باشه الان چند سالشه؟

361
00:30:35,555 --> 00:30:37,795
بیست و چهار سال پیش... پس بیست و چهار ساله

362
00:30:39,605 --> 00:30:41,845
رفتار متناقض بانوی بزرگ نسبت به تو

363
00:30:41,845 --> 00:30:43,035
وویی هم پسرمنه

364
00:30:44,555 --> 00:30:46,485
پس چرا قبول نکردی بری شیائو وویی رو ببینی؟

365
00:30:47,115 --> 00:30:49,375
شیائو وویی هیچ‌وقت شاهدخت رو نمی‌کشه

366
00:30:50,605 --> 00:30:54,205
و اعتماد کورکورانه‌ مادرم به تو وقتی تو عمارت سوی بود

367
00:30:54,205 --> 00:30:55,535
کی گفته ما تنها هستیم؟

368
00:30:55,685 --> 00:30:56,885
ما تو خوشی و غم با همیم

369
00:30:57,475 --> 00:31:00,025
واقعا اسم خیلی مناسبی برای خودش انتخاب کرده

370
00:31:03,475 --> 00:31:08,125
همین‌طور نظر اون درباره‌ ولیعهد ون شی

371
00:31:08,495 --> 00:31:12,908
مادرم می‌گفت ولیعهد ون شی کسیه که دنیا رو بیشتر از خودش دوست داره

372
00:31:12,932 --> 00:31:18,685
و هر کاری برای این دنیا میکنه و آدم‌های کمی تو این دنیا هستن که بتونن چنین ویژگی‌ای داشته باشن

373
00:31:21,605 --> 00:31:24,935
از قضا من یه دیوونه‌ای رو می‌شناسم که دقیقا همین ویژگی‌ها رو داره

374
00:31:27,645 --> 00:31:31,555
شیه جیایو پس نظر تو درباره‌ من این‌قدر بالاست

375
00:31:32,235 --> 00:31:36,245
شیائو وویی وقتشه هویت واقعیت رو برملا کنی

376
00:31:38,235 --> 00:31:38,845
بله

377
00:31:41,855 --> 00:31:43,485
من ولیعهد ون شی هستم

378
00:31:47,165 --> 00:31:49,835
[عمارت شاهزاده جینگ‌آن]

379
00:31:56,405 --> 00:31:58,135
وقتشه که مادر رو برگردونیم خونه

380
00:31:58,755 --> 00:32:01,415
نان‌شینگ کمکم کن آماده شم و لباس بپوشم

381
00:32:06,925 --> 00:32:10,885
تو این سال‌ها خانواده‌ شیه لطف‌های زیادی از شاهدخت دیدن

382
00:32:10,885 --> 00:32:15,235
تالار شانجی من به‌خاطر حمایت‌های مالی چندین ساله‌ شاهدخت تونست فعال بمونه

383
00:32:15,235 --> 00:32:20,965
این کتب بودایی رو تو این چند روز زن‌ها و بچه‌های تالار شانجی با دست خودشون نوشتن تا به شاهدخت تقدیم کنن

384
00:32:20,965 --> 00:32:22,405
تسلیت میگم

385
00:32:24,685 --> 00:32:26,485
شاهدخت پینگ‌نینگ تشریف آوردن

386
00:32:30,165 --> 00:32:31,695
عرض ادب شاهدخت

387
00:32:39,575 --> 00:32:42,055
من و برادرم زندگی سختی داشتیم

388
00:32:42,645 --> 00:32:44,975
خوشبختانه شاهدخت از ما مراقبت کرد

389
00:32:45,445 --> 00:32:47,175
ما تا ابد مدیون ایشون هستیم

390
00:32:47,365 --> 00:32:51,075
 درخواست فرمانی کردم تا همراه شاهدخت باشم

391
00:33:08,075 --> 00:33:09,475
عرض ادب استاد بزرگ

392
00:33:13,645 --> 00:33:15,705
حتی با وجود اینکه زخمی هستی باز هم این کار رو کردی

393
00:33:16,365 --> 00:33:18,095
این نشون‌دهنده‌ لطف و توجه توئه

394
00:33:30,405 --> 00:33:31,685
وقتشه

395
00:33:32,075 --> 00:33:34,685
مراسم رو شروع کنین کاسه رو بشکنین

396
00:33:38,845 --> 00:33:39,515
صبر کنین

397
00:33:52,715 --> 00:33:59,155
پدر وقتی من هستم چطور ممکنه پسرعموم کاسه رو بشکنه و یه غریبه همراه بشه؟

398
00:34:06,605 --> 00:34:11,065
له جون همراه با مادرم از صخره پرت شد اما خیلی سریع بهبود پیدا کرد

399
00:34:13,275 --> 00:34:16,515
به نظر می‌رسه خیلی خوش اقبالی

400
00:34:17,205 --> 00:34:19,885
یائویائو، متاسفم

401
00:34:20,445 --> 00:34:22,245
نتونستم شاهدخت رو نگه دارم

402
00:34:22,445 --> 00:34:25,245
کاش اون روز سریع‌تر حرکت می‌کردم

403
00:34:25,675 --> 00:34:27,555
یائویائو تو کجا بودی؟

404
00:34:27,845 --> 00:34:31,515
هفت روز عزاداری گذشته و تو حتی یه بار هم نیومدی کنار تابوت زانو بزنی

405
00:34:31,515 --> 00:34:32,975
من مانع اومدنش شدم

406
00:34:33,245 --> 00:34:38,015
فکر کردم دفعه‌ پیش خیلی واضح بهت فهموندم که حق نداری پات رو توی عمارت شیه بذاری

407
00:34:52,115 --> 00:34:56,095
شاید شماها ندونین اما مادرم از پدرم جدا شده بود

408
00:34:58,635 --> 00:34:59,675
...مادرم دوست نداشت

409
00:34:59,675 --> 00:35:00,155
جدا شده بود؟

410
00:35:00,155 --> 00:35:02,615
که تو قبرستان اجدادی خاندان شیه دفن بشه

411
00:35:03,075 --> 00:35:06,245
واسه همین امروز اومدم که جنازش رو ببرم

412
00:35:06,245 --> 00:35:07,045
گستاخ

413
00:35:07,325 --> 00:35:09,925
جیایو نباید همین‌طوری اراجیف ببافی

414
00:35:09,925 --> 00:35:11,925
مگه میشه پدر و مادرت جدا شده باشن؟

415
00:35:11,925 --> 00:35:13,525
من دو تا نامه دستمه

416
00:35:14,555 --> 00:35:18,445
این نامه رو مادرم وقتی از جیان‌کانگ رفت برای من نوشت

417
00:35:18,445 --> 00:35:24,395
گفته بود که از پدرم جدا شده و می‌خواد بره سفر و دنیا رو بگرده نامه‌ دوم

418
00:35:26,475 --> 00:35:28,725
تو دوران حضور مادرم تو قلعه‌ لینگ‌فنگ برای پدرم نوشته شده بود

419
00:35:30,035 --> 00:35:32,165
اینا وسایل شاهدخت هستن

420
00:35:35,425 --> 00:35:39,285
متاسفانه قبل از اینکه بتونه نامه رو بفرسته فوت کرد

421
00:35:40,325 --> 00:35:43,025
پدر میخوای یه نگاه بهش بندازی؟

422
00:35:43,475 --> 00:35:44,515
نیازی نیست

423
00:35:46,555 --> 00:35:50,635
ازدواج من با مادرت به فرمان خاندان سلطنتی بود

424
00:35:51,445 --> 00:35:59,245
پس بدون تایید دربار و موافقت دربار داخل، این برگه جدایی تو کاملا بی‌اعتباره

425
00:36:00,405 --> 00:36:08,815
حالا که کل خانواده‌ شیه امروز اینجا جمع شدن یه بار دیگه میگم شیه جیایو فرزند خونی من و یون جائو نیست

426
00:36:10,115 --> 00:36:11,595
- چی؟
- چی؟

427
00:36:11,845 --> 00:36:12,865
- این چه حرفیه؟
- نمی‌دونم

428
00:36:12,865 --> 00:36:17,305
اون فقط یه یتیمه که یون جائو از یه جایی پیدا کرد و آوردش

429
00:36:18,285 --> 00:36:21,325
یه حیوون خونگی کوچیک که یون جائو فقط یه ده سال پیشش نگه داشت

430
00:36:22,725 --> 00:36:23,885
...پس چه حقی

431
00:36:25,845 --> 00:36:30,295
اون چه حقی داره که برای خانواده‌ شیه و یون جائو تصمیم بگیره؟

432
00:36:30,445 --> 00:36:32,105
بیاین دیگه بیشتر از این وقت تلف نکنیم

433
00:36:34,075 --> 00:36:34,765
...این

434
00:36:49,325 --> 00:36:52,385
یعنی عمارت شاهزاده جینگ‌آن یه گله راهزن پرورش داده؟

435
00:36:52,765 --> 00:36:56,055
میای تو تالار عزای خانواده‌ شیه و میخوای تابوت رو بدزدی؟

436
00:36:56,555 --> 00:36:59,195
یعنی دیگه هیچ قانون و نظمی وجود نداره؟

437
00:36:59,765 --> 00:37:00,495
استاد بزرگ

438
00:37:01,725 --> 00:37:04,245
امروز حرف شیه جیایو قانونه

439
00:37:06,555 --> 00:37:09,285
امیدوارم اجازه بدی جیایو حرفاش رو تموم کنه

440
00:37:17,115 --> 00:37:19,245
سوی جون یه جاسوس مخفی از چین شمالیه

441
00:37:19,325 --> 00:37:22,385
بعد از اینکه مادرم توسط اون به اسارت درآمد فرصتی برای فرار پیدا کرد

442
00:37:23,405 --> 00:37:25,555
اما شنید که سوی جون درباره‌ پرونده‌ آن و لو حرف می‌زنه

443
00:37:25,555 --> 00:37:32,385
برای اینکه حقیقت رو از دهن سوی جون بیرون بکشه مادرم هر کاری کرد تا باهاش مقابله کنه و نزدیک بود نتونه فرار کنه

444
00:37:33,325 --> 00:37:36,895
مادرم می‌دونست که پرونده‌ آن و لو یه بار عاطفی همیشگی برای شماست

445
00:37:36,895 --> 00:37:38,565
شما نیاز داشتی این موضوع رو حل کنی و به آرامش برسی

446
00:37:39,805 --> 00:37:43,905
واسه همین ترجیح داد جونش رو به خطر بندازه تا فقط حقیقت رو برای شما پیدا کنه

447
00:37:44,725 --> 00:37:47,795
مادرم یه زمانی فکر می‌کرد که تمام وسواس‌های شما اشتباهه

448
00:37:48,995 --> 00:37:51,365
اما بعدا فهمید که خودش هم اشتباه می‌کرده

449
00:37:52,285 --> 00:37:56,735
و حالا حقیقت دست منه

450
00:38:04,075 --> 00:38:04,595
یائویائو

451
00:38:05,365 --> 00:38:05,765
نکن

452
00:38:07,885 --> 00:38:08,615
استاد بزرگ

453
00:38:09,445 --> 00:38:12,825
گفتم اجازه بدی شیه جیایو حرفش رو تموم کنه

454
00:38:17,115 --> 00:38:17,765
پدر

455
00:38:19,075 --> 00:38:20,475
مادرم به قتل رسید

456
00:38:21,445 --> 00:38:24,845
جرات می‌کنی اجازه بدی من تحقیق کنم که واقعا کی مادرم رو کشت؟

457
00:38:28,965 --> 00:38:31,245
شیه جیایو چه رویی داری که این حرف رو می‌زنی

458
00:38:32,285 --> 00:38:35,195
کاملا مشخص بود که چون اسب ترسید مادرت دچار اون سقوط تصادفی شد

459
00:38:35,195 --> 00:38:38,325
اگه تو ارابه رو با اون عوض نکرده بودی جای تو بود

460
00:38:38,765 --> 00:38:39,725
دیگه چی هست که بخوایم تحقیق کنیم؟

461
00:38:39,725 --> 00:38:41,035
خیلی خب، فهمیدم

462
00:38:42,445 --> 00:38:46,635
اگه شما نمیخوای تحقیق کنی من خودم این کار رو می‌کنم

463
00:38:48,035 --> 00:38:49,765
 حق مادرمو می‌گیرم

464
00:38:57,345 --> 00:38:58,945
یه سوال دیگه ازت می‌پرسم پدر

465
00:38:58,995 --> 00:39:03,735
اگه بخوام پرونده‌ آ و لو رو با مادر معاوضه کنم این معامله رو می‌کنی یا نه؟

466
00:39:03,825 --> 00:39:05,375
...نه،تو

467
00:39:05,405 --> 00:39:06,075
پدر

468
00:39:06,975 --> 00:39:09,535
معامله رو می‌کنی یا نه؟

469
00:39:17,075 --> 00:39:18,205
نه نکن

470
00:39:18,725 --> 00:39:24,195
اگه حقیقتی درباره‌ پرونده‌ آن و لو باشه این دیگه یه مسئله‌ دولتیه!

471
00:39:24,765 --> 00:39:29,915
چطور می‌تونی امنیت کشور رو به‌خاطر منافع شخصی خودت به خطر بندازی؟

472
00:39:30,445 --> 00:39:31,045
واقعا این‌طوره؟

473
00:39:32,195 --> 00:39:37,845
پس پدر تو پرونده‌ کمان تکرار شونده مگه شما به‌خاطر منافع شخصی خودت امنیت کشور رو به خطر ننداختی؟

474
00:39:37,845 --> 00:39:38,595
چه اراجیفی

475
00:39:38,805 --> 00:39:41,885
پدرت چه ربطی به اون کمان داره؟

476
00:39:41,885 --> 00:39:44,635
اینکه من دارم اراجیف میگم یا نه رو خود پدر بهتر می‌دونه

477
00:39:45,175 --> 00:39:48,365
اینکه بخوام همه چیز رو با خودم به آتیش بکشم هم پدر بهتر می‌دونه

478
00:39:50,765 --> 00:39:52,765
مادرم داستان‌های گذشتتون رو به من گفت

479
00:39:55,675 --> 00:40:02,585
وقتی کسی دیگه‌ای رو دوست داشتی وقتی حتی از اولش همه چیز اشتباه بود پس چرا اجازه ندادی مادرم آزاد بشه؟

480
00:40:07,765 --> 00:40:13,595
از پایتخت تا جیان‌کانگ آدم‌های زیادی تو گذشته و تو دربار گیر افتادن

481
00:40:14,115 --> 00:40:15,365
مادر دیگه رفته

482
00:40:17,155 --> 00:40:19,765
 فقط میخوام تو دنیای دیگه به آرامش برسه

483
00:40:21,365 --> 00:40:24,965
چطور می‌تونی... چطور هر کسی می‌تونه عشق من به یون جائو رو درک کنه؟

484
00:40:26,325 --> 00:40:29,805
اون کسی بود که شروع اشتباهی رو انتخاب کرد

485
00:40:30,195 --> 00:40:32,785
وقتی شروعش اشتباه بود پس باید تا پایانش هم اشتباه میموند

486
00:40:32,965 --> 00:40:34,805
این چیزی بود که اون به من بدهکار بود

487
00:40:39,965 --> 00:40:40,695
معامله می‌کنم

488
00:40:41,445 --> 00:40:42,245
معامله می‌کنم

489
00:40:47,325 --> 00:40:48,405
مادرم درست میگفت

490
00:40:49,635 --> 00:40:50,595
هیچ‌چیز

491
00:40:52,505 --> 00:40:56,365
تو قلب شما نمیتونه جایگزین پرونده‌ آن و لو بشه

492
00:41:06,725 --> 00:41:08,675
امروز کل خانواده‌ شیه اینجا هستن

493
00:41:08,675 --> 00:41:10,035
لطفا شماها شاهد من باشین

494
00:41:10,765 --> 00:41:14,685
مادرم خیلی وقت پیش برگه جدایی رو نوشت و پدر امروز باهاش موافقت کرد

495
00:41:14,765 --> 00:41:21,135
از این به بعد شاهدخت یون‌جائو و خانواده‌ شیه»هیچ پیوندی با هم ندارن و با صلح و دوستی از هم جدا می‌شن

496
00:41:37,075 --> 00:41:38,035
حتی اگه

497
00:41:40,635 --> 00:41:51,635
امروز یون جائو رو با خودت ببری بدون اینکه امپراتور و ملکه مادر ازدواج رو باطل کنن اون لی فوهوا همیشه همسر من خواهد بود!

498
00:41:51,635 --> 00:41:55,285
روحش هیچ‌وقت از تالار اجدادی شیه خارج نمیشه

499
00:41:59,245 --> 00:42:01,645
لازم نیست نگران اون باشی پدر

500
00:42:03,845 --> 00:42:04,445
پدر

501
00:42:07,515 --> 00:42:09,845
این آخرین باره که تو رو پدر صدا میزنم

502
00:42:28,015 --> 00:42:33,965
♪ گذشته‌ها خاکستر شدن، و ما در حال گذریم ♪

503
00:42:34,345 --> 00:42:39,715
♪ هیچ حسرتی برای هر چیزی باختیم یا بردیم نداریم ♪

504
00:42:40,535 --> 00:42:45,965
♪ شمایل زمان، رو به محو شدنه ♪

505
00:42:47,145 --> 00:42:51,965
♪ نیمی از انتخاب ما، و نیمی شسته شده با جریان زمان ♪

506
00:42:53,875 --> 00:42:58,805
♪ اگه سرنوشت چنین شکننده ست پس درست و غلط چیه؟ ♪

507
00:43:00,285 --> 00:43:05,495
♪ ما تنها برای اون چیزی زندگی میکنیم که نمیتونیم رهاش کنیم ♪

508
00:43:05,915 --> 00:43:09,475
♪ عشق و نفرت، چون شن‌های روان، رنگ میبازن ♪

509
00:43:09,495 --> 00:43:12,565
♪ بهتره درست و غلط، ناگفته بمونه ♪

510
00:43:12,605 --> 00:43:17,985
♪ هر روحی در بند علت‌ها و سرنوشته ♪

511
00:43:18,185 --> 00:43:22,255
♪ گذشته رفته، پس بذار رها بشه و بره ♪

512
00:43:22,285 --> 00:43:25,255
♪ قلب چون قفسیه، اما آرامش زنجیرها رو میشکنه ♪

513
00:43:25,275 --> 00:43:32,025
 ♪ نیازی به حرف زدن نیست تنها همه‌چیز رو به دست سرنوشت بسپار ♪

514
00:43:36,491 --> 00:46:08,372
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت هفدهم =

