﻿1
00:00:18,390 --> 00:00:20,590
فکر نمی‌کردم این جنگ این‌قدر طول بکشه

2
00:00:20,800 --> 00:00:22,882
واقعا وارث قصد داره وارد مذاکرات صلح بشه؟

3
00:00:23,510 --> 00:00:25,570
یعنی واقعا از این به بعد صلح می‌شه؟

4
00:00:25,570 --> 00:00:26,870
پس چرا دیگه نمیجنگیم؟

5
00:00:26,870 --> 00:00:28,280
تازه بنای یادبود وفاداری رو ساختیم

6
00:00:28,280 --> 00:00:29,920
توی نبرد دشت جیوجانگ ما واضح و روشن برنده شدیم

7
00:00:29,920 --> 00:00:30,670
روی هنگ؟

8
00:00:32,750 --> 00:00:33,280
خواهر

9
00:00:33,670 --> 00:00:34,530
دارن میان

10
00:00:37,110 --> 00:00:37,970
دارن میان

11
00:00:38,880 --> 00:00:39,680
رسیدن

12
00:00:47,240 --> 00:00:48,170
ارباب جوان شیائو

13
00:00:48,560 --> 00:00:49,710
امیدوارم حالت خوب باشه

14
00:00:48,960 --> 00:00:50,830
[مو لیان یو، پادشاه عقاب]

15
00:00:50,030 --> 00:00:52,090
از وقتی که توی دشت جیوجانگ از هم جدا شدیم

16
00:00:52,840 --> 00:00:55,030
پادشاه عقاب، راه طولانی‌ای رو برای مذاکرات صلح اومدی

17
00:00:55,030 --> 00:00:56,830
حتما سفر سختی بوده

18
00:00:57,560 --> 00:00:58,520
ایشون

19
00:00:59,790 --> 00:01:02,710
ایشون نایب‌السلطنه‌ فعلی  یه جنوبی شاهزاده چی هستن

20
00:01:03,110 --> 00:01:03,920
شاهزاده چی؟

21
00:01:04,760 --> 00:01:05,820
تا حالا اسمش رو نشنیدم

22
00:01:06,150 --> 00:01:08,920
سوارکارای چین شمالی سال‌هاست با یه جنوبی می‌جنگن

23
00:01:08,920 --> 00:01:10,520
ما فقط ارباب جوان شیائو رو می‌شناسیم

24
00:01:11,640 --> 00:01:12,270
اشکالی نداره

25
00:01:12,890 --> 00:01:16,120
بعد از مذاکرات صلح، طبیعتا منو می‌شناسی

26
00:01:16,120 --> 00:01:16,640
بفرمایین

27
00:01:16,920 --> 00:01:17,640
یه لحظه

28
00:01:18,010 --> 00:01:20,830
چین شمالی و یه جنوبی سال‌های زیادی در جنگ بودن

29
00:01:20,830 --> 00:01:25,640
حالا که داریم درباره صلح مذاکره می‌کنیم تو چین شمالی هم باید صداقتمون رو نشون بدیم

30
00:01:26,039 --> 00:01:29,230
من یه هدیه مخصوص برای یه جنوبی آماده کردم

31
00:01:31,880 --> 00:01:38,440
بیست و سه سال پیش ما پایتخت شما رو گرفتیم و خانواده سلطنتی یه جنوبی رو مجبور کردیم به سمت جنوب و جیانکانگ فرار کنن

32
00:01:38,440 --> 00:01:42,009
اینا بازمانده‌های خاندان سلطنتی یه جنوبی هستن که اون زمان نتونستن فرار کنن

33
00:01:42,039 --> 00:01:45,680
تمام این سال‌ها دا چین به خوبی ازشون پذیرایی کرده و نیازهاشون رو تأمین کرده

34
00:01:45,940 --> 00:01:50,039
حالا که داریم درباره صلح حرف می‌زنیم اونا رو پس می‌فرستیم تا دوباره به خانوادشون ملحق بشن

35
00:01:50,070 --> 00:01:51,870
وویی اینا دارن زیاده‌روی می‌کنن

36
00:01:53,110 --> 00:01:56,509
تو چین شمالی هم دو تا جناح طرفدار جنگ و طرفدار صلح وجود داره

37
00:01:56,509 --> 00:01:59,509
امپراتور جوان صلح میخواد، اما پادشاه عقاب طرفدار جنگه

38
00:01:59,509 --> 00:02:04,400
وقتی پادشاه عقاب رئیس هیئت باشه مذاکرات صلح قطعا اسون نیست

39
00:02:04,400 --> 00:02:05,330
ارباب جوان شیائو

40
00:02:07,590 --> 00:02:09,250
 شاهزاده چی

41
00:02:09,310 --> 00:02:11,870
صداقت منو می‌بینین؟

42
00:02:14,070 --> 00:02:16,000
مردم چین شمالی دارن زیاده روی میکنن

43
00:02:16,000 --> 00:02:16,800
جلوشون رو بگیرین

44
00:02:17,079 --> 00:02:18,240
 زود باشین جلوشون رو بگیرین

45
00:02:18,240 --> 00:02:19,680
بگیرینشون

46
00:02:20,470 --> 00:02:21,400
این دیگه خیلی زیاده

47
00:02:21,520 --> 00:02:22,840
دارن مردم ما رو تحقیر می‌کنن

48
00:02:22,840 --> 00:02:23,630
متوقفشون کنین

49
00:02:24,120 --> 00:02:24,710
خواهر

50
00:02:26,840 --> 00:02:27,570
هیولاها

51
00:02:27,840 --> 00:02:28,520
پادشاه عقاب

52
00:02:31,370 --> 00:02:32,120
خواهش می‌کنم

53
00:02:32,390 --> 00:02:33,190
متوقفشون کنین

54
00:02:33,382 --> 00:03:58,689
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت هشتم =

55
00:03:59,270 --> 00:04:03,270
[کلید قلب ققنوس]

56
00:04:03,620 --> 00:04:06,170
[قسمت هشتم]

57
00:04:06,240 --> 00:04:08,960
وحشی های چین شمالی ملت ما رو تحقیر کردن

58
00:04:09,000 --> 00:04:10,400
مذاکرات صلحی در کار نیست

59
00:04:10,590 --> 00:04:13,410
وحشی های چین شمالی ملت ما رو تحقیر کردن

60
00:04:13,630 --> 00:04:15,080
مذاکرات صلحی در کار نیست

61
00:04:17,510 --> 00:04:18,140
بیا

62
00:04:18,510 --> 00:04:19,190
بریم

63
00:04:23,920 --> 00:04:24,600
بانوی من

64
00:04:25,360 --> 00:04:26,630
اینجا معبد هونگ‌لو ئه

65
00:04:26,950 --> 00:04:28,480
بهتره برگردیم

66
00:04:29,160 --> 00:04:30,830
پادشاه عقاب خانواده سلطنتی ما رو تحقیر کرد

67
00:04:30,830 --> 00:04:32,110
 واقعا افتضاحه

68
00:04:32,240 --> 00:04:33,560
مگه نشنیدی یان یوئه چی گفت؟

69
00:04:33,560 --> 00:04:38,000
شاگردها از شدت خشم به سیم اخر زدن‌ و کل معبد هونگ‌لو رو محاصره کردن فقط منتظرن بپرن تو و پادشاه عقاب رو تیکه‌تیکه کنن

70
00:04:38,000 --> 00:04:39,130
حتی ا مائو هم رفته اونجا

71
00:04:40,250 --> 00:04:44,850
اما شیائو وویی سربازای بی‌فو رو تو پادگان حبس کرده و نمیذاره هیچ خبری بیرون درز کنه

72
00:04:44,870 --> 00:04:46,880
این تشنه به خونی که دربارش حرف میزنن دیگه کیه؟

73
00:04:46,880 --> 00:04:49,650
اگه واقعا اتفاقی بیفته اون فقط جلوی ماست که ادای آدم‌های سخت رو درمیاره

74
00:04:49,920 --> 00:04:51,720
پس باید سریع بریم تو و به ا مائو کمک کنیم

75
00:04:52,040 --> 00:04:54,500
نمی‌تونیم بذاریم پادشاه عقاب اذیتش کنه

76
00:04:58,600 --> 00:04:59,310
...این

77
00:05:00,430 --> 00:05:02,160
گلوت چیشده؟

78
00:05:07,880 --> 00:05:09,420
دزدکی سنگ آتشین رو برداشتی

79
00:05:09,420 --> 00:05:12,720
می‌خوای بری معبد هونگ‌لو و پادشاه عقاب رو بترکونی؟

80
00:05:12,720 --> 00:05:13,390
نه

81
00:05:14,120 --> 00:05:15,050
واقعا این کار رو نکردم

82
00:05:15,950 --> 00:05:17,430
بسه میگم

83
00:05:18,040 --> 00:05:21,870
شنیدم پادشاه عقاب که برای مذاکرات اومده یه تیغه لونگ‌چوئه داره

84
00:05:22,160 --> 00:05:23,600
میخوام ببینمش

85
00:05:23,950 --> 00:05:27,360
می‌خوام ببینم اون تیغه‌ افسانه‌ای که میگن شماره یک دنیاست چطور ساخته شده

86
00:05:27,360 --> 00:05:28,480
باید حریف و خودتو بشناسی مگه نه؟

87
00:05:28,480 --> 00:05:32,640
کاش منم می‌تونستم همچین سلاح بی‌نظیر و مشهوری بسازم

88
00:05:33,750 --> 00:05:35,830
به نظرت من این‌قدر احمقم که راحت گول بخورم؟

89
00:05:36,950 --> 00:05:37,750
راست میگم

90
00:05:38,120 --> 00:05:40,000
اگه واقعا بتونم بسازمش اولینش رو میدم به تو

91
00:05:40,000 --> 00:05:42,000
مذاکرات صلح درباره‌ سرنوشت و بقای دا یه ست

92
00:05:42,000 --> 00:05:43,430
...اگه جرات کنی مسخره‌بازی دربیاری

93
00:05:43,430 --> 00:05:44,630
اگه باور نمی‌کنی اصلا ولش کن

94
00:05:44,630 --> 00:05:45,510
چقدر غر میزنی

95
00:05:45,560 --> 00:05:47,070
میخوای منو به کمربندت ببندی که راحت‌تر باشی؟

96
00:05:47,070 --> 00:05:47,510
باشه

97
00:05:58,159 --> 00:05:59,830
چرا از در جلو نیومدی و از اینجا پریدی بالا؟

98
00:05:59,830 --> 00:06:01,600
اگه نگرانی برو خودت ببین

99
00:06:01,600 --> 00:06:04,450
وحشی های چین شمالی ملت ما رو تحقیر کردن

100
00:06:04,510 --> 00:06:06,000
مذاکرات صلحی در کار نیست

101
00:06:06,120 --> 00:06:07,360
اونا ملت ما رو تحقیر کردن

102
00:06:07,360 --> 00:06:08,680
مذاکرات صلحی در کار نیست

103
00:06:09,390 --> 00:06:10,720
اونا ملت ما رو تحقیر کردن

104
00:06:10,720 --> 00:06:11,720
مذاکرات صلحی در کار نیست

105
00:06:12,120 --> 00:06:13,510
اینجا قلمروی دا یه ست

106
00:06:13,830 --> 00:06:15,750
چین شمالی جنگ رو باخت

107
00:06:15,750 --> 00:06:17,560
حالا اینا هستن که التماس میکنن صلح بشه

108
00:06:17,560 --> 00:06:20,820
باور نمی‌کنم جرات کنه توی پایتخت  دا یه کسی رو بکشه

109
00:06:20,920 --> 00:06:21,560
برین کنار

110
00:06:21,760 --> 00:06:22,410
برین کنار

111
00:06:25,070 --> 00:06:25,720
یی‌جی

112
00:06:28,360 --> 00:06:29,230
شاهزاده چی

113
00:06:29,230 --> 00:06:30,330
بالاخره اومدین

114
00:06:30,330 --> 00:06:32,490
چین شمالی خانواده سلطنتی ما رو تحقیر کرده

115
00:06:32,490 --> 00:06:34,000
ما با شنیدن این خبر به‌شدت عصبانی شدیم

116
00:06:34,000 --> 00:06:36,260
اگه اینو تحمل کنیم پس چی رو باید تحمل کنیم؟

117
00:06:36,310 --> 00:06:40,920
اگه پادشاه عقاب تاجش رو برنداره و التماس نکنه که ببخشیمش ما هرگز با این مذاکرات صلح موافقت نمی‌کنیم

118
00:06:40,920 --> 00:06:44,159
هرگز موافق نیستیم

119
00:06:44,159 --> 00:06:45,480
این چه به شور و غوغاییه راه انداختین؟

120
00:06:45,480 --> 00:06:48,140
یادتون رفته استادتون چی بهتون یاد داده؟

121
00:06:48,190 --> 00:06:51,630
شاگردها باید روی درسشون تمرکز کنن و وارد مسائل دولتی نشن

122
00:06:51,630 --> 00:06:55,360
در مورد این موضوع من با ارباب جوان شیائو صحبت می‌کنم تا یه راه حلی پیدا کنیم

123
00:06:55,360 --> 00:06:56,270
شماها همگی اول برین

124
00:06:56,270 --> 00:06:57,000
عالیجناب

125
00:06:57,000 --> 00:07:00,130
حتی نایب‌السلطنه‌ای که میزبان مذاکرات صلحه این‌قدر ترسو رفتار می‌کنه

126
00:07:00,310 --> 00:07:03,800
اون عوضی‌های چین شمالی همین حالا هم ما رو له کردن اما شما هنوز کورکورانه تحمل می‌کنی

127
00:07:03,800 --> 00:07:05,630
محقق ها از سیاست غافلن و جنگجویان از هنر جنگ

128
00:07:05,630 --> 00:07:06,750
همه چیز نابوده

129
00:07:07,120 --> 00:07:07,920
چرند نگو

130
00:07:08,110 --> 00:07:08,950
بندازینش بیرون

131
00:07:10,630 --> 00:07:13,070
مذاکرات صلحی در کار نیست

132
00:07:27,480 --> 00:07:29,340
گفتی اومدی که تیغه رو ببینی

133
00:07:29,840 --> 00:07:31,720
اما نمی‌تونیم همین‌طوری اینجا بایستیم و تماشا کنیم

134
00:07:31,720 --> 00:07:33,190
تو میدون جنگ هم این‌قدر ترسو هستی؟

135
00:07:33,190 --> 00:07:34,120
اصلا چطوری جنگ‌هات رو بردی؟

136
00:07:34,120 --> 00:07:37,270
فکر می‌کنی جنگیدن یعنی فقط اینکه با تیغه بزنیم به همدیگه؟

137
00:07:37,270 --> 00:07:39,090
بذار اولین قانون هنر جنگ رو بهت بگم

138
00:07:39,090 --> 00:07:41,040
جنگ مسئله‌ای حیاتی برای بقای یه دولته

139
00:07:41,040 --> 00:07:43,070
مسئله‌ مرگ و زندگیه راهیه که یا به نجات میرسه یا به نابودی

140
00:07:43,070 --> 00:07:44,800
باید با دقت و وسواس کامل مطالعه بشه

141
00:07:47,680 --> 00:07:48,360
بسه

142
00:07:48,450 --> 00:07:49,650
برین کنار

143
00:07:56,240 --> 00:07:59,920
ارباب جوان شیائو گفتن که مذاکرات صلح سیاست دولته و نمی‌شه تغییرش داد

144
00:07:59,920 --> 00:08:06,090
با توجه به اینکه شما جوون و کله‌شق هستین و ستون‌های آینده‌ دا یه محسوب می‌شین امروز برای عبرت مجازات خفیفی میگیرین بیست ضربه شلاق

145
00:08:06,430 --> 00:08:08,830
ژنرال یان یوئه این درست نیست

146
00:08:08,830 --> 00:08:10,720
این شاگردها از روی حس وطن‌پرستی این کار رو کردن

147
00:08:10,720 --> 00:08:14,270
دقیقا به خاطر همین وطن‌پرستیه‌ که فقط بیست ضربه می‌خورن

148
00:08:14,270 --> 00:08:17,950
طبق قوانین نظامی هر کسی که دستورات رو نقض کنه مرگش حتمیه

149
00:08:18,560 --> 00:08:22,600
هر کس دیگه که مردم رو گمراه کنه و نظم مذاکرات صلح رو به هم بزنه بدون استثنا اعدام می‌شه

150
00:08:22,600 --> 00:08:23,190
بزنین

151
00:08:24,040 --> 00:08:25,190
داری چیکار می‌کنی؟

152
00:08:25,190 --> 00:08:25,950
چطور جرات میکنی مردم رو بزنی؟

153
00:08:25,950 --> 00:08:27,680
ولم کن داری چیکار می‌کنی؟

154
00:08:28,600 --> 00:08:29,660
...شیائو وویی، این

155
00:08:29,950 --> 00:08:32,030
شیائو وویی چطور جرات کردی منو بزنی؟

156
00:08:33,240 --> 00:08:35,030
ای‌جی، نجاتم بده

157
00:08:35,030 --> 00:08:36,440
اون حتی جرات می‌کنه مقامات رو بکشه

158
00:08:36,440 --> 00:08:38,080
حتی ملکه مادر هم نمی‌تونه از پسش بربیاد

159
00:08:38,080 --> 00:08:39,320
چرا نباید بتونه؟

160
00:08:39,750 --> 00:08:44,390
عالیجناب، وارث ازتون میخواد که به قصر شرقی برگردین تا به پیش‌نویس معاهده صلح ادامه بدین

161
00:08:44,390 --> 00:08:45,850
مسائل اینجا رو به ایشون بسپارین

162
00:08:47,000 --> 00:08:47,550
بفرمایین

163
00:08:53,510 --> 00:08:54,910
مجازات رو یکی یکی اجرا کنین

164
00:08:54,910 --> 00:08:57,270
ببین، مشکل حل نشد؟

165
00:08:58,430 --> 00:08:58,860
نه

166
00:08:59,750 --> 00:09:01,390
این همون راه حلی بود که به ذهنت رسید؟

167
00:09:01,390 --> 00:09:04,580
اونا هم‌کلاسی‌ها و دوستای ا مائو بودن اونوقت تو گذاشتی کتک بخورن؟

168
00:09:04,750 --> 00:09:07,410
شیائو وویی، تو واقعا این‌قدر از پادشاه عقاب میترسی؟

169
00:09:07,440 --> 00:09:08,800
واقعا دربارت اشتباه فکر می‌کردم

170
00:09:12,870 --> 00:09:16,200
ارباب جوان شیائو، پادشاه عقاب ازتون دعوت می‌کنن

171
00:09:19,270 --> 00:09:19,870
شیائو وویی

172
00:09:19,910 --> 00:09:21,360
 چطوری بیام پایین؟

173
00:09:22,270 --> 00:09:26,120
اگه میخوای در آینده هم به دل اتیش بزنیم اول باید یاد بگیری چطوری فرار کنی

174
00:09:26,120 --> 00:09:27,120
پس امروز چی؟

175
00:09:27,750 --> 00:09:29,080
خودت یه راهی پیدا کن

176
00:09:29,840 --> 00:09:30,440
...خودم

177
00:09:31,670 --> 00:09:32,360
...تو

178
00:09:32,470 --> 00:09:32,840
...من

179
00:09:33,960 --> 00:09:34,440
...من

180
00:09:34,790 --> 00:09:35,360
...من

181
00:09:40,120 --> 00:09:44,480
راستی در مورد گوشت بره، هنوز هم بهترینش مال مراتع چین شمالیه

182
00:09:44,480 --> 00:09:45,910
اصلا بوی زهم نمیده

183
00:09:45,910 --> 00:09:47,170
وارث، امتحانش کن

184
00:09:50,200 --> 00:09:53,680
مو لیان یو، اصلا مذاکرات صلح رو نمیخوای

185
00:09:56,000 --> 00:09:58,000
وارث این‌طوری اراده مردم رو زیر پا میذاره

186
00:09:58,000 --> 00:10:01,600
نمی‌ترسی که مردم عادی از ارتش بی‌فو و از تو متنفر بشن؟

187
00:10:02,000 --> 00:10:05,240
از اراده مردم می‌شه استفاده کرد اما نمی‌شه کاملا بهش اعتماد کرد

188
00:10:05,240 --> 00:10:08,400
تو هر کاری کردی تا خشم امروز مردم رو تحریک کنی

189
00:10:08,400 --> 00:10:15,300
فقط امیدوار بودی  دا یه اول مذاکرات صلح رو بهم بزنه تا بتونی بدون اینکه مقصر باشی به امپراتور کوچولوت جواب بدی

190
00:10:17,750 --> 00:10:24,870
واقعا فکر نمی‌کردم ارباب جوان شیائو که تو میدون جنگ این‌قدر قاطع بود، بیرون از جنگ این‌قدر صبور و بردبار باشه

191
00:10:25,390 --> 00:10:28,510
به نظر می‌رسه تو جیانکانگ روزگار سختی رو می‌گذرونی

192
00:10:29,440 --> 00:10:30,700
احساس متقابله

193
00:10:32,670 --> 00:10:37,170
اگه برف شدید نبود نبرد دشت جیوجانگ رو نمی‌باختیم

194
00:10:37,270 --> 00:10:40,550
از نظر تیراندازی و سوارکاری چین شمالی ما خیلی برتر از یه جنوبی شماست

195
00:10:40,550 --> 00:10:41,790
اما بازم باختی

196
00:10:43,630 --> 00:10:46,950
وگرنه الان نمی‌تونستم تو جیانکانگ، گوشت بره کبابی چین شمالی رو بخورم

197
00:10:46,950 --> 00:10:47,550
مو لیان یو

198
00:10:48,000 --> 00:10:50,120
حالا امپراتور کوچولوت هم مذاکرات صلح رو میخواد

199
00:10:50,120 --> 00:10:51,920
به خاطر همینه که الان اینجا نشستی

200
00:10:52,320 --> 00:10:53,510
لطفا این کلک‌ها رو تموم کن

201
00:10:53,510 --> 00:10:54,710
سعی نکن منو عصبانی کنی

202
00:10:57,240 --> 00:11:00,240
من می‌تونم خشم مردم رو تحمل کنم

203
00:11:08,510 --> 00:11:13,360
امروز بالاخره صداقتت رو توی مذاکرات صلح دیدم

204
00:11:13,840 --> 00:11:18,040
سخت‌ترین بخش مذاکرات صلح، مالکیت سه استان شمالیه

205
00:11:18,040 --> 00:11:25,990
در این مورد چطوره کشورهای ما جلوی چشم همه با هم رقابت کنن تا معلوم بشه این استان‌ها مال کی می‌شن؟

206
00:11:28,150 --> 00:11:31,210
میخوام بدونم یه جنوبی جرات می‌کنه این چالش رو قبول کنه یا نه

207
00:11:32,030 --> 00:11:33,030
چطوری رقابت کنیم؟

208
00:11:33,320 --> 00:11:37,570
خیلی ساده‌ست تیراندازی به نشان روی اسب یه بازی مرگ و زندگی

209
00:11:38,360 --> 00:11:39,560
جرات می‌کنی قبول کنی؟

210
00:11:46,240 --> 00:11:47,970
تیراندازی به نشان روی اسب

211
00:11:48,960 --> 00:11:52,200
هر کشور سه نفر و سه تا اسب می‌فرسته و هر نفر سه تا تیر داره

212
00:11:52,200 --> 00:11:58,280
وقتی همه‌ تیرها شلیک شدن هر کشوری که تیرهای بیشتری روی هدفش باقی مونده باشه مالک اون سه استان شمالی می‌شه

213
00:11:59,320 --> 00:12:02,790
ملکه مادر این سه استان در اصل جزو قلمروی دا یه بودن

214
00:12:02,790 --> 00:12:05,320
این مردم چین بودن که به ما حمله کردن

215
00:12:05,390 --> 00:12:09,680
چطور می‌تونیم با یه بازی بچگانه درباره مالکیت قلمرو‌مون تصمیم بگیریم؟

216
00:12:10,000 --> 00:12:12,360
ارباب جوان شیائو، نظر شما چیه؟

217
00:12:18,000 --> 00:12:22,600
اون این مسابقه رو پیشنهاد داد چون اصلا صلح نمیخواد و میخواد ما رو مجبور کنه که ردش کنیم

218
00:12:22,670 --> 00:12:26,960
حتی اگه قبول کنیم فقط میخواد از این مسابقه استفاده کنه تا غرور خودشون رو پس بگیرن

219
00:12:26,960 --> 00:12:32,470
پس در این صورت دوباره میجنگیم و مجبورش می‌کنیم شکستش رو قبول کنه

220
00:12:34,960 --> 00:12:36,670
می‌تونی پیروزی رو تضمین کنی وارث؟

221
00:12:36,670 --> 00:12:39,720
تو میدون جنگ هیچ‌چیزی هرگز تضمین‌شده نیست

222
00:12:41,910 --> 00:12:43,510
حتی شما هم نمی‌تونی تضمینش کنی

223
00:12:44,080 --> 00:12:46,990
اگه این نبرد رو ببریم، شاید بالاخره بتونیم سربلند باشیم

224
00:12:46,990 --> 00:12:48,050
اما اگه ببازیم چی؟

225
00:12:48,240 --> 00:12:50,320
وارث و ارتش بی‌فو نابود می‌شن

226
00:12:50,320 --> 00:12:52,480
اون سه استان شمالی هم میفتن به دست چین

227
00:12:52,480 --> 00:12:55,080
و تمام دست برتری که تو مذاکرات صلح با چین شمالی داشتیم از بین میره

228
00:12:55,080 --> 00:12:56,380
به این چیزها فکر کردی ارباب جوان شیائو؟

229
00:12:56,380 --> 00:13:00,500
اگه هر نبردی پیروزیش تضمین‌شده بود دیگه تو این دنیا جنگی وجود نداشت

230
00:13:03,370 --> 00:13:04,290
بیاین بجنگیم

231
00:13:05,390 --> 00:13:13,640
بذارین مردم و محقق هایی که دارن از من انتقاد می‌کنن ببینن که مذاکراتی که من پیش بردم برای آینده‌ دا یه بود نه به خاطر اینکه از جنگ می‌ترسیدم

232
00:13:21,240 --> 00:13:24,240
من حاضرم با چین شمالی بجنگم

233
00:13:30,960 --> 00:13:31,560
وویی

234
00:13:33,480 --> 00:13:34,120
وویی

235
00:13:35,010 --> 00:13:36,200
چین شمالی بر پایه‌ قدرت نظامی بنا شده

236
00:13:36,200 --> 00:13:37,240
مردم‌شون تو تیراندازی و سوارکاری استادن

237
00:13:37,240 --> 00:13:38,150
واقعا به خودت اطمینان داری؟

238
00:13:38,150 --> 00:13:39,910
یی‌جی، چرا از یه زاویه‌ دیگه بهش نگاه نمی‌کنی؟

239
00:13:39,910 --> 00:13:46,050
اگه چین شمالی حتی تو تیراندازی روی اسب که بیشترین افتخار رو بهش دارن به ما ببازه و به خاطر همین سه تا استان رو از دست بده چه اتفاقی تو چین شمالی میفته؟

240
00:13:46,050 --> 00:13:47,080
روحیه کاملا میریزه

241
00:13:47,080 --> 00:13:48,630
اما گفتنش راحت‌تر از انجام دادنشه

242
00:13:48,630 --> 00:13:51,960
تو این مسابقه‌ تیراندازی تیرها فقط هدف رو نمیزنن بلکه میتونن به آدم‌ها و اسب‌ها هم بخورن

243
00:13:51,960 --> 00:13:54,630
تو میدان مسابقه پادشاه عقاب قطعا از ضربات مرگبار علیه تو استفاده می‌کنه

244
00:13:54,630 --> 00:13:57,200
پس بذار ببینیم اون واقعا توانایی گرفتن جون منو داره یا نه

245
00:14:01,200 --> 00:14:01,790
یی‌جی

246
00:14:06,360 --> 00:14:11,620
بابت اتفاقاتی که دیروز تو معبد هونگ‌لو افتاد، معذرت می‌خوام

247
00:14:12,320 --> 00:14:13,440
چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

248
00:14:15,030 --> 00:14:16,560
لازم نیست این حرف‌ها رو به من بزنی

249
00:14:16,560 --> 00:14:17,820
من بهت ایمان دارم وویی

250
00:14:19,080 --> 00:14:22,840
اما برای مذاکرات صلح خط قرمزت چیه؟

251
00:14:24,390 --> 00:14:25,120
زمان

252
00:14:25,870 --> 00:14:26,510
زمان؟

253
00:14:26,630 --> 00:14:30,480
شرایط مهم نیست اما اصلاحات ارتش بی‌فو حداقل به سه سال صلح نیاز داره

254
00:14:30,480 --> 00:14:33,720
مطمئنم بعد از این اصلاحات می‌تونم قدرت رزمی ارتش بی‌فو رو تا هشتاد درصد افزایش بدم

255
00:14:33,720 --> 00:14:37,030
تا وقتی زمان داشته باشم لشکرکشی به شمال قطعا موفق می‌شه

256
00:14:37,030 --> 00:14:42,930
پس هر اتفاقی که بیفته هر کلکی که پادشاه عقاب بزنه باید هر طور شده این مذاکرات صلح رو به نتیجه برسونم

257
00:14:43,360 --> 00:14:46,910
وویی واقعا به جسارت و ارادت حسادت می‌کنم

258
00:14:46,910 --> 00:14:50,150
دا یه می‌تونه سه تا استان رو از دست بده اما اصلا نباید تو رو از دست بده شیائو وویی

259
00:14:50,150 --> 00:14:51,600
از دست دادن سه تا استان، یه ضرر موقتیه

260
00:14:51,600 --> 00:14:54,260
اما از دست دادن وویی، یعنی از دست دادن سرنوشت این ملت

261
00:14:54,480 --> 00:14:56,550
تو میدان مسابقه باید خیلی خیلی مراقب باشی

262
00:14:56,550 --> 00:14:59,890
لی یی‌جی، تو از کی تا حالا این‌قدر تو چاپلوسی استاد شدی؟

263
00:14:59,890 --> 00:15:02,150
دارم از ته دلم حرف می‌زنم

264
00:15:02,240 --> 00:15:06,530
نمی‌دونی چقدر حسرت می‌خورم که تو جایگاهت رو با دست‌های خودت ساختی

265
00:15:11,080 --> 00:15:11,750
وویی

266
00:15:13,390 --> 00:15:14,590
میخوای بمونم؟

267
00:15:20,150 --> 00:15:24,460
به نظرت من، لی یی‌جی، لایق این هستم که ولیعهد دا یه باشم؟

268
00:15:32,000 --> 00:15:34,120
فکر نمی‌کردم تو، شیائو وویی زبونت بند بیاد

269
00:15:34,600 --> 00:15:36,260
بی‌خیال، همین‌طوری پرسیدم

270
00:15:36,290 --> 00:15:37,600
جدی نگیر

271
00:15:37,600 --> 00:15:38,910
جیایو از قصر خوشش نمیاد

272
00:15:38,910 --> 00:15:40,630
حتی به خاطر اون هم نمی‌تونم اینجا بمونم

273
00:15:41,130 --> 00:15:44,490
راستی اون کیک‌های زالزالک که دفعه پیش درست کرد واقعا خوشمزه بود

274
00:15:44,630 --> 00:15:45,790
 به غذاهای قصر عادت ندارم

275
00:15:45,790 --> 00:15:47,240
کلا با اون کیک‌هاست که اشتهام باز می‌شه

276
00:15:47,240 --> 00:15:50,980
می‌شه زحمت بکشی و ازش بخوای باز هم برام درست کنه؟

277
00:15:52,120 --> 00:15:52,750
باشه

278
00:16:05,600 --> 00:16:09,070
بعدا تمام گیاهای دارویی که امروز آوردیم رو بدیم به اونا

279
00:16:10,960 --> 00:16:12,620
من برم یه نگاهی به اون طرف بندازم

280
00:16:18,630 --> 00:16:23,810
استاد

281
00:16:23,840 --> 00:16:27,670
بهتون گفته بودم تو اتاقتون درس بخونین و وارد مسائل دولتی نشین

282
00:16:27,670 --> 00:16:28,580
 شماها چی؟

283
00:16:28,850 --> 00:16:30,850
اصلا به حرفم گوش دادین؟

284
00:16:32,150 --> 00:16:34,280
تو مذاکرات صلح دخالت نکنین

285
00:16:35,150 --> 00:16:39,660
 دارم پیر می‌شم و روزهای زیادی ندارم که بتونم ازتون محافظت کنم

286
00:16:39,990 --> 00:16:44,440
خواهش می‌کنم دیگه کورکورانه دردسر درست نکنین باشه؟

287
00:16:44,630 --> 00:16:45,320
استاد

288
00:16:46,670 --> 00:16:48,670
این‌طور نیست که ما کورکورانه عمل کنیم

289
00:16:49,030 --> 00:16:51,360
مردم چین شمالی که زیاده روی کردن

290
00:16:51,720 --> 00:16:53,030
ما کتاب‌های حکیمان رو می‌خونیم

291
00:16:53,030 --> 00:16:54,240
چطور می‌تونیم همین‌طوری بشینیم و تماشا کنیم؟

292
00:16:54,240 --> 00:16:57,600
خونی که امروز ریختیم برای دردسر درست کردن نبود برای بیدار کردن مردمه

293
00:16:57,600 --> 00:17:04,400
و شیائو وویی به‌عنوان فرمانده ارتش بی‌فو اینکه این‌طوری از دشمن بترسه و برای خاطر مذاکرات صلح مردم رو تنها بذاره یه رسوایی تمام‌عیره

294
00:17:04,400 --> 00:17:05,240
دقیقا

295
00:17:05,960 --> 00:17:06,680
بسه دیگه

296
00:17:12,829 --> 00:17:14,960
مادرت هیچ پیامی برات نفرستاده؟

297
00:17:17,210 --> 00:17:19,170
مگه نباید خونه باشه؟

298
00:17:21,960 --> 00:17:26,790
یائویائو من پدرتم

299
00:17:29,070 --> 00:17:31,200
تو هیچ‌وقت تو دروغ گفتن خوب نبودی

300
00:17:32,200 --> 00:17:33,680
مادرت از من جدا شده

301
00:17:33,960 --> 00:17:35,620
اون این موضوع رو ازت مخفی نمی‌کنه

302
00:17:38,030 --> 00:17:39,350
یه نامه گذاشته بود

303
00:17:40,030 --> 00:17:44,710
نوشته بود تمام این سال‌ها که تو قصر جیانکانگ و عمارت استاد بزرگ زندانی بود خیلی ناراحت بود

304
00:17:44,830 --> 00:17:50,490
حالا که من ازدواج کردم بالاخره می‌تونه دنبال قلبش بره و اون زندگی‌ای رو که می‌خواد بکنه

305
00:17:51,240 --> 00:17:54,200
اینو هم گفته بود که طلاق، مسئله‌ بین شما دوتاست

306
00:17:54,200 --> 00:17:55,460
اون هنوز مادر منه

307
00:17:58,420 --> 00:17:59,950
و شما هنوز پدر منی

308
00:18:00,790 --> 00:18:02,030
کل حرفاش همین بود

309
00:18:02,880 --> 00:18:05,880
حتی اگه می‌دونستم کجا رفته هم بهت نمی‌گفتم

310
00:18:09,150 --> 00:18:12,070
اگه حرف دیگه‌ای نداری من دیگه برم

311
00:18:14,400 --> 00:18:21,030
برای این دور از مذاکرات صلح یه مقام رسمی از چین شمالی پیشنهاد داده که یه دختر سلطنتی رو برای ازدواج به چین شمالی بفرستیم

312
00:18:21,030 --> 00:18:25,790
به نظرت الان بین خانواده سلطنتی جیانکانگ کی از همه مناسب‌تره؟

313
00:18:28,440 --> 00:18:29,240
لی له جون

314
00:18:31,110 --> 00:18:32,550
میخوای له جون رو برای یه ازدواج سیاسی بفرستی بره؟

315
00:18:32,550 --> 00:18:33,750
من نیستم که میخوام

316
00:18:35,640 --> 00:18:37,070
شیائو وویی میخواد

317
00:18:37,750 --> 00:18:43,550
از روی کارهایی که الان می‌کنه معلومه که هر طور شده حتی به هر قیمتی می‌خواد مذاکرات صلح رو به نتیجه برسونه

318
00:18:45,750 --> 00:18:51,200
همه میدونن اون روز خانواده سلطنتی یه جنوبی تو اون قفس آهنی بیرون دروازه‌های شهر در چه وضعیت نکبت‌بار و دیوونه‌کننده‌ای بودن

319
00:18:51,350 --> 00:18:56,000
حتما نمیخوای شاهدخت پینگ‌نینگ هم دچار چنین مصیبتی بشه مگه نه؟

320
00:18:57,510 --> 00:18:59,270
...اگه می‌خوای ازش محافظت کنی

321
00:19:02,920 --> 00:19:07,510
من...می‌تونم کمک کنم

322
00:19:09,580 --> 00:19:10,580
بهای این کار چیه؟

323
00:19:11,250 --> 00:19:15,020
پدر، میخوای چه کاری برات انجام بدم؟

324
00:19:15,200 --> 00:19:23,200
مذاکرات صلح ممکنه موفق بشه اما شیائو وویی باید شکست بخوره

325
00:19:28,890 --> 00:19:29,480
شکست؟

326
00:19:32,790 --> 00:19:34,920
از قضا استخونش آسیب دیده

327
00:19:35,440 --> 00:19:38,100
همون‌طور که گفتم باید دارو رو سر وقت بهش بدی

328
00:19:44,480 --> 00:19:45,310
پی رون‌هنگ؟

329
00:19:46,510 --> 00:19:48,070
بیدار شو

330
00:19:48,750 --> 00:19:49,400
طبیب

331
00:19:50,550 --> 00:19:51,410
همسر وارث

332
00:19:51,550 --> 00:19:52,440
میشناسیش؟

333
00:19:53,510 --> 00:19:55,070
جراحتش خیلی شدیده

334
00:19:55,550 --> 00:19:56,920
طبیب بیا اینجا

335
00:19:58,960 --> 00:20:00,400
بیدار شو

336
00:20:11,440 --> 00:20:13,700
خاندان‌های اشرافی دارن خیانت می‌کنن

337
00:20:14,160 --> 00:20:15,960
اونا انگل‌های این دولتن

338
00:20:18,270 --> 00:20:18,920
روی هنگ

339
00:20:19,160 --> 00:20:20,420
- روی هنگ کیه؟
- تو

340
00:20:21,400 --> 00:20:22,000
برو کنار

341
00:20:23,000 --> 00:20:23,860
بهم دست نزن

342
00:20:31,110 --> 00:20:33,680
اون محقق رو می‌شناسی؟

343
00:20:36,920 --> 00:20:38,650
اشتباه کردم فکر کردم یکی دیگه‌ست

344
00:20:38,920 --> 00:20:42,110
خیلی شبیه یکی از دوستای قدیمیمه

345
00:20:42,920 --> 00:20:47,880
روی هنگ هیچ‌وقت با این همه غریبگی و تنفر به من نگاه نمیکرد

346
00:20:47,960 --> 00:20:50,720
تازه، من جنازه‌ روی هنگ رو دیدم

347
00:20:51,240 --> 00:20:54,550
جناب روی هنگ عشق دوران جوونیت بود؟

348
00:20:58,310 --> 00:21:02,480
روز مراسم یادبود، لوحی رو که روی درخت دعا نوشته بودی دیدم

349
00:21:03,000 --> 00:21:04,240
اون اسم روی لوح بود

350
00:21:05,000 --> 00:21:07,860
اما فکر نمی‌کردم که اون دیگه از دنیا رفته باشه

351
00:21:07,920 --> 00:21:11,400
به درخت دعای جشن یادبود، درخت یین یانگ هم میگن

352
00:21:11,400 --> 00:21:14,400
در اصل قرار بود برای یادبود دوستی با کسایی که از دنیا رفتن باشه

353
00:21:14,400 --> 00:21:15,110
چی؟

354
00:21:15,920 --> 00:21:17,180
...پس خواهر روی شنگ هم

355
00:21:20,110 --> 00:21:25,200
یعنی تو چون عشق زندگیت رفته بود با شیائو وویی ازدواج کردی؟

356
00:21:27,030 --> 00:21:30,960
دلیلش این بود که چون قرار بود با شیائو وویی ازدواج کنم از ملکه مادر التماس کردم که رحم کنه و اون وقت بود که اون رفت

357
00:21:30,960 --> 00:21:32,160
من دیگه نامزد شده بودم

358
00:21:37,200 --> 00:21:40,310
اعلیحضرت تازه به تخت نشستن و جایگاهشون هنوز تثبیت نشده

359
00:21:40,310 --> 00:21:42,370
از طرفی ارتش بی‌فو به آذوقه و تجهیزات نیاز داره

360
00:21:43,030 --> 00:21:47,150
الان وقت مناسبیه که خانواده هه و خانواده شیائو با یه ازدواج با هم متحد بشن

361
00:21:48,110 --> 00:21:52,120
اگه تو تنها گزینه‌ مناسب توی خاندان نبودی هرگز مجبورت نمی‌کردم

362
00:21:53,350 --> 00:21:53,960
عمه

363
00:21:55,070 --> 00:21:55,830
عمه

364
00:21:59,250 --> 00:22:02,750
و من متاسفانه‌ترین تصمیم زندگیم رو گرفتم

365
00:22:04,240 --> 00:22:05,110
چی بود؟

366
00:22:08,270 --> 00:22:13,740
به پدر و مادرم و ملکه مادر گفتم که از قبل یه معشوقه دارم و روی هنگ رو بهشون معرفی کردم

367
00:22:14,310 --> 00:22:19,170
روی هنگ پسر مدیر مکتب و یکی از اقوام دور خانواده مادرم بود

368
00:22:19,270 --> 00:22:21,200
فکر می‌کردم پدر و مادرم کمکم می‌کنن

369
00:22:21,590 --> 00:22:27,480
اما مدت کوتاهی بعد چیزی که به دستم رسید خبر مرگش بود

370
00:22:28,960 --> 00:22:35,200
بعدا فهمیدم که اون موقع وضعیت نظامی مرزها بحرانی بود و ارتش بی‌فو به‌شدت به حمایت‌های خانواده هه نیاز داشت

371
00:22:35,200 --> 00:22:41,320
چون من مدام از قبول کردن این ازدواج سر باز میزدم آدم‌های ملکه مادر و وارث هر دو رفتن سراغ اون

372
00:22:41,370 --> 00:22:44,760
پس یه نفر معشوقت رو کشت؟

373
00:22:46,510 --> 00:22:47,830
ممکنه کار شیائو وویی باشه؟

374
00:22:50,640 --> 00:22:52,550
یا شاید هم ملکه مادر

375
00:22:52,550 --> 00:22:57,240
اما اگه واقعا کار شیائو وویی بود ازش متنفر نیستی؟

376
00:22:57,790 --> 00:23:00,730
تو اون نبرد شیائو وویی پیروزی درخشانی به دست آورد

377
00:23:01,550 --> 00:23:05,910
اون گذرگاه یوشان رو که نزدیک بیست سال بود از دست داده بودیم و زادگاه خانواده منه کاملا پس گرفت

378
00:23:06,960 --> 00:23:10,090
ده‌ها هزار نفر تونستن به وطن‌شون برگردن

379
00:23:10,930 --> 00:23:13,890
حالا تو بگو چطوری باید ازش متنفر باشم؟

380
00:23:14,440 --> 00:23:17,710
از اون موقع به بعد به خودم گفتم که دیگه تحقیق نکنم

381
00:23:17,710 --> 00:23:22,920
حتی اگه واقعا کار شیائو وویی بود من باز هم همسر وارث باقی میموندم

382
00:23:24,880 --> 00:23:26,120
اما همش همین بود

383
00:23:26,680 --> 00:23:29,510
وارث فقط به هدف‌های خودش اهمیت میده

384
00:23:31,160 --> 00:23:32,820
اون به هیچ‌کس اهمیت نمیده

385
00:23:33,200 --> 00:23:34,030
بله

386
00:23:35,160 --> 00:23:39,860
پس اون قطعا هر طور شده مذاکرات صلح رو به نتیجه می‌رسونه به هر قیمتی که باشه

387
00:23:49,790 --> 00:23:52,030
بانو شیه دیگه زیاد تو عمارت نمی‌مونه

388
00:23:52,030 --> 00:23:57,270
به محض اینکه مذاکرات صلح تموم بشه با شاهزاده چی میره تمام تلاش‌های وارث بی‌فایده بود

389
00:23:58,110 --> 00:24:00,170
کی گفته من اینا رو برای شیه جیایو درست کردم؟

390
00:24:01,510 --> 00:24:03,550
وارث، این روزها اشتهاتون کم شده؟

391
00:24:03,550 --> 00:24:05,750
چرا این‌قدر عاشق خوردن زالزالک شدین؟

392
00:24:06,160 --> 00:24:07,420
اینا برای شاهزاده چی هستن

393
00:24:07,960 --> 00:24:10,550
اون دلش میخواد کیک زالزالک بانو شیه رو بخوره

394
00:24:10,550 --> 00:24:12,080
اما شما گذاشتین من درستشون کنم

395
00:24:14,310 --> 00:24:15,440
برادرم کجاست؟

396
00:24:16,200 --> 00:24:17,550
دوباره رفته میدان مسابقه دنبال من؟

397
00:24:17,550 --> 00:24:20,030
بله دوباره رفته میدان مسابقه دنبالتون

398
00:24:20,030 --> 00:24:21,490
هنوزم میخواد رقابت کنه

399
00:24:21,750 --> 00:24:24,510
نمیتونین همین‌طوری از جواب دادن طفره برین این‌طوری هیچ‌چیزی حل نمی‌شه

400
00:24:25,790 --> 00:24:31,040
وارث، از میدان مسابقه خبر رسیده که بانو شیه مخفیانه تمام رکاب‌های اسب‌ها رو تو اصطبل عوض کرده

401
00:24:32,000 --> 00:24:33,330
رکابش خیلی لقه

402
00:24:33,350 --> 00:24:35,350
هر کی سوارش بشه زود میفته

403
00:24:35,790 --> 00:24:37,830
اگه وارث آسیب ببینه دیگه نمی‌تونه تو مسابقه شرکت کنه

404
00:24:37,830 --> 00:24:43,680
نکنه بانو شیه واقعا حرف استاد بزرگ رو قبول کرده و داره علیه وارث نقشه میکشه؟

405
00:24:47,040 --> 00:24:47,680
برادر

406
00:24:49,350 --> 00:24:49,960
نکن

407
00:25:00,830 --> 00:25:02,550
ارباب یائو یه مشکلی تو رکاب‌ها هست

408
00:25:02,550 --> 00:25:03,370
عوض شدن

409
00:25:03,370 --> 00:25:04,430
نمی‌تونین ازشون استفاده کنین

410
00:25:04,720 --> 00:25:06,120
من رکاب‌ها رو عوض کردم

411
00:25:06,790 --> 00:25:08,070
پای چپ برادر آسیب جدی دیده

412
00:25:08,070 --> 00:25:10,110
یه رکاب معمولی برای تیراندازی روی اسب اون مناسب نیست

413
00:25:10,110 --> 00:25:12,000
برای همین مخصوصا اونا رو با رکاب‌های پایدارتر عوض کردم

414
00:25:12,000 --> 00:25:16,180
این‌طوری وقتی بره تو میدون هیچ فرقی با یه آدم سالم نداره

415
00:25:16,640 --> 00:25:18,920
اگه باور نمی‌کنی بذار خودش امتحان کنه

416
00:25:20,200 --> 00:25:21,600
من از بانو شیه کمک خواستم

417
00:25:22,550 --> 00:25:24,750
برادر نه

418
00:25:26,440 --> 00:25:29,860
یعنی رکاب‌ها خوب نیستن یا من خوب نیستم؟

419
00:25:32,060 --> 00:25:33,920
این همون اسب جنگیه که تو تیراندازی همراهه

420
00:25:33,920 --> 00:25:36,510
به خاطر همین باید امتحانش کنم

421
00:25:37,310 --> 00:25:40,510
تو این سال‌ها هرگز تمرین تیراندازی روی اسب رو رها نکردم

422
00:25:40,510 --> 00:25:43,480
و هیچ‌وقت فراموش نکردم که سرباز ارتش بی‌فو هستم

423
00:25:43,480 --> 00:25:44,680
من هرگز تسلیم ناامیدی نشدم

424
00:25:44,680 --> 00:25:47,650
اگه فقط بحث قدرت بالاتنه باشه لنگه ندارم

425
00:25:48,680 --> 00:25:53,640
اگه واقعا همون‌طور باشه که بانو شیه گفت من تو این مسابقه شرکت می‌کنم

426
00:25:54,020 --> 00:25:54,550
فایده نداره ازم مخفیش کنی

427
00:25:54,550 --> 00:25:55,350
محاله

428
00:26:01,480 --> 00:26:03,350
شیائو وویی یه حرکتی بزن

429
00:26:03,720 --> 00:26:05,320
لازم نیست جلوی خودتو بگیری

430
00:26:05,350 --> 00:26:07,790
خودت منو امتحان کن و ببین برای مسابقه مناسبم یا نه

431
00:26:12,270 --> 00:26:14,510
حالا دیگه حتی نمی‌خوای با من بجنگی؟

432
00:26:15,200 --> 00:26:15,880
برادر

433
00:26:17,830 --> 00:26:19,430
چرا نمیذاری شرکت کنم؟

434
00:26:19,550 --> 00:26:20,590
 اینو قبول نمی‌کنم

435
00:26:20,638 --> 00:26:21,940
این موضوع مربوط به اون سه تا استان شمالیه

436
00:26:22,920 --> 00:26:24,120
نمی‌تونم خطر کنم

437
00:26:24,550 --> 00:26:27,640
هر چی میخوای بگو ولی بازم به من اعتماد نداری

438
00:26:27,920 --> 00:26:28,640
شیائو وویی

439
00:26:28,830 --> 00:26:30,760
- بهت گفتم زین اسب من می‌تونه کمک کنه
- تو

440
00:26:30,780 --> 00:26:31,780
کمترین اعتماد رو دارم

441
00:26:32,310 --> 00:26:32,960
شیه جیایو

442
00:26:33,640 --> 00:26:35,750
می‌دونم تو شفاخونه با استاد بزرگ شیه ملاقات کردی

443
00:26:35,750 --> 00:26:38,240
و می‌دونم چه حرف‌هایی باهات زد و چه معامله‌ای باهات کرد

444
00:26:38,240 --> 00:26:39,350
داشتی جاسوسی منو میکردی؟

445
00:26:40,470 --> 00:26:43,730
تمام رکاب‌ها و زین‌هایی که شیه جیایو عوض کرده رو بسوزونین

446
00:26:45,920 --> 00:26:47,230
برادر رو همراهی کنین تا برگرده عمارت

447
00:26:47,230 --> 00:26:47,680
چشم

448
00:26:48,960 --> 00:26:50,270
شیائو وویی ولم کن

449
00:26:52,030 --> 00:26:52,750
شیائو وویی

450
00:26:52,960 --> 00:26:54,200
ولم کن

451
00:26:55,830 --> 00:26:57,270
شیائو وویی، ولم کن

452
00:26:57,550 --> 00:26:58,590
ولم کن

453
00:26:59,240 --> 00:27:00,030
بذار منو زمین

454
00:27:00,030 --> 00:27:00,640
بانوی من

455
00:27:02,830 --> 00:27:04,030
- شیائو وویی
- بانوی من

456
00:27:06,510 --> 00:27:07,240
شیائو وویی

457
00:27:10,270 --> 00:27:10,830
بانوی من

458
00:27:12,660 --> 00:27:13,180
برین بیرون

459
00:27:23,190 --> 00:27:23,880
بس کن

460
00:27:24,720 --> 00:27:25,450
دیگه نقش بازی نکن

461
00:27:31,660 --> 00:27:35,830
خب شیائو وویی میخوای با استفاده از من کیو تنبیه کنی؟

462
00:27:36,070 --> 00:27:37,600
لازم نیست این‌طوری بیانش کنی

463
00:27:43,400 --> 00:27:44,830
 سال‌های زیادی تو ارتش بودی

464
00:27:44,830 --> 00:27:48,640
اینکه رکاب‌هایی که من ساختم ضرر دارن یا سود باید خیلی خوب بدونی

465
00:27:48,640 --> 00:27:51,480
حتی اگه نمی‌دونستی اگه میذاشتی برادر امتحان کنه می‌فهمیدی

466
00:27:51,870 --> 00:27:53,440
اما تو با عجله دستور دادی یان یوئه اونا رو بسوزونه

467
00:27:53,440 --> 00:27:55,770
در واقع تو فقط نمیخوای اون تو مسابقه شرکت کنه

468
00:27:57,350 --> 00:28:02,960
از اونجایی که کسیو فرستادی مراقب من باشه خوب می‌دونی که من به پدرم قول دادم تو مسابقت خرابکاری کنم یا نه

469
00:28:02,960 --> 00:28:04,550
چرا این همه تقصیر رو انداختی گردن من؟

470
00:28:04,550 --> 00:28:06,680
چرا با پدرت موافقت نکردی؟

471
00:28:07,350 --> 00:28:11,170
حرف‌های اون بیشتر شبیه یه معامله بود اما در واقع یه تهدید بود

472
00:28:11,310 --> 00:28:15,830
اگه هر چی اون میخواد رو انجام ندی ممکنه لی له جون واقعا توسط خانواده‌های اشرافی به یه ازدواج سیاسی هل داده بشه

473
00:28:15,830 --> 00:28:17,350
و یی‌جی هم نمی‌تونه اینجا رو ترک کنه

474
00:28:17,350 --> 00:28:18,410
نترسیدی؟

475
00:28:18,640 --> 00:28:20,750
راه‌های دیگه‌ای هم برای متوقف کردن اون ازدواج سیاسی هست

476
00:28:20,750 --> 00:28:25,680
اما من سه تا استان و مردمشون رو باهاش معامله نمی‌کنم و افتخار سربازای بی‌فو رو هم فدا نمیکنم

477
00:28:25,680 --> 00:28:27,920
شیائو وویی، منو دست‌کم نگیر

478
00:28:42,480 --> 00:28:45,920
در مورد خودت هم شیائو وویی فقط نمیخوای برادر شرکت کنه درسته؟

479
00:28:45,920 --> 00:28:48,810
می‌ترسی افتخارات نظامی اون از تو بیشتر بشه و تو رو به سایه بندازه

480
00:28:49,550 --> 00:28:51,890
شنیدم تیراندازی روی اسب رو از اون یاد گرفتی

481
00:28:53,550 --> 00:28:55,150
شیه جیایو تحریکم نکن

482
00:28:56,440 --> 00:28:58,828
اگه واقعا میخوای صحیح و سالم از عمارت جینگ‌ ان بری

483
00:28:58,852 --> 00:29:03,400
و اون زندگی بی‌خیالی رو که تو و یی‌جی خوابش رو می‌بینین داشته باشی سرت به کار خودت باشه و ازم فاصله بگیر

484
00:29:03,400 --> 00:29:05,130
...وگرنه مطمئن نیستم که

485
00:29:14,030 --> 00:29:15,550
بذارم زنده از اینجا بری

486
00:29:17,030 --> 00:29:21,680
باید خوشحال باشی که نمیخوام بهترین دوستمو از دست بدم

487
00:29:23,030 --> 00:29:23,680
ترسیدی؟

488
00:29:25,350 --> 00:29:26,270
بایدم بترسی

489
00:29:40,440 --> 00:29:41,000
بانوی من

490
00:29:42,440 --> 00:29:43,000
بانوی من

491
00:29:43,750 --> 00:29:44,510
حالتون خوبه؟

492
00:29:44,550 --> 00:29:46,080
وارث اذیتتون کرد؟

493
00:29:47,880 --> 00:29:49,640
فقط داشتم به برادر کمک می‌کردم

494
00:29:50,230 --> 00:29:51,760
چرا این‌طوری رفتار کرد؟

495
00:29:54,720 --> 00:29:58,030
تا قبل از مسابقه شیه جیایو اجازه نداره حتی یه قدم از حیاط ون‌شنگ بیرون بیاد

496
00:29:58,030 --> 00:29:58,630
شیائو وویی

497
00:30:05,910 --> 00:30:06,550
برادر

498
00:30:07,510 --> 00:30:11,680
به خاطر اینکه شیه جیایو به من کمک کرد رکاب‌ها و زین‌ها رو بهتر کنم حبسش کردی؟

499
00:30:11,680 --> 00:30:12,740
زیاد نگرانی

500
00:30:13,160 --> 00:30:14,750
شیه جیایو از یه خانواده اشرافیه

501
00:30:14,750 --> 00:30:17,110
می‌ترسیدم مسابقه رو خراب کنه و به اعتبار ارتش بی‌فو لطمه بزنه

502
00:30:17,110 --> 00:30:17,920
مزخرفه

503
00:30:18,640 --> 00:30:21,240
اون موقع که من بهش شک داشتم تو حرفش رو باور کردی

504
00:30:21,380 --> 00:30:23,110
...حالا که من حاضرم باور کنم

505
00:30:23,880 --> 00:30:26,110
تو به خاطر اینکه از یه خانواده اشرافیه بهش شک داری؟

506
00:30:26,110 --> 00:30:28,948
تو فقط میخوای از شیه جیایو به عنوان یه عبرت استفاده کنی تا به همه نشون بدی

507
00:30:28,972 --> 00:30:33,790
که مطلقا هیچ‌کس حق نداره برای اینکه من جایگاهی تو مسابقه داشته باشم کمک کنه

508
00:30:33,840 --> 00:30:38,160
این همه وقت بود برای اصلاحات ارتش بی‌فو برنامه‌ریزی میکردی اما حتی یه کلمه هم به من نگفتی

509
00:30:38,160 --> 00:30:43,100
از نظر تو من فقط یه تیکه‌ آشغالم که ارتش بی‌فو نمیخواستش؟

510
00:31:18,350 --> 00:31:19,410
اینجا رو ببندین

511
00:31:20,720 --> 00:31:22,050
 میرم یه قدمی بزنم

512
00:31:22,550 --> 00:31:23,480
دنبال من نیاین

513
00:31:39,640 --> 00:31:41,240
چرا نمیذاری شرکت کنم؟

514
00:31:41,440 --> 00:31:42,570
 اینو قبول نمی‌کنم

515
00:31:45,400 --> 00:31:49,860
از نظر تو من فقط یه تیکه‌ آشغالم که ارتش بی‌فو نمیخواستش؟

516
00:32:02,000 --> 00:32:03,160
برادر

517
00:32:03,680 --> 00:32:04,510
برادر

518
00:32:08,830 --> 00:32:09,480
یائو ار

519
00:32:09,680 --> 00:32:11,290
چیزی نیست

520
00:32:12,200 --> 00:32:13,310
منو نترسون

521
00:32:13,630 --> 00:32:14,110
برادر

522
00:32:16,270 --> 00:32:17,270
تو اینجا چی‌کار میکنی؟

523
00:32:19,590 --> 00:32:21,590
اومدی ببینی پسرم مرده یا نه؟

524
00:32:21,590 --> 00:32:22,160
همسرم

525
00:32:22,400 --> 00:32:22,960
همسرم

526
00:32:23,200 --> 00:32:29,350
شما لی ها، جون یکی از پسرهای منو گرفتی اما هنوز داری با اسم اون زندگی می‌کنی

527
00:32:30,200 --> 00:32:33,110
حالا میخوای جون اون یکی پسرم رو هم بگیری؟

528
00:32:41,400 --> 00:32:42,200
پدر

529
00:32:43,550 --> 00:32:44,510
من کی هستم؟

530
00:32:49,480 --> 00:32:52,070
هروقت نشان قلب ققنوس ظاهر بشه صلح به جهان باز خواهد گشت

531
00:32:53,070 --> 00:32:53,930
عالیجناب

532
00:32:54,960 --> 00:32:57,560
شما فرزند امپراتور و ملکه فقید هستین

533
00:32:59,960 --> 00:33:01,510
شما وارث واقعی دا یه هستین

534
00:33:02,030 --> 00:33:11,790
الان فرستادگان سایه‌ باقی‌مونده حاضرن برای برقراری نظم بازپس‌گیری تخت درهم کوبیدن چین شمالی و بازگشت به پایتخت قدیمی از شما پیروی کنن

535
00:33:11,790 --> 00:33:13,070
درهم کوبیدن چین شمالی

536
00:33:13,310 --> 00:33:14,510
بازگشت به پایتخت قدیمی

537
00:33:16,110 --> 00:33:16,880
پدر

538
00:33:17,400 --> 00:33:20,510
من، شیائو جو حاضرم از شما پیروی کنم عالیجناب

539
00:33:53,720 --> 00:33:54,880
خیلی دیر شده

540
00:33:55,270 --> 00:33:56,880
چرا وویی هنوز برنگشته؟

541
00:33:57,200 --> 00:33:59,890
از روی سر و صدا معلومه که هنوز تو میدان مسابقه‌ست

542
00:34:00,000 --> 00:34:03,080
تو دشت جیوجانگ جراحت‌هایی داشت که جونش رو به خطر انداخت

543
00:34:03,350 --> 00:34:05,880
نمی‌تونه این‌طوری خودش رو بیش از حد خسته کنه

544
00:34:08,400 --> 00:34:09,360
همسرم

545
00:34:10,030 --> 00:34:12,090
تا کی میخوای وویی رو تنبیه کنی؟

546
00:34:14,000 --> 00:34:15,150
من تنبیهش نکردم

547
00:34:18,400 --> 00:34:23,000
اما فکر نمی‌کنی شما دوتا با هم بیشتر از حد مودب و غریب رفتار میکنین؟

548
00:34:23,030 --> 00:34:29,150
 با یوان‌جی با روی شنگ و حتی با اون تازه‌عروس خانواده شیه از اون چیزی که با وویی هستی صمیمی‌تری

549
00:34:30,880 --> 00:34:34,510
وقتی وویی زخمی برگشت اصلا سراغ جراحت‌هاش رو گرفتی؟

550
00:34:37,400 --> 00:34:38,190
می‌دونم

551
00:34:39,150 --> 00:34:40,150
بحث سر ا شنگه

552
00:34:41,630 --> 00:34:44,280
اما وویی اون موقع فقط یه بچه بود

553
00:34:44,280 --> 00:34:46,409
اگه میخوای کسیو سرزنش کنی منو سرزنش کن

554
00:34:47,880 --> 00:34:48,949
 سرزنشش نمی‌کنم

555
00:34:51,550 --> 00:34:58,760
از وقتی فهمید واقعا کیه همش تو مرزها جنگیده و حاضر نشده برگرده

556
00:34:59,990 --> 00:35:02,850
دلیلش اینه که می‌ترسه از دیدنش ناراحت بشی

557
00:35:04,760 --> 00:35:11,890
و ان‌مین اون هنوز نمی‌دونه این تویی که نمیخوای اون دوباره به مرزهای شمال و میدون جنگ برگرده

558
00:35:13,550 --> 00:35:17,070
برای همین تمام کینه و خشم این سال‌هاش رو سر وویی خالی کرده

559
00:35:18,230 --> 00:35:20,840
خوشبختانه هر دوی اونا ظاهرشون سخته اما باطن‌شون مهربونه

560
00:35:20,840 --> 00:35:26,790
اما اگه این سوءتفاهم ادامه پیدا کنه دیر یا زود تبدیل به یه دشمنی واقعی می‌شه

561
00:35:36,030 --> 00:35:43,810
همسرم واقعا میخوای ببینی این دو تا برادر با هم درگیر شدن؟

562
00:35:59,550 --> 00:36:01,320
برادر میخواد برگرده به مرزهای شمال

563
00:36:01,320 --> 00:36:02,050
 خوبه

564
00:36:02,630 --> 00:36:04,630
در حال حاضر، اردوگاه‌های بی‌فو هنوز از نظر سازمان‌دهی کمبود دارن

565
00:36:04,630 --> 00:36:06,430
اون استعداد فرماندهی نیروها رو داره

566
00:36:06,710 --> 00:36:11,690
اگه راضی بشه برگرده فشار روی جبهه‌ غرب در سال آینده کمتر می‌شه

567
00:36:12,590 --> 00:36:14,050
کاملا حق با توئه

568
00:36:16,180 --> 00:36:20,240
سریع برای مادرت نامه بنویس و به ان‌مین بگو برگرده به میدون جنگ

569
00:36:27,760 --> 00:36:28,760
ارباب

570
00:36:29,150 --> 00:36:29,950
کمکم نکن

571
00:36:34,680 --> 00:36:35,790
تمرین رو بس کن

572
00:36:36,110 --> 00:36:38,370
پات نمی‌تونه این‌طور شکنجه بشه

573
00:36:38,800 --> 00:36:40,510
تو هم فکر می‌کنی من بی‌عرضم؟

574
00:36:41,000 --> 00:36:46,980
حتی اگه نتونم اسب‌سواری کنم مهارت تیراندازی و مبارزات تن‌به‌تن من از شیائو وویی کم‌تر نیست

575
00:36:48,000 --> 00:36:50,070
اون قدیما کشتی رو از من یاد گرفت

576
00:36:50,070 --> 00:36:52,230
اون به چه حقی میخواد جلو شرکت کردن منو بگیره؟

577
00:36:52,230 --> 00:36:53,830
من نگران پاهات هستم

578
00:36:54,590 --> 00:36:56,190
پدرم به من اهمیت نمیده

579
00:36:56,190 --> 00:36:57,920
برادر کوچیکترم منو دست‌کم می‌گیره

580
00:36:57,920 --> 00:36:58,840
...تو هم

581
00:37:08,000 --> 00:37:11,000
داروهای بیشتری برای کبودی و جراحت برای ارباب آماده کن

582
00:37:11,000 --> 00:37:11,550
چشم

583
00:37:52,280 --> 00:37:52,840
نان‌شینگ

584
00:37:53,630 --> 00:37:55,840
به نظرت این اتاق خیلی خفه‌ نیست؟

585
00:37:55,840 --> 00:37:56,840
عین زندانه

586
00:37:56,840 --> 00:37:59,320
کلا دو روز شده که دیگه نمی‌تونین یه جا بند بشین

587
00:37:59,320 --> 00:38:02,030
دقیقا مثل قدیما تو خونه همیشه میخواین برین بیرون

588
00:38:02,030 --> 00:38:03,880
شاهدخت هم نمی‌تونست کنترلتون کنه

589
00:38:03,880 --> 00:38:07,780
اگه اینجا زندانه پس فوق‌العاده‌ترین زندان دنیاست

590
00:38:09,710 --> 00:38:12,280
اینا درخواست‌های اخیر تو صنایع شگفت انگیزه

591
00:38:12,280 --> 00:38:15,550
یه نگاه بندازین ببینین ابزار مکانیکی‌ای هست که نظرتون رو جلب کنه یا نه

592
00:38:15,630 --> 00:38:17,440
می‌تونین برای اینکه وقتتون بگذره، چند تاشون رو بسازین

593
00:38:17,440 --> 00:38:18,590
تا چند روز دیگه مسابقه‌ست

594
00:38:18,590 --> 00:38:19,840
میگذره

595
00:38:21,880 --> 00:38:23,280
یه بادبادک چوبی که بتونه یه آدم رو حمل کنه و بپره

596
00:38:23,280 --> 00:38:24,960
تیری که مسیرش رو خم کنه تا شکار رو تعقیب کنه

597
00:38:24,960 --> 00:38:26,880
روغن آتیشی که با آب خاموش نشه

598
00:38:26,880 --> 00:38:30,530
و اسم خریدارها اژدهای قرمز، اژدهای سیاه، اژدهای سیاه، ماه کامل

599
00:38:31,230 --> 00:38:33,320
تابلو نیست که اینا چینگ لونگ و یان یوئه هستن؟

600
00:38:33,320 --> 00:38:36,265
حتما شیائو وویی اینا رو فرستاده تا منو به دردسر بندازه

601
00:38:38,360 --> 00:38:40,070
چقدر کسل‌کننده

602
00:38:42,670 --> 00:38:43,960
کسی نیست؟

603
00:38:43,960 --> 00:38:44,960
کسی اونجا نیست؟

604
00:38:56,320 --> 00:38:56,850
 بریم

605
00:39:01,150 --> 00:39:04,360
این سنگ‌های آتشین ارتش بی‌فو واقعا فقط اسم‌شون بزرگه و در عمل هیچی نیستن

606
00:39:04,590 --> 00:39:05,920
نمی‌دونم کی اینا رو طراحی کرده

607
00:39:05,920 --> 00:39:07,320
فقط وقتم رو تلف کردن

608
00:39:07,860 --> 00:39:08,860
باید از مال خودم استفاده کنم

609
00:39:20,710 --> 00:39:21,590
 یه نابغم

610
00:39:30,030 --> 00:39:30,630
روح

611
00:39:31,000 --> 00:39:33,500
[یوان شیائوله]

612
00:39:31,800 --> 00:39:33,930
تو واقعا دختر لی یون‌جائو هستی؟

613
00:39:35,440 --> 00:39:37,110
زیاد شبیهش نیستی

614
00:39:37,550 --> 00:39:38,950
ولی یه مهارت‌هایی داری

615
00:39:39,800 --> 00:39:45,270
باید بگم بعد از اینکه این سنگ رعد رو تغییر دادی قدرتش واقعا خیلی بیشتر شده

616
00:39:45,270 --> 00:39:47,000
چقدر شوره توش ریختی؟

617
00:39:47,000 --> 00:39:48,440
 تو کی هستی؟

618
00:39:48,510 --> 00:39:49,440
 تو رو می‌شناسم؟

619
00:39:49,680 --> 00:39:50,810
برو کنار میخوام برم بیرون

620
00:39:52,540 --> 00:39:53,340
یه لحظه صبر کن

621
00:39:54,590 --> 00:39:56,450
شیائو وویی واقعا بهم دروغ نگفته بود

622
00:39:56,760 --> 00:39:58,090
واقعا استعدادی داری

623
00:39:58,330 --> 00:40:00,320
من حتما تو رو به عنوان شاگردم قبول می‌کنم

624
00:40:00,860 --> 00:40:03,050
بذار سنگ رعد خودمو بهت نشون بدم

625
00:40:03,110 --> 00:40:04,840
قدرتش از مال تو کمتر نیست

626
00:40:07,320 --> 00:40:09,380
بیا نظراتمون رو درباره این موضوع با هم رد و بدل کنیم

627
00:40:11,040 --> 00:40:12,510
کی گفته من میخوام شاگرد تو بشم؟

628
00:40:12,510 --> 00:40:14,310
وسط روز مست کردی؟

629
00:40:15,920 --> 00:40:18,180
اخلاقت دقیقا مثل مادرته

630
00:40:18,440 --> 00:40:20,570
تو اصلا از کجا مادرمو می‌شناسی؟

631
00:40:21,280 --> 00:40:25,420
نه تنها میشناسمش بلکه وقتی جوون بودیم خیلی با هم دعوا می‌کردیم

632
00:40:25,480 --> 00:40:26,810
بذار یه رازی رو بهت بگم

633
00:40:27,440 --> 00:40:29,700
مادرت وقت زیادی برای خودش نداره

634
00:40:31,550 --> 00:40:33,030
چی گفتی؟

635
00:40:33,030 --> 00:40:33,760
گوش کن

636
00:40:33,760 --> 00:40:35,310
نخواه با تکیه به سن و سالت به من دستور بدی

637
00:40:35,310 --> 00:40:37,420
این سنگ رعد رو تو طراحی کردی؟

638
00:40:37,420 --> 00:40:39,080
طراحیش واقعا افتضاحه

639
00:40:40,150 --> 00:40:41,810
چیش افتضاحه؟ بهم بگو

640
00:40:42,280 --> 00:40:42,960
خیلی بزرگه

641
00:40:42,960 --> 00:40:45,420
می‌دونی فقط اسمش بزرگه و در عمل هیچی نیست یعنی چی؟

642
00:40:46,000 --> 00:40:47,070
تو چی می‌دونی؟

643
00:40:47,150 --> 00:40:47,800
بزرگه؟

644
00:40:48,510 --> 00:40:49,510
قدرتش فوق‌العاده‌ست

645
00:40:49,510 --> 00:40:53,770
اونایی که من طراحی می‌کنم حتی اگه به این کوچیکی باشن از مال تو قدرتمندترن

646
00:40:55,260 --> 00:40:55,920
باشه

647
00:40:56,550 --> 00:40:58,280
 بعدا درباره این حرف می‌زنیم

648
00:40:58,660 --> 00:40:59,520
بذار بهت بگم

649
00:40:59,960 --> 00:41:02,710
 هیچ‌وقت تو فال‌گیری اشتباه نکردم

650
00:41:02,960 --> 00:41:11,920
نه تنها فهمیدم که مادرت وقت زیادی نداره بلکه اینو هم فهمیدم که تو تو زندگیت دو بار، نه سه بار ازدواج می‌کنی

651
00:41:12,720 --> 00:41:14,800
و شوهرت هم تو سن کم میمیره

652
00:41:16,230 --> 00:41:16,880
جدی؟

653
00:41:18,670 --> 00:41:19,880
نان‌شینگ، بگیرش

654
00:41:21,190 --> 00:41:23,000
داری میگی کی وقت زیادی نداره؟

655
00:41:23,000 --> 00:41:26,260
- مواظب سنگ رعد باش
- داری کیو نفرین می‌کنی؟

656
00:41:37,440 --> 00:41:38,630
چرا این‌طوری بهم زل زدی؟

657
00:41:38,630 --> 00:41:39,760
بهت گفتم مواظب سنگ رعد باش

658
00:41:39,760 --> 00:41:41,124
مواظب سنگ رعد باش

659
00:41:44,030 --> 00:41:45,560
شیائو چینگ خیلی وقت بود ندیده بودمت

660
00:41:45,880 --> 00:41:46,740
دلت برام تنگ شده بود؟

661
00:41:53,310 --> 00:41:54,430
پسش بده به من

662
00:41:55,710 --> 00:41:57,630
 بلدی رکاب هم بسازی؟

663
00:41:57,630 --> 00:42:00,480
تو نگاه اول فهمیدم این برای شیائو یائو طراحی شده

664
00:42:01,070 --> 00:42:03,670
شیائو وویی قبلا از من خواسته بود یکی طراحی کنم

665
00:42:03,670 --> 00:42:07,530
طراحی من خیلی بهتر از این بود

666
00:42:09,480 --> 00:42:10,840
تو هم براش طراحی کردی؟

667
00:42:10,840 --> 00:42:11,630
کی؟

668
00:42:12,760 --> 00:42:13,760
خیلی وقت پیش

669
00:42:16,360 --> 00:42:19,150
احتمالا درست بعد از این بود که شیائو یائو آسیب دید

670
00:42:20,360 --> 00:42:23,930
شیائو وویی نگران بود که برادرش نتونه با این نقصش کنار بیاد

671
00:42:25,150 --> 00:42:25,880
حیف شد

672
00:42:26,760 --> 00:42:28,970
وقتی نقشه فقط نصفه آماده شده بود بهم گفت دست نگه دارم

673
00:42:28,970 --> 00:42:29,820
چرا متوقف شد؟

674
00:42:30,670 --> 00:42:35,600
خب معلومه چون یه نفر نمی‌خواست شیائو یائو دوباره سواره بشه و بره به میدون جنگ

675
00:42:38,190 --> 00:42:38,840
دختر جون

676
00:42:39,480 --> 00:42:45,440
تو کیمیاگری و فلزکاری خیلی بااستعدادی، اما تو طراحی ساختاری هنوز یکم کم داری

677
00:42:47,410 --> 00:42:48,400
...این طرح منه تو

678
00:42:48,400 --> 00:42:49,280
تکون نخور

679
00:42:52,510 --> 00:42:53,000
ببین

680
00:42:54,840 --> 00:42:59,820
اگه این‌طوری وصل بشه و بعد به زین متصل بشه خیلی منعطف‌تر نمی‌شه؟

681
00:42:59,820 --> 00:43:02,710
بزرگترین مشکل طراحی تو اینه که به اندازه کافی منعطف نیست

682
00:43:03,030 --> 00:43:09,840
با فشار کم خوب کار میکنه اما وقتی فشار زیادی بیاد باعث کشیدگی میشه و می‌تونه سوار رو پرت کنه و باعث بشه زیر پای اسب خودش له بشه

683
00:43:09,840 --> 00:43:10,840
صبر کن

684
00:43:11,070 --> 00:43:13,480
گفتی فشار آوردن باعث کشیدگی می‌شه؟

685
00:43:13,480 --> 00:43:14,030
 نه

686
00:43:14,320 --> 00:43:16,060
وارث داره رکاب‌ها رو برای ارباب امتحان میکنه

687
00:43:16,060 --> 00:43:16,710
چی؟

688
00:43:56,110 --> 00:43:57,590
چرا دوباره تار میبینم؟

689
00:44:04,603 --> 00:46:36,357
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت هشتم =

