﻿1
00:00:16,830 --> 00:00:20,280
مادر باز داری کتاب‌ها رو میبری بیرون تا هوا بخورن؟

2
00:00:21,000 --> 00:00:23,120
نه این دفعه برای هوا خوردن نیست

3
00:00:23,120 --> 00:00:25,030
در واقع، دارم همشون رو میبرم

4
00:00:25,380 --> 00:00:26,780
مادر، داری میری؟

5
00:00:28,960 --> 00:00:30,290
چرا این حرفو میزنی؟

6
00:00:30,350 --> 00:00:32,280
 کتاب‌هات رو مثل جونت دوست داری

7
00:00:32,280 --> 00:00:35,710
اگه کتاب‌ها برن پس تو هم حتما داری میری

8
00:00:35,790 --> 00:00:37,190
خیلی باهوشی زی چی

9
00:00:37,640 --> 00:00:38,770
ولی اصلا نگران نباش

10
00:00:39,110 --> 00:00:41,240
فقط دارم میرم یه جای دیگه

11
00:00:41,640 --> 00:00:44,430
هر از گاهی باز برمی‌گردم تا تکالیفت رو بررسی کنم

12
00:00:44,920 --> 00:00:47,250
اون جعبه رو میبینی؟ تکالیفت اون توئه

13
00:00:51,240 --> 00:00:53,280
زی چی برو زود لباسات رو عوض کن

14
00:00:53,470 --> 00:00:55,400
سرتا پات عرق کردی بریم

15
00:01:07,760 --> 00:01:08,820
پس بالاخره یه روزی رو تعیین کردی؟

16
00:01:09,920 --> 00:01:13,490
وارث گفت که این حیاط رو برای من نگه دارن

17
00:01:13,840 --> 00:01:17,780
من باز هم استاد زی چی و یکی از اعضای این خانواده میمونم

18
00:01:19,200 --> 00:01:22,440
فکر نمی‌کردم بالاخره این روز برسه

19
00:01:23,640 --> 00:01:27,003
ولی به نظرم خوبه که این روز رسید

20
00:01:28,280 --> 00:01:37,080
یاد اون روزی افتادم که تو رو از عمارت هه آوردم و به جای وویی مراسم عروسی رو باهات گرفتم

21
00:01:37,120 --> 00:01:39,920
اون موقع با خودم گفتم برادرم چقدر خوش‌اقباله

22
00:01:40,870 --> 00:01:42,590
که دختری مثل تو رو به عنوان همسر وارث به دست اورده

23
00:01:42,590 --> 00:01:43,400
برادر

24
00:01:43,509 --> 00:01:49,000
میدونم که بین تو و وویی اعتماد هست ولی هیچ‌وقت عشق نبود

25
00:01:49,950 --> 00:01:51,200
این ضرر خودشه

26
00:02:05,350 --> 00:02:08,360
این چندتا کتاب مربوط به مدیریت رودخونه‌هاست

27
00:02:08,470 --> 00:02:10,400
یه سری کتاب طبابت هم هست

28
00:02:10,590 --> 00:02:12,960
فکر می‌کنم ممکنه به کارت بیاد

29
00:02:18,560 --> 00:02:20,470
...یوان‌جی اگه من

30
00:02:23,910 --> 00:02:25,280
اگه برادر وویی نبودم

31
00:02:25,280 --> 00:02:26,280
- من
- برادر

32
00:02:31,680 --> 00:02:33,490
من از حرف مردم نمی‌ترسم

33
00:02:34,310 --> 00:02:38,010
ولی من همیشه تو رو مثل یه برادر دیدم

34
00:02:39,150 --> 00:02:46,440
به نظرم این‌که با خانواده شیائو ازدواج کردم و بخشی از این خونه شدم و اینجا از هم حمایت کردیم یه جور نعمت بود

35
00:02:48,079 --> 00:02:52,920
همیشه این‌قدر باهوشی که حتی یه ذره امید هم برای من باقی نمیذاری

36
00:02:54,560 --> 00:02:55,240
عیبی نداره

37
00:02:57,190 --> 00:03:00,770
به محض اینکه از این در بری بیرون دنیای بزرگی در انتظارته

38
00:03:04,150 --> 00:03:07,960
بهترین‌ها رو برات میخوام و امیدوارم تمام رویاهات به حقیقت بپیوندن

39
00:03:18,234 --> 00:04:43,139
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت بیست و یکم =

40
00:04:44,100 --> 00:04:48,170
[کلید قلب ققنوس]

41
00:04:48,240 --> 00:04:51,120
[قسمت بیست و یکم]

42
00:04:52,030 --> 00:04:54,659
[چین شمالی]

43
00:04:59,190 --> 00:04:59,720
زود باشین

44
00:05:00,720 --> 00:05:01,450
برین

45
00:05:05,360 --> 00:05:06,090
سریع‌تر

46
00:05:08,160 --> 00:05:08,680
زود باش

47
00:05:09,830 --> 00:05:11,560
بلند شو همین الان بلند شو

48
00:05:11,560 --> 00:05:12,190
صبر کن

49
00:05:15,300 --> 00:05:16,160
عالیجناب

50
00:05:20,190 --> 00:05:21,320
شاهدخت پینگ‌نینگ

51
00:05:26,600 --> 00:05:27,430
چه تصادفی

52
00:05:27,430 --> 00:05:28,020
اتفاقی نیست

53
00:05:29,240 --> 00:05:31,040
من مخصوصا اومدم که تو رو پیدا کنم

54
00:05:34,360 --> 00:05:35,090
بجنبین

55
00:05:35,950 --> 00:05:36,390
برین

56
00:05:37,190 --> 00:05:37,680
زود باش

57
00:05:39,000 --> 00:05:40,240
مگه نگفته بودی

58
00:05:40,870 --> 00:05:44,390
اگه یه روز نظرت عوض شد بیا چین شمالی و منو پیدا کن

59
00:05:44,390 --> 00:05:47,610
درهای عمارت پادشاه عقاب من همیشه به روت بازه

60
00:05:48,190 --> 00:05:49,720
خب، من الان اینجام

61
00:05:53,950 --> 00:05:55,800
یه زیبارو خودش رو میندازه تو بغلم

62
00:05:55,800 --> 00:05:56,950
چطور می‌تونم ردش کنم؟

63
00:05:58,510 --> 00:06:03,160
هرچند این گل زیباست ولی مطمئن نیستم سمی نباشه

64
00:06:07,630 --> 00:06:11,140
من مادر شیه جیایو یعنی شاهدخت یون‌جائو رو کشتم

65
00:06:11,430 --> 00:06:14,230
تازه از چنگ شیائو وویی و شیه جیایو فرار کردم

66
00:06:14,870 --> 00:06:18,720
اگه برگردم به دا یه تنها چیزی که منتظرمه مرگه

67
00:06:19,390 --> 00:06:21,040
دیگه خونه‌ای ندارم که برم

68
00:06:21,480 --> 00:06:23,540
شیائو وویی یه ادمه سلطه‌گره

69
00:06:23,800 --> 00:06:26,690
برادرم اصلا نمی‌تونه حریفش بشه

70
00:06:27,240 --> 00:06:33,260
اما باور دارم که یه روز برادرم حتما با اون وارد جنگ میشه و یه نبرد نهایی و سرنوشت‌ساز می‌کنه

71
00:06:33,560 --> 00:06:37,960
حدس می‌زنم تو این مورد تو و برادرم هدف‌هاتون یکی باشه

72
00:06:38,360 --> 00:06:40,680
من می‌تونم پلی باشم بین شما دوتا

73
00:06:48,830 --> 00:06:51,090
...تو... ول کن

74
00:07:22,430 --> 00:07:24,120
خیلی خب دیگه کافیه

75
00:07:33,360 --> 00:07:35,090
همه‌ وسایلت رو جمع کردی؟

76
00:07:39,070 --> 00:07:39,750
مادر

77
00:07:40,040 --> 00:07:46,850
یوان‌جی تو این سال‌ها، تو این عمارت بزرگ شاهزاده جینگ‌آن در واقع تو بودی که تنهایی منو پر کردی

78
00:07:47,120 --> 00:07:50,250
حیفه که تقدیر ما این نبود که با هم فامیل بشیم

79
00:07:50,830 --> 00:07:54,240
...وویی رو بذاری کنار در واقع

80
00:07:55,470 --> 00:07:56,200
...ان‌مین

81
00:07:56,220 --> 00:07:56,780
مادر

82
00:07:57,880 --> 00:08:01,660
در مورد یه نفر احساس گناه می‌کنم و هیچ‌وقت نمی‌تونم از این حس خلاص شم

83
00:08:01,830 --> 00:08:03,030
قلبم سنگینه

84
00:08:03,070 --> 00:08:04,000
باشه فراموشش کن

85
00:08:04,390 --> 00:08:07,520
خانواده‌ شیائو این اقبال رو نداشت که تو رو پیش خودش نگه داره

86
00:08:08,000 --> 00:08:13,430
یوان‌جی تو بعد از طلاق داری برمی‌گردی خونه تا مشکلات قدیمی خانواده‌ هه رو حل کنی

87
00:08:13,430 --> 00:08:18,610
وقتی خانواد‌ت با اصلاحات موافقت کنه حتما از طرف بقیه‌ خانواده‌های اشرافی مورد حمله قرار می‌گیری

88
00:08:18,750 --> 00:08:21,210
سختی‌های زیادی پیش روی توئه

89
00:08:24,360 --> 00:08:27,670
اگه واقعا نتونستی از پسش بربیای فقط برگرد پیش ما

90
00:08:27,670 --> 00:08:31,370
حیاط جین یی باز هم مال توئه

91
00:08:31,560 --> 00:08:35,750
عمارت شاهزاده جینگ‌آن همیشه خونه‌ توئه

92
00:08:37,020 --> 00:08:37,770
مادر

93
00:08:40,480 --> 00:08:45,670
یوان‌جی من سال‌های زیادی آرزوی داشتن یه دختر رو داشتم

94
00:08:45,670 --> 00:08:47,470
حیف که قسمت نبود داشته باشمش

95
00:08:48,040 --> 00:08:50,170
چطوره تو رو به عنوان دخترخواندم قبول کنم؟

96
00:08:51,150 --> 00:08:54,510
از این به بعد همدیگه رو مادر و دختر صدا می‌زنیم

97
00:08:54,510 --> 00:08:56,570
و تو باز هم استاد زی چی می‌مونی

98
00:08:57,000 --> 00:08:58,000
نظرت چیه؟

99
00:08:59,750 --> 00:09:03,020
اگه شما منو لایق بدونی من با کمال میل قبول می‌کنم

100
00:09:03,630 --> 00:09:09,300
این چند سالی که تو عمارت شاهزاده جینگ‌آن گذروندم آزادترین و بی‌قید و بندترین روزهای زندگیم بود

101
00:09:12,480 --> 00:09:14,740
من خودمو خیلی خوش‌اقبال می‌بینم

102
00:09:15,880 --> 00:09:16,710
 بلند شو

103
00:09:23,790 --> 00:09:27,000
یعنی خواهر یوان‌جی قصد نداره به لیو جائولین درباره‌ اصل و نسبش چیزی بگه؟

104
00:09:28,750 --> 00:09:32,200
ملکه مادر همین الان یه بهونه‌ای پیدا کرده تا کل خانواده‌ پی رو اعدام کنه

105
00:09:32,200 --> 00:09:34,828
تصور کن اگه لیو جائولین همین الان
یادش بیاد که خودش همون پی رون هنگه

106
00:09:34,852 --> 00:09:40,870
اون‌وقت که هه یوان‌جی داره مدیریت خانواده‌ هه رو به دست میگیره می‌فهمه که اون در واقع دشمنشه

107
00:09:40,870 --> 00:09:43,730
اون‌وقت چطوری باید با همدیگه روبرو بشن؟

108
00:09:45,360 --> 00:09:48,240
خب پرونده‌ خانواده‌ سوی مورد بررسی و بازبینی قرار گرفت

109
00:09:49,150 --> 00:09:53,130
مدارک قطعی ثابت کرد که خانواده‌ سوی به صورت غیرقانونی معدن‌کاری می‌کردن و با زن‌ها بدرفتاری می‌کردن

110
00:09:53,320 --> 00:09:54,870
اما سوی جون دیگه مرده

111
00:09:54,870 --> 00:09:56,320
سوی لینگ یی و سوی شائوآن

112
00:09:56,320 --> 00:09:59,150
جلوی سوی جون رو گرفتن تا زمین‌ها رو نابود نکنه و کمک کردن زن‌ها فرار کنن

113
00:09:59,150 --> 00:10:00,270
پس کارهای خوبشون گناهانشون رو پوشوند

114
00:10:00,270 --> 00:10:04,880
در نهایت اموالشون مصادره شد سوس شائو آن هم تبدیل به یه ادم عادی شد

115
00:10:06,750 --> 00:10:08,550
پس هنوزم یه ذره رحم وجود ا مائو هست

116
00:10:10,240 --> 00:10:13,440
دیگه بابت اتفاقی که برای لی له جون افتاد اونو سرزنش نمی‌کنی؟

117
00:10:14,670 --> 00:10:17,070
تو بهم گفتی که خودم باید یه جوری حلش کنم مگه نه؟

118
00:10:18,320 --> 00:10:19,650
این موضوع دیگه تموم شده

119
00:10:28,270 --> 00:10:31,030
راستش من رمز نشان‌های قلب ققنوس رو کشف کردم

120
00:10:31,030 --> 00:10:33,690
دیگه اصلا فرقی نمی‌کنه که اونا وجود داشته باشن یا نه

121
00:10:42,910 --> 00:10:43,600
ببین

122
00:10:45,910 --> 00:10:49,400
این سه تا نقطه روی نقشه مکان‌های ذخیره‌ مواد معدنی هستن

123
00:11:04,720 --> 00:11:08,150
این نقشه‌ایه که استادم بعد از سفر به کل دا یه کشیده

124
00:11:09,120 --> 00:11:10,600
به این سه تا جا نگاه کن

125
00:11:10,600 --> 00:11:13,180
با اون سه تا نقطه‌ روی نشان‌ها یکی هستن مگه نه؟

126
00:11:17,630 --> 00:11:21,000
از یه شینگ خواستم که از این مکان‌ها آب و خاک بیاره

127
00:11:21,000 --> 00:11:23,860
اون‌وقت می‌فهمیم که اون‌جا ماده معدنی هست یا نه

128
00:11:26,680 --> 00:11:27,470
یه شینگ

129
00:11:28,440 --> 00:11:29,550
همون فرستاده‌ سایه

130
00:11:29,550 --> 00:11:30,550
من یه اسم براش گذاشتم

131
00:11:32,150 --> 00:11:33,600
اوایل نمی‌خواستم بذارم بمونه

132
00:11:33,600 --> 00:11:36,400
اما اون گفت وظیفه‌ یه فرستاده‌ سایه اینه که از خانواده‌ سلطنتی محافظت کنه

133
00:11:36,440 --> 00:11:38,790
با فوت شاهدخت یون‌جائو اون باید خودش رو می‌کشت

134
00:11:38,790 --> 00:11:40,800
اگه من نمی‌خواستم پیشم بمونه مجبور بود بمیره

135
00:11:40,960 --> 00:11:42,220
واقعا ترسناک بود

136
00:11:43,840 --> 00:11:45,270
واسه همین مجبور شدم بذارم بمونه

137
00:11:45,270 --> 00:11:46,470
یه اسم هم براش انتخاب کردم

138
00:11:47,240 --> 00:11:49,210
دوست نداشتم سرنوشتش مثل برادرش بشه

139
00:11:51,120 --> 00:11:53,680
این یه قانون برای همه‌ فرستاده‌های سایه‌ایه که به خاندان سلطنتی‌ خدمت می‌کنن؟

140
00:11:53,720 --> 00:11:56,870
یعنی اینکه فرستاده‌ها باید همراه با اربابان مرده‌شون دفن بشن؟

141
00:11:56,870 --> 00:11:57,960
...پس در مورد قبلی‌ها

142
00:11:57,960 --> 00:12:00,960
اونا از بچگی این‌طوری آموزش دیدن

143
00:12:01,480 --> 00:12:03,510
این کار رو یه افتخار می‌دونن

144
00:12:03,510 --> 00:12:05,310
این چیزی نیست که یه شبه تغییر کنه

145
00:12:07,750 --> 00:12:08,440
باشه

146
00:12:09,030 --> 00:12:17,170
هرچند ملکه ون‌شی مادرت بود و امپراتور ون‌شی پدرت اما باید بگم که اونا واقعا از روش‌های وحشتناکی استفاده می‌کردن

147
00:12:17,600 --> 00:12:19,510
اونا هم دست‌کمی از سوی جون نداشتن

148
00:12:19,510 --> 00:12:22,380
پس در واقع برای خوب شد که جایگاه ولیعهد ون‌شی رو رها کردی

149
00:12:39,240 --> 00:12:40,700
واقعا تونستی زندش کنی؟

150
00:12:41,213 --> 00:12:42,608
 اون هم از ارتش بی‌فو ئه

151
00:12:42,953 --> 00:12:45,670
سال پیش ضربه‌ شدیدی به سرش خورد که باعث لخته شدن خون شد

152
00:12:45,670 --> 00:12:46,960
وضعیت اون از تو خیلی بدتر بود

153
00:12:46,960 --> 00:12:48,490
بلافاصله نابینا شد

154
00:12:48,550 --> 00:12:50,910
یک سال گذشته که دارم درمانش می‌کنم

155
00:12:51,630 --> 00:12:55,790
چون ارادش برای زنده موندن خیلی زیاد بود با جسارت هر درمان و دارویی که بود رو امتحان کرد

156
00:12:56,030 --> 00:12:59,010
بالاخره راهی برای رفع لخته‌های خون پیدا کردم

157
00:12:59,480 --> 00:13:01,120
همین الان دارم بهت میگم که بیناییش برگشته

158
00:13:01,120 --> 00:13:04,840
با مراقبت درست باور دارم که می‌تونه به اندازه‌ هر مرد سالم دیگه عمر کنه

159
00:13:04,840 --> 00:13:05,700
روش درمانش چیه؟

160
00:13:06,120 --> 00:13:08,720
سنجاق‌گذاری به اضافه‌ یه برش روی جمجمه

161
00:13:10,440 --> 00:13:12,120
تا حالا چندتا مریض رو این‌طوری درمان کردی؟

162
00:13:12,120 --> 00:13:12,670
سه نفر

163
00:13:14,510 --> 00:13:16,440
و فقط همین یک نفر زنده موند درسته؟

164
00:13:16,840 --> 00:13:18,240
دو تای دیگه چی شدن؟

165
00:13:18,360 --> 00:13:19,630
مردن یا فلج شدن؟

166
00:13:19,630 --> 00:13:23,080
 کلی سختی کشیدم تا بالاخره یه راهی پیدا کنم اونوقت تو هنوز داری چونه میزنی؟

167
00:13:23,080 --> 00:13:24,000
 میخوای زنده بمونی، مگه نه؟

168
00:13:24,000 --> 00:13:25,360
منم که راه حل رو بهت پیشنهاد دادم

169
00:13:25,360 --> 00:13:28,490
اگه نمیخوای امتحان کنی پس فرض کن اصلا این حرف رو نزدم

170
00:13:30,870 --> 00:13:31,670
امتحانش نمی‌کنم

171
00:13:36,200 --> 00:13:38,200
وضعیت تو به شدت اون نیست

172
00:13:38,200 --> 00:13:40,000
پس خطر درمانش هم اون‌قدر زیاد نیست

173
00:13:40,030 --> 00:13:42,200
با اطمینان بهت میگم که برای مورد تو خیلی مطمئن‌تر هستم

174
00:13:42,200 --> 00:13:44,390
اگه درمان بشی دیگه لازم نیست نگران این باشی که زود بمیری

175
00:13:44,390 --> 00:13:47,630
 حتی کوچک‌ترین خطری رو هم نمی‌تونم بپذیرم

176
00:13:47,630 --> 00:13:48,690
بی‌فو هم همین‌طوره

177
00:13:50,630 --> 00:13:51,320
خیلی خب

178
00:13:51,790 --> 00:13:54,030
پس منتظر بمون تا سه سال دیگه کور بشی و پنج سال دیگه بمیری

179
00:13:54,480 --> 00:13:55,670
منم میرم این موضوع رو به جیایو بگم

180
00:13:55,670 --> 00:13:57,130
 اجازه نمیدم این کار رو بکنی

181
00:14:01,510 --> 00:14:02,910
 دستور نظامیه

182
00:14:04,030 --> 00:14:05,790
جیایو از وضعیت تو خبر نداره

183
00:14:05,790 --> 00:14:08,550
اون حتی برنامه داره کل دا یه رو بگرده تا نقشه‌ی معدنی رو بازسازی کنه

184
00:14:08,550 --> 00:14:09,670
می‌تونی تحمل کنی که این اتفاق بیفته؟

185
00:14:09,670 --> 00:14:14,600
اون داره این کار رو برای شاهدخت یون‌جائو می‌کنه و همین‌طور برای اینکه آرزوی خودش یعنی گشت‌وگذار تو دنیا رو برآورده کنه

186
00:14:14,600 --> 00:14:16,030
همین الان هم وقت زیادی برای تو نمونده

187
00:14:16,030 --> 00:14:16,270
...می‌تونی

188
00:14:16,270 --> 00:14:17,080
اصلا چرا منتظر بمونم؟

189
00:14:17,720 --> 00:14:20,210
یعنی اون فقط بعد از مرگ من آزاد میشه؟

190
00:14:21,120 --> 00:14:23,030
اگه شانس بیارم و پنج سال دیگه هنوز زنده باشم چی؟

191
00:14:23,030 --> 00:14:26,100
چطور میتونم ازش بخوام که فقط پیش من بمونه و تمام مدت رو کنارم باشه؟

192
00:14:31,630 --> 00:14:33,560
شیه جیایو مسیر خاص خودش رو برای پیمودن داره

193
00:14:46,750 --> 00:14:50,510
تا حالا به ذهنت رسیده که جیایو بالاخره یه روز حقیقت رو می‌فهمه؟

194
00:14:50,510 --> 00:14:51,910
اون موقع چه فکری می‌کنه؟

195
00:14:52,720 --> 00:15:00,310
اگه وضعیتت سریع‌تر از چیزی که فکر می‌کردیم بد بشه و کمتر از سه تا پنج سال فرصت داشته باشی وقتی از سفراش برگرده و تو رو مرده ببینه ازت متنفر می‌شه نه؟

196
00:15:04,200 --> 00:15:05,000
درسته؟

197
00:15:07,600 --> 00:15:08,240
شیائو وویی

198
00:15:09,270 --> 00:15:10,320
داشتم با تو حرف میزدم

199
00:15:10,320 --> 00:15:11,180
شنیدی چی گفتم؟

200
00:15:12,320 --> 00:15:12,980
چی گفتی؟

201
00:15:15,200 --> 00:15:18,440
گفتم که سانگ‌شان خیلی به اردوگاه یون‌جونگ بی‌فو نزدیکه

202
00:15:18,440 --> 00:15:21,250
اگه یه وقت گذرم از اون‌جا افتاد می‌تونم یه مدت کوتاه بمونم؟

203
00:15:28,870 --> 00:15:29,750
البته که می‌تونی

204
00:15:30,240 --> 00:15:32,970
تو دیگه با یکی از اعضای ارتش بی‌فو فامیل شدی

205
00:15:44,440 --> 00:15:45,900
یادت نره برام نامه بنویسی

206
00:15:46,770 --> 00:15:48,700
تو فقط روی اصلاحات بی‌فو تمرکز کن

207
00:15:52,000 --> 00:15:53,030
من خودم میام سراغت

208
00:15:55,240 --> 00:15:58,270
شیائو وویی شکست دادن چین شمالی زمان زیادی نمی‌بره

209
00:15:58,270 --> 00:15:58,910
به من اعتماد کن

210
00:15:59,840 --> 00:16:04,160
من حتما ذخایر معدنی رو پیدا می‌کنم و برای تو و استادم گلوله‌های آتشین می‌سازم

211
00:16:23,360 --> 00:16:28,550
با چیزهایی که تو مسیر به دست آوردم بالاخره ساختار گلوله‌های آتشین رو کامل کردم

212
00:16:28,550 --> 00:16:32,500
بزرگترین مشکل الان پیدا کردن سنگ معدنی برای ساخت باروته

213
00:16:44,630 --> 00:16:46,260
شب‌های بی‌فو از جیان‌کانگ سردتره

214
00:16:47,630 --> 00:16:49,480
جیایو الان داره چیکار می‌کنه؟

215
00:16:51,000 --> 00:16:52,390
یعنی تا حالا رسیده به کوه سانگ؟

216
00:16:53,440 --> 00:16:56,440
پیشرفت ساخت گلوله‌های آتشین چطور پیش میره؟

217
00:16:59,880 --> 00:17:01,575
[دو سال بعد، دریاچه‌ لای]

218
00:17:01,600 --> 00:17:02,660
بدش به من

219
00:17:03,120 --> 00:17:03,872
این‌طرف

220
00:17:04,750 --> 00:17:05,950
خیلی قشنگ به نظر می‌رسه

221
00:17:06,030 --> 00:17:07,310
این دیگه چیه؟

222
00:17:07,310 --> 00:17:08,770
تا حالا همچین چیزی ندیده بودم

223
00:17:09,680 --> 00:17:13,349
صداتون رو بیارین پایین بانو شیه گفت این از یه موجود آسمانی تغییر شکل پیدا کرده

224
00:17:13,349 --> 00:17:18,550
اگه داد بزنین و اون موجود رو بترسونین و باعث بشین بره سال آینده دیگه غله‌ای برای خوردن نداریم

225
00:17:19,240 --> 00:17:21,500
زنده شد چوب داره تکون می‌خوره

226
00:17:21,880 --> 00:17:22,829
آب اومد

227
00:17:23,589 --> 00:17:24,829
داره ازش آب میزنه بیرون

228
00:17:24,829 --> 00:17:25,790
این فوق‌العاده‌ست

229
00:17:26,200 --> 00:17:29,960
از این به بعد می‌تونین جریان رودخونه‌های کوهستانی رو مستقیم به زمین‌های کشاورزی هدایت کنین و دیگه لازم نیست خودتون برین آب بیارین

230
00:17:29,960 --> 00:17:30,890
ممنونم بانو

231
00:17:31,510 --> 00:17:33,720
 شوهرامون رفتن تا ابراه رو بسازن

232
00:17:33,720 --> 00:17:36,920
با این آسیاب آبی دیگه مجبور نیستیم از کوه آب بکشیم

233
00:17:36,920 --> 00:17:37,720
درسته

234
00:17:39,920 --> 00:17:40,680
این یکی دیگه چیه؟

235
00:17:40,680 --> 00:17:42,790
صنایع شگفت انگیز ابزارهای نوآورانه خیلی بیشتری داره

236
00:17:42,790 --> 00:17:45,090
اینا همشون واقعیه و به درد شما می‌خوره

237
00:17:46,920 --> 00:17:51,110
این میتونه روزی بیشتر از بیست مو رو شخم بزنه که یعنی برابر با سه تا گاو قوی

238
00:17:51,240 --> 00:17:52,550
سه تا گاو؟

239
00:17:52,550 --> 00:17:53,680
باور نکردنیه

240
00:17:55,480 --> 00:17:58,960
بامبویه این ردا  یه پردازش خاصی رو گذرونده

241
00:17:58,960 --> 00:18:01,580
بهتون تضمین میدم وقتی زیر بارون شدید بپوشیدش اصلا خیس نمی‌شین

242
00:18:01,920 --> 00:18:03,200
کیفیت درجه یک قیمت منصفانه

243
00:18:03,200 --> 00:18:04,160
یه معامله‌ واقعا خوبه

244
00:18:04,160 --> 00:18:05,720
- واقعا این‌قدر خوبه؟
- عالیه

245
00:18:05,720 --> 00:18:06,720
چقدر شگفت‌انگیزه

246
00:18:14,830 --> 00:18:16,350
نه بانوی من

247
00:18:17,070 --> 00:18:17,960
یه انفجار دیگه

248
00:18:17,960 --> 00:18:18,960
چرا انفجار شد؟

249
00:18:23,350 --> 00:18:24,110
سوی شائوآن

250
00:18:25,640 --> 00:18:26,370
سوی شائوآن

251
00:18:28,030 --> 00:18:28,760
سوی شائوآن

252
00:18:28,920 --> 00:18:29,920
مراقب باشین

253
00:18:32,689 --> 00:18:33,602
سوی شائو آن

254
00:18:34,110 --> 00:18:35,700
سوی شائوآن آسیب دیدی؟

255
00:18:38,400 --> 00:18:39,770
زیاد بهش فکر نکن

256
00:18:39,830 --> 00:18:42,090
 فقط نگران سلامتیته

257
00:18:43,750 --> 00:18:47,030
به نظر میرسه این سری سنگ معدن هنوز اون‌قدر خالص نیست که برای گلوله‌های آتشین استفاده بشه

258
00:18:47,140 --> 00:18:47,680
چیزی نیست )

259
00:18:48,240 --> 00:18:49,440
 میرم دنبال بقیه سنگ‌ها بگردم

260
00:18:50,110 --> 00:18:51,160
کی فکرش رو می‌کرد؟

261
00:18:51,160 --> 00:18:56,920
ارباب سوی که تا حالا دستش به خاک نخورده بود حالا با میل و رغبت از کوه رد میشه تا سنگ جمع کنه

262
00:18:56,920 --> 00:19:04,440
اگه بتونم نقشه‌ معدنی پدرم رو بازسازی کنم و بهت کمک کنم تا گلوله‌های آتشین رو بسازی این برای من یه جور کفاره برای گناه‌های خانواده‌ سویه

263
00:19:04,440 --> 00:19:07,840
اگه خواهرت اینو می‌دونست حتما خیلی خوشحال میشد

264
00:19:09,920 --> 00:19:11,380
من همین الان راه میفتم

265
00:19:11,480 --> 00:19:15,240
مثل همیشه هر خبر تازه‌ای باشه با کبوتر نامه‌بر برات می‌فرستم

266
00:19:15,420 --> 00:19:17,140
لازم نیست این‌قدر عجله کنی

267
00:19:17,480 --> 00:19:19,030
می‌دونم که خیلی مشتاقی هرچه زودتر کارها تموم بشه

268
00:19:19,030 --> 00:19:20,310
ساخت راه غله‌ نظامی با تمام سرعت داره پیش میره

269
00:19:20,310 --> 00:19:23,070
به محض این‌که تموم بشه ارتش برای جنگ به سمت شمال حرکت می‌کنه

270
00:19:23,070 --> 00:19:25,850
پس برای تولید گلوله‌های آتشین وقت زیادی نمونده

271
00:19:31,200 --> 00:19:32,330
مراقب خودت باش

272
00:19:46,130 --> 00:19:49,130
تلاش هفتاد و هشتم هم شکست خورد

273
00:19:50,680 --> 00:19:56,590
با این حال این سنگ معدن آتیش‌بازی‌های بنفش و قرمز خیلی قشنگی درست کرد

274
00:19:58,790 --> 00:20:01,920
پیشنهاد استفاده آتیش‌بازی برای جشنواره فانوس‌ها

275
00:20:03,240 --> 00:20:04,970
کاملا بی‌نتیجه نبود

276
00:20:05,860 --> 00:20:07,170
روحیه داشته باش نان‌شینگ

277
00:20:10,920 --> 00:20:12,720
جمع و جور کردن این ریخت‌وپاش‌ها با توئه

278
00:20:20,350 --> 00:20:24,080
همسر عزیزم یائویائو خوندن این نامه مثل اینه که منو از نزدیک ببینی

279
00:20:24,200 --> 00:20:26,270
اولین برف سال، زودتر از همیشه به مرزهای شمالی رسید

280
00:20:26,270 --> 00:20:32,270
خوشبختانه با نابود کردن تمام راهزنان جنوب‌غربی باعث ناامیدی دربار نشدم و خطری رو برای دا یه از بین بردم

281
00:20:32,270 --> 00:20:33,470
خیلی خیالم راحت شد

282
00:20:34,030 --> 00:20:35,960
اما راه غله هنوز تموم نشده

283
00:20:35,960 --> 00:20:38,490
می‌ترسم نتونم سال نو رو پیش تو باشم

284
00:20:38,790 --> 00:20:43,720
بهار آینده تو مرزهای شمالی منتظر برگشتنت می‌مونم

285
00:20:48,070 --> 00:20:52,640
کسی که شما دوتا رو نشناسه فکر می‌کنه سال‌هاست که شما و وارث همدیگه رو ندیدین

286
00:20:52,640 --> 00:20:57,140
مگه وارث قبل از این‌که بره برای جنگ با راهزنان یه سری هم به شما نزد؟

287
00:20:57,160 --> 00:20:59,090
اون مال سه ماه پیش بود

288
00:20:59,550 --> 00:21:02,960
تازه دفعه‌ پیش که همدیگه رو دیدیم اصلا وقت نکردم حرف زیادی باهاش بزنم

289
00:21:03,720 --> 00:21:04,790
باشه، هر چی شما بگی

290
00:21:05,350 --> 00:21:09,880
بانوی من تو این دو سال شما به همه‌ جای دا یه سفر کردی تا سنگ معدن مناسب برای ساخت گلوله‌های آتشین رو پیدا کنی

291
00:21:09,880 --> 00:21:13,880
همین‌طور کلی ابزار کشاورزی طراحی کردی و شعبه‌های صنایع شگفت انگیز رو تو سراسر کشور راه انداختی

292
00:21:13,880 --> 00:21:16,560
وقتی وقت برداشت محصول برسه همه‌ اعتبارش مال شماست

293
00:21:17,550 --> 00:21:19,970
بانوی من مقصد بعدی کجاست؟

294
00:21:27,200 --> 00:21:31,000
تیان چوان باید سه روز پیش بدهیش رو پرداخت می‌کرد ولی نیومده

295
00:21:31,880 --> 00:21:33,940
نکنه می‌خواد از زیر پرداخت در بره؟

296
00:21:35,750 --> 00:21:39,960
همه میگن که شوهرم تیان چوان بودجه‌ ساخت راه غلات رو اختلاس کرده

297
00:21:39,960 --> 00:21:43,400
نتونست تحمل کنه و خودشو دار زد

298
00:21:43,640 --> 00:21:44,590
کدوم راه غلات؟

299
00:21:44,590 --> 00:21:48,390
همون راهی که برای انتقال غلات و علوفه به مرزهای شمالی ساخته می‌شه

300
00:21:48,590 --> 00:21:54,380
بانوی من حالا که تیان چوان مرده می‌ترسم نتونیم پولمون رو پس بگیریم

301
00:21:54,750 --> 00:21:58,520
بانو اگه برای گرفتن طلب اومدین تنها چیزی که می‌تونم بهتون بدم جون بی‌ارزشمه

302
00:21:59,070 --> 00:22:01,310
اگه میخواین بفرمایین و بگیرین

303
00:22:03,160 --> 00:22:04,490
آخه دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

304
00:22:05,000 --> 00:22:08,640
مگه همه‌ کشاورزها و صنعتگرهای روستای شرقی برای ساخت راه غله به خدمت گرفته نشده بودن؟

305
00:22:08,640 --> 00:22:09,480
پس چطور ممکنه اختلاسی صورت گرفته باشه؟

306
00:22:09,480 --> 00:22:13,920
مسئول‌ها خیلی فشار میاوردن واسه همین شوهرم همه رو جمع کرد و شبانه‌روز بدون توقف کار کرد

307
00:22:13,920 --> 00:22:14,920
بالاخره هم کار تموم شد

308
00:22:14,920 --> 00:22:17,350
اما بعدش مقام‌های بالا گفتن که بودجه‌ ساخت راه هنوز نرسیده

309
00:22:17,350 --> 00:22:20,550
خب کیه که برای سال نو چشمش به این پول نباشه؟

310
00:22:20,550 --> 00:22:24,110
پس چرا مردم شوهرت رو متهم به اختلاس بودجه‌ ساخت راه کردن؟

311
00:22:24,110 --> 00:22:25,880
 قسم میخورم که اون این کار رو نکرد

312
00:22:25,880 --> 00:22:28,750
شوهرم یه بار رفت اداره‌ محلی تا عدالت بخواد

313
00:22:28,750 --> 00:22:31,800
نه تنها یه قرون هم گیرش نیومد بلکه کتکش زدن و فرستادنش خونه

314
00:22:32,680 --> 00:22:33,340
...علاوه بر این

315
00:22:33,480 --> 00:22:34,240
علاوه بر چی؟

316
00:22:34,240 --> 00:22:43,070
علاوه بر این شوهرم وقتی برگشت خونه مدام به ارباب لی حاکم شهر بدو بیراه میگفت و میگفت اون یه مسئول فاسد و پسته که فقط بلده  برای بالادستی‌ چاپلوسی کنه

317
00:22:43,640 --> 00:22:44,970
بچت رو بردار و برو خونه

318
00:22:45,070 --> 00:22:48,350
اگه واقعا ظلمی شده باشه بانو جوان حق همه رو می‌گیره

319
00:22:48,350 --> 00:22:49,270
ممنونم بانو

320
00:22:49,270 --> 00:22:50,270
خیلی ممنونم

321
00:22:59,880 --> 00:23:00,340
بانوی من

322
00:23:01,160 --> 00:23:02,960
من از اداره‌ محلی پرس‌وجو کردم

323
00:23:02,960 --> 00:23:07,880
لی گنگ حاکم منطقه سه روز پیش رفت جیان‌کانگ چون ارزیابی سه ساله‌ مسئولین داره شروع می‌شه

324
00:23:07,880 --> 00:23:11,360
احتمالا داره از فرصت سال نو استفاده می‌کنه تا با رشوه دادن جایگاهش رو بالا بکشه

325
00:23:11,960 --> 00:23:13,270
چه شرم‌آور

326
00:23:13,920 --> 00:23:14,450
نان‌شینگ

327
00:23:14,590 --> 00:23:15,000
بله

328
00:23:15,720 --> 00:23:16,720
وسایلمون رو جمع کن

329
00:23:16,920 --> 00:23:17,960
داریم برمی‌گردیم جیان‌کانگ

330
00:23:17,960 --> 00:23:18,510
بله

331
00:23:24,160 --> 00:23:25,620
وسایل تزئینی کوچک برای فروش

332
00:23:26,110 --> 00:23:27,000
وسایل تزئینی برای فروش

333
00:23:27,000 --> 00:23:28,130
بیاین ببینین

334
00:23:28,240 --> 00:23:29,370
دو سال گذشته

335
00:23:29,750 --> 00:23:32,410
جیان‌کانگ از قبل هم شلوغ‌تر و پرجنب‌وجوش‌تر شده

336
00:23:34,200 --> 00:23:37,070
میگن شاهزاده چی بین مردم خیلی محبوبه

337
00:23:37,070 --> 00:23:40,800
عقاب سیاهی از کوه چی به پرواز درمیاد و سالی سرشار از آرامش میاره

338
00:23:41,640 --> 00:23:44,630
این یه تحسین برای شاهزاده چی بابت مدیریت عالی‌شه

339
00:23:45,270 --> 00:23:46,000
می‌دونم

340
00:23:46,550 --> 00:23:50,030
همه آرزوی آرامش و رفاه دارن

341
00:23:53,310 --> 00:23:53,750
ببین

342
00:23:54,110 --> 00:23:55,170
اون لی گنگ نیست؟

343
00:23:57,350 --> 00:23:58,240
بله، خودشه

344
00:23:58,310 --> 00:23:58,840
بریم

345
00:24:00,350 --> 00:24:01,880
خوبه

346
00:24:01,130 --> 00:24:03,130
[حاکم منطقه، لی گنگ]

347
00:24:03,590 --> 00:24:08,910
شنیدم هر وقت مسئول‌های فاسد از سراسر کشور میان جیان‌کانگ یه تابلو خوش‌نویسی از سرای گوان‌های می‌خرن و به عنوان هدیه می‌دن

348
00:24:09,400 --> 00:24:13,070
شنیدم هر وقت مسئول‌های فاسد از سراسر کشور میان جیان‌کانگ یه تابلو خوش‌نویسی از سرای گوان‌های میخرن و به عنوان هدیه میدن

349
00:24:15,000 --> 00:24:17,000
پس در واقع تبدیل شده به یه صنعت

350
00:24:17,160 --> 00:24:18,790
ببین لی گنگ یه تابلوی نقاشی دستشه

351
00:24:18,790 --> 00:24:23,440
به نظر میرسه می‌خواد بره کسی رو ببینه که خرید و فروش پست‌های دولتی رو مدیریت می‌کنه

352
00:24:23,440 --> 00:24:24,110
عالی شد

353
00:24:24,440 --> 00:24:27,730
بیا بفهمیم این انگل‌های دربار کی هستن و همه‌شون رو یه جا ریشه‌کن کنیم

354
00:24:29,240 --> 00:24:30,860
[غذاخوری شی‌یوئه]

355
00:24:32,680 --> 00:24:33,110
وایسا

356
00:24:34,030 --> 00:24:36,430
چرا به جای اون‌جا رفت تو غذاخوری شی‌یوئه؟

357
00:24:37,510 --> 00:24:39,200
بیا بریم لباسامون رو عوض کنیم

358
00:24:40,030 --> 00:24:46,970
بعد از اون این جمله پیچید که هر وقت نشان‌های قلب ققنوس ظاهر بشن آرامش به دنیا برمیگرده

359
00:24:48,240 --> 00:24:49,590
شما اهل یوجو هستی؟

360
00:24:51,240 --> 00:24:54,310
من حاکم منطقه پینگ‌جیانگ در استان یوئه‌یانگ هستم

361
00:24:54,880 --> 00:24:55,480
شما چی؟

362
00:24:55,480 --> 00:24:57,070
- من اهل منطقه چانگ‌پینگ هستم
- نگاه کن

363
00:24:57,070 --> 00:24:59,000
- سال پیش گرفتار ملخ‌ها شدیم
- این یکی خیلی قشنگه

364
00:24:59,000 --> 00:25:04,750
من حتی خونه‌ پدریم رو فروختم تا یه مقدار نقره جور کنم به این امید که توی ارزیابی سه ساله کارهام راحت‌تر پیش بره

365
00:25:04,750 --> 00:25:05,880
تابلو نخریدی؟

366
00:25:05,880 --> 00:25:09,510
شنیدم اگه آدم تابلو نداشته باشه حتی اجازه نمیدن با بازرس یا ارزیاب‌های ایالتی و منطقه‌ای ملاقات کنه

367
00:25:09,510 --> 00:25:10,970
خریدم، چرا که نه

368
00:25:11,680 --> 00:25:12,510
این همونه

369
00:25:13,310 --> 00:25:15,110
برام پنج هزار چیان نقره آب خورد

370
00:25:15,350 --> 00:25:16,480
پنج هزار چیان؟

371
00:25:16,480 --> 00:25:17,070
واقعا کار راحتی نبود

372
00:25:17,070 --> 00:25:19,350
آخه چه تابلویی میتونه این‌قدر قیمت داشته باشه؟

373
00:25:19,350 --> 00:25:20,270
این در واقع رشوه ست

374
00:25:21,400 --> 00:25:22,640
 موفق شدم

375
00:25:23,070 --> 00:25:28,610
بازرس گفت عملکرد من تو این سه سال فوق‌العاده بوده و حداقل یه رتبه‌ عالی می‌گیرم

376
00:25:29,160 --> 00:25:30,680
تبریک میگم

377
00:25:30,680 --> 00:25:31,510
- تبریک میگم
- ممنونم

378
00:25:31,510 --> 00:25:33,750
حاکم منطقه پینگ‌جیانگ در استان یوئه‌یانگ

379
00:25:33,750 --> 00:25:34,510
نوبت منه

380
00:25:34,920 --> 00:25:35,960
برات آرزوی موفقیت می‌کنم

381
00:25:36,240 --> 00:25:37,510
امیدوارم موفق بشی

382
00:26:00,240 --> 00:26:01,570
عرص ادب جناب بازرس

383
00:26:01,880 --> 00:26:04,550
من حاکم منطقه پینگ‌جیانگ در استان یوئه‌یانگ هستم

384
00:26:04,550 --> 00:26:07,070
منطقه پینگ‌جیانگ سال پیش برداشت محصولش خیلی خوب بود

385
00:26:07,070 --> 00:26:09,130
چطور ممکنه فقط دوازده هزار چیان پیشنهاد بدی؟

386
00:26:09,720 --> 00:26:11,050
چطور جرتت می‌کنه بیشتر بخواد

387
00:26:12,960 --> 00:26:13,550
حرف بزن

388
00:26:14,160 --> 00:26:16,420
دلت میخواد چه رتبه‌ای بهت بدم؟

389
00:26:17,160 --> 00:26:18,880
...اگه بخوام تو هر سه دسته‌بندی رتبه‌ عالی بگیرم

390
00:26:18,880 --> 00:26:22,340
باید خیلی بیشتر از این تابلوی برف روی رودخانه‌ی بهاری بدی

391
00:26:26,680 --> 00:26:27,550
شیائو وویی

392
00:26:30,920 --> 00:26:31,880
تو چرا این‌جایی؟

393
00:26:32,110 --> 00:26:33,440
من باید این رو از تو بپرسم

394
00:26:33,440 --> 00:26:34,750
تو این‌جا چه دردسری درست میکنی؟

395
00:26:34,750 --> 00:26:36,790
مگه نگفتی رفتی برای جنگ با راهزن‌ها؟

396
00:26:36,790 --> 00:26:38,320
...تو چطور بازرس شدی

397
00:26:41,000 --> 00:26:42,750
پس تو همونی هستی که با تابلو نقاشی رشوه می‌گیره؟

398
00:26:42,750 --> 00:26:44,310
آخه برای چی این‌قدر تابلو می‌خوای؟

399
00:26:44,310 --> 00:26:45,310
...شیائو وویی تو

400
00:26:47,400 --> 00:26:48,070
 الان چیکار کردی؟

401
00:26:48,070 --> 00:26:49,530
چرا اون فنجون رو شکستی؟

402
00:26:53,880 --> 00:26:55,480
طبقه دوم تحت کنترله

403
00:26:56,070 --> 00:26:57,400
...وویی، آخه چرا تو

404
00:27:06,400 --> 00:27:07,200
جیایو

405
00:27:07,550 --> 00:27:08,880
تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

406
00:27:09,880 --> 00:27:10,740
عالیجناب

407
00:27:11,830 --> 00:27:12,760
دوباره صداش کن

408
00:27:16,750 --> 00:27:17,400
پدر

409
00:27:18,480 --> 00:27:19,740
حالا شد

410
00:27:43,680 --> 00:27:45,340
این علامت یعنی چی؟

411
00:27:45,790 --> 00:27:50,050
یعنی دو نسخه اشاره داره به دو تا اثر خوش‌نویسی کاملا یکسان از لیو جیانگ تیه

412
00:27:50,400 --> 00:27:51,960
پس لی گنگ حسابی پولداره

413
00:27:53,750 --> 00:27:54,720
حساب‌وکتاب‌ها تموم شد

414
00:27:54,720 --> 00:27:57,560
در مجموع ۴۷ تا مسئول از مناطق مختلف اومدن به پایتخت

415
00:27:57,680 --> 00:27:59,960
پول‌هایی که تحت پوشش آثار هنری به عنوان رشوه پرداخت شده، حدود صدو هفتاد هزار چیان می‌شه

416
00:27:59,960 --> 00:28:00,790
چطور جرات کردن

417
00:28:01,750 --> 00:28:05,000
وقتی ازشون خواستم راه رو بسازن همش ناله‌ فقر می‌کردن

418
00:28:05,000 --> 00:28:08,450
اما برای ارزیابی عملکرد بدون هیچ مکثی هدیه‌هایی به ارزش صدو هفتاد هزار چیان فرستادن

419
00:28:08,480 --> 00:28:09,590
عجب مسئول‌هایی‌

420
00:28:09,590 --> 00:28:11,320
میخوای باهاشون چیکار کنی؟

421
00:28:11,350 --> 00:28:15,030
بین این آدم‌ها خیلی‌ها از خانواده‌های ساده‌ای هستن و بعد از شروع اصلاحات تو اونا رو ترفیع دادی

422
00:28:15,030 --> 00:28:17,030
همشون رو بفرست وزارت دادگستری

423
00:28:17,030 --> 00:28:20,400
وویی یادت باشه که توی آب زیادی زلال ماهی پیدا نمی‌شه

424
00:28:20,790 --> 00:28:23,570
این‌جا محیط اداریه نه پادگان نظامی

425
00:28:23,960 --> 00:28:27,110
اصلاحات بی‌فو تو این دو سال خیلی راحت پیش رفته

426
00:28:27,110 --> 00:28:33,960
اول به خاطر اینه که خانواده‌های اشرافی کوتاه اومدن و دوم به خاطر این مسئول‌های ساده که واقعا برای تو سخت کار کردن

427
00:28:34,200 --> 00:28:37,720
اگه همشون رو مجازات کنی می‌ترسم بقیه ناامید بشن

428
00:28:37,720 --> 00:28:40,250
دوست نداری یه وزیر تنها و منزوی باشی مگه نه؟

429
00:28:41,440 --> 00:28:42,590
پس تک‌تک‌شون رو بررسی کن

430
00:28:42,590 --> 00:28:44,640
اون‌هایی که خونه‌ پدری‌شون رو فروختن بخشیده بشن

431
00:28:44,640 --> 00:28:46,000
پولشون رو پس بدین و بفرستینشون برن

432
00:28:46,000 --> 00:28:53,720
اما اون‌هایی که معلوم بشه مالیات‌های گزاف گرفتن بودجه‌ امداد رو اختلاس کردن یا پول ساخت راه رو دزدیدن باید تک‌تک  نقره رو پس بدن و برن وزارت دادگستری

433
00:28:53,720 --> 00:28:54,960
تمام درآمدهای غیرقانونی هم باید مصادره بشه

434
00:28:54,960 --> 00:28:56,310
ساخت راه غلات کمبود بودجه داره

435
00:28:56,310 --> 00:29:00,360
اگه منتظر بمونیم تا دربار بودجه رو تخصیص بده می‌ترسم تا سال دیگه هم راه تموم نشه

436
00:29:01,110 --> 00:29:01,640
فهمیدم

437
00:29:02,920 --> 00:29:03,380
صبر کن

438
00:29:04,400 --> 00:29:05,750
اون یارو لی گنگ رو فراموش نکن

439
00:29:05,750 --> 00:29:07,790
اون کسی بود که حقوق کارگرهای راه سازی رو اختلاس کرد

440
00:29:07,790 --> 00:29:09,680
علاوه بر اون باعث مرگ یه نفر هم شد

441
00:29:10,070 --> 00:29:11,670
نباید بذاری قسر در بره

442
00:29:19,310 --> 00:29:20,550
 اشتباه برداشت کردم

443
00:29:20,550 --> 00:29:21,350
عذر میخوام

444
00:29:21,680 --> 00:29:25,750
فکر کردم تو همون بازرس فاسدی هستی ولی معلوم شد داشتی عملیات دستگیر کننده میزدی

445
00:29:25,750 --> 00:29:26,680
...خب، راستش

446
00:29:29,720 --> 00:29:32,550
به خاطر این سفر طولانی امروز خیلی خستم

447
00:29:32,550 --> 00:29:34,310
تازه کمک کردم کلی مسئول فاسد هم دستگیر بشن

448
00:29:34,310 --> 00:29:36,000
دیگه داره دیر می‌شه

449
00:29:36,310 --> 00:29:38,680
پدر میخوام برم و یه کم استراحت کنم

450
00:29:38,680 --> 00:29:40,740
بعدا میام پیشت

451
00:29:41,070 --> 00:29:42,720
شیه جیایو فرار نکن

452
00:29:43,350 --> 00:29:45,270
 حتی نمیتونستی اون علامت‌های حسابداری رو تشخیص بدی

453
00:29:45,270 --> 00:29:46,030
آخه چطور ممکنه؟

454
00:29:46,030 --> 00:29:46,890
برگرد اینجا

455
00:29:47,350 --> 00:29:48,350
شیه جیایو

456
00:29:53,110 --> 00:29:58,440
شیه جیایو من اون‌همه آب‌نبات فرستادم تا تشویقت کنم سخت تمرین کنی

457
00:29:58,510 --> 00:30:01,480
ولی تو با اینکه دادی نان‌شینگ همه‌ حساب‌ها رو نگه داره داشتی منو سیاه می‌کردی

458
00:30:01,480 --> 00:30:05,550
با این وضع  قراره تو آینده چطوری حساب‌وکتاب‌های عمارت شاهزاده جینگ‌آن رو مدیریت کنی؟

459
00:30:05,550 --> 00:30:09,110
خواهر خب نان‌شینگ که اینجاست تا کمک کنه مگه نه؟

460
00:30:10,830 --> 00:30:12,240
نان‌شینگ فقط می‌تونه یه کم کمک کنه

461
00:30:12,240 --> 00:30:13,960
تو باید خودت یاد بگیری چطوری حساب‌وکتاب کنی

462
00:30:13,960 --> 00:30:16,820
خب تو هم اینجایی تا کمک کنی مگه نه خواهر؟

463
00:30:19,070 --> 00:30:22,510
من هر سال پیشنهاد میدم حساب‌ها رو بسپارم به تو ولی تو همیشه یه بهانه‌ای میاری تا ازش فرار کنی

464
00:30:22,510 --> 00:30:25,680
اوایل سال بعد من باید با خانواده‌ هه برگردم به استان یوشی

465
00:30:25,680 --> 00:30:28,080
ببینیم اون‌وقت تا کی میتونی از زیر این کار در بری

466
00:30:37,830 --> 00:30:41,070
خواهر میشه لطفا بمونی؟

467
00:30:42,920 --> 00:30:44,580
پس همه‌ اینا رو از قصد کردی؟

468
00:30:45,170 --> 00:30:45,850
...من

469
00:30:48,680 --> 00:30:52,020
دختر ساده منم دلم می‌خواد زندگی خودمو داشته باشم

470
00:30:53,030 --> 00:30:55,630
حالا دیگه اوضاع خانواده هه به آرامش رسیده

471
00:30:55,920 --> 00:30:59,100
بالاخره فرصتی پیدا کردم که منم مثل تو برم و دنیا رو ببینم

472
00:31:00,110 --> 00:31:04,590
اول محدودیت‌های خانواده‌ هه و بعد خانواده‌ شیائو باعث شده بود هیچ‌وقت نتونم خودم باشم

473
00:31:06,480 --> 00:31:09,520
این دفعه میخوام برای یه بار هم که شده خود واقعیم باشم

474
00:31:14,000 --> 00:31:16,510
خب جناب لیو هم باهات میاد؟

475
00:31:24,240 --> 00:31:26,480
راستش فکر میکنم برادر گزینه بهتری باشه

476
00:31:27,110 --> 00:31:31,750
اگه اونو انتخاب کنی می‌تونیم هر روز رو کنار هم باشیم

477
00:31:32,750 --> 00:31:37,160
داری روی این حساب می‌کنی که تا ابد از یاد گرفتن حسابداری فرار کنی مگه نه؟

478
00:31:40,350 --> 00:31:43,050
آخه چرا جدایی‌های همیشگی باید بخشی از بزرگ شدن آدم باشه؟

479
00:31:46,160 --> 00:31:47,420
نگران نباش خواهر

480
00:31:47,440 --> 00:31:48,840
تمام تلاشم رو می‌کنم یاد بگیرم

481
00:31:57,680 --> 00:31:59,730
قصر شرقی وارث و بانو شیه رو احضار کرده

482
00:31:59,730 --> 00:32:00,960
وارث همین الان منتظرن

483
00:32:00,960 --> 00:32:03,760
قصر شرقی به این زودی از برگشتنت باخبر شد؟

484
00:32:20,920 --> 00:32:21,850
دو سال از جداییمون میگذره

485
00:32:21,850 --> 00:32:23,020
چرا هیچ حرفی از برگشتنت نزدی؟

486
00:32:23,045 --> 00:32:24,175
[فنگ آن، خواجه ارشد قصر شرقی]

487
00:32:24,200 --> 00:32:27,030
تازه مجبورم کردی که برای عمارت شاهزاده جینگ‌آن دعوت‌نامه بفرستم

488
00:32:27,030 --> 00:32:28,480
این همه گزارش و شکایت رو که پشت سرم می‌بینی؟

489
00:32:28,480 --> 00:32:33,690
تو تک‌تکشون از تو شکایت شده میگن مسئول‌های خانواده‌های فقیر که تو ترفیعشون دادی به بازرس رشوه دادن

490
00:32:33,690 --> 00:32:35,350
مگه از قبل خبر نداشتی؟

491
00:32:35,350 --> 00:32:37,070
مسئول‌های درگیر رو تو غذاخوری شی‌یوئه دستگیر کردن

492
00:32:37,070 --> 00:32:38,560
وگرنه نمی‌تونستی به این زودی ما رو احضار کنی درسته؟

493
00:32:38,560 --> 00:32:40,290
مبلغ رشوه چقدر بود؟

494
00:32:40,310 --> 00:32:42,910
جمع کل هر کدوم، ۱۷۰ هزار چیان نقره میشد

495
00:32:43,310 --> 00:32:45,480
من همش رو گذاشتم برای ساخت راه غلات

496
00:32:45,480 --> 00:32:47,490
وزارت امور دولتی تو بودجه‌بندی خیلی کشش میده

497
00:32:47,490 --> 00:32:49,830
و برای اینکه با وزارت‌ها سر و کله بزنی کلی زحمت می‌کشی

498
00:32:49,830 --> 00:32:55,250
من فقط داشتم بهت کمک می‌کردم تا به مسئول‌های تازه‌وارد هشدار بدم توی مسیر درست بمونن

499
00:32:56,590 --> 00:32:58,050
تا وقتی که نترسی از اینکه کسی رو ناراحت کنی

500
00:32:58,050 --> 00:32:58,580
 راستی

501
00:32:59,200 --> 00:33:00,070
سال نو داره نزدیک میشه

502
00:33:00,070 --> 00:33:01,657
لازم دوباره با عجله برگردی به مرزهای شمالی؟

503
00:33:03,750 --> 00:33:04,790
دستور خاصی از طرف عالیجناب هست؟

504
00:33:04,790 --> 00:33:06,550
آخه من چه دستوری میتونم به تو بدم؟

505
00:33:06,550 --> 00:33:08,240
شنیدم پدرت برگشته درسته؟

506
00:33:08,240 --> 00:33:10,640
حالا که همه جمعیم می‌تونیم سال نو رو با هم جشن بگیریم

507
00:33:10,640 --> 00:33:11,440
مگه نه جیایو؟

508
00:33:16,950 --> 00:33:19,030
ا مائو این زره نرمه؟

509
00:33:24,590 --> 00:33:25,750
از مواد درجه‌یکی ساخته شده

510
00:33:25,790 --> 00:33:27,190
کار دستش هم فوق‌العاده‌ست

511
00:33:27,680 --> 00:33:28,940
واقعا تمیز ساخته شده

512
00:33:29,350 --> 00:33:32,750
راستش این هدیه‌ منه به تو برای مراسم اعطای عنوانت

513
00:33:37,510 --> 00:33:38,160
ا چان

514
00:33:40,310 --> 00:33:40,990
ا چان

515
00:33:44,590 --> 00:33:48,340
راستش رو بخواین من ا چان رو به عنوان یکی از همسرام قبول کردم

516
00:33:57,350 --> 00:34:00,000
چرا هیچ‌کس به من نگفت که قراره عنوان همسر وارث به من اعطا بشه؟

517
00:34:00,000 --> 00:34:01,730
وویی همین الانشم از بانو هه طلاق گرفته

518
00:34:02,000 --> 00:34:05,160
آخه چطور ممکنه وارث باوقار شاهزاده جینگ‌آن همسر نداشته باشه؟

519
00:34:06,880 --> 00:34:12,400
واسه همین من مستقیما از اعلیحضرت درخواست کردم و بعد از اینکه موافقت شما رو گرفتم خواستم عنوان همسر وارث به جیایو اعطا بشه

520
00:34:12,400 --> 00:34:17,290
اعلیحضرت حتی دستور دادن که یه مهر و گواهی مخصوص توسط اداره‌ آثار سلطنتی ساخته بشه

521
00:34:18,670 --> 00:34:21,630
من هنوز حرفش رو نزده بودم ولی تو از من مشتاق‌تری

522
00:34:21,630 --> 00:34:26,810
بعد از سال نو ترتیب یه مراسم باشکوه برای اعطای عنوان شما دوتا رو میدم

523
00:34:27,710 --> 00:34:33,310
یائویائو این هنر که این‌قدر دوست داری مطالعه کنی خطرش کمتر از میدان جنگ نیست

524
00:34:33,480 --> 00:34:36,710
وقتی مدام به کارگاه رفت و آمد می‌کنی پوشیدن این زره می‌تونه یه جور محافظت ازت باشه

525
00:34:36,710 --> 00:34:39,360
یه اثر خوش‌نویسی هم برای شما دوتا دارم

526
00:34:40,440 --> 00:34:42,880
اینو به عنوان هدیه‌ عروسی من به شما در نظر بگیرین

527
00:34:53,400 --> 00:34:57,370
مراسم اعطای عنوان همسر وارث موضوع جدی‌ایه

528
00:34:57,440 --> 00:34:59,770
ا مائو باید زودتر این موضوع رو با ما در میون میذاشت

529
00:34:59,800 --> 00:35:03,210
راستی اصلا فکر نمی‌کردم ا چان بشه همسر سلطنتی

530
00:35:03,920 --> 00:35:05,520
منم اصلا به ذهنم نرسیده بود

531
00:35:07,030 --> 00:35:10,110
راستش مراسم اعطای عنوان مگه واقعا این‌قدر اتفاق مهمیه؟

532
00:35:10,110 --> 00:35:11,370
چطور ممکنه مهم نباشه؟

533
00:35:11,920 --> 00:35:15,150
کل مراحلش حتی از مراسم عروسی هم پیچیده‌تره

534
00:35:16,280 --> 00:35:17,940
فکر می‌کردم خوشحال بشی

535
00:35:18,360 --> 00:35:20,110
البته که خوشحالم

536
00:35:20,480 --> 00:35:21,940
فقط یه کم یهویی شد

537
00:35:21,960 --> 00:35:23,000
فقط چند تا تشریفات ساده تو خونه ست

538
00:35:23,000 --> 00:35:25,230
به اون پیچیدگی‌ای که تو فکر می‌کنی نیست

539
00:35:25,230 --> 00:35:34,670
چیزی که منو متعجب کرده این بود که یی جی یه مهر جدید سفارش داده و از اداره تشریفات دربار خواسته برای مراسم آماده بشن

540
00:35:34,670 --> 00:35:35,800
در واقع خوبه

541
00:35:39,230 --> 00:35:42,890
من به مادرت قول داده بودم که تو رو وارد دردسرهایی که من توش هستم نکنم

542
00:35:43,760 --> 00:35:44,890
ولی حالا قولم رو شکستم

543
00:35:46,550 --> 00:35:49,920
حالا که دیگه اجتناب‌ناپذیره باید قوی‌ترین زره رو بهت بدم

544
00:35:50,030 --> 00:35:54,480
با اون مهر و اعطای رسمی عنوان از این به بعد هر چیزی تو عمارت شاهزاده جینگ‌آن تحت فرمان توئه

545
00:35:54,480 --> 00:35:55,540
هیچ‌کس نمی‌تونه بهت صدمه بزنه

546
00:35:57,030 --> 00:36:00,660
تو عمارت شاهزاده جینگ ان به جز تو مگه کسی هست که بخواد اذیتم کنه؟

547
00:36:03,440 --> 00:36:04,400
فکر کنم نه

548
00:36:13,280 --> 00:36:16,440
شیائو وویی به زودی برای جنگ میری شمال؟

549
00:36:16,440 --> 00:36:19,020
تو این دو سال دیگه از نامه دادن خسته شدم

550
00:36:19,320 --> 00:36:20,920
دلم میخواد با تو بیام به بی‌فو

551
00:36:35,400 --> 00:36:37,110
از بس لبخند زدم صورتم درد گرفت

552
00:36:37,110 --> 00:36:38,760
فکر می‌کنی مهمون‌ها خیلی زیاد بودن؟

553
00:36:38,760 --> 00:36:42,480
فقط چند تا از خانواده‌های سربازها بودن که اومده بودن برای تبریک سال نو

554
00:36:42,480 --> 00:36:43,540
بالاخره تموم شد

555
00:36:44,110 --> 00:36:46,170
من یه کار خیلی مهم دارم که باید بهش برسم

556
00:36:46,510 --> 00:36:47,840
چه کار مهمی؟

557
00:36:49,360 --> 00:36:51,280
شیائو وویی قبول کرد که منم برم ارتش

558
00:36:51,280 --> 00:36:53,810
حالا من سرپرست تدارکات ارتش بی‌فو هستم

559
00:36:54,480 --> 00:36:57,360
بالاخره یه جایی پیدا شد که به مهارت‌های من نیاز داشته باشه

560
00:36:57,840 --> 00:36:59,240
 داری میری ارتش؟

561
00:36:59,710 --> 00:37:01,910
پس کارهای خونه چی میشه؟

562
00:37:05,800 --> 00:37:09,160
بانوی من، من باید صنایع شگفت انگیر رو براتون مدیریت کنم

563
00:37:09,280 --> 00:37:11,360
نان‌شینگ عزیزم لازم نیست تعارف کنی

564
00:37:11,710 --> 00:37:15,590
به لطف تو و جینگ لان صنایع شگفت انگیز تونست تو این مدت کوتاه توی کل دا یه شعبه بزنه

565
00:37:15,590 --> 00:37:17,800
آدم بااستعدادی مثل تو نباید هدر بره

566
00:37:17,800 --> 00:37:20,000
خواهر یوان‌جی من که تنبلی نمی‌کنم

567
00:37:20,000 --> 00:37:22,360
من فقط دارم هر کسی رو میذارم سر جای درستش

568
00:37:22,360 --> 00:37:24,360
 همیشه یه بهانه‌ای داری

569
00:37:24,760 --> 00:37:25,430
اینطوری نمیشه

570
00:37:25,430 --> 00:37:27,060
من فقط یه خدمتکارم

571
00:37:27,760 --> 00:37:29,290
خب که چی اگه خدمتکار باشی؟

572
00:37:30,000 --> 00:37:32,710
سال‌ها پیش منم فقط دختر یه قصاب بودم

573
00:37:32,710 --> 00:37:35,280
ولی حالا یه همسر شاهزادم مگه نه؟

574
00:37:35,800 --> 00:37:36,590
مادر

575
00:37:37,280 --> 00:37:40,000
حالا که همسر وارث این‌قدر بهت نظر مثبت داره تو فقط کارت رو درست انجام بده

576
00:37:42,800 --> 00:37:45,760
قسم می‌خورم که لیاقت اعتماد شما رو داشته باشم

577
00:37:50,210 --> 00:37:52,940
مادر فکر نمی‌کنی من دارم وقت تلف می‌کنم؟

578
00:37:53,510 --> 00:37:55,400
یوان‌جی عاشق مطالعه‌ متون تاریخیه

579
00:37:55,400 --> 00:37:56,630
رویشنگ تو طبابت تکه

580
00:37:56,630 --> 00:37:57,760
تو ساختن ابزار رو دوست داری

581
00:37:57,840 --> 00:38:00,760
یان یوئه هم هنرهای رزمی تمرین میکنه و نان‌شینگ تو اداره‌ تجارت عالیه

582
00:38:00,760 --> 00:38:03,960
منم از غذا دادن به مرغ‌ها و پرورش اردک‌ها لذت می‌برم

583
00:38:03,960 --> 00:38:05,920
همه‌ ما یه چیزهایی هستیم که دوست داریم انجام بدیم

584
00:38:06,150 --> 00:38:08,610
خیلی خوب نیست که هر کدوم از نقاط قوتمون استفاده کنیم؟

585
00:38:09,190 --> 00:38:11,030
بیاین بریم با هم شام شب سال نو رو بخوریم

586
00:38:11,030 --> 00:38:11,440
حتما

587
00:38:11,590 --> 00:38:12,120
بریم

588
00:38:13,440 --> 00:38:14,640
شیائو زی چی تکون نخور

589
00:38:16,280 --> 00:38:18,920
 تمام سال بیرون بودم و طبابت تمرین می‌کردم واسه همین نتونستم تو رو تربیت کنم

590
00:38:18,920 --> 00:38:21,190
واسه همین هر طرفی یه آتیشی به پا کردی

591
00:38:21,190 --> 00:38:22,880
دوباره میخوای جدول نقاط فشار رو حفظ کنی؟

592
00:38:22,880 --> 00:38:24,800
خاله کمکم کن

593
00:38:24,960 --> 00:38:25,840
باشه خواهر

594
00:38:25,840 --> 00:38:27,280
زی چی میگه فهمیده

595
00:38:27,280 --> 00:38:29,800
حالا تو حتی بیشتر از  یوان‌جی لوسش می‌کنی

596
00:38:29,800 --> 00:38:32,280
یه روز می‌فرستمت به یه مکتب کوهستانی

597
00:38:32,280 --> 00:38:34,620
از اون‌هایی که تا ده سال بعد نتونی ازش بیای بیرون

598
00:38:34,620 --> 00:38:35,230
بیا اینجا

599
00:38:37,440 --> 00:38:38,070
عاقل باش

600
00:38:39,480 --> 00:38:41,760
پدر، مادر، ببخشید که دیر شد

601
00:38:42,110 --> 00:38:44,070
چیزی نمونده بود که شام شب سال نو رو از دست بدم

602
00:38:44,070 --> 00:38:49,090
مگه نگفتی درگیر کارهای راه غله هستی و نمی‌تونی برای شام برگردی؟

603
00:38:49,150 --> 00:38:51,680
شنیدم قراره مراسم اعطای عنوان برگزار بشه

604
00:38:51,920 --> 00:38:53,520
هم وویی و هم جیایو برگشتن

605
00:38:53,880 --> 00:38:56,480
من به عنوان برادر بزرگ‌ترشون چطور می‌تونستم نیام خونه؟

606
00:38:56,480 --> 00:38:57,800
ما هممون خانواده‌ایم

607
00:38:57,800 --> 00:38:59,200
نیازی به تکلفات نیست

608
00:38:59,800 --> 00:39:03,150
مادر دفعه‌ پیش متوجه شدم که گرم‌کن گردنت خراب شده

609
00:39:03,150 --> 00:39:05,880
واسه همین از یه بازرگان مناطق غربی خواستم که یکی جدید برام بخره

610
00:39:06,480 --> 00:39:07,670
لطفا امتحانش کن مادر

611
00:39:07,670 --> 00:39:08,870
سریع بیارش برای من

612
00:39:09,400 --> 00:39:10,930
چقدر بافکری یائو ابر

613
00:39:13,960 --> 00:39:15,090
 بشین

614
00:39:24,070 --> 00:39:24,710
برادر

615
00:39:25,190 --> 00:39:25,760
یوان‌جی

616
00:39:28,360 --> 00:39:28,920
خواهر

617
00:39:31,320 --> 00:39:34,610
امسال خانواده‌ شیائو کامل‌ترین جمعش رو داره

618
00:39:34,840 --> 00:39:37,790
بیاین با هم سال نو رو جشن بگیریم

619
00:39:37,960 --> 00:39:40,000
به امید خوشبختی طول عمر و سلامتی

620
00:39:40,000 --> 00:39:41,000
سال نو مبارک

621
00:39:41,110 --> 00:39:42,840
امیدوارم همتون سلامت و خوشبخت باشین

622
00:39:52,070 --> 00:39:55,280
وویی می‌دونه شما شراب شیرین دوست دارین مادر واسه همین زود بهم نامه داد

623
00:39:55,670 --> 00:40:01,670
و ازم خواست وقتی انگورها رسیدن یه شراب خوب آماده کنم تا برای سال نو به شما تقدیم کنم

624
00:40:01,670 --> 00:40:03,530
بچه‌ها چقدر با ملاحظه و مهربونن

625
00:40:06,960 --> 00:40:07,480
عالیه

626
00:40:07,590 --> 00:40:11,360
قدیما مادرت اینجا یه طرفدار دوآتیشه شراب بود

627
00:40:11,550 --> 00:40:14,960
امشب بیاین با مادرتون کلی بنوشیم

628
00:40:15,070 --> 00:40:15,550
نظرتون چیه؟

629
00:40:15,550 --> 00:40:16,110
حتما

630
00:40:16,130 --> 00:40:18,450
خیلی دوست دارم این شراب عالی رو با مادر بنوشم

631
00:40:20,590 --> 00:40:22,320
غذاهای اعطایی از طرف قصر شرقی

632
00:40:22,320 --> 00:40:26,380
همه‌ اهالی عمارت شاهزاده جینگ‌آن غذاها و فرمان رو تحویل بگیرین

633
00:40:26,590 --> 00:40:35,670
به فرمان قصر شرقی با شروع سال نو و طلوع سپیده با توجه به تلاش‌های شبانه‌روزی شما وفاداری و سخت‌کوشی‌ ستودنی

634
00:40:35,670 --> 00:40:42,710
امروز ضیافت خرد لذیذی رو به نام اتحاد ملی و تجدید دیدار خانواده به شما می‌بخشم

635
00:40:42,960 --> 00:40:49,150
باید بدونین که من چقدر برای شما ارزش قائلم پس در امور دولتی کوشاتر باشین و به عنوان حاکم و وزیر با من هم‌سویی کنین

636
00:40:49,150 --> 00:40:50,840
اطاعت میشه

637
00:40:52,550 --> 00:40:53,110
بیاین

638
00:40:53,110 --> 00:40:54,280
بیاین برین شراب بخوریم

639
00:40:54,280 --> 00:40:54,760
بیاین

640
00:40:55,550 --> 00:40:58,050
جناب سیاه‌پو نمیای با ما غذا بخوری؟

641
00:40:58,360 --> 00:40:59,510
شام شب سال نوئه

642
00:40:59,510 --> 00:41:04,110
اره برادر یه شینگ بانو گفت که باید شام شب سال نو رو با ما غذا بخوری

643
00:41:04,110 --> 00:41:05,000
ولش کنین

644
00:41:05,000 --> 00:41:08,150
اون به عنوان فرستاده سایه‌ سلطنتی هرگز قوانین رو فراموش نمی‌کنه

645
00:41:11,960 --> 00:41:14,800
گربه مست، دیگه وقتشه بری خونه

646
00:41:15,480 --> 00:41:17,410
چرا اومدی زمین سوارکاری؟

647
00:41:18,800 --> 00:41:22,880
وقتی برادر به مادر گرم‌کن گردن داد تو چرا مال خودت رو قایم کردی؟

648
00:41:23,360 --> 00:41:27,770
اگه درست یادم باشه اون با پوست روباه قرمزی درست شده بود که خودت شکار کرده بودی مگه نه؟

649
00:41:28,070 --> 00:41:30,230
شیائو وویی این کار درست نیست

650
00:41:30,590 --> 00:41:35,320
واقعا درست نیست حتی اگه بقیه صد تا گرم‌کن گردن بهش بدن بازم اونی که تو دادی یه معنای خاص داره

651
00:41:35,550 --> 00:41:38,480
اینکه یکی دیگه بهش گرم‌کن گردن داده دلیل نمیشه که تو نباید بهش بدی

652
00:41:38,480 --> 00:41:39,280
شنیدی چی گفتم؟

653
00:41:41,464 --> 00:41:42,242
شنیدی چی گفتم؟

654
00:41:44,670 --> 00:41:45,280
باشه

655
00:41:48,630 --> 00:41:49,630
فهمیدم

656
00:41:54,070 --> 00:41:57,770
شیائو وویی تو باید یاد بگیری چطور از بقیه درخواست کنی

657
00:42:23,468 --> 00:44:56,262
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت بیست و یکم =

