﻿1
00:00:17,850 --> 00:00:20,530
[امپراتوره دا یه]

2
00:00:21,960 --> 00:00:24,160
شاهزاده چی، لطفا با من بیا

3
00:00:42,640 --> 00:00:46,710
اعلیحضرت شیائو وویی در مرزهای شمالی جنگید چین شمالی رو عقب روند و پنج شهر رو پس گرفت

4
00:00:46,710 --> 00:00:47,770
اون مرد شایسته‌ایه

5
00:00:48,110 --> 00:00:51,520
کشتن اون فقط باعث ناراحتی دوستان و خوشحالی دشمنانمون میشه

6
00:00:51,520 --> 00:00:53,380
خواهش می‌کنم رحم کنین اعلیحضرت

7
00:00:57,000 --> 00:00:58,280
مادر درست می‌گفت

8
00:00:59,560 --> 00:01:03,490
یه امپراتور نمیتونه اجازه بده یه قدرت دیگه ای کنارش باشه

9
00:01:04,200 --> 00:01:08,640
به نظر می‌رسه امشب هم حمام خونی دیگه ای در راهه

10
00:01:09,710 --> 00:01:12,120
من حاضرم ضمانت وارث جوان رو بپذیرم

11
00:01:13,150 --> 00:01:14,789
فقط یه شاهزاده هستی

12
00:01:15,680 --> 00:01:17,940
چه حقی داری که ضمانت اونو بکنی؟

13
00:01:19,280 --> 00:01:22,200
وویی بهترین و تنها دوست منه

14
00:01:22,480 --> 00:01:23,610
به حرف من گوش میده

15
00:01:24,400 --> 00:01:25,920
خواهش می‌کنم به من فرصت بدین اعلیحضرت

16
00:01:25,920 --> 00:01:27,640
 وویی رو متقاعد می‌کنم که نیروهاش رو عقب بکشه

17
00:01:27,640 --> 00:01:32,440
و خواهش می‌کنم شیائو وویی و عمارت شاهزاده جینگ ان رو در امان نگه دارین اعلیحضرت

18
00:01:34,150 --> 00:01:34,950
استاد بزرگ

19
00:01:37,190 --> 00:01:38,600
واقعا حق با تو بود

20
00:01:39,640 --> 00:01:43,640
شاهزاده چی تنها راه حل بی‌نقص برای امشبه

21
00:01:45,060 --> 00:01:46,640
فقط همون کاری رو بکن که گفتی

22
00:01:49,920 --> 00:01:52,000
چشم، اعلیحضرت

23
00:01:56,950 --> 00:02:01,640
عالیجناب، از این به بعد دیگه کسی به اسم یائو یائو وجود نخواهد داشت

24
00:02:03,150 --> 00:02:10,750
آرامش دنیا و بقای خاندان سلطنتی همگی فقط به شما بستگی داره

25
00:02:14,269 --> 00:03:39,070
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت چهارم =

26
00:03:40,240 --> 00:03:44,190
[کلید قلب ققنوس]

27
00:03:44,640 --> 00:03:47,190
[قسمت چهارم]

28
00:03:48,000 --> 00:03:50,000
تنها چیزی که میخوام، آرامش تو کل قلمروئه

29
00:03:51,310 --> 00:03:52,970
حاضرین اینو بهم بدین؟

30
00:04:03,710 --> 00:04:06,360
عالیجناب تمام شورش‌های توی پایتخت سرکوب شده

31
00:04:06,360 --> 00:04:07,120
نیروها جمع شدن

32
00:04:07,120 --> 00:04:09,050
هر لحظه که بخوایم می‌تونیم وارد قصر بشیم

33
00:04:10,280 --> 00:04:11,610
منتظر خبر از وویی بمونین

34
00:04:12,180 --> 00:04:12,650
چشم

35
00:04:13,520 --> 00:04:18,170
صد هزار تا سرباز بی‌فو همین الان بیرون شهر منتظرن

36
00:04:19,670 --> 00:04:25,620
قبلا گفتم تا وقتی که قدرت نظامیت رو تحویل بدی می‌تونم آرامش رو به دنیا برگردونم

37
00:04:26,360 --> 00:04:31,130
همین‌طور می‌تونم بهت قول بدم که برای اون سی هزار سربازی که بی دلیل مردن بنایی یادگاری بسازم

38
00:04:31,630 --> 00:04:35,920
اما اگه از تحویل دادن قدرت نظامیت سر باز بزنی مجبورم بی‌رحم باشم

39
00:04:38,190 --> 00:04:41,250
که چی بشه اگه سربازای بی‌فو همین الان پشت دیوار شهر باشن؟

40
00:04:41,270 --> 00:04:44,510
تو، وارث جوان همین حالا هم تو تله من افتادی

41
00:04:45,040 --> 00:04:46,240
اونا نمی‌تونن نجاتت بدن

42
00:04:47,310 --> 00:04:50,360
فقط کافیه بگم شاهزاده چانگ‌شا، وارث جوان رو کشته

43
00:04:51,120 --> 00:04:54,480
اون موقع سربازای بی‌فو تو می‌تونن با من چیکار کنن؟

44
00:04:58,920 --> 00:05:01,800
شاهزاده چی تشریف آوردن

45
00:05:09,800 --> 00:05:11,660
چرا ا مائو و له جون هنوز نرسیدن؟

46
00:05:12,040 --> 00:05:13,560
مگه نباید خیلی وقت پیش از شهر میزدن بیرون؟

47
00:05:13,560 --> 00:05:18,070
بانوی من وقتی داشتیم می‌رفتیم صدای جنگ و دعوا توی شهر نشنیدین؟

48
00:05:18,310 --> 00:05:19,190
جنگ؟

49
00:05:20,160 --> 00:05:23,190
چرا حس می‌کنم وقتی از شهر می‌رفتیم حتی یه نفر رو هم ندیدم؟

50
00:05:23,920 --> 00:05:25,270
سانگ‌ار تو چیزی شنیدی؟

51
00:05:25,270 --> 00:05:26,200
منم چیزی نشنیدم

52
00:05:27,000 --> 00:05:28,600
پس شاید من اشتباه شنیدم

53
00:05:30,300 --> 00:05:32,960
یعنی ممکنه اتفاقی برای ا مائو و له جون افتاده باشه؟

54
00:05:33,630 --> 00:05:34,760
بیاین اول برگردیم

55
00:05:35,390 --> 00:05:38,390
اگه الان برگردیم درست وسط تله نمیفتیم؟

56
00:05:38,390 --> 00:05:39,720
بیاین یه کم دیگه صبر کنیم

57
00:05:43,680 --> 00:05:45,680
کسی نگفته بود ارابه آماده‌ست

58
00:05:47,830 --> 00:05:49,145
بانوی من، شاهدخت دستور دادن که

59
00:05:49,170 --> 00:05:51,270
[فرستاده سایه‌ها]

60
00:05:49,430 --> 00:05:51,360
باید همین حالا با من بیاین

61
00:05:51,360 --> 00:05:52,420
این هم نامه‌شونه

62
00:05:53,510 --> 00:05:54,390
مهر شخصی مادرم؟

63
00:05:54,415 --> 00:05:55,670
[همین حالا برو]

64
00:05:57,430 --> 00:05:58,830
ولی من باید منتظر ا مائو بمونم

65
00:05:58,830 --> 00:06:01,160
شاهزاده چی وارد قصر شده نمی‌تونه بیاد

66
00:06:01,160 --> 00:06:02,690
آخه برای چی وارد قصر شد؟

67
00:06:02,690 --> 00:06:03,680
وقت توضیح دادن نیست

68
00:06:03,680 --> 00:06:05,410
بانوی من، لطفا سریع بریم

69
00:06:15,320 --> 00:06:16,120
پدر؟

70
00:06:16,510 --> 00:06:20,090
یائو یائو، اومدم که تو رو برگردونم به شهر

71
00:06:21,360 --> 00:06:23,920
ارباب، شاهدخت می‌خوان که بانو اینجا رو ترک کنه

72
00:06:23,920 --> 00:06:25,250
سرت به کار خودت باشه

73
00:06:25,740 --> 00:06:26,800
من با شما نمیام

74
00:06:27,190 --> 00:06:28,390
من با شیائو وویی ازدواج نمی‌کنم

75
00:06:28,390 --> 00:06:29,800
من با ا مائو میرم

76
00:06:31,000 --> 00:06:34,950
به فرمان اعلیحضرت مطلع شدم که شاهزاده چانگ‌شا خیانت کرده و قصر رو محاصره کرده

77
00:06:34,950 --> 00:06:37,190
چنین برادرکشی عمیقا منو متأثر میکنه

78
00:06:37,750 --> 00:06:40,340
خوشبختانه، شاهزاده چی تیزبین بود و خبر داد

79
00:06:40,680 --> 00:06:43,560
اون به همراه وارث جوان از عمارت شاهزاده جینگ ان، وارد قصر شد تا شورش رو سرکوب کنه

80
00:06:43,560 --> 00:06:44,820
از این بابت بسیار آسوده‌خاطرم

81
00:06:45,630 --> 00:06:46,830
اعلیحضرت بیدار شدن؟

82
00:06:47,920 --> 00:06:49,040
کی؟

83
00:06:49,870 --> 00:06:52,680
اعلیحضرت فرمان دیگری صادر کردن من مستعد بیماری هستم

84
00:06:53,040 --> 00:06:56,640
شاهزاده چی، لی مائو خردمند و تیزبینه و شباهت زیادی به من داره

85
00:06:56,720 --> 00:07:00,030
بدین ترتیب بهش دستور داده میشه که وارد قصر شرقی شده و به عنوان نایب‌السلطنه خدمت کنه

86
00:07:08,070 --> 00:07:09,270
اعلیحضرت کجان؟

87
00:07:09,430 --> 00:07:10,830
انتصاب نایب‌السلطنه موضوع خیلی مهمیه

88
00:07:10,830 --> 00:07:12,560
چطور میشه این‌قدر عجولانه تصمیم گرفت؟

89
00:07:12,560 --> 00:07:13,360
ملکه مادر

90
00:07:13,640 --> 00:07:19,870
اعلیحضرت فرمودن من نیت مادر رو می‌فهمم اما امور دنیا باید طبق جریان طبیعیشون پیش برن

91
00:07:20,200 --> 00:07:22,200
اجبار کردن اونا فقط نتیجه عکس میده

92
00:07:22,750 --> 00:07:23,950
...اعلیحضرت میدونن

93
00:07:24,560 --> 00:07:26,630
که آزاد کردن شیائو وویی مثل اینه که بذاری ببر به کوه برگرده؟

94
00:07:26,630 --> 00:07:29,070
 برای حذف کردن شیائو وویی از اینکه دستم آلوده بشه ترسی نداشتم

95
00:07:29,070 --> 00:07:32,720
این فقط برای اعلیحضرت نبود بلکه برای حذف دائمی تهدیدی علیه دا یه بود

96
00:07:32,720 --> 00:07:34,180
اعلیحضرت دارن چیکار می‌کنن؟

97
00:07:34,510 --> 00:07:36,240
وقتی لونه واژگون بشه هیچ تخمی سالم نمی‌مونه

98
00:07:36,240 --> 00:07:39,409
دا یه دیگه بدون شیائو وویی نمی‌تونه دووم بیاره

99
00:07:42,000 --> 00:07:44,920
امشب شاهزاده چانگ‌شا خیانت کرد و قصر رو محاصره کرد

100
00:07:44,920 --> 00:07:47,310
شاهزاده چی و وارث جوان با هم شورش رو سرکوب کردن

101
00:07:47,310 --> 00:07:53,310
اعلیحضرت از وفاداری و شجاعت شاهزاده چی قدردانی کردن و اونو به عنوان نایب‌السلطنه منصوب کردن

102
00:07:53,630 --> 00:07:54,360
غیرممکنه

103
00:07:54,630 --> 00:07:56,190
فرمان امپراتور صادر شده

104
00:07:56,190 --> 00:07:59,120
اعلیحضرت و شاهزاده پینگ‌نینگ وارد قصر شرقی شدن

105
00:07:59,120 --> 00:08:03,720
و اما تو، یائو یائو تو باید همین امشب به عمارت شاهزاده جینگ ان بری و ازدواج کنی

106
00:08:05,830 --> 00:08:07,830
شاهزاده چی، فرمان رو تحویل بگیر

107
00:08:10,720 --> 00:08:17,680
میخوای مطمئن بشی که شیائو وویی و ملکه مادر در کنار هم بمونن و سربازای بی‌فو و امپراتوری خاندان لی با هم کنار بیان

108
00:08:17,680 --> 00:08:29,270
پس امروز فارغ از اینکه من چه فرمانی صادر کنم حاضری تو خوشی‌ها و ناخوشی‌ها کنار شیائو وویی بایستی و مرگ و زندگی رو با اون شریک بشی؟

109
00:08:35,950 --> 00:08:37,549
اون هنوز منتظرته

110
00:08:38,630 --> 00:08:39,240
بیا

111
00:08:44,870 --> 00:08:45,510
وویی

112
00:08:46,150 --> 00:08:47,150
...امشب واقعا می‌خوای

113
00:08:47,150 --> 00:08:48,150
خوب فکر کن

114
00:08:48,790 --> 00:08:52,510
اگه این فرمان رو قبول کنی دیگه هیچ‌وقت تو عمرت نمی‌تونی از قصر جیان‌کانگ خارج بشی

115
00:08:52,510 --> 00:08:56,120
فرقی نمی‌کنه امروز کی برنده بشه دنیا به هر حال به آشوب کشیده می‌شه

116
00:08:56,120 --> 00:08:56,630
وویی

117
00:08:57,360 --> 00:08:59,030
من از بچگی با جنگ زندگی کردم

118
00:08:59,030 --> 00:09:00,750
می‌دونم جنگ چه جهنمیه

119
00:09:12,390 --> 00:09:13,150
بانوی من برین

120
00:09:13,150 --> 00:09:13,670
برین

121
00:09:17,340 --> 00:09:17,790
بریم

122
00:09:26,550 --> 00:09:26,960
سانگ‌ار

123
00:09:26,960 --> 00:09:27,630
یائو یائو

124
00:09:27,990 --> 00:09:28,800
پدر

125
00:09:29,960 --> 00:09:31,240
به حرفم گوش کن

126
00:09:33,840 --> 00:09:34,750
پدر

127
00:09:34,910 --> 00:09:35,790
فرار کنین بانوی من

128
00:09:36,320 --> 00:09:37,150
فرار کنین بانوی من

129
00:09:38,320 --> 00:09:39,120
سانگ‌ار

130
00:09:39,390 --> 00:09:40,080
سانگ‌ار

131
00:09:40,390 --> 00:09:40,920
سانگ‌ار

132
00:09:41,750 --> 00:09:42,280
سانگ‌ار

133
00:09:42,840 --> 00:09:43,480
سانگ‌ار

134
00:09:45,600 --> 00:09:46,390
سانگ‌ار

135
00:09:47,910 --> 00:09:48,750
سانگ‌ار

136
00:09:56,520 --> 00:09:57,390
شیه جیا‌یو

137
00:09:58,200 --> 00:09:59,800
میخوای به حرفم گوش بدی؟

138
00:10:04,270 --> 00:10:05,510
خواهش می‌کنم نکشش

139
00:10:05,510 --> 00:10:06,440
باهات میام

140
00:10:06,950 --> 00:10:07,920
باهات میام

141
00:10:16,550 --> 00:10:18,150
چرا کفشت دراومده؟

142
00:10:18,840 --> 00:10:20,960
بیا، بذار برات بپوشونمش

143
00:10:21,720 --> 00:10:23,870
عروس باید زیبا باشه

144
00:10:26,750 --> 00:10:30,720
فکر می‌کردم تو یه باوقار هستی که همه تحسینت می‌کنن

145
00:10:31,440 --> 00:10:33,240
تا حالا ندیده بودم کسی رو بکشی

146
00:10:34,290 --> 00:10:34,930
چرا؟

147
00:10:36,670 --> 00:10:37,960
آخه چرا این کار رو کردی؟

148
00:10:44,790 --> 00:10:45,960
گریه نکن

149
00:10:48,120 --> 00:10:51,890
یائو یائو دیگه وقتشه که بزرگ بشی

150
00:10:53,440 --> 00:10:58,090
اولین چیزی که وقتی بزرگ میشی یاد می‌گیری اینه که بعضی وقتا هیچ انتخابی نداری

151
00:10:58,960 --> 00:11:00,080
ا مائو هم انتخابی نداشت

152
00:11:01,150 --> 00:11:02,480
تو هم همین‌طور

153
00:11:06,130 --> 00:11:08,270
فکر می‌کردم تو منو بیشتر از هر کسی دوست داری

154
00:11:09,630 --> 00:11:17,080
هر کسی یه ترازو تو قلبش داره که باهاش می‌سنجه چی مهمه و چی مهم‌تره

155
00:11:17,080 --> 00:11:19,440
پس تو باید با شیائو وویی ازدواج کنی

156
00:11:20,440 --> 00:11:22,670
 به خاطر خاندان شیه؟

157
00:11:25,820 --> 00:11:26,620
ببرینش

158
00:11:32,240 --> 00:11:34,510
پدر دلیلش رو به من بگو

159
00:11:35,080 --> 00:11:37,020
چرا باید با شیائو وویی ازدواج کنم؟

160
00:11:37,870 --> 00:11:38,720
چرا؟

161
00:11:39,080 --> 00:11:41,840
اگه ندونی خوشبخت‌تر میشی

162
00:11:43,120 --> 00:11:44,200
 میخوام بدونم

163
00:11:46,150 --> 00:11:47,000
به خاطر ا مائو

164
00:11:48,720 --> 00:11:52,630
عمارت شاهزاده جینگ ان فرماندهی ارتش بی‌فو با دوست هزار سرباز رو در دست داره

165
00:11:52,630 --> 00:11:55,720
اونا جاه‌طلبن و هر لحظه می‌تونن سلسله رو عوض کنن

166
00:11:55,720 --> 00:11:57,520
ولی چرا تا حالا این کار رو نکردن؟

167
00:11:57,550 --> 00:12:04,650
چون خاندان‌های نجیبی مثل خاندان شیه ما هستن که از اعلیحضرت یا بهتره بگم از خاندان سلطنتی لی حمایت می‌کنن

168
00:12:05,610 --> 00:12:09,750
پس حتی اگه خاندان شیائو هم تخت رو بگیرن نمی‌تونن با خیال راحت روی اون بشینن

169
00:12:09,750 --> 00:12:12,670
اما شما که هیچ‌وقت نمی‌خواستی با خاندان شیائو ارتباط داشته باشی

170
00:12:12,670 --> 00:12:17,360
اگه من الان از عروسی فرار کنم و رابطم رو باهاشون قطع کنم بهتر نیست؟

171
00:12:17,600 --> 00:12:23,750
شاید قبلا میشد این کار رو کرد ولی الان نایب‌السلطنه ا مائوئه

172
00:12:24,550 --> 00:12:29,680
اگه عمارت شاهزاده جینگ ان قصد شورش داشته باشه ا مائو در مقام نایب‌السلطنه هیچ راهی برای زنده موندن نداره

173
00:12:31,840 --> 00:12:37,840
به خاطر ا مائو به خاطر خاندان شیه تو باید این مهره باشی

174
00:12:40,240 --> 00:12:45,350
پدر انگار دیگه تو رو نمی‌شناسم

175
00:12:50,120 --> 00:12:54,080
چون وقتشه که بزرگ بشی

176
00:13:05,910 --> 00:13:07,960
تمام نیروها به دستور من توجه کنین

177
00:13:20,940 --> 00:13:22,070
عرض ادب پدر

178
00:13:23,750 --> 00:13:29,050
شاهزاده جینگ ان شیائو جو و وارث عمارت شاهزاده جینگ ان شیائو وویی فرمان امپراتور رو دریافت کنین

179
00:13:32,670 --> 00:13:35,320
شاهزاده چانگ‌شا خیانت کرده و جرمش  مرگه

180
00:13:35,320 --> 00:13:38,480
خاندان شیائو فرمان بسیج ارتش بی‌فو برای سرکوب شورش رو دریافت کردن

181
00:13:38,480 --> 00:13:41,050
وفاداریشون ستودنیه و بسیار خشنودیم

182
00:13:41,080 --> 00:13:46,120
بدین ترتیب شیائو جو به عنوان ژنرال ارشد دفاع ملی و وارث جوان رو به عنوان ژنرال پشتیبانی ملی منصوب می‌کنم

183
00:13:46,120 --> 00:13:47,920
به وارث جوان دستور داده میشه که

184
00:13:54,150 --> 00:13:56,020
با دختر خاندان شیه ازدواج کنه

185
00:13:56,020 --> 00:13:58,980
ارتش بی‌فو باید فورا و بدون تاخیر برگرده

186
00:14:00,030 --> 00:14:01,630
چشم، اعلیحضرت

187
00:14:02,150 --> 00:14:07,150
علاوه بر این، شاهزاده چانگ‌شا تجهیزات نظامی رو بدون مجوز به کار گرفت و باعث مرگ بی‌گناه سربازان بی‌فو شد

188
00:14:07,150 --> 00:14:08,210
 عمیقا متأثرم

189
00:14:08,550 --> 00:14:11,600
اموال شخصی شاهزاده چانگ‌شا مصادره میشه تا خانواده سربازان تسلا بده

190
00:14:11,600 --> 00:14:17,030
بنای یادبود وفاداری بنا میشه و در تاریخ ثبت میشه تا وفاداری سربازان بی‌فو گرامی داشته بشه

191
00:14:17,080 --> 00:14:19,680
 برای این لطف بزرگ سپاسگزارم اعلیحضرت

192
00:14:33,410 --> 00:14:37,340
وویی تو برای سربازان کشته شده عدالت رو طلب کردی

193
00:14:37,440 --> 00:14:39,240
...و اما در مورد اتفاقات امشب

194
00:14:39,910 --> 00:14:40,510
می‌دونم

195
00:14:41,510 --> 00:14:42,120
...اون

196
00:14:42,390 --> 00:14:43,650
نگران اون نباش

197
00:14:45,630 --> 00:14:46,760
بهش بگو منتظرم بمونه

198
00:14:46,760 --> 00:14:47,670
یه راهی پیدا می‌کنم

199
00:14:47,670 --> 00:14:48,240
باشه

200
00:14:48,630 --> 00:14:49,890
من خبر رو می‌رسونم

201
00:14:52,270 --> 00:14:54,360
ولی یه چیزی هست که می‌خوام ازت بپرسم

202
00:14:54,360 --> 00:14:56,600
امشب کی تو رو برگردوند؟

203
00:14:57,510 --> 00:14:58,310
استاد بود

204
00:15:02,150 --> 00:15:03,080
استاد بزرگ؟

205
00:15:03,760 --> 00:15:04,560
چی شده؟

206
00:15:07,720 --> 00:15:08,250
هیچی

207
00:15:09,590 --> 00:15:12,480
ژنرال شیائو، شاهزاده چی، وارث جوان

208
00:15:16,360 --> 00:15:23,200
در مورد شورش امشب وارث جوان، از شجاعت و عدالت شما برای نجات مردم از رنج و نجات دربار از خطر قریب‌الوقوع سپاس‌گزارم

209
00:15:23,200 --> 00:15:31,200
ملکه مادر به‌طور ویژه از من خواستن تا از طرف تمام مقامات و مردم قلمرو، از شما برای نجات جونمون تشکر کنم

210
00:15:49,670 --> 00:15:50,390
پسرم

211
00:15:51,630 --> 00:15:55,430
تو و شاهزاده چی داشتین با هم چه حرف‌های پنهانی میزدین؟

212
00:15:56,150 --> 00:16:02,040
بعد از امشب، یی‌جی دیگه فقط شاهزاده چی نیست

213
00:16:04,000 --> 00:16:05,460
اون حالا نایب‌السلطنه هم هست

214
00:16:06,720 --> 00:16:07,480
چی؟

215
00:16:08,750 --> 00:16:12,530
پدر، من میرم یه کم تنهایی قدم بزنم

216
00:16:25,930 --> 00:16:29,250
جیایو رو برگردوندم

217
00:16:34,120 --> 00:16:38,600
تبریک میگم وارث جوان بابت اینکه عدالت رو برای سربازان کشته شده طلب کردی

218
00:16:38,600 --> 00:16:41,400
استراتژی شهر خالی رو خیلی قشنگ اجرا کردی

219
00:16:41,510 --> 00:16:42,390
تحسینت می‌کنم

220
00:16:43,440 --> 00:16:46,280
استاد بزرگ چرا حرفتو رک نمی‌زنی؟

221
00:16:46,720 --> 00:16:49,800
ارتشی که شاهزاده برگردوند تهش ده هزار نفر بودن

222
00:16:50,550 --> 00:16:55,500
اگه امشب واقعا با نگهبانان امپراتوری می‌جنگیدن نتیجش معلوم نبود چی میشد

223
00:16:55,700 --> 00:16:57,670
درست میگم؟

224
00:16:58,200 --> 00:17:02,210
یی‌جی گفت که امشب تو اونو همراهی کردی تا برگرده

225
00:17:02,400 --> 00:17:05,400
استاد بزرگ، شما اصلا قصد نداشتی بذاری اونا برن نه؟

226
00:17:08,589 --> 00:17:15,990
حالا که خاندان سلطنتی در حال افوله اعلیحضرت مستعد بیماری هستن و ملکه مادر هم خود رای و بی‌کفایته

227
00:17:15,990 --> 00:17:18,680
دا یه ما در آستانه فروپاشی قرار داره

228
00:17:19,480 --> 00:17:26,000
از اونجایی که هیچ برنده مطلقی وجود نداره بهتره به یه وضعیت بردبرد برسیم و شاهزاده چی رو نایب‌السلطنه کنیم

229
00:17:26,800 --> 00:17:31,640
این هم برای تو و هم برای قلمرو اتفاق خوبیه نیست؟

230
00:17:33,400 --> 00:17:36,670
سال‌ها یی‌جی رو پرورش دادی فقط برای امروز؟

231
00:17:37,480 --> 00:17:42,110
من تو شاهزاده چی امید دیدم

232
00:17:42,830 --> 00:17:44,290
پس تکلیف دخترت چی شد؟

233
00:17:45,270 --> 00:17:50,370
همه تو شهر میگن استاد بزرگ دخترش رو لوس می‌کنه ولی به نظر من تو فقط زیادی بی‌رحمی

234
00:17:51,550 --> 00:17:57,410
تو یی‌جی و دخترت رو از هم جدا کردی تا فقط بذر شک رو بین یی‌جی و من بکاری مگه نه؟

235
00:17:57,680 --> 00:17:59,200
منظورت چیه؟

236
00:18:00,270 --> 00:18:05,030
تو خودت از ملکه مادر برای این ازدواج درخواست کردی درسته؟

237
00:18:06,110 --> 00:18:09,660
در مورد رها کردن جیایو هم اون انتخاب خود شاهزاده چی بود

238
00:18:09,660 --> 00:18:11,090
نمی‌تونی کسی رو مقصر بدونی

239
00:18:11,590 --> 00:18:15,070
بله، ولی دلم برای اونا می‌سوزه

240
00:18:15,680 --> 00:18:17,070
من این کار رو برای قلمرو کردم

241
00:18:17,930 --> 00:18:19,390
وجدانم کاملا راحته

242
00:18:20,750 --> 00:18:26,370
از امشب به بعد، یی‌جی نایب‌السلطنه ست و شیه جیایو هم همسر دوم من

243
00:18:27,030 --> 00:18:30,000
امیدوارم همین‌جا متوقف بشی استاد بزرگ

244
00:18:45,350 --> 00:18:48,020
اما حالا نایب‌السلطنه ا مائوئه

245
00:18:49,160 --> 00:18:54,210
اگه عمارت شاهزاده جینگ ان قصد شورش داشته باشه ا مائو در مقام نایب‌السلطنه هیچ راهی برای زنده موندن نداره

246
00:18:54,590 --> 00:18:59,680
به خاطر ا مائو به خاطر خاندان شیه تو باید این مهره باشی

247
00:19:04,270 --> 00:19:04,920
سانگ‌ار

248
00:19:23,440 --> 00:19:25,400
همسرم هنوز نخوابیدی؟

249
00:19:29,720 --> 00:19:33,480
امشب تو پایتخت، بارون داره شدید میباره

250
00:19:33,480 --> 00:19:36,680
ارباب شیه مسیر سفر راحت بود؟

251
00:19:39,830 --> 00:19:42,240
نه بادی میوزه و نه بارونی میباره

252
00:19:43,720 --> 00:19:46,070
همین الان یه کم بارون بارید

253
00:19:47,270 --> 00:19:48,270
بارون بند اومد

254
00:19:48,350 --> 00:19:49,610
هوا صاف شد

255
00:19:53,400 --> 00:19:54,330
یائو یائو کجاست؟

256
00:19:54,750 --> 00:19:56,920
امشب شب عروسی یائو یائوئه

257
00:19:57,920 --> 00:20:01,160
طبیعیه که تو عمارت شاهزاده جینگ ان باشه

258
00:20:01,790 --> 00:20:06,540
اما اگه دلت براش تنگ شده سه روز دیگه که برگشت می‌تونی ببینیش

259
00:20:06,590 --> 00:20:09,400
تو نگهبان مخفی رو که برای محافظت از یائو یائو فرستاده بودم کشتی؟

260
00:20:14,540 --> 00:20:17,270
نمی‌فهمم چی میگی همسرم

261
00:20:17,310 --> 00:20:17,960
خیلی خب

262
00:20:19,000 --> 00:20:22,000
پس یه چیزی میگم که متوجه بشی ارباب

263
00:20:22,880 --> 00:20:26,110
پسرت نایب‌السلطنه شده

264
00:20:27,020 --> 00:20:30,000
حالا راضی شدی ارباب؟

265
00:20:38,200 --> 00:20:39,680
تشنمه

266
00:20:40,550 --> 00:20:41,830
میرم یه فنجان چای بیارم

267
00:20:45,160 --> 00:20:46,030
ارباب شیه

268
00:20:47,380 --> 00:20:53,480
اون لی مائو فرزند نامشروع تو از بانو ان بالاخره به دستت به مقام نایب‌السلطنه رسید

269
00:20:53,480 --> 00:20:56,500
بعد از سال‌ها تلاش سخت بالاخره امشب به خواستت رسیدی

270
00:20:58,550 --> 00:21:01,790
ارباب راضی هستی؟

271
00:21:18,240 --> 00:21:22,570
داری به عمارت استاد بزرگ نگاه میکنی یا عمارت شاهزاده جینگ ان؟

272
00:21:24,180 --> 00:21:28,170
امشب نباید این تصمیم رو می‌گرفتی

273
00:21:29,000 --> 00:21:29,930
 انتخاب نکردم

274
00:21:32,200 --> 00:21:33,860
فقط یه نقشه‌ زمان‌کشی بود

275
00:21:36,510 --> 00:21:38,190
من و وویی یه راهی پیدا می‌کنیم

276
00:21:40,440 --> 00:21:41,160
برادر

277
00:21:42,230 --> 00:21:47,320
فکر می‌کنم یه روز از تصمیم امروزت پشیمون بشی

278
00:22:11,830 --> 00:22:12,690
وارث

279
00:22:16,960 --> 00:22:18,220
بذار تو آرامش بخوابه

280
00:22:18,590 --> 00:22:19,790
من امشب نمیرم تو

281
00:22:20,160 --> 00:22:20,840
صبر کن

282
00:22:28,110 --> 00:22:30,910
وارث، امشب شب عروسیته

283
00:22:31,430 --> 00:22:32,560
کجا داری میری؟

284
00:22:34,070 --> 00:22:37,250
شیه جیایو میخوای بمونم؟

285
00:22:44,070 --> 00:22:49,050
شوهرم، امشب شب عروسیمونه و هنوز جام‌های ازدواج رو ننوشیدیم

286
00:22:52,200 --> 00:22:54,000
نگران نباش زهر نداره

287
00:23:46,720 --> 00:23:49,830
شیه جیایو، نمی‌تونی یه کلک جدید بزنی؟

288
00:23:49,830 --> 00:23:51,290
فکر کردی من چینگ لونگ هستم؟

289
00:23:53,720 --> 00:23:55,240
شیائو وویی ول کن

290
00:23:55,510 --> 00:23:56,720
...وقتی با من این‌طوری رفتار می‌کنی، فکر کردی من

291
00:23:56,720 --> 00:23:57,480
چی؟

292
00:23:57,960 --> 00:24:00,420
که پدرت میاد و تو رو با خودش میبره؟

293
00:24:09,880 --> 00:24:12,330
کل شب رو مشغول بودیم و چیزی نخوردیم

294
00:24:16,400 --> 00:24:19,120
دست از تقلا بردار وگرنه دستات زخم میشه

295
00:24:19,200 --> 00:24:21,480
بعدش وقتی رفتی پیش یی‌جی و گریه کردی منو مقصر ندونی

296
00:24:22,440 --> 00:24:23,070
یی‌جی؟

297
00:24:24,270 --> 00:24:25,110
تو ا مائو رو می‌شناسی؟

298
00:24:34,310 --> 00:24:35,790
این آویز یشم شخصی ا مائو ئه

299
00:24:35,790 --> 00:24:36,790
چرا این دست توئه؟

300
00:24:36,920 --> 00:24:38,120
با ا مائو چیکار کردی؟

301
00:24:39,640 --> 00:24:40,750
دزدیدمش

302
00:24:41,200 --> 00:24:42,200
قاپیدمش

303
00:24:51,000 --> 00:24:51,840
زود باش بخور

304
00:24:51,840 --> 00:24:52,700
چرا لگی زدی به من؟

305
00:24:52,700 --> 00:24:55,160
بعد از این همه جنگیدن تو کل شب گشنت نیست؟

306
00:24:56,510 --> 00:25:00,160
نمی‌دونستم چی دوست داری بخوری واسه همین هر چی دم دستم بود از مطبخ برداشتم

307
00:25:00,160 --> 00:25:00,840
امتحان کن

308
00:25:00,840 --> 00:25:03,900
 گوشت بره مطبخ خیلی خوبه

309
00:25:11,240 --> 00:25:12,040
چی شده؟

310
00:25:13,400 --> 00:25:14,240
هیچی

311
00:25:14,600 --> 00:25:19,360
فقط یهو یادم افتاد که سانگ‌ار عاشق گوشت بره بود

312
00:25:29,790 --> 00:25:34,640
صبر کن خوب فکر کردم انگار همه‌چی زیادی راحت پیش رفت

313
00:25:35,590 --> 00:25:37,960
کل شهر رو گشتین ولی هیچ‌کس منو پیدا نکرد

314
00:25:38,680 --> 00:25:40,880
بعدش یه اتفاقی توی قصر افتاد

315
00:25:40,880 --> 00:25:43,900
بعد تو رفتی قصر تا شورش رو سرکوب کنی و ا مائو شد نایب‌السلطنه

316
00:25:45,370 --> 00:25:47,100
حتما یه جای کار میلنگه

317
00:25:48,200 --> 00:25:49,130
به تحلیل کردنت ادامه بده

318
00:25:51,370 --> 00:25:58,900
پدرم گفت شاهزاده چانگ‌شا قصر رو محاصره کرده شاهزاده چی و وارث جوان با هم رفتن تو تا شورش رو بخوابونن و اعلیحضرت ا مائو رو نایب‌السلطنه کرد

319
00:25:59,030 --> 00:26:01,230
ولی ا مائو واضحا میخواست با من بره

320
00:26:01,270 --> 00:26:03,870
...و اون نقشه عمارت شاهزاده جینگ ان

321
00:26:05,980 --> 00:26:09,280
اون یه نقشه نظامی بود معلوم بود که یه نظامی اونو کشیده

322
00:26:09,920 --> 00:26:12,640
وقتی ا مائو اون رو داد به من، حس کردم یه جای کار می‌لنگه

323
00:26:13,160 --> 00:26:17,550
این نقشه... تو این نقشه رو کشیدی؟

324
00:26:20,590 --> 00:26:22,750
بد نیست اون‌قدرها هم خنگ نیستی

325
00:26:23,720 --> 00:26:25,480
تو به من و ا مائو کمک کردی فرار کنیم؟

326
00:26:28,880 --> 00:26:29,590
نه

327
00:26:29,880 --> 00:26:34,440
اینم ممکنه که وانمود کرده باشی به ا مائو کمک می‌کنی ولی در واقع دزدیدیش و بردیش قصر تا مجبورش کنی نایب‌السلطنه بشه

328
00:26:34,440 --> 00:26:35,070
...تو حتی

329
00:26:35,070 --> 00:26:36,720
بسه تمومش کن

330
00:26:37,310 --> 00:26:39,240
فکر می‌کنم دیگه باید تحلیل کردنت رو متوقف کنی

331
00:26:41,200 --> 00:26:42,480
غیرممکن نیست

332
00:26:43,350 --> 00:26:44,880
ا مائو بهترین دوست منه

333
00:26:45,390 --> 00:26:48,410
آخه چرا باید مجبورش کنم کاری رو بکنه که دوست نداره؟

334
00:26:49,070 --> 00:26:54,050
تو دوست صمیمی ا مائویی ولی از ملکه مادر خواستی که منو مجبور کنی باهات ازدواج کنم؟

335
00:26:56,240 --> 00:26:58,340
...اگه می‌دونستم شما دوتا... من

336
00:27:00,590 --> 00:27:01,190
بیخیال

337
00:27:04,160 --> 00:27:05,960
کاج و سرو در سرما استوار میمونن

338
00:27:05,960 --> 00:27:07,830
طوفان و بارون به غرش اژدها بدل میشن

339
00:27:07,830 --> 00:27:10,710
تا جاه‌طلبی‌های والا به بلندترین قله برسن

340
00:27:10,750 --> 00:27:12,150
این شعر رو شنیدی؟

341
00:27:12,920 --> 00:27:13,680
ا مائو اینو نوشته

342
00:27:14,110 --> 00:27:15,770
میدونی برای کی نوشته؟

343
00:27:16,750 --> 00:27:19,010
نکنه میخوای بگی برای تو نوشته؟

344
00:27:21,510 --> 00:27:24,970
من خیلی قبل از تو اونو میشناختم

345
00:27:26,750 --> 00:27:30,220
تو یه آدم خبیث، آدم‌کش، سنگدل و شهوت‌رانی

346
00:27:30,220 --> 00:27:32,200
ا مائو حتما گول ظاهر تو رو خورده

347
00:27:32,200 --> 00:27:33,130
...واسه همینه که اون

348
00:27:34,920 --> 00:27:35,960
خبیث؟

349
00:27:38,270 --> 00:27:39,680
آدم‌کش؟

350
00:27:45,680 --> 00:27:47,210
سنگدل و شهوت‌ران؟

351
00:27:50,510 --> 00:27:56,240
اگه اون دوستم نبود تو اصلا فرصت اینو نداشتی که این‌طوری با من حرف بزنی

352
00:28:03,790 --> 00:28:05,840
انتظار نداشتم لی مائو نایب‌السلطنه بشه

353
00:28:06,400 --> 00:28:07,800
این فقط یه راهکار موقتی بود

354
00:28:08,440 --> 00:28:09,720
اوضاع ناپایداره

355
00:28:09,720 --> 00:28:11,530
اون نمی‌تونه بره تو هم همین‌طور

356
00:28:12,000 --> 00:28:17,920
از امشب به بعد تو، شیه جیایو میشی همسر دوم وارث عمارت شاهزاده جینگ ان

357
00:28:17,920 --> 00:28:22,290
به خاطر لی مائو، بهتره بچه مودب باشی و نقشت رو درست بازی کنی

358
00:28:23,310 --> 00:28:26,300
هر وقت زمانش رسید ترتیب دیدارتون رو میدم

359
00:28:26,790 --> 00:28:30,090
اینکه میخوای بمونی یا بری رو می‌تونیم بعد از دیدنتون دربار‌ش حرف بزنیم

360
00:28:30,720 --> 00:28:31,400
شیائو وویی

361
00:28:33,590 --> 00:28:35,320
تو واقعا دوست لی مائویی؟

362
00:28:39,590 --> 00:28:42,200
اگه میخوای حرفت رو باور کنم همین امشب منو از شهر ببر بیرون

363
00:28:42,200 --> 00:28:42,550
نه

364
00:28:43,720 --> 00:28:45,640
من شیائو وویی هستم یه آدم‌کش

365
00:28:46,200 --> 00:28:49,030
پس بهتره بچه مودب باشی و همین‌جا بمونی

366
00:29:03,130 --> 00:29:03,820
-وارث
-وارث

367
00:29:03,820 --> 00:29:04,750
میخواین یکم میل کنین؟

368
00:29:10,830 --> 00:29:13,490
وارث، چیزی ذهنتون رو مشغول کرده؟

369
00:29:17,200 --> 00:29:20,260
حضور استاد بزرگ امشب غیرمنتظره بود

370
00:29:21,550 --> 00:29:25,640
از کجا فهمیدین که اون ارباب صنایع شگفت‌انگیز کسیه که کمان‌های تکرار‌شونده رو طراحی کرده؟

371
00:29:25,640 --> 00:29:30,720
بعد از اتفاقات دشت جیوجانگ دستور دادین فورا به پایتخت برگردیم تا مخفیانه درباره معاون وزیر مسئول تولید تسلیحات تحقیق کنیم

372
00:29:30,720 --> 00:29:33,580
ماها نقشه کمان‌های تکرار‌شونده رو تو اتاق کار معاون وزیر وی پیدا کردیم

373
00:29:33,720 --> 00:29:36,750
اون نقشه مهر ارباب صنایع شگفت‌انگیز رو داشت

374
00:29:36,750 --> 00:29:38,480
پس ردها رو دنبال کردیم

375
00:29:39,110 --> 00:29:39,640
بله

376
00:29:39,880 --> 00:29:42,400
پیدا کردن این ارباب تو جیان‌کانگ کار سختی نبود

377
00:29:42,400 --> 00:29:44,270
اون همیشه تو غذاخوری شی یوئه جنس می‌فروخت

378
00:29:44,270 --> 00:29:47,960
هر چند غرفه یا مغازه ثابتی نداشت ولی با صاحب غذاخوری شی یوئه خیلی صمیمی بود

379
00:29:47,960 --> 00:29:51,790
پس به بهانه کار از صاحب غذاخوری خواستیم که دعوتش کنه بیاد بیرون

380
00:29:51,830 --> 00:29:53,890
و این‌طوری بود که شیه جیایو رو گرفتین؟

381
00:29:54,030 --> 00:29:57,320
این کمان تکرار‌شونده‌ سفارشی برای یه مشتری ساخته شده بود

382
00:29:57,350 --> 00:29:59,000
نام خانوادگیش شیائو بود

383
00:29:59,200 --> 00:30:00,730
و اسمش هم شنگ بود

384
00:30:02,070 --> 00:30:05,070
ولی فهمیدیم که شیه جیایو هیچ چیزی درباره این موضوع نمی‌دونه

385
00:30:05,070 --> 00:30:07,270
وارث، مشکلی پیش اومده؟

386
00:30:07,270 --> 00:30:08,270
نه، مشکلی نیست

387
00:30:10,000 --> 00:30:13,640
فقط اینکه همه‌ اینا یه کم زیادی راحت پیش رفت

388
00:30:13,960 --> 00:30:15,830
ملکه مادر مدت‌هاست که تو اعماق قصر زندگی می‌کنه

389
00:30:15,830 --> 00:30:22,310
چطوری می‌تونست بدونه که یه ارباب صنایع شگفت‌انگیز تو جیان‌کانگ هست و حتی بدونه چیو می‌تونه طراحی کنه و چیو نمی‌تونه؟

390
00:30:23,590 --> 00:30:27,148
حتما یه رابطه‌ای اینجا هست که ما ازش بی‌خبریم

391
00:30:33,060 --> 00:30:34,900
امیدوارم اون چیزی نباشه که من شک می‌کنم

392
00:30:37,030 --> 00:30:38,590
پس من به تحقیقاتم روی غذاخوری شی یوئه ادامه میدم

393
00:30:38,590 --> 00:30:39,390
تحقیق؟

394
00:30:39,790 --> 00:30:40,590
خیلی کنده

395
00:30:47,720 --> 00:30:48,270
بانوی من

396
00:30:48,680 --> 00:30:54,400
راستش فکر می‌کنم وارث جوان و اون دوتا نگهبانش اون‌قدرها که شایعه شده ترسناک نیستن

397
00:30:55,720 --> 00:30:57,650
هر چی می‌گه رو باور نکن

398
00:30:57,720 --> 00:31:01,240
یادت رفت تو غذاخوری شی یوئه و کنار اسکله چه اتفاقی افتاد؟

399
00:31:01,240 --> 00:31:02,750
...پس منظورتون اینه که

400
00:31:02,920 --> 00:31:05,380
کی می‌دونه این یارو داره با ماها صادقانه رفتار میکنه یا نه؟

401
00:31:06,400 --> 00:31:07,880
 نباید غافلگیر بشیم

402
00:31:07,880 --> 00:31:08,590
حواست جمع باشه

403
00:31:08,750 --> 00:31:09,240
چشم

404
00:31:36,720 --> 00:31:39,430
[عمارت شاهزاده جینگ ان]

405
00:31:39,880 --> 00:31:40,830
خیلی خوابم میاد

406
00:31:50,070 --> 00:31:52,520
مادر، پدر، اومدم بهتون ادای احترام کنم

407
00:31:59,400 --> 00:32:00,830
مادر؟ پدر؟

408
00:32:00,830 --> 00:32:03,200
حیوون کوچولو کجا داری میری؟

409
00:32:03,400 --> 00:32:05,800
همسرم، شمشیر چینگ لونگ منو بیار

410
00:32:05,990 --> 00:32:08,270
 امروز باید این موجود رو تیکه‌تیکه کنم

411
00:32:09,000 --> 00:32:09,680
بانوی من

412
00:32:10,550 --> 00:32:13,150
عمارت شاهزاده جینگ ان واقعا شبیه جهنمه

413
00:32:13,510 --> 00:32:14,270
بگیرش

414
00:32:14,590 --> 00:32:16,230
اول پاهاشو بزنم یا کمرشو؟

415
00:32:16,230 --> 00:32:17,360
اول سرشو بزن

416
00:32:23,070 --> 00:32:24,070
دختر جون اومدی؟

417
00:32:26,920 --> 00:32:29,680
سر اردک دوست داری یا بال و پاشو؟

418
00:32:40,480 --> 00:32:41,740
راحت باش خونه خودت فرض کن

419
00:32:42,070 --> 00:32:43,600
ممنونم مادر

420
00:32:45,440 --> 00:32:49,980
به عنوان عروس تازه‌واردشون از من نخواستن ادای احترام کنم یا آداب و رسوم رو یاد بگیرم

421
00:32:57,030 --> 00:32:58,070
من یه سری کارهای نظامی دارم

422
00:32:58,070 --> 00:32:58,870
 دیگه برم

423
00:32:59,880 --> 00:33:01,210
کدوم کارهای نظامی؟

424
00:33:01,480 --> 00:33:04,200
داری میلرزی برای کارت بازی کردن نه؟

425
00:33:04,350 --> 00:33:05,000
همسرم

426
00:33:05,830 --> 00:33:10,880
من سال‌ها تو مرز بودم هر روز نیروها رو تو جنگ‌ها رهبری می‌کردم و خودم الگو بودم

427
00:33:11,000 --> 00:33:13,400
...بالاخره برگشتم پایتخت من

428
00:33:14,440 --> 00:33:16,920
تا چند روز دیگه برمی‌گردم مرزهای شمالی

429
00:33:16,920 --> 00:33:21,510
به عنوان یه ژنرال محترم واقعا زیاده‌رویه که چند دور کارت بازی کنیم دختر جون؟

430
00:33:22,310 --> 00:33:23,310
فقط چند دور

431
00:33:25,840 --> 00:33:29,240
بهت میگم اگه همه‌چی رو باختی حتی فکر خونه برگشتن هم نکن

432
00:33:29,240 --> 00:33:29,920
نه

433
00:33:29,920 --> 00:33:30,750
نمیبازم

434
00:33:32,150 --> 00:33:35,010
دختر جون، کمتر سوپ بخور خیلی شوره

435
00:33:38,450 --> 00:33:43,120
شوهرم قبلا تو طویله کار میکرد و منم دختر یه قصابه

436
00:33:43,200 --> 00:33:45,530
واسه همین تو خانواده ما قوانین سخت و سختگیرانه‌ای نیست

437
00:33:46,700 --> 00:33:49,690
اون وروجک چرا این‌همه زن گرفته؟

438
00:33:51,070 --> 00:33:52,240
نمیشه مقصرش دونست

439
00:33:52,640 --> 00:33:56,620
حالا که اینجایی با خیال راحت همین‌جا بمون

440
00:33:57,400 --> 00:33:58,860
باشه مادر

441
00:33:58,900 --> 00:34:00,250
سوپت رو بخور

442
00:34:06,070 --> 00:34:07,960
خانواده شیائو خیلی عجیب‌وغریبن

443
00:34:08,630 --> 00:34:10,800
ارباب اصلا شبیه ژنرال‌ها نیست

444
00:34:10,800 --> 00:34:12,280
همسرش هم عجیبه

445
00:34:12,280 --> 00:34:15,850
به عنوان یه بودایی چطور می‌تونه گوشت بخوره و از کشتن دوری نکنه؟

446
00:34:22,230 --> 00:34:23,090
وارث

447
00:34:23,480 --> 00:34:24,630
مرزهای شمالی سرده

448
00:34:24,630 --> 00:34:28,590
دادم پوست بیست تا روباه سفید رو بگیرن تا تا تا ردا درست کنم

449
00:34:29,000 --> 00:34:33,800
بعد از دربار اونا رو به عنوان هدیه خداحافظی به عمارت شاهزاده جینگ ان می‌فرستم

450
00:34:33,920 --> 00:34:35,719
شما داری برمیگردی به مرزهای شمالی

451
00:34:35,719 --> 00:34:38,360
ما هنوز فرصت نکردیم با پدرتون گپی بزنیم

452
00:34:38,360 --> 00:34:41,190
چطوره یه زمان مناسب برای برگزاری یه ضیافت پیدا کنیم؟

453
00:34:41,400 --> 00:34:42,730
کی گفته من برمی‌گردم؟

454
00:34:43,989 --> 00:34:47,400
همه شما امیدوارین که من زودتر به مرزهای شمالی برگردم

455
00:34:47,400 --> 00:34:53,400
تا بتونین تو جیان‌کانگ به زندگی تو خوشی و رفاه غرق بشین و دیگه اصلا به فکر برگشتن به شمال نباشین؟

456
00:34:53,400 --> 00:34:59,610
اگه این‌طوره بذارین همین الان بهتون بگم فعلا قصد ندارم به مرزهای شمالی برگردم

457
00:35:01,510 --> 00:35:04,320
ملکه مادر تشریف آوردن

458
00:35:15,320 --> 00:35:19,190
عرض ادب ملکه مادر عرص ادب اعلیحضرت

459
00:35:19,400 --> 00:35:20,190
می‌تونین بلند شین

460
00:35:26,760 --> 00:35:28,220
وارث جوان درست میگفت

461
00:35:28,590 --> 00:35:31,440
در نبرد دشت جیوجانگ علیرغم اینکه تعدادشون بیشتر بودچین شمالی شکست خورد

462
00:35:31,440 --> 00:35:35,440
امپراتور چین شمالی خیلی عصبانی شد و پادشاه عقاب فرمانده ارتش عقاب سیاه تنزل مقام شد

463
00:35:35,440 --> 00:35:38,690
امپراتور چین شمالی فرستاده‌ای رو برای مذاکرات صلح فرستاد و من هم قبول کردم

464
00:35:39,510 --> 00:35:43,510
در اون زمان ما به وارث جوان نیاز داریم تا ریاست مذاکرات صلح رو در جیان‌کانگ بر عهده بگیره

465
00:35:43,510 --> 00:35:45,800
مگه وارث جوان روی لشکرکشی به شمال تمرکز نکرده بود؟

466
00:35:45,800 --> 00:35:47,990
من لشکرکشیم رو می‌کنم و شما مذاکراتتون رو

467
00:35:48,960 --> 00:35:49,920
این دو تا کار می‌تونه هم‌زمان پیش بره

468
00:35:49,920 --> 00:35:51,030
و بعد از مذاکرات هم می‌تونیم لشکرکشی رو ادامه بدیم

469
00:35:51,030 --> 00:35:52,360
چه مشکلی داره؟

470
00:35:52,670 --> 00:35:54,250
اما تکلیف سربازان بی‌فو که بیرون شهر هستن چی می‌شه؟

471
00:35:54,250 --> 00:35:57,250
مذاکرات صلح با چین شمالی پر از خطره

472
00:35:58,110 --> 00:36:05,400
به نظر من در طول مذاکرات صلح ارتش بی‌فو هنوز باید در جیان‌کانگ مستقر باشه تا امنیت اعلیحضرت و ملکه مادر تضمین بشه

473
00:36:05,400 --> 00:36:06,840
نظر شما چیه ملکه مادر؟

474
00:36:06,840 --> 00:36:12,290
وارث جوان یعنی می‌خوای ارتش مرزهای شمالی رو بدون فرمانده رها کنی؟

475
00:36:14,550 --> 00:36:16,400
ملکه مادر، لازم نیست نگران باشی

476
00:36:16,400 --> 00:36:20,360
بعد از مراسم قربانی جشنواره پدرم فورا به مرزهای شمالی برمی‌گرده تا ارتش رو فرماندهی کنه

477
00:36:20,360 --> 00:36:24,000
در طول مذاکرات صلح هرگز اجازه نمیدیم کسی از مرز سوءاستفاده کنه

478
00:36:24,000 --> 00:36:26,480
خیالتون راحت باشه ملکه مادر

479
00:36:26,920 --> 00:36:29,550
شاهزاده جینگ ان و وارث جوان به همه جوانب فکر کردن

480
00:36:29,550 --> 00:36:30,590
خیلی خوبه

481
00:36:31,440 --> 00:36:35,060
من همچنین قصد دارم تو مراسم برای سربازان کشته شده بی‌فو دعا کنم

482
00:36:35,800 --> 00:36:38,510
سربازان بی‌فو که بیرون شهر مستقرن باید در این مراسم شرکت کنن

483
00:36:38,510 --> 00:36:40,440
نظر شما چیه وارث جوان؟

484
00:36:40,550 --> 00:36:43,010
بله ممنونم ملکه مادر

485
00:36:44,440 --> 00:36:46,730
اگه مورد دیگه‌ای نیست مرخص میشم

486
00:36:52,800 --> 00:36:55,370
ملکه مادر، من وارث جوان رو تا بیرون همراهی می‌کنم

487
00:37:06,070 --> 00:37:06,760
عالی بود

488
00:37:07,090 --> 00:37:08,690
با حضور تو تو جیان‌کانگ خیالم راحته

489
00:37:10,710 --> 00:37:11,360
اون چطوره؟

490
00:37:13,230 --> 00:37:18,260
احتمالا همین الان دلش می‌خواست با سم منو بکشه ولی به خاطر تو این کار رو نکرد

491
00:37:18,470 --> 00:37:20,570
اگه جرات کنی اذیتش کنی ولت نمیکنم

492
00:37:22,290 --> 00:37:23,220
جراتش رو ندارم

493
00:37:25,230 --> 00:37:26,160
وارث جوان

494
00:37:27,070 --> 00:37:29,070
بانو شیه دختر عزیز استاد منه

495
00:37:29,070 --> 00:37:32,000
و این ازدواج توسط ملکه مادر تایید شده

496
00:37:32,000 --> 00:37:34,800
چه خوشت بیاد چه نه باید باهاش خوب باشی

497
00:37:35,070 --> 00:37:35,710
بله

498
00:37:36,280 --> 00:37:39,090
بانو شیه تحصیل‌کرده و متینه

499
00:37:39,670 --> 00:37:43,400
 تو همه مهارت‌های زنانه و همین‌طور تو شعر و تاریخ استاده

500
00:37:43,550 --> 00:37:45,190
باهاش خوبم

501
00:37:45,870 --> 00:37:48,030
و از ملکه مادر بابت موافقت با این ازدواج سپاسگزارم

502
00:37:48,030 --> 00:37:51,000
شنیدم آب‌نبات‌های گل تو تالار چنگ یی در جنوب شهر خیلی خوشمز‌ن

503
00:37:51,000 --> 00:37:52,670
بانوها تو جیان‌کانگ کشته‌مرده‌شونن

504
00:37:52,670 --> 00:37:55,800
هر وقت حالشون بد باشه یکم از اونا میخرن و می‌خورن

505
00:37:55,840 --> 00:37:59,090
اگه حال تو هم بد بود، بد نیست امتحانش کنی

506
00:37:59,840 --> 00:38:04,930
 شیرینی دوست ندارم بانو هم نیستم تازه امروز حالم هم خیلی خوبه

507
00:38:04,960 --> 00:38:06,360
من که به تو نگفتم بخوری

508
00:38:07,000 --> 00:38:07,800
فهمیدم

509
00:38:08,600 --> 00:38:09,330
چقدر دردسری

510
00:38:14,360 --> 00:38:16,640
 سال‌های زیادی به اعلیحضرت و ملکه مادر خدمت کردی

511
00:38:16,640 --> 00:38:20,190
سرپرست خواجه‌های قصری پس طبیعتا آدم باتدبیری هستی

512
00:38:20,190 --> 00:38:28,040
صلح و آرامش امروز تو دا یه نه به خاطر هوای خوبه و نه به خاطر مهربونی مردم بلکه به خاطر من و سربازان بی‌فوئه که از مرز پاسداری می‌کنن

513
00:38:28,400 --> 00:38:32,600
ملکه مادر و من الان در آرامشیم چون شاهزاده چی رو به عنوان نایب‌السلطنه داریم

514
00:38:33,100 --> 00:38:38,230
امیدوارم بتونی به ملکه مادر یادآوری کنی که راه پرخطای شاهزاده چانگشا رو پیش نگیره

515
00:38:39,440 --> 00:38:44,280
اگه شاهزاده چی حتی آزادی عمل نداشته باشه مگه خنده‌دار نمیشه برای فرستادگان چین شمالی؟

516
00:38:46,920 --> 00:38:48,780
این حرف‌های وارث جوان بود

517
00:38:50,400 --> 00:38:56,460
ملکه مادر، منظور وارث جوان این بود که دربار و حرم‌سرا باید برای صلح ارزش قائل باشن

518
00:38:56,670 --> 00:39:01,440
اون سربازان بی‌فو رو تو جیان‌کانگ نگه داشته تا از شما و اعلیحضرت محافظت کنه

519
00:39:01,800 --> 00:39:02,760
...اون و برادرم

520
00:39:02,760 --> 00:39:05,000
من مگه هیچ‌وقت وارث جوان رو سرزنش کردم؟

521
00:39:07,500 --> 00:39:10,690
 کی به تو آداب معاشرت یاد داده؟

522
00:39:11,770 --> 00:39:14,590
من و خواهرم از بچگی یتیم بودیم و فقط همدیگه رو داشتیم

523
00:39:14,590 --> 00:39:16,920
اون در یادگیری آداب معاشرت کوتاهی کرده

524
00:39:17,000 --> 00:39:19,060
لطفا عصبانی نشین ملکه مادر

525
00:39:20,510 --> 00:39:21,170
عیبی نداره

526
00:39:23,280 --> 00:39:29,920
از این به بعد تو با من تو قصر زی‌جی زندگی می‌کنی و چند سال آداب رو یاد میگیری تا بتونی جفت مناسبی پیدا کنی

527
00:39:31,110 --> 00:39:31,590
ملکه مادر

528
00:39:31,590 --> 00:39:35,010
حالا که آداب رو یاد نگرفته باید درست آموزش ببینه

529
00:39:38,800 --> 00:39:45,480
در آینده میشه شاهدخت اعظم یعنی جلوه و وجهه کشور دا یه

530
00:39:46,410 --> 00:39:52,690
اگه این‌قدر از آداب معاشرت بی‌خبر باشه دنیا بهمون نمیخنده که هیچ نزاکتی بلد نیستیم؟

531
00:39:52,780 --> 00:39:55,260
تازه، اون دیگه به سن قانونی رسیده

532
00:39:56,030 --> 00:39:59,013
به هر حال شما دو تا نباید دیگه تو یه قصر زندگی کنین

533
00:39:59,795 --> 00:40:06,900
هه تیان شاهدخت پینگ نینگ رو ببر به قصر شرقی تا وسایلش رو جمع کنه و فورا به قصر زی‌جی منتقل بشه

534
00:40:07,150 --> 00:40:13,370
از امروز به بعد، من شخصا آداب قصر رو بهش یاد میدم

535
00:40:13,400 --> 00:40:14,150
چشم

536
00:40:16,150 --> 00:40:16,710
ملکه مادر

537
00:40:18,400 --> 00:40:19,550
بله ملکه مادر

538
00:40:20,600 --> 00:40:23,508
اینکه شما به من آموزش بدین باعث افتخاره

539
00:40:28,941 --> 00:40:29,730
له جون

540
00:40:40,330 --> 00:40:41,990
هنوز اینجا چی میکنی؟

541
00:40:42,480 --> 00:40:45,790
تو قراره به نمایندگی از اعلیحضرت در مراسم  قربانی تقدیم کنی

542
00:40:45,790 --> 00:40:48,650
همه آداب و مراحل رو یاد گرفتی؟

543
00:41:06,840 --> 00:41:12,320
جنگ و دعوا و دست‌وپا زدن

544
00:41:13,400 --> 00:41:25,050
حالا که وارد طوفان جیان‌کانگ شدی کیه که اینجا با خطر کردن روی جونش دست به بازی نزنه در حالی که هر روز تظاهر میکنه هیچ‌چی نمیخواد؟

545
00:41:26,110 --> 00:41:27,320
زندگی خیلی کسل‌کننده‌ست

546
00:41:32,880 --> 00:41:35,150
ماهی کوچولو، بهم بگو

547
00:41:36,710 --> 00:41:43,960
اول به خانواده خودشون خائن میشن یا اول بین خودشون شروع میکنن به جنگیدن

548
00:41:45,670 --> 00:41:50,080
یا شاید هم کسایی که همدیگه رو دوست دارن در نهایت همدیگه رو می‌کشن؟

549
00:41:50,080 --> 00:41:52,970
تا حالا به این فکر کردی که این نقشه زندگی یائویائو رو نابود می‌کنه؟

550
00:41:55,710 --> 00:41:59,610
شیه جیایو برای من هیچی نیست جز یه غریبه

551
00:42:01,510 --> 00:42:07,230
وویی اون موقع که منو از بین پناهجوها نجات دادی ما هم با هم غریبه بودیم

552
00:42:10,426 --> 00:44:43,664
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت چهارم =

