﻿1
00:00:51,200 --> 00:00:52,460
چرا دوباره تار میبینم؟

2
00:01:20,280 --> 00:01:22,000
شیائو وویی اشتباهه

3
00:01:22,160 --> 00:01:22,910
شیه جیایو

4
00:01:23,560 --> 00:01:25,510
شیه جیایو، نزدیک بود بمیرم

5
00:01:26,530 --> 00:01:28,710
اون رکابی که طراحی کردی به اندازه کافی منعطف نیست

6
00:01:28,710 --> 00:01:30,230
بهش میگن گره لغزنده

7
00:01:30,590 --> 00:01:31,710
هر چی بیشتر بکشی سفت‌تر میشه

8
00:01:31,710 --> 00:01:33,280
اگه فشار نیاری طبیعتا شل میشه

9
00:01:33,280 --> 00:01:35,940
پای برادر ضعیفه برای همین کشیده نمیشه

10
00:01:36,120 --> 00:01:37,979
داشتم با عجله میومدم که خبر رو بهت بدم

11
00:01:38,920 --> 00:01:40,759
اما یه آدم خیلی خاص به اردوگاه ارتش بی‌فو رسیده

12
00:01:40,759 --> 00:01:42,020
- و اون
- خفه شو

13
00:01:42,350 --> 00:01:43,280
خیلی پرحرفی

14
00:01:47,070 --> 00:01:49,130
شیائو وویی، داری خون بالا میاری

15
00:01:49,630 --> 00:01:50,560
زخمی شدی؟

16
00:01:50,560 --> 00:01:51,620
کجات آسیب دیده؟

17
00:01:53,150 --> 00:01:53,950
بهم بگو

18
00:02:02,870 --> 00:02:03,760
نمیبینی؟

19
00:02:06,570 --> 00:02:09,710
اگه بذاری کسی بفهمه چشمام یه مشکلی داره همین الان می‌کشمت

20
00:02:10,120 --> 00:02:10,710
چی؟

21
00:02:10,710 --> 00:02:12,970
و صنایع شگفت انگیز رو هم نابود می‌کنم

22
00:02:16,120 --> 00:02:16,560
...من

23
00:02:17,310 --> 00:02:20,430
ماها جونمون رو میذاریم وسط تا کمک کنیم وارث اون سه تا استان رو بگیره

24
00:02:20,430 --> 00:02:22,190
تا وقتی وارث پیشرو باشه ما نمیبازیم

25
00:02:22,400 --> 00:02:25,400
آره با وجود وارث همه چی درست میشه

26
00:02:25,750 --> 00:02:26,680
چه خبره اینجا؟

27
00:02:30,400 --> 00:02:31,520
کمرمو محکم بگیر

28
00:02:31,520 --> 00:02:32,920
میشونمت روی اسب

29
00:02:41,560 --> 00:02:42,760
صداتو بیار پایین

30
00:02:53,190 --> 00:02:55,620
اگه بهم اعتماد داری فقط افسار رو بگیر

31
00:02:56,079 --> 00:02:57,240
بذار من چشم‌های تو باشم

32
00:03:00,560 --> 00:03:01,120
باشه

33
00:03:03,030 --> 00:03:04,470
من شیائو وویی رو با خودم میبرم

34
00:03:04,470 --> 00:03:05,330
همسر دوم

35
00:03:05,360 --> 00:03:08,470
شب عروسیمون قول داد بهم اسب‌سواری یاد بده و با هم بریم تفریح و منظره ببینیم

36
00:03:08,470 --> 00:03:11,480
اما این روزها یا درگیر اصلاحاته یا مذاکرات صلح

37
00:03:11,480 --> 00:03:13,400
هیچ‌کس نمی‌دونه اصلا از این مسابقه زنده بیرون میاد یا نه

38
00:03:13,400 --> 00:03:15,150
نمیخوام تو این سن کم بیوه بشم

39
00:03:16,120 --> 00:03:17,250
پس امروز اون مال منه

40
00:03:17,290 --> 00:03:19,090
فردا پسش میدم بهتون

41
00:03:22,791 --> 00:04:47,839
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت نهم =

42
00:04:48,730 --> 00:04:52,750
[کلید قلب ققنوس]

43
00:04:53,120 --> 00:04:55,650
[قسمت نهم]

44
00:04:55,720 --> 00:04:57,990
[عمارت شاهزاده جینگ‌ان]

45
00:05:01,120 --> 00:05:04,160
نمیدونم این‌بار کی دوباره بیناییت رو به دست میاری

46
00:05:04,830 --> 00:05:06,690
یا شاید هم دیگه هیچ‌وقت نبینم درسته؟

47
00:05:06,870 --> 00:05:07,430
آره

48
00:05:08,030 --> 00:05:09,830
تو دشت جیوجانگ بدجوری آسیب دیدی؟

49
00:05:09,830 --> 00:05:10,920
تقریبا کور شدی

50
00:05:10,920 --> 00:05:14,750
با این حال اصرار داری با اصلاحات و مذاکرات صلح ور بری حتی خودت رفتی تو میدون جنگ

51
00:05:14,750 --> 00:05:16,560
 واقعا دیوونه‌ای

52
00:05:16,630 --> 00:05:20,030
دفعه‌ پیش گفتی یه داروی قوی هست که می‌تونه منو درمان کنه

53
00:05:20,270 --> 00:05:23,400
خیلی دردناکه و از طول عمرت کم میکنه

54
00:05:25,750 --> 00:05:26,360
استفاده کن

55
00:05:26,950 --> 00:05:28,480
نمیتونم تو مسابقه ببازم

56
00:05:28,480 --> 00:05:29,070
صبر کن

57
00:05:29,560 --> 00:05:32,560
 واقعا لازم نیست بری پیش یه طبیب دیگه؟

58
00:05:32,560 --> 00:05:34,159
روی شنگ بهترین طبیب هاست

59
00:05:35,800 --> 00:05:36,310
بیا

60
00:05:37,720 --> 00:05:39,680
دردناک می‌شه طاقت بیار

61
00:06:16,270 --> 00:06:17,670
سوزن‌ها رو زدم

62
00:06:17,720 --> 00:06:19,850
اما دردش هی بیشتر و بیشتر میشه

63
00:06:20,310 --> 00:06:24,070
جیایو یه چیزی بگو که حواسش پرت بشه

64
00:06:24,430 --> 00:06:25,510
چی بگم آخه؟

65
00:06:25,920 --> 00:06:27,180
هر چی دلت میخواد بگو

66
00:06:28,920 --> 00:06:32,110
خب پس بذار داستان من و آ مائو رو برات تعریف کنم

67
00:06:32,110 --> 00:06:33,270
بهتره حرف نزنی

68
00:06:33,270 --> 00:06:34,310
چطور ممکنه؟

69
00:06:34,310 --> 00:06:35,310
باید نجاتت بدم

70
00:06:37,430 --> 00:06:40,120
برات میگم اولین بار کی آ مائو رو دیدم

71
00:06:41,390 --> 00:06:43,040
اون موقع‌ها خیلی لاغر و نحیف بود

72
00:06:43,630 --> 00:06:47,950
پدرم اونو آورد پیش من و گفت از این به بعد آ مائو شاگردشه

73
00:06:47,950 --> 00:06:52,420
اما من اون موقع از آ مائو» خوشم نمیومد چون حس می‌کردم پدرم رو ازم دزدیده

74
00:06:52,560 --> 00:06:53,750
من له جون رو ترجیح میدادم

75
00:06:55,600 --> 00:07:02,310
اما بعد از اینکه آ مائو از سفر تحصیلیش برگشت دیدم که چقدر باوقار جذاب و خوش‌تیپ شده

76
00:07:02,310 --> 00:07:03,110
خیلی سطحی‌نگری

77
00:07:03,560 --> 00:07:04,560
تو هیچی نمیدونی

78
00:07:08,360 --> 00:07:09,490
آ مائو با من خیلی مهربون بود

79
00:07:09,830 --> 00:07:12,630
وقتی یواشکی میزدم بیرون که برم بازی اون پایین دیوار می‌گرفتنم

80
00:07:12,630 --> 00:07:14,430
بهش گفتم که آب‌نبات گل دوست دارم

81
00:07:14,430 --> 00:07:15,560
رفت و برام خرید

82
00:07:16,070 --> 00:07:17,800
گفتم دلم میخواد دنیا رو ببینم

83
00:07:17,920 --> 00:07:19,870
اونم گفت که عاشق سفر کردنه

84
00:07:19,870 --> 00:07:27,240
حس کردم خدا میدونسته من چه جور مردی رو دوست دارم برای همین آ مائو رو دقیقا همون‌طوری که من می‌خواستم ساخت و فرستاد پیشم

85
00:07:27,270 --> 00:07:30,650
خلاصه اینکه تو این دنیا هیچ مردی بهتر از آ مائو نیست

86
00:07:31,430 --> 00:07:32,240
تموم شد

87
00:07:32,270 --> 00:07:33,270
نظرت چیه؟

88
00:07:37,240 --> 00:07:38,770
چرا هیچی نمیگی؟

89
00:07:39,240 --> 00:07:40,240
چی باید بگم؟

90
00:07:40,560 --> 00:07:41,760
نظرت رو بهم بگو

91
00:07:43,040 --> 00:07:44,100
تبریک میگم

92
00:07:45,480 --> 00:07:48,750
 حیف شد اگه تو نبودی خیلی وقت پیش با آ مائو ازدواج کرده بودم

93
00:07:48,750 --> 00:07:52,890
اگه من نبودم تو خیلی وقت پیش با شاهزاده چانگ‌شا ازدواج کرده بودی

94
00:07:53,159 --> 00:07:54,560
خب منطقی به نظر می‌رسه

95
00:07:55,480 --> 00:07:57,240
پس من و آ مائو باید ازت تشکر کنیم

96
00:07:57,240 --> 00:07:58,070
لازم نیست

97
00:08:02,680 --> 00:08:03,830
 میرم گیاه‌های دارویی رو دم کنم

98
00:08:03,830 --> 00:08:05,870
تا یه ربع دیگه برمی‌گردم که سوزن‌ها رو دربیارم

99
00:08:05,870 --> 00:08:06,480
باشه

100
00:08:07,920 --> 00:08:11,720
جیایو یه چیزی بگو که خوشحال بشه

101
00:08:13,070 --> 00:08:15,120
مگه داستان من و آ مائو دلپذیر نبود؟

102
00:08:17,390 --> 00:08:18,190
می‌فهمم

103
00:08:19,160 --> 00:08:20,510
 تک و تنهایی

104
00:08:20,630 --> 00:08:24,480
وقتی می‌شنوی ما چقدر همدیگه رو دوست داریم حتما دلت می‌گیره نه؟

105
00:08:24,480 --> 00:08:26,040
کجای من تک و تنهایه؟

106
00:08:26,390 --> 00:08:27,070
باشه

107
00:08:27,070 --> 00:08:28,130
لو‌ت نمیدم

108
00:08:28,510 --> 00:08:29,710
بهتره بری بیرون

109
00:08:30,560 --> 00:08:31,830
دیدنت سردرد میگیرم

110
00:08:31,830 --> 00:08:33,429
مگه نگفتی نمیبینی؟

111
00:08:35,120 --> 00:08:36,270
چرا سردرد داری؟

112
00:08:36,270 --> 00:08:38,400
نکنه خواهر سوزن‌ها رو اشتباه زده؟

113
00:08:40,390 --> 00:08:41,150
برو بیرون

114
00:08:42,030 --> 00:08:42,600
باشه

115
00:08:42,750 --> 00:08:43,750
 میرم

116
00:08:47,720 --> 00:08:48,360
خواهر

117
00:08:51,150 --> 00:08:52,840
کور شدنش باید یه راز بمونه

118
00:08:52,840 --> 00:08:57,450
باید بگم وقتی داشتیم با هم تو کوه اسب‌سواری می‌کردیم افتاد و آسیب دید و باید دو روز استراحت کنه

119
00:08:57,840 --> 00:08:59,240
بهتره امشب تکونش ندیم

120
00:08:59,240 --> 00:09:00,390
میخوای مراقبش باشی یا من؟

121
00:09:00,390 --> 00:09:02,250
- چطوره که
- باشه تو مراقبش باش

122
00:09:02,630 --> 00:09:04,760
من باید برم پرونده‌های طبابتش رو مطالعه کنم

123
00:09:06,020 --> 00:09:06,620
خواهر

124
00:09:09,960 --> 00:09:11,480
شیائو وویی اخلاقش خیلی تنده

125
00:09:11,480 --> 00:09:12,960
 چطوری باید ازش مراقبت کنم؟

126
00:09:12,960 --> 00:09:14,620
تازه، منم باید بخوابم

127
00:09:14,720 --> 00:09:16,030
 حتی موقع خواب خروپف میکنم

128
00:09:16,030 --> 00:09:17,030
وارث از پانزده سالگی وارد ارتش شدن

129
00:09:17,030 --> 00:09:18,960
تو شرایط سختی زندگی کردن و به سختی عادت دارن

130
00:09:18,960 --> 00:09:21,270
صدای رعد و برق هم اذیتشون نمی‌کنه چه برسه به خرپف

131
00:09:21,270 --> 00:09:22,720
فقط وقتی بیدار شدن بهشون یکم آب و غذا بدین

132
00:09:22,720 --> 00:09:24,320
مراقبت ازشون راحته

133
00:09:25,480 --> 00:09:27,630
خب چی دوست داره بخوره؟

134
00:09:27,750 --> 00:09:28,610
کیک زردآلو

135
00:09:28,630 --> 00:09:29,750
عاشق غذاهای ترشه

136
00:09:31,270 --> 00:09:33,120
شما دوتا نمی‌تونین ازش مراقبت کنین؟

137
00:09:33,360 --> 00:09:36,550
حالا که وارث مریضه ما باید ارتش بی‌فو رو برای تمرین تاکتیک‌ها به جای اون هدایت کنیم

138
00:09:36,550 --> 00:09:37,150
نمی‌تونیم از اینجا تکون بخوریم

139
00:09:37,150 --> 00:09:40,030
تازه، مریضیش یه جورایی به خاطر امتحان کردن رکاب‌های توئه

140
00:09:40,030 --> 00:09:41,890
باید مسئولیتش رو قبول کنی

141
00:09:42,150 --> 00:09:42,870
باشه

142
00:09:50,390 --> 00:09:51,000
برادر

143
00:09:52,390 --> 00:09:52,920
زود باش

144
00:09:55,480 --> 00:09:56,150
فرار کن

145
00:09:57,360 --> 00:09:58,080
برادر

146
00:10:00,910 --> 00:10:01,600
مادر

147
00:10:02,390 --> 00:10:03,240
شیائو وویی

148
00:10:04,270 --> 00:10:08,150
یعنی مردی مثل تو هم تو خواب‌هاش میترسه و بی‌قرار می‌شه؟

149
00:10:13,320 --> 00:10:13,960
مادر

150
00:10:19,720 --> 00:10:20,360
مادر

151
00:10:27,080 --> 00:10:27,840
برادر

152
00:10:31,440 --> 00:10:35,340
مگه تو همونی نبودی که نذاشتی برادر بره میدون جنگ؟

153
00:10:41,120 --> 00:10:42,780
شیه جیایو داری چیکار می‌کنی؟

154
00:10:44,870 --> 00:10:47,790
بانوی من، یه نفر یه شیشه دارو دم در گذاشته

155
00:10:47,790 --> 00:10:49,320
فکر کنم کار بانوی بزرگ بود

156
00:10:56,320 --> 00:11:02,440
بانوی بزرگ، چرا نمیری تو و شیائو وویی رو می‌بینی؟

157
00:11:05,120 --> 00:11:09,910
نمیخوای بدونی چقدر بدجوری زخمی شده یا تو خواب‌هاش کی رو صدا میزده؟

158
00:11:14,550 --> 00:11:16,270
وویی عادت داره همه‌چی رو توی دلش نگه داره

159
00:11:16,870 --> 00:11:20,390
اگه خودش نخواد بگه درست نیست که من بپرسم

160
00:11:21,960 --> 00:11:24,670
من قدیما فکر می‌کردم مادرم خیلی سخت‌گیره

161
00:11:25,270 --> 00:11:28,600
اما بعدا فهمیدم دلیلش این بود که بیش از حد نگرانم بود

162
00:11:29,670 --> 00:11:34,600
اگه مادرم می‌دونست من مریضم حتما کنار تختم می‌موند و منتظر میشد تا بیدار شم

163
00:11:35,960 --> 00:11:36,820
بانوی بزرگ

164
00:11:38,150 --> 00:11:43,440
نمیدونم بین شما و شیائو وویی چی گذشته و چرا با هم فاصله گرفتین

165
00:11:45,910 --> 00:11:50,280
اما همین الان تو خوابش کاملا معلوم بود داره مادرش رو صدا میزنه

166
00:11:51,750 --> 00:11:54,680
بچه‌ای که از درد فریاد نمی‌زنه لزوما این نیست که درد نمی‌کشه

167
00:11:54,750 --> 00:11:58,120
حالا که نگرانش هستی چرا مستقیم بهش نمیگی؟

168
00:12:05,080 --> 00:12:08,770
فکر می‌کنم وقتی نصف شب بیدار بشه دلش یه کاسه سوپ مرغ بخواد

169
00:12:09,910 --> 00:12:13,410
بانوی بزرگ میشه به من یاد بدی چطوری آشپزی کنم؟

170
00:12:38,480 --> 00:12:41,010
چرا یه طرفش هنوز ضخیمه و اون طرفش نازک شده؟

171
00:12:41,790 --> 00:12:43,990
چون تو راست‌دستی

172
00:12:44,320 --> 00:12:47,580
دست راستت فشار بیشتری میاره، ولی دست چپت کمتر

173
00:12:47,960 --> 00:12:48,910
دلیلش همینه

174
00:12:49,440 --> 00:12:51,320
بیدارشدی می‌تونی ببینی؟

175
00:12:53,960 --> 00:12:54,840
شنیدم

176
00:13:06,670 --> 00:13:07,530
کیک زردآلوئه؟

177
00:13:07,750 --> 00:13:11,510
شیائو وویی به جز اینکه کوری بقیه حواست واقعا معرکه‌ست

178
00:13:11,960 --> 00:13:14,420
سوپ مرغ هم هست داره گرم میشه

179
00:13:19,670 --> 00:13:20,840
از دفعه‌ پیش ترش‌تره

180
00:13:20,840 --> 00:13:23,580
می‌دونم غذاهای ترش دوست داری برای همین شکر زیاد نریختم

181
00:13:26,150 --> 00:13:27,610
مخصوص من درست کردی؟

182
00:13:27,630 --> 00:13:30,620
من که کیک زردآلو دوست ندارم کس دیگه‌ای هم اینجا نیست

183
00:13:30,750 --> 00:13:31,360
بخور

184
00:13:43,120 --> 00:13:45,850
سعی کن پنج بار دیگه با دست چپت ضربه بزنی

185
00:13:54,360 --> 00:13:55,960
شیائو وویی تو فوق‌العاده‌ای

186
00:13:56,480 --> 00:13:59,360
فقط با شنیدن می‌تونی بفهمی از کدوم دستم دارم استفاده می‌کنم؟

187
00:14:00,640 --> 00:14:01,400
امتحان کن

188
00:14:05,480 --> 00:14:06,030
راست

189
00:14:12,150 --> 00:14:12,600
راست

190
00:14:18,240 --> 00:14:20,910
دست راست سه بار به سمت چپ ضربه زد دست چپ پنج بار به سمت راست

191
00:14:20,910 --> 00:14:22,170
حتی اینو هم میشنوی؟

192
00:14:22,360 --> 00:14:23,620
فشار دستت یکنواخت نبود

193
00:14:23,970 --> 00:14:27,360
وقتی دست چپت به راست ضربه میزد، فشارش کمتر بود

194
00:14:27,360 --> 00:14:30,080
همین الان فقط چند بار ضربه زدی برای همین تضادش زیاد معلوم نبود

195
00:14:30,080 --> 00:14:35,440
اما وقتی هر دو دستت با هم نرم حرکت کردن تفاوت فشار واضح‌تر شد

196
00:14:36,030 --> 00:14:37,910
صدای طبل‌های جنگی هم شدت و ریتمشون متفاوته

197
00:14:37,910 --> 00:14:38,840
قضیه این‌طوریه

198
00:14:41,720 --> 00:14:43,840
برای برادر رکاب و زین جدید ساختی؟

199
00:14:43,840 --> 00:14:45,370
بوی چرمش خیلی میاد

200
00:14:45,970 --> 00:14:46,610
آره

201
00:14:56,480 --> 00:14:57,750
فعلا بهش فکر نکن

202
00:14:57,750 --> 00:14:58,720
سوپ رو امتحان کن

203
00:15:05,120 --> 00:15:05,960
...این

204
00:15:06,270 --> 00:15:10,420
رفتم حیاط بانوی بزرگ، سالم‌ترین و چاق‌ترین مرغ رو انتخاب کردم و دادم ایشون برات بپزن

205
00:15:10,550 --> 00:15:11,240
خوب شده؟

206
00:15:14,510 --> 00:15:17,750
فکر می‌کنم بانوی بزرگ خیلی نگرانت هستن

207
00:15:18,630 --> 00:15:22,190
به خاطر وضعیت پای برادرت هم ازت متنفر نشدن

208
00:15:22,480 --> 00:15:27,720
باید صادقانه با مادرت حرف بزنی نه اینکه تو خواب ازش بخوای

209
00:15:34,360 --> 00:15:35,030
شیه جیایو

210
00:15:35,550 --> 00:15:36,630
بهم احساسی داری؟

211
00:15:38,440 --> 00:15:39,300
دارم ازت می‌پرسم

212
00:15:40,870 --> 00:15:42,080
بهم احساسی داری؟

213
00:15:42,910 --> 00:15:44,270
این چه حرف بیخودیه میزنی؟

214
00:15:44,270 --> 00:15:46,960
حالا که نداری پس فکر می‌کنی من برات کی هستم؟

215
00:15:46,960 --> 00:15:49,440
هشدارایی که قبلا بهت دادم رو فراموش کردی؟

216
00:15:49,440 --> 00:15:51,270
اینکه نگران پای برادر هستی مشکلی نداره

217
00:15:51,270 --> 00:15:53,000
اما الان داری تو رابطه‌ من و مادرم دخالت می‌کنی

218
00:15:53,000 --> 00:15:54,550
تو کل عمارت هیچ‌کس به این چیزها اهمیت نمیده

219
00:15:54,550 --> 00:15:56,280
به تو چه ربطی داره؟

220
00:15:56,440 --> 00:15:57,870
به تو هیچ ربطی نداره

221
00:15:57,870 --> 00:16:00,930
واقعا میخوای تا آخر عمرت تو عمارت شاهزاده جینگ‌ ان بمونی؟

222
00:16:00,930 --> 00:16:02,840
اگه این‌طوره من می‌تونم ترتیبش رو بدم

223
00:16:02,840 --> 00:16:05,840
من چون نمیبینی و نمیتونی از خودت مراقبت کنی بهت رسیدگی می‌کنم

224
00:16:05,840 --> 00:16:06,960
وگرنه اصلا برام مهم نبودی

225
00:16:06,960 --> 00:16:08,020
مگه من به مراقبت تو نیاز دارم؟

226
00:16:08,360 --> 00:16:09,000
باشه

227
00:16:09,750 --> 00:16:10,630
نیاز نداری

228
00:16:11,270 --> 00:16:13,330
تو مهربونی منو با بدخواهی اشتباه گرفتی

229
00:16:22,910 --> 00:16:23,630
بیا بیرون

230
00:16:28,360 --> 00:16:31,890
اگه کاری ندارین برین ده ضربه مجازات

231
00:16:32,360 --> 00:16:32,870
چشم

232
00:16:38,030 --> 00:16:38,690
بذارش زمین

233
00:16:59,670 --> 00:17:01,720
بانوی من، لطفا عصبانی نباشین

234
00:17:07,880 --> 00:17:09,010
اینجا کجاست؟

235
00:17:09,480 --> 00:17:12,410
چرا هر چی میچرخم باز میبینم توی حیاط ون‌شنگ هستم؟

236
00:17:13,240 --> 00:17:13,790
بانوی من

237
00:17:14,680 --> 00:17:18,030
مگه خوب نیست که وارث نمیخواد تو کارهای شخصیش دخالت کنین؟

238
00:17:18,030 --> 00:17:19,480
چرا این‌قدر عصبانی هستین؟

239
00:17:19,960 --> 00:17:21,819
اصلا از چی عصبانی هستین؟

240
00:17:22,240 --> 00:17:23,440
از چی عصبانیم؟

241
00:17:23,550 --> 00:17:25,720
عصبانیم از اینکه نیت خیر منو بد میبینه

242
00:17:25,720 --> 00:17:27,780
کیک‌های زردآلوم برای اون حروم شد

243
00:17:30,200 --> 00:17:30,750
 بریم

244
00:17:32,750 --> 00:17:33,750
خواهر

245
00:17:35,240 --> 00:17:37,370
اتفاقی برای وارث افتاده؟

246
00:17:38,680 --> 00:17:39,680
نه، اتفاقی نیفتاده

247
00:17:39,680 --> 00:17:41,410
چون عصبانیم گذاشتم رفتم

248
00:17:42,480 --> 00:17:44,830
خواهر تو چطوری تحملش می‌کنی؟

249
00:17:47,590 --> 00:17:51,570
وارث در ظاهر سخت‌گیر و عجیب به نظر می‌رسه اما در واقع اخلاقش خوبه

250
00:17:52,310 --> 00:17:53,480
اخلاقش خوبه؟

251
00:17:54,920 --> 00:17:59,880
یه کم بدخلقی چیزی حساب نیست مخصوصا وقتی فقط با آدم‌های نزدیکش این‌طوریه

252
00:18:04,310 --> 00:18:07,750
خب، بهم بگو شیائو وویی از نظر تو چه جور آدمیه؟

253
00:18:07,750 --> 00:18:11,410
یه هیولایی که زن‌ها رو به زور می‌گیره و همسر قانونیش رو نادیده می‌گیره؟

254
00:18:12,350 --> 00:18:13,440
نه، دقیقا این‌طور نیست

255
00:18:15,110 --> 00:18:22,080
اون موقع‌ها یه سوءتفاهمی پیش اومده بود، اما بعدا چیزهایی که تو و خواهر یوان‌جی روی درخت آرزوها نوشتین رو دیدم

256
00:18:22,720 --> 00:18:23,790
...زی چی اون

257
00:18:28,400 --> 00:18:32,680
تو یه بخشی از داستان رو می‌دونی، اما بقیش رو نه

258
00:18:32,960 --> 00:18:36,070
اسمی که روی لوح آرزوها دیدی اسم شوهرم بود

259
00:18:36,640 --> 00:18:39,670
اون ژنرال ارتش شیائو وویی بود که موقع دفاع از شهر کشته شد

260
00:18:39,920 --> 00:18:42,830
وقتی شهر سقوط کرد من به عنوان طبیب نظامی اونجا خدمت می‌کردم

261
00:18:42,830 --> 00:18:45,200
توسط دشمن اسیر شدم و بیشتر از یک ماه زندانی بودم

262
00:18:45,200 --> 00:18:49,830
بعدا شیائو وویی با نیروی کمکی اومد شهر رو پس گرفت و منو پیدا کرد

263
00:18:50,480 --> 00:18:54,420
اما مدت کوتاهی بعد فهمیدم حاملم

264
00:18:55,070 --> 00:18:59,440
خیلی‌ها پاکدامنی منو زیر سوال بردن و به پدر بچه شک داشتن

265
00:18:59,960 --> 00:19:03,830
هم خانواده‌ شوهرم و هم خانواده‌ خودم منو مجبور کردن که همراه شوهرم بمیرم

266
00:19:03,830 --> 00:19:05,680
اونا حاضر نشدن این بچه رو قبول کنن

267
00:19:05,680 --> 00:19:11,640
وقتی شیائو وویی منو پیدا کرد نصف بدنم تو رودخونه‌ یخ‌زده بود

268
00:19:13,030 --> 00:19:14,510
پس با شیائو وویی ازدواج کردی

269
00:19:14,920 --> 00:19:20,040
اون تمام بدنامی به زور بردن منو به جون خودش خرید تا من و از شک و تهدید بقیه دور نگه داره

270
00:19:20,790 --> 00:19:24,400
آخه کی جرات می‌کرد با وارث بدنام شاهزاده جینگ‌ ان دربیفته؟

271
00:19:26,640 --> 00:19:34,000
بعدا که زی چی به دنیا اومد شیائو وویی بهم گفت می‌تونه کمک کنه هویتمون رو عوض کنیم از جیان‌کانگ دور بشیم و در آرامش زندگی کنیم

272
00:19:34,070 --> 00:19:41,960
یا اینکه همین‌جا بمونیم و زی چی جزو خانواده‌ شیائو بشه و منم مثل قبل طبیب نظامی باشم

273
00:19:42,480 --> 00:19:43,680
تو دومی رو انتخاب کردی

274
00:19:44,070 --> 00:19:49,750
می‌خواستم نزدیک جایی باشم که شوهرم اونجا دفن شده و بتونم آدم‌های بیشتری مثل اونو نجات بدم

275
00:19:55,440 --> 00:20:04,020
اگه از من بپرسی وارث چه جور آدمیه به نظرم اون آدم خوبیه

276
00:20:07,270 --> 00:20:07,880
خواهر

277
00:20:08,590 --> 00:20:13,280
اون کسی که واقعا نمیخواد برادر بره میدون جنگ، بانوی بزرگ هست مگه نه؟

278
00:20:18,310 --> 00:20:21,710
ترجیح داد نقش آدم‌بده رو بازی کنه تا اینکه بخواد توضیح بده

279
00:20:23,160 --> 00:20:24,480
چه آدم عجیبیه

280
00:20:35,070 --> 00:20:36,310
گیجم کردی

281
00:20:36,750 --> 00:20:39,840
 اولش به خواهر رویشنگ قول داده بودم که امشب مراقبت باشم

282
00:20:43,160 --> 00:20:50,360
رکاب‌ها رو برای برادر ساختم چون دلم نمیومد ببینم یه جوون بلندپرواز به خاطر یه نقص عضو احساس حقارت کنه و نتونه پیشرفت کنه

283
00:20:51,640 --> 00:20:54,070
پس چه تو اینجا باشی چه نباشی من بهش کمک می‌کردم

284
00:20:55,750 --> 00:21:03,440
تو رابطه‌ تو و بانوی بزرگ هم دخالت کردم چون شنیدم تو خواب مادرت رو صدا میزنی و دیدم که اون یواشکی دارو میذاره دم در

285
00:21:03,440 --> 00:21:06,720
میدونم شما دوتا همدیگه رو دوست دارین برای همین زیادی حرف زد

286
00:21:09,270 --> 00:21:12,090
کار خیر کردن که دلیل نمیخواد

287
00:21:14,270 --> 00:21:18,960
در ضمن شیائو وویی حتی بدون آ مائو هم من تو رو دوست خودم می‌دونم

288
00:21:20,160 --> 00:21:27,640
با اینکه از سیاست سر در نمیارم و با خیلی از روش‌هات مخالفم اما می‌دونم که مردم تو قلبت هستن

289
00:21:29,110 --> 00:21:33,030
تو قضیه‌ کمان‌های تکرار شونده ده هزار دلیل داشتی که منو سرزنش کنی

290
00:21:33,550 --> 00:21:34,640
اما نکردی

291
00:21:35,270 --> 00:21:40,510
حتی اسم صنایع شگفت انگیز رو جلو سربازای بی‌فو پاک کردی تا سال‌ها زحمت من هدر نره

292
00:21:41,310 --> 00:21:43,880
همین کافی نیست که ما رو با هم دوست کنه؟

293
00:21:52,750 --> 00:21:55,680
اما دوستی یه خیابون دوطرفه ست

294
00:21:56,070 --> 00:22:01,350
از اونجایی که تو ته دلت منو دوست نداری و این‌قدر باهام بدرفتاری می‌کنی دوستی ما همین امشب تموم می‌شه

295
00:22:03,160 --> 00:22:06,830
به محض اینکه بیناییت رو به دست بیاری هر کدوم میریم یه راه

296
00:22:29,500 --> 00:22:30,710
[معبد هونگ‌لو]

297
00:22:36,160 --> 00:22:37,560
دیگه از غذاهای اینجا خسته شدم

298
00:22:37,880 --> 00:22:39,350
فردا یه چیز متفاوت بیار

299
00:22:39,350 --> 00:22:40,610
 پوپو داری؟

300
00:22:40,640 --> 00:22:41,900
تا حالا اسمش رو نشنیدم

301
00:22:45,790 --> 00:22:48,400
پس با من بیا تو تا برات رسمش کنم

302
00:22:54,310 --> 00:22:59,510
عجیبه این همه روزه که اینجان اما نه از اتاق میان بیرون و نه اجازه میدن کسی بره تو

303
00:22:59,510 --> 00:23:01,440
اما برای یه دونه خربزه در رو باز کردن؟

304
00:23:02,110 --> 00:23:03,240
چه عجیب

305
00:23:18,310 --> 00:23:20,720
بانوی من

306
00:23:22,920 --> 00:23:23,750
- چی شده؟
- بانوی من

307
00:23:23,750 --> 00:23:24,400
خبر بد

308
00:23:24,480 --> 00:23:26,410
پادشاه عقاب و شاهزاده چی اومدن اینجا

309
00:23:26,960 --> 00:23:28,030
برای چی اومدن؟

310
00:23:29,290 --> 00:23:31,550
شیائو وویی هنوز بیناییش رو به دست نیاورده

311
00:23:33,140 --> 00:23:34,010
جالبه

312
00:23:36,400 --> 00:23:37,680
خبرها چه زود پخش میشه

313
00:23:38,480 --> 00:23:43,160
شاید حتی حیاط بغلی از مریضی من خبر نداشته باشه اما خاندان سلطنتی و پادشاه عقاب زودتر از همه فهمیدن

314
00:23:49,880 --> 00:23:51,750
شنیدم وارث دیروز موقع اسب‌سواری آسیب دیده

315
00:23:51,750 --> 00:23:55,790
چون مسابقه نزدیکه به دستور اعلیحضرت و ملکه مادر اومدم تا از وضعیت بیماریش باخبر بشم

316
00:23:55,790 --> 00:24:00,730
پادشاه عقاب هم نگران بود که نکنه وارث نتونه تو مسابقه شرکت کنه برای همین اون هم اومده دیدنش

317
00:24:02,160 --> 00:24:03,480
نیازی به نگرانی نیست پادشاه عقاب

318
00:24:03,480 --> 00:24:06,880
پسرم دیروز فقط یه آسیب جزئی دید که تاثیری روی مسابقه نداره

319
00:24:06,880 --> 00:24:08,940
پس چرا نیومده بیرون ما رو ببینه؟

320
00:24:09,680 --> 00:24:12,480
وویی تو حیاط همسر دومش مونده؟

321
00:24:13,160 --> 00:24:14,160
برو زود بهش خبر بده بیاد

322
00:24:15,070 --> 00:24:16,480
چشم مادر

323
00:24:20,440 --> 00:24:22,310
حتی قهرمان‌ها هم نمی‌تونن جلو یه بانو دلبر مقاومت کنن

324
00:24:22,310 --> 00:24:23,040
عیبی نداره

325
00:24:23,480 --> 00:24:27,100
 برای بقیه اعضای خانواده‌ شیائو هم یه سری هدیه آماده کردم

326
00:24:32,470 --> 00:24:35,310
این یکی رو با دقت برای ارباب جوان یائو انتخاب کردم

327
00:24:42,640 --> 00:24:43,440
مولیان یو

328
00:24:44,550 --> 00:24:45,640
منظورت چیه؟

329
00:24:45,830 --> 00:24:46,830
بهش نمیاد؟

330
00:24:47,550 --> 00:24:50,810
خیلی متأسفم که هیچ‌وقت نتونستم با اون بجنگم

331
00:24:51,550 --> 00:24:54,680
شنیدم سال‌های اول هم وویی و هم ارباب دوم استعدادی در حد ژنرال‌ها داشتن

332
00:24:54,680 --> 00:24:58,640
تو میدون جنگ افتخارات نظامی تو هیچ‌وقت کمتر از شیائو وویی نبود

333
00:24:58,640 --> 00:24:59,400
چه حیف

334
00:24:59,720 --> 00:25:03,590
حالا تو مرز شمالی مردم فقط شیائو وویی رو می‌شناسن، نه شیائو آن‌مین رو

335
00:25:03,880 --> 00:25:07,740
مو تو صبح زود اومدی اینجا تا به ما توهین کنی

336
00:25:08,200 --> 00:25:11,160
اصلا قصد نداری که بخوای صلح کنی

337
00:25:11,480 --> 00:25:15,270
اگه این‌طوریه دیگه نیازی نیست منتظر مسابقه بمونیم

338
00:25:15,640 --> 00:25:19,600
همین الان بیا تا سرحد مرگ بجنگیم

339
00:25:19,600 --> 00:25:20,120
بیا

340
00:25:20,350 --> 00:25:20,950
پدر

341
00:25:33,880 --> 00:25:34,680
درست میگی

342
00:25:35,610 --> 00:25:37,680
من همین سگ لنگ و فلج هستم

343
00:25:38,700 --> 00:25:46,280
اما از کجا می‌دونی که این سگ لنگ هیچ‌وقت روزی رو نمیبینه که دوباره تو میدون جنگ بجنگه؟

344
00:25:46,960 --> 00:25:48,290
پس میشینیم و می‌بینیم

345
00:25:56,440 --> 00:26:01,680
پادشاه عقاب، شاهزاده چی، وارث بیدار شده و تو باغ منتظر شما دوتاست

346
00:26:03,110 --> 00:26:04,200
حدس بزن کجام

347
00:26:04,880 --> 00:26:06,350
بیا زود باش منو بگیر

348
00:26:07,070 --> 00:26:08,480
نمیتونی منو بگیری نه؟

349
00:26:08,480 --> 00:26:09,480
حدس بزن کدوم طرفم

350
00:26:09,480 --> 00:26:10,140
اینجا

351
00:26:15,680 --> 00:26:16,480
اومدن

352
00:26:17,510 --> 00:26:18,480
فرار نکن

353
00:26:20,310 --> 00:26:21,590
اینجا کجاست؟

354
00:26:25,320 --> 00:26:25,990
گرفتمت

355
00:26:36,600 --> 00:26:37,790
شاهزاده چی؟

356
00:26:39,620 --> 00:26:42,020
عذر میخوام عرض ادب عالیجناب

357
00:26:42,750 --> 00:26:45,510
شنیدم آسیب دیدی و خیلی نگران شدم

358
00:26:45,880 --> 00:26:47,240
می‌ترسیدم که مبادا روی مسابقه تأثیر بذاره

359
00:26:47,240 --> 00:26:49,970
اما حالا می‌بینم که انگار زیادی نگرانی داشتم

360
00:26:50,510 --> 00:26:53,600
بانوهای وارث واقعا زیبا هستن

361
00:26:56,240 --> 00:26:57,240
از این طرف

362
00:27:11,470 --> 00:27:12,000
 بریم

363
00:27:19,590 --> 00:27:23,480
پادشاه عقاب و شاهزاده چی دوست دارین یکی دو تا رقصنده رو انتخاب کنین تا همراهتون باشن؟

364
00:27:23,480 --> 00:27:24,160
نیازی نیست

365
00:27:25,270 --> 00:27:26,590
خوبه که حالت خوبه

366
00:27:26,590 --> 00:27:29,750
این‌طوری میتونم برگردم قصر و به اعلیحضرت و ملکه مادر گزارش بدم

367
00:27:29,750 --> 00:27:31,350
چرا این‌قدر عجله داری، عالیجناب؟

368
00:27:31,750 --> 00:27:34,550
به ندرت پیش میاد که ارباب جوان شیائو این‌قدر خوش‌اخلاق باشه

369
00:27:34,550 --> 00:27:38,550
در ضمن یه سری شرایط برای صلح دارم که میخوام با ارباب جوان شیائو در موردشون بحث کنم

370
00:27:46,880 --> 00:27:48,410
در مورد چی میخوای بحث کنی؟

371
00:27:52,510 --> 00:27:53,710
ازدواج سیاسی

372
00:27:55,240 --> 00:27:56,270
ازدواج سیاسی؟

373
00:27:56,270 --> 00:28:00,160
ارباب جوان شیائو، به نظرت در حال حاضر مناسب‌ترین فرد تو یه جنوبی کیه؟

374
00:28:04,640 --> 00:28:06,350
فکر کنم جای جایگاه‌ها رو عوض کردی

375
00:28:06,960 --> 00:28:10,600
اگه قرار به ازدواج سیاسی باشه کشور شما باید یه شاهدخت رو به دا یه بفرسته

376
00:28:11,880 --> 00:28:14,140
اما الان برای حرف زدن در این مورد خیلی زوده‌

377
00:28:14,440 --> 00:28:17,240
تو تیراندازی روی اسب، هر اتفاقی ممکنه بیفته

378
00:28:18,070 --> 00:28:25,750
فرقی نمی‌کنه امروز چقدر خوب با هم حرف بزنیم اگه یکیمون توی مسابقه بمیره همه‌چی بی‌فایده‌ست

379
00:28:25,750 --> 00:28:26,830
راست میگی

380
00:28:31,680 --> 00:28:34,340
شنیدم که تو یه جنوبی بازی پرتاب تو ظرف دارن

381
00:28:34,550 --> 00:28:36,440
همیشه مجذوبش بودم

382
00:28:36,440 --> 00:28:38,920
میشه امروز دربار‌ش بهم یاد بدی؟

383
00:28:39,400 --> 00:28:40,310
من میتونم یادت بدم

384
00:28:41,720 --> 00:28:44,640
من از وارث می‌پرسم نه از همسرش

385
00:28:45,790 --> 00:28:49,960
در واقع، بازی شما شبیه تیراندازی روی اسب ماست

386
00:28:50,070 --> 00:28:53,480
فقط مسئله اینه که ما تو چین شمالی ترجیح میدیم چیزها صریح و هیجان‌انگیز باشن

387
00:28:53,480 --> 00:29:00,540
برای همین ما هدف‌مون ظرف یا نشونه نیست بلکه برده‌ها هستن همون اسیرهای جنگی که گرفتیم

388
00:29:01,310 --> 00:29:08,400
برده‌های کوچولوی اسیر رو هدف قرار میدیم و میذاریم با وحشت فرار کنن و برای زنده موندن همدیگه رو بکشن

389
00:29:09,320 --> 00:29:12,510
اونا فکر می‌کنن اگه از تیرهای امشب جون سالم به در ببرن زنده می‌مونن

390
00:29:13,110 --> 00:29:22,628
اما می‌دونیم حتی اگه برنده بشن به عنوان جنگجویان برگزیده توسط سرنوشت به میدون جنگ فرستاده می‌شن

391
00:29:22,652 --> 00:29:28,470
تا در خط اول طعمه بشن و زیر تیرهای هم‌خون‌های خودشون بمیرن

392
00:29:29,070 --> 00:29:31,510
این سرنوشت اسیرهای یه جنوبیه

393
00:29:42,110 --> 00:29:43,040
نترس

394
00:30:04,920 --> 00:30:05,780
وارث

395
00:30:14,680 --> 00:30:16,440
بازی پرتاب در ظرف از مراسمات تیراندازی ریشه گرفته

396
00:30:16,440 --> 00:30:20,240
پرتاب‌کننده نباید زیاده‌روی کنه و نه کوتاهی

397
00:30:20,480 --> 00:30:23,750
باید دقیقا راه میانه رو بره بی‌طرف و بدون تعصب که این اساس طریقته

398
00:30:23,750 --> 00:30:28,040
پرورش ذهن و شخصیت دلیل اینه که این بازی تو دا یه رواج داره

399
00:30:28,480 --> 00:30:30,740
چطور ممکنه دلیلش هیجان کشتن باشه؟

400
00:30:37,830 --> 00:30:39,290
زیباروی منو ترسوندی

401
00:30:39,680 --> 00:30:41,610
این رفتار مناسب یه مهمان نیست

402
00:30:43,550 --> 00:30:44,480
عذر میخوام

403
00:30:44,960 --> 00:30:49,830
اما تو مسابقه‌ تیراندازی روی اسب که به‌زودی برگزار میشه ما واقعا دنبال هیجان کشتن هستیم

404
00:30:50,440 --> 00:30:53,170
ارباب جوان شیائو، اصلا خودتو نگیر

405
00:30:53,720 --> 00:30:54,270
نمیگیرم

406
00:30:56,690 --> 00:30:58,870
[عمارت شاهزاده جینگ‌ان]

407
00:31:03,830 --> 00:31:05,920
شیائو وویی، تیراندازیت خیلی باحال بود

408
00:31:06,110 --> 00:31:07,680
چطوری جهت اون تیر رو فهمیدی؟

409
00:31:07,680 --> 00:31:09,070
حتی نمی‌تونم توصیفش کنم

410
00:31:09,070 --> 00:31:10,130
پیدا کردن مکان با صدا

411
00:31:10,590 --> 00:31:14,470
این‌طوری حتی اگه واقعا نتونی ببینی باز هم روی فرماندهیت تو جنگ تأثیری نمیذاره

412
00:31:20,590 --> 00:31:21,520
مراقب قدم‌هات باش

413
00:31:34,680 --> 00:31:35,350
شیائو وویی

414
00:31:35,960 --> 00:31:38,290
شاید فکر کنی من هنوز دوستت نیستم

415
00:31:39,480 --> 00:31:41,140
اما میخوام یه راز رو بهت بگم

416
00:31:43,000 --> 00:31:48,570
من دختر واقعی شاهدخت نیستم بلکه یه یتیمی هستم که به فرزندگی گرفته

417
00:31:50,720 --> 00:31:54,080
پدر و مادرم هر دو فکر می‌کردن من هیچ خاطره‌ای از دوران کودکیم ندارم

418
00:31:54,920 --> 00:32:01,240
اما من چهره‌ اون مرد چین شمالی رو که پدر و مادر واقعیم رو کشت، به‌خوبی یادمه

419
00:32:01,240 --> 00:32:06,920
ریش‌های پرپشت داشت موهاش بافته شده بود ابروهای بلندش تا شقیقه‌هاش میرسید و روی گونش یه خال داشت

420
00:32:07,270 --> 00:32:13,350
اگه دلسوزی‌های مادرم نبود منم مثل اون برده‌های کوچولویی که پادشاه عقاب گفت تا حد مرگ مورد شکنجه قرار میگرفتم

421
00:32:15,030 --> 00:32:15,830
شیائو وویی

422
00:32:17,570 --> 00:32:21,030
اگه یه بار بتونی پادشاه عقاب رو شکست بدی می‌تونی برای بار دوم هم شکستش بدی

423
00:32:22,770 --> 00:32:28,720
تو این مسابقه بی‌فو باید ببره به خاطر تمام یتیم‌های دنیا

424
00:32:32,550 --> 00:32:33,830
و تو هم باید سالم بمونی

425
00:32:35,030 --> 00:32:40,140
آدمی مثل تو به دنیا اومده تا تو میدون جنگ باشه و باعث بشه همه ازت بترسن

426
00:32:44,270 --> 00:32:46,160
باشه بهت قول میدم

427
00:32:47,830 --> 00:32:48,760
دوستم جیایو

428
00:32:52,640 --> 00:32:53,750
 می‌تونی منو ببینی

429
00:32:54,440 --> 00:32:56,100
چرا زودتر نگفتی؟

430
00:32:57,480 --> 00:32:59,080
از کی تا حالا همه چیز رو می‌بینی؟

431
00:33:01,680 --> 00:33:02,400
بانوی من

432
00:33:04,790 --> 00:33:05,650
وارث

433
00:33:05,750 --> 00:33:07,310
شاهزاده چی بیرون منتظر شماست

434
00:33:07,310 --> 00:33:08,370
میخواد شما رو ببینه

435
00:33:09,110 --> 00:33:09,590
باشه

436
00:33:14,680 --> 00:33:15,540
وارث

437
00:33:16,310 --> 00:33:18,240
پادشاه عقاب خیلی زود خبردار شد

438
00:33:19,750 --> 00:33:23,320
جاسوس‌های مخفی چین شمالی جرات کردن وارد عمارت شاهزاده جینگ‌ ان نفوذ کنن

439
00:33:23,320 --> 00:33:25,040
وقتش شده بهشون هشدار بدم

440
00:33:26,310 --> 00:33:26,830
بله

441
00:33:30,160 --> 00:33:30,680
آ مائو

442
00:33:31,030 --> 00:33:31,590
یائو یائو

443
00:33:33,030 --> 00:33:34,270
دقیقا چه اتفاقی برای وویی افتاده؟

444
00:33:34,270 --> 00:33:35,530
خودت حدس زدی مگه نه؟

445
00:33:35,750 --> 00:33:37,550
از اسب افتاد و کور شد

446
00:33:37,550 --> 00:33:38,410
می‌تونه دوباره خوب بشه؟

447
00:33:38,680 --> 00:33:40,480
روی مسابقه تأثیری نداره؟

448
00:33:40,680 --> 00:33:41,480
نگران نباش

449
00:33:41,920 --> 00:33:42,820
آسیبش جزئی بود

450
00:33:42,820 --> 00:33:44,020
الان دیگه حالش خوب شده

451
00:33:44,350 --> 00:33:45,200
خوبه

452
00:33:46,000 --> 00:33:49,400
اگه اون تاکتیک‌ها رو فرماندهی نمی‌کرد حتی شجاع‌ترین جنگجوها هم فقط یه مشت سرباز سرگردون می‌شدن

453
00:33:49,400 --> 00:33:50,730
اون نباید هیچ اشتباهی بکنه

454
00:33:52,400 --> 00:33:55,380
اما امروز چرا پادشاه عقاب این‌قدر یهویی اومد؟

455
00:33:55,380 --> 00:33:58,952
اون زود اومد قصر با برنامه‌ریزی اومده بود و منو مجبور کرد که با هم بیایم اینجا و سراغ بیماری وویی رو بگیریم

456
00:34:00,020 --> 00:34:02,030
هدفش این بود که یه نمایش درست‌وحسابی به اجرا بذاره

457
00:34:02,030 --> 00:34:02,960
حق با وویی بود

458
00:34:03,240 --> 00:34:06,480
اون فقط میخواد هر کاری بکنه تا مذاکرات صلح رو نابود کنه

459
00:34:06,480 --> 00:34:11,820
خوشبختانه امروز تونستیم باهاش مقابله کنیم و نذاریم بفهمه که ارتش بی‌فو چنین نقطه ضعف بزرگی داره

460
00:34:18,550 --> 00:34:19,230
یائویائو

461
00:34:20,840 --> 00:34:24,219
دیگه از وویی متنفر نیستی؟

462
00:34:25,000 --> 00:34:32,400
اون بیشتر اوقات خیلی رو اعصابه و برای رسیدن به هدفاش از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنه اما یه چیز هست که توش بی‌نقص عمل می‌کنه

463
00:34:32,400 --> 00:34:32,920
چی؟

464
00:34:33,510 --> 00:34:35,000
اینکه اون ستون تکیه‌گاه دا یه ست

465
00:34:36,030 --> 00:34:40,620
تا وقتی اون و ارتش بی‌فو هستن ما می‌تونیم با کمی عزت و احترام زندگی کنیم

466
00:34:42,150 --> 00:34:45,480
من برای اون احترام قائلم و هر وقت لازم باشه ازش محافظت می‌کنم

467
00:34:46,540 --> 00:34:49,070
آ مائو سلیقه‌ خوبی تو انتخاب دوست داری

468
00:34:53,630 --> 00:34:56,810
خوشبختانه تمام این اتفاقات وحشتناک به‌زودی تموم می‌شه

469
00:34:57,200 --> 00:34:59,850
تو دربار رو دوست نداری و منم همین‌طور

470
00:35:00,840 --> 00:35:05,240
یائویائو بعد از اینکه مذاکرات صلح تموم شد میام دنبالت و می‌برمت باشه؟

471
00:35:21,000 --> 00:35:21,760
برادر

472
00:35:23,070 --> 00:35:25,030
شنیدم وویی دیروز بعدازظهر از اسب افتاده

473
00:35:25,030 --> 00:35:25,830
وضعش وخیمه؟

474
00:35:27,070 --> 00:35:28,480
مسابقه نزدیکه

475
00:35:28,480 --> 00:35:29,320
مراقب باش

476
00:35:29,550 --> 00:35:31,610
خواهر روی شنگ قبلا اومده بود به دیدنش

477
00:35:31,790 --> 00:35:33,670
این داروی همیشگی من برای زخم‌هاست

478
00:35:33,670 --> 00:35:36,530
برای بهبودی و تسکین درد خیلی اثر بخشه

479
00:35:39,440 --> 00:35:40,630
برادر، با من بیا

480
00:35:49,360 --> 00:35:51,240
رکاب‌ها هنوز نقص دارن

481
00:35:51,280 --> 00:35:52,710
به اندازه کافی منعطف نیستن

482
00:35:52,710 --> 00:35:56,110
این نقشه اصلاح‌شده‌ایه که من کشیدم و از استاد یوان تو ارتش بی‌فو الهام گرفتم

483
00:35:56,420 --> 00:36:00,770
اگه حاضر باشی یه فرصت دیگه به من بدی میسازمش و تو می‌تونی دوباره امتحانش کنی

484
00:36:01,510 --> 00:36:02,110
بیخیال

485
00:36:02,880 --> 00:36:05,910
حتی اگه بتونم وویی نمیذاره من وارد میدون بشم

486
00:36:06,360 --> 00:36:13,540
از استاد یوان شنیدم که سال‌ها پیش شیائو وویی ازش خواسته بود یه جفت رکاب مشابه برای تو بسازه

487
00:36:13,670 --> 00:36:20,330
نمیدونم چی شد اما حداقل یه زمانی دلش میخواست تو دوباره به میدون جنگ برگردی

488
00:36:32,430 --> 00:36:33,320
مراقب باش

489
00:36:33,510 --> 00:36:34,320
ولش کن

490
00:36:34,440 --> 00:36:35,550
 یه لنگه

491
00:36:36,160 --> 00:36:37,440
خب اگه لنگ باشم چی؟

492
00:36:37,440 --> 00:36:40,120
حتی با یه دست هم می‌تونم حسابی بزنمت

493
00:36:41,440 --> 00:36:42,040
...تو

494
00:36:42,070 --> 00:36:42,720
شیائو یائو

495
00:36:45,180 --> 00:36:45,710
برادر

496
00:36:46,920 --> 00:36:48,510
دیگه وقتشه برگردیم به عمارت

497
00:36:48,510 --> 00:36:49,150
گمشو

498
00:36:59,230 --> 00:36:59,880
برادر

499
00:37:01,840 --> 00:37:04,400
واقعا می‌خوای تو این مسابقه شرکت کنی؟

500
00:37:05,070 --> 00:37:12,480
همیشه فکر می‌کردم وویی منو دست‌کم میگیره و نمیخواد تو مرز شمالی باعث پاییین کشیدنش بشم

501
00:37:12,480 --> 00:37:17,210
اما معلوم شد که مادر بود که نمیخواست من به میدون جنگ برگردم

502
00:37:17,590 --> 00:37:25,290
یوان‌جی من فقط میخوام به تو، به مادر و به بقیه ثابت کنم که آدم بی‌مصرفی نیستم

503
00:37:39,630 --> 00:37:44,710
منو از مرز شمالی برگردوندی که به اون دختر درس بدم؟

504
00:37:46,320 --> 00:37:48,630
خب، اون استعدادش رو داره

505
00:37:49,480 --> 00:37:51,360
اما این کار چه سودی برای من داره؟

506
00:37:51,550 --> 00:37:55,560
شراب قوی، شراب برنج، شراب تخمیری یا سبز برگ بامبو کدومشون رو میخوای؟

507
00:37:56,030 --> 00:37:57,190
نمیخوام انتخاب کنم

508
00:37:57,190 --> 00:37:58,050
همه‌شون رو میخوام

509
00:37:58,550 --> 00:38:00,000
کوره آهنگری سانگ‌فنگ رو هم میخوام

510
00:38:00,000 --> 00:38:00,730
غیرممکنه

511
00:38:01,630 --> 00:38:04,760
شیائو وویی من سال‌هاست دارم برای تو سلاح می‌سازم

512
00:38:04,760 --> 00:38:07,190
نمی‌تونم اسلحه‌خونه‌ خودم رو داشته باشم؟

513
00:38:08,670 --> 00:38:11,130
در مورد اون زن خیلی پنهان‌کاری می‌کنی

514
00:38:11,550 --> 00:38:13,280
نمی‌دونم دنبال چی هستی

515
00:38:13,320 --> 00:38:13,880
اون؟

516
00:38:15,510 --> 00:38:21,120
اون استعداد و قدرتی برای تغییر دنیا رو داره اما خودش اینو نمی‌دونه

517
00:38:21,550 --> 00:38:23,150
فقط نمیخوام یه مروارید زیر خاک و غبار بمونه

518
00:38:23,150 --> 00:38:29,440
شاید رویای اون فقط این باشه که همسر کسی بشه و مادر یه بچه

519
00:38:29,800 --> 00:38:31,860
 ازت نخواستم همین الان بری سراغش

520
00:38:32,430 --> 00:38:33,360
منظورت چیه؟

521
00:38:34,030 --> 00:38:35,760
داری منو به عنوان جایگزین نگه می‌داری؟

522
00:38:37,260 --> 00:38:39,120
خب اگه اون کسی دیگه رو دوست داشته باشه چی؟

523
00:38:39,440 --> 00:38:40,800
فقط به زور برگردونش

524
00:38:40,800 --> 00:38:42,200
فکر کردی جنگه؟

525
00:38:42,510 --> 00:38:44,800
از اونجایی که اون منو به چشم یه دوست می‌بینه من هم دوستش می‌مونم

526
00:38:44,800 --> 00:38:45,710
همین و بس

527
00:38:47,440 --> 00:38:56,340
امیدوارم اگه اون روز واقعا برسه و اون انتخاب‌های مختلفی داشته باشه خودش تصمیم بگیره چون تصمیم‌گیری یعنی آزادی

528
00:38:56,960 --> 00:38:57,880
پس تو چی؟

529
00:38:59,110 --> 00:39:02,040
من کسی هستم که هیچ کنترلی روی سرنوشت خودش نداره

530
00:39:02,310 --> 00:39:04,170
 هیچ‌وقت یکی از انتخاب‌های اون نیستم

531
00:39:04,880 --> 00:39:07,630
لزوما این‌طور نیست

532
00:39:08,500 --> 00:39:09,630
بذار حساب کنم

533
00:39:10,320 --> 00:39:13,880
سرنوشتش اینه که سه بار ازدواج کنه و شوهرش تو جوانی بمیره

534
00:39:14,760 --> 00:39:15,360
 نه

535
00:39:16,480 --> 00:39:19,540
نکنه تو همون شوهر اولش باشی؟

536
00:39:21,840 --> 00:39:23,440
واقعا باور کردی؟

537
00:39:24,130 --> 00:39:25,490
خب، شیائو وویی

538
00:39:25,550 --> 00:39:29,440
اون زمان تو دشت جیوجانگ بهت گفتم که جونت در خطره اما باور نکردی

539
00:39:29,440 --> 00:39:31,320
حالا این اراجیف رو باور می‌کنی؟

540
00:39:31,320 --> 00:39:33,320
معلومه که من به سرنوشت اعتقاد ندارم

541
00:39:33,710 --> 00:39:37,860
اما اگه حرف‌ها دلنشین باشن بد نیست بهشون گوش بدم

542
00:39:38,920 --> 00:39:41,000
مرگ قبل از سی سالگی

543
00:39:41,190 --> 00:39:42,230
کجاش خوبه؟

544
00:39:42,480 --> 00:39:43,540
چرا نباشه؟

545
00:39:43,800 --> 00:39:45,920
حداقل این‌طور می‌دونم که فردا یا سال دیگه نمی‌میرم

546
00:39:46,190 --> 00:39:47,320
چه طور خوب نیست؟

547
00:39:47,590 --> 00:39:48,070
خیلی ‌خب

548
00:39:48,630 --> 00:39:49,430
 دیوونه‌ای

549
00:39:50,320 --> 00:39:52,440
خب، بذار پیوند ازدواجت رو بررسی کنم

550
00:39:52,440 --> 00:39:53,110
بذار ببینمش

551
00:39:53,840 --> 00:39:54,400
نیازی نیست

552
00:39:55,110 --> 00:39:56,170
بیا دیگه، بذار ببینم

553
00:39:57,480 --> 00:39:58,480
بزدل نباش

554
00:40:01,150 --> 00:40:02,760
فقط بذار ببینمش

555
00:40:03,620 --> 00:40:04,540
واقعا که

556
00:40:15,110 --> 00:40:17,110
داره بارون میباره چرم‌هام

557
00:40:18,360 --> 00:40:19,920
بانوی من، برگردین

558
00:40:19,960 --> 00:40:21,070
من ردیفش می‌کنم

559
00:40:21,264 --> 00:40:22,290
 سرما میخورین

560
00:40:24,150 --> 00:40:25,350
اون‌قدرها هم ظریف و حساس نیستم

561
00:40:25,480 --> 00:40:26,680
این‌طوری خیلی کیف میده نه؟

562
00:40:27,280 --> 00:40:28,030
زود باش

563
00:40:28,228 --> 00:40:31,100
نباید حتی یه تیکه رو جا بذاریم وگرنه برادر به موقع نمیرسه

564
00:40:31,280 --> 00:40:32,840
اما وارث هنوز موافقت نکرده

565
00:40:32,840 --> 00:40:33,480
عیبی نداره

566
00:40:33,630 --> 00:40:36,760
شیائو وویی هرچند از بیرون سرسخته اما ته دلش مهربونه

567
00:40:36,840 --> 00:40:38,280
اول کمک کن اینا رو برگردونیم

568
00:40:38,280 --> 00:40:38,840
باشه

569
00:41:21,819 --> 00:43:53,986
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم : SaNo
= قسمت نهم =

